گروه سیاسی، اکبر منتجبی: تجمع دانشجویان و بسیجیان مقابل سفارت انگلیس به خشونت کشیده شد و برخی از آنان به علت درگیری با نیروهای انتظامی مستقر در محل و پرتاب گازهای اشکآور، مسموم و بیهوش شدند.
روز گذشته بنابر آنچه که قبلاً اعلام شده بود، برخی از دانشجویان و نیروهای بسیجی اعلام کردند که در قبال رفتار کشور انگلیس در پرونده هستهای ایران، تجمعی را مقابل این سفارت برگزار میکنند. پیرو این خبر، طلاب بسیجی مدرسه علمیه معصومیه قم نیز با انتشار بیانیهای خواستار تجدید نظر در روابط ایران و انگلیس شدند و خروج مامل ایران از NPT را طلب کردند. این البته تنها مواضع طلاب بسیجی نبود. دانشجویان و بسیجیان معترضی که دیروز مقابل سفارت انگلیس جمع شدند نیز در شعارها و قطعنامه خود خواستار بازنگری در روابط دو کشور ایران و انگلیس شدند و تأکید کردند که سفارت این کشور باید در تهران تعطیل و سفیر آن از کشور اخراج شود.
زمزمههای مخالفت با انگلیس و مقامات سفارت این کشور در تهران از چند روز پیش و به خصوص پس از تصویب قطعنامه علیه ایران آغاز شد و رفته رفته موضعگیری علیه انگلستان به نمایندگان مجلس هفتم نیز کشیده شد تا آن که اطلاعیهای منتشر و اعلام شد که بسیجیان و دانشجویان مقابل سفارتخانه انگلیس تجمع میکنند تا اعتراض خود را نسبت به این کشور اعلام کنند. تجمع ساعت 2 بعدازظهر آغاز شد و دانشجویان و بسیجیان در چهارراه استانبول تجمع کردند. ابتدا افراد شرکتکننده چندان پرشمار نبودند ولی به مرور و پس از ساعتی، جمعیت فزونی یافت.
ضمن آن که ترافیک خیابان پرتردد فردوسی نیز به مدد آمد و جمعیت دو چندان شد. دانشجویان و بسیجیان معترض البته خیابان را مسدود کرده بودند و مانع تردد خودروها در این خیابان بودند. استقرار نیروهای انتظامی، امنیتی نیز از قبل از شروع تجمع چشمگیر بود و آرایش نظامی آنان بیانگر آن بود که آنها آمدهاند تا مانع اقدام رادیکالی دانشجویان شوند. اما نتیجه چندان رضایتبخش نبود و آنگونه که تصور میشد تجمع به مانند دفعات پیشین بی سروصدا ختم شود، صورت نگرفت.
زیرا افراد شرکتکننده بیان میکردند که درصدد انقلاب سوم هستند و حادثه تسخیر لانه جاسوسی در 13 آبان باید تکرار شود. خبرگزاری مهر به نقل از چند تن از دانشجویان آورده است که آنان بیان کردهاند: «امروز میخواهیم با انگلیس تسویه حساب کنیم»، «13 آبان تکرار باید گردد».
تسویه حساب با انگلیس در ابتدا با پرتاب سنگ و گوجهفرنگی به سمت سفارت از سوی تجمعکنندگان آغاز شد و بلافاصله با آتش زدن پرچم انگلیس و آمریکا رنگ جدیتری به خود گرفت. همزمان محمد محمود حیدری نماینده بسیج دانشجویی نیز که در این تجمع حضور داشت سخن گفت و اعلام کرد که «آمریکا و انگلیس بدانند که در صورت ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت نه تنها منافع آنان در خاورمیانه به خطر میافتد، بلکه خاک این دو کشور از گزند بسیجیان ما مصون نیست.»
با این سخنان آرایش یگان ضد شورش رنگ دیگری به خود گرفت. آنان با توجه به تجربه دریافته بودند که آتش در زیر این خاکستر نهفته است که احتمال زبانه کشیدن آن هست. دانشجویان و بسیجیان مرتباً اعتراض میکردند و رفتار انگلستان را در طول این سالها علیه ایران برمیشمردند. از ماجرای انفجارهای خوزستان در آستانه انتخابات سخن میگفتند و بر مجروح کردن مردم عراق توسط سربازان آمریکایی و انگلیس تأکید میکردند.
به همین دلیل نیز نهیبوار به مسئولان دولت اعلام میکردند: «سادهلوحانه است اگر بیندیشیم ادامه روابط با انگلس به نفع کشور است و ما از این روابط سود میبریم. از مسئولان سیاست خارجی کشور میخواهیم ضمن تعطیلی لانه جاسوسی انگلیس و فراخواندن سفیر کشورمان از لندن به این روابط سراسر ضرر خاتمه دهند تا درس خوبی به این کشور جنایتکار داده باشند.»
دانشجویان و بسیجیان پلاکاردهای خود را بالا بردند تا با اعلام «جنگ جنگ تا رفع فتنه در علام» اعلام شهادت کرده باشند و تاکید بدارند که «انرژی هستهای حق مسلم ما است». «غنیسازی نطنز آغاز باید گردد». در میان این پلاکاردها، تصاویری نیز از تجمع دانشجویان خط امام در 13 آبان 58 به نمایش گذاشته شد. این تصاویر باعث آن شد که عدهای به فکر انقلاب سوم و تسخیر سفارت انگلیس بیفتند. پس به سمت این سفارتخانه حرکت کردند. نیروی انتظامی هشدار داد که دست از این اقدام بردارند. اما توصیه نیروی انتظامی افاقه نکرد. چرا که پرتاب سنگ با مواد آتشزا به سمت سفارت آغاز شد و شیشههای سفارت مورد اصابت قرار گرفت و شکسته شد.
در این هنگام تجمع به اوج خود نزدیک شد. جمعیت، چه تجمعکنندگان و چه آنهایی که نظارهگر بودند، افزایش یافت و تردد خودروها با ترافیک ایجاد شده به یک کلاف سردرگم تبدیل شد. سرنشینان خودروها بوق میزدند، معترضان شعار میدادند و سنگ پرتاب میکردند و فرمانده ماموران انتظامی در بلندگوی خود میدمد و اخطار میداد که معترضان نکات امنیتی را مورد توجه قرار دهند. اما غائله تازه به پا شده بود. هیچ کس صدای آن دیگری را نمیشنید و آتش زبانه میکشید. ناگهان وضعیت تغییر میکند. مسئولان تجمع خواستار پایان دادن به تجمع میشوند. نیروی انتظامی نیز با بلندگوی خود این خواسته را به معترضان بیان میکند اما دانشجویان همچنان برای پیش روی به سمت سفارت و شکستن شیشهها اصرار دارند.
نیروی انتظامی چارهای جز متفرق کردن آنان ندارد. پس هشدار میدهد. صدای فرمانده در هوا گم میشود. چرا که معترضان فریاد میزنند «مرگ بر انگلیس»، «سفیر انگلستان اخراج باید گردد» و به سفارت نزدیکتر میشوند. باز هشدار داده میشود که «متفرق شوید» صدا به گوش نمیرسد یا کسی نمیخواهد توجه کند. یکی بلندگو به دست میگیرد و میگوید «سفارت انگلیس از دو روز پیش تاکنون در آمادهباش به سر میبرد و هماکنون نیز دوربینهای سفارت در حال پخش تصاویر این تجمع در داخل سفارت و لندن هستند.» خشم مستولی میشود و هجوم به سمت سفارت آغاز میشود. نزاع شروع میشود و درگیری مامورین و بسیجیان و دانشجویان اوج میگیرد.
گاز اشکآور شلیک میشود و برخی نیز سر و بدن خود را که مورد اصابت باتوم مامورین قرار گرفته، میگیرند. «برخی بر اثر استنشاق گاز اشکآور و با اصابت باتوم بیهوش و مصدوم میشوند» ولی مصدومان اصرار دارند که «به سفارت انگلیس بروند و پرچم این کشور را هر چه سریعتر پایین بکشند.» نیروهای یگان ویژه که ماسکهای ضد گاز بر صورت دارند وارد عمل میشوند. درگیری شدت میگیرد. شبکههای خارجی دوربینهای خود را اینجا و آنجا در چهارراه استانبول و اطراف سفارت مستقر میکنند و لحظه لحظه این درگیری را با عکس و فیلم خود ثبت میکنند. دانشجویان فریاد میزدنند «نیروی انتظامی خجالت خجالت».
خبرگزاری ایلنا از «یکی از دانشجویان که بر اثر شدت جراحات وارد شده دچار خونریزی شدید شده بود». گزارش میدهد که «با سردادن شعارهایی در حمایت از موضع مردم و نظام جمهوری اسلامی در پرونده هستهای، با آمبولانس به درمانگاه انتقال مییابد.» نیروی انتظامی به وسیله بلندگوهای ماشینهای یگانهای ویژه مرتباًً به تجمعگنندگان هشدار و تذکر میدهد که در راستای منافع ملی این تجمع را پایان دهند. اما در پاسخ به آن خواسته، تنها صدای شکستن شیشههای سفارت و فریاد خشمگینانه تجمعکنندگان بلند میشد.
این وضعیت باعث آن گردید که سردار طلایی فرمانده خوشنام ناحیه نیروی انتظامی تهران بزرگ جهت کنترل اوضاع، خود را به محل حادثه برساند. دانشجویان و بسیجیان با دیدن او به دورش حلقه میرنند و از رفتار مامورین گله میکنند. او نیز میگوید: «خدا کسی را که پلیس اجتماعی را در مقابل دانشجویان قرار میدهد لعنت کند.» طلایی از برخوردهای به وجود آمده، عذرخواهی میکند و از تجمعکنندگان میخواهد که ضمن تخلیه خیابان فردوسی راه عبور مرور شهروندان را قطع ننمایند.
بلافاصله تجمعکنندگان به سوی میدان فردوسی هدایت میشوند و در حالی که شعار میدهند «دانشجو بیدار است از آمریکا بیزار است»، «نیروی انتظامی حمایت از انگلیس وظیفه شما نیست» آرام آرام محل تجمع را ترک میکنند. هوا رو به تاریکی میرود. خودروها حرکت را از سر میگیرند و صداها فروکش میکند.
سوابق روابط دو کشور
تجمع مقابل سفارت انگلیس در تهران سابقه بسیاری دارد. در چند سال گذشته گاه از سوی معترضین به طرف ساختمان این سفارت شلیک شده و گاه در اعتراضی نرم، چند رکعت نماز به جا آوردهاند. مناسبات بین ایران و انگلیس اولین بار نیست که دستخوش تغییرات میشود. پس از انقلاب و تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام، روابط ایران و انگلیس نیز به سردی گرایید. انگلیس در سال 59 روابط خود را با تهران به خواست آمیکا قطع کرد. ضمن آنکه ایران نیز به علت پیشینه این کشور برخوردی خصمانه با آن کشور داشت. به هر حال پس از بسته شدن این سفارتخانه، سفارت سوئد حافظ منافع انگلیس در ایران شد.
این قطع رابطه تا سال 1367 یعنی زمان پایان جنگ بین ایران و عراق ادامه داشت. در این دروه پس از مراودات و مذاکرات صورت گرفته، روابط مجدداً به صورت مختصر و تا حد کاردار از سرگرفته شد اما پس از چند ماهی به علت انتشار کتاب آیات شیطانی توسط سلمان رشدی و حمایت دولت انگلستان از نویسنده این کتاب، این روابط دچار رکود شد و دوباره به سردی گرایید. در سال 1369 به بهانه حمله عراق به کشور کویت، مذاکرات دو کشور از سرگرفته شد و روابط دوباره به صورت محدود برقرار شد. انگلیس ضمن آنکه درصدد بود از نقش ایران و اطلاعات این کشور در خصوص جنگ عراق و کویت بهره ببرد، مسئله افرادی را که حزبالله لبنان از این کشور به گروگان گرفته بودند، در نظر داشت. به هر صورت این روابط تا پس از دوم خرداد 76 ادامه داشت.
پس از اعلام سیاست تنشزدایی از سوی خاتمی، وزیران خارجه ایران و انگلیس در سال 1377، در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل توافق کردند تا روابط خود را ارتقا دهند. در نتیجه «نیک براون» به عنوان سفیر انگلیس به ایران آمد و پس از پایان دوره او نیز انگلیس «دیوید ردوی» را معرفی کردکه دولت ایران به علت صبغه یهودی بودن وی و همچنین اظهار نگرانی از نزدیکی او با اسرائیل، از پذیرش وی خودداری کرد و نهایتاً ریچارد دالتون بعد از مدتی در سفارتخانه انگلیس در تهران سکنی گزید. از سوی ایران نیز مرتضی سرمدی به سفارت ایران در انگلیس رفت و پس از پایان ماموریت او، محمدحسین عادلی جایگزینش شد.
اما با این حال هرگاه انگلیس در بزنگاههای سیاسی، علیه ایران موضعگیری میکرد و یا اتفاقی در عتبات عالیت در کشور عراق رخ میداد، برخی در اعتراض به آن رفتارها مقابل انگلیس تجمع میکردند و خواستار خروج سفیر این کشور از تهران میشدند. هر بار نیز سخنگوی وزارت خارجه ایران، این افراد را نیروهای مسقل که هیج نوع وابستگی به نظام و دولت ندارند معرفی میکرد و رفتار آنان را تائید نمیکرد. ولی این اتفاقات کم و بیش رخ میداد و همچنان ادامه دارد. گرچه هیچگاه دولت ایران سطح روابط خود را بنابر خواست معترضان تقلیل نداد و مناسبات اقتصادی ـ سیاسی خود ر ا حفظ کرد.