رئیسجمهور، در آخرین سخنانش در جمعهای دانشجویان، احزاب، تکیهاش بر تاریخ پرفراز و نشیب 27 سال گذشته انقلاب اسلامی است. به زعم او، این سابقه به اندازه کافی افتخارآمیز هست که بتوان آینده را بر آن بنا نهاد. احمدینژاد میگوید باید دوباره به متن انقلاب رفت و ارزشها را دوباره از آنجا کاوید. این رویکرد، با آنچه بعضا از سوی برخی سیاستمداران 8 سال گذشته مطرح شده، تفاوتهای بنیادین دارد. طی سالهای پیش، بارها با مواضع تجدیدنظر طلبانی (رویزیونیستها) روبهرو بودهایم که تاریخ انقلاب را زیر سوال بردهاند. دفاع مقدس، اشغال لانه جاسوسی، مبارزه با زیادهخواهی غرب، افزایش توانمندی هستهای و... از محورهایی است که به طور جدی در جرگه جناح دوم خرداد مورد چالش قرار گرفت. و گاه از بعضی حرفها، بوی ندامت از گذشته و زیر سوال رفتن دیرینههای درخشان، استشمام میشد. عدالت اجتماعی نیز یکی از مقولههایی بود که گاه در تئوری و نظر و گاه در عمل، مورد تردید قرار گرفت. پذیرش نسخههای اقتصادی موسسات بینالمللی بر مبنای برگزاری جلسه تودیع با باورهای دینی و انقلابی و معارفه اقتصاد و سرمایه محور بود.
احمدینژاد اما با شجاعت و جسارت، دوباره صفحاتی از تاریخ ارزشهای انقلاب را بازخوانی کرد.
مخالفان جدی
طبیعتا آنچه احمدینژاد به دنبال آن است، تغییر ساختارهای پیشین است و محافظهکاران واقعی (یعنی کسانی که نمیخواهند، روند چندین سال گذشته دستخوش تحول شود) در برابر آن میایستند. در یک نگاه مثبت، این مقاومت، به علت منفعتطلبیهای شخصی نیست. بلکه در قالبهای نظری و اعتقادی گنجانده شده است. گروهی نیز (مانند تشکلهای ملیگرا) از آنجا که اساسا دین را مقولهای کاملا فردی میدانند و با اجرای احکام حکومتی اسلام مشکل دارند با گروه اول همداستان میشوند.
بخش سوم مخالفان را افرادی تشکیل میدهند که نگرانند موفقیتهای احتمالی دولت جدید، عملکرد پیشینیان را زیر سوال ببرد. این نگرانی آنگاه شدت مییابد که توفیقات دولت کنونی آنقدر گسترش یابد که فضا برای بازگشت آنها به قدرت از دست برود. بخش چهارم مخالفان، کسانی هستند که تعارض و تضاد فکری با دولت ندارند. این افراد در زمره جناح اصولگرا به شمار میآیند، اما سلیقههایی متفاوت با عناصر قوه مجریه دارند. این گروه را شاید بتوان نقادان درون جناحی (و نه مخالفان) نامید. اصولگرایان باید بپذیرند که این گونه منتقدان، آنها را از راکد ماندن و پوسیدن نجات میدهد. در مقابل اعتراضات، باید به گونهای سر و سامان یابد که مبتنی بر نقد علمی و بر پایه واقعیتها و نه اوهام باشد.
2شیوه تخریب
یک سایت اینترنتی مطلب طنزی را منتشر کرد که طی آن، زریبافان دبیر هیئت دولت، تعابیری اغراقگونه و غلوآمیز درباره رئیسجمهور به کار برده بود. در این مطلب طنزگونه، زریبافان، با لحنی عاری از ادب منتقدان دولت را به باد انتقاد گرفته بود.
یکی دو روزنامه وابسته به اصلاحطلبان، این مطلب را به طور کامل انتشار دادند و آن را یک اظهارنظر کاملا جدی معرفی کردند. اصول حرفهای رسانهای! اقتضا میکند چند خبرگزاری و روزنامه، حول آن قلمفرسایی کنند و یا نظرات شخصیتهای هر دو جناح را بخواهند. انتقادهای تندی به دبیر هیأت دولت وارد شد و دست آخر هم معلوم گردید قصه از بیخ و بن دروغ بوده است.
نمونه دیگر، انتشار دروغ میثاق وزیران با امام زمان(عج) بود. برخی سایتهای اینترنتی در ادعایی خندهآور نوشتند که وزیران چنین میثاق نامهای رابه وزیر ارشاد سپردهاند تا آنرا به مسجد جمکران ببرد. حتما برای این که این شایعه سراپا دروغ جا بیفتد، آنرا با خبر دیگری که حکایت از تأمین اعتبار برای بازسازی مسجد جمکران داشت تلفیق کردند.
افرادی که به این دروغ بافی دست زدند، در پی آن بودند که دولت را به تحجر و قشریگری متهم کنند. (گو این که در جریان انتخابات نیز چنین کردند) بعضی از عناصر وابسته به جناح اصولگرایان نیز قبل از آن که خود را برای کشف واقعیت به زحمت بیندازند، آتشبیار معرکه شدند.
گرچه عکسالعمل دیرهنگام دولت در هر دو مورد برای اطلاعرسانی صحیح و به موقع، قابل انتقاد است اما نباید از نظر دور دانشت که فرآیند انتشار دو شایعه بالا بسیار هوشمندانه اجرا شد و اثر خودرا بر بخشهایی از جامعه گذاشت.
بالابردن انتظارات
همان گونه که پیشتر اشاره شد، انتظارات بخشهایی از جامعه از دولت جدید، منطقی است اما برخی رسانهها زمان پاسخگویی به مطالبات را از آنچه معمولا در سیکل اداری قابل اجراست، جلو میکشند. رهبر فرزانه انقلاب در خطبههای اخیر نماز جمعه تهران، در توضیحی کوتاه، به این نکته اشاره کردند و ضمنا خودرا پیشقراول مطالبه کنندگان دانستند.
دولت در آغاز راه، با مشکلات جدی روبهروست که چون برخی از آنها جز با ساختارشکنی حل نمیشود، زمانبر است. با این حال، دولت به خوبی میداند که وعدههای طولانی مدت، از نظر مردم یعنی تعلیق به محال، مبارزه جدی دولت با افزایش قیمت چند کالای پرمصرف در روزهای اخیر نشان داد که نسبت به شعارهایش عقب ننشسته و مانند گذشته توجیهات داخلی و بینالمللی را برای بالا رفتن قیمتها نمیپذیرد.
از سویی، دولت باید بداند بالا بردن انتظارات و جلو کشیدن زمان پاسخگویی به مردم را نمیتوان از رسانهها گرفت. آنها به دنبال جذابیت حرفهای کارشان هستند. اما دولت میتواند از همین رسانهها برای سخن گفتن با مردم استفاده کند و مشکلات فراروی را باز گوید. تجربه نشان داد که مردم، بیش از حد انتظار مسئولان، با انصافند و همین انصاف، فرصت لازم را برای مدیران باز تولید میکند.