تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۷  ، 
کد خبر : ۱۹۳۵۰۸

ایده‌هایی دربارۀ استراتژی پیشنهادی تقریب


آیت‌الله محمدعلی تسخیری (دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی)
الگویی اسلامی
چنانچه خواسته باشیم از میان متون و احکام اسلامی، الگویی برای سرمشق گرفتن استخراج کنیم، می‌توانیم به عنوان مثال به جنبه‌های اقتصادی جامعۀ اسلامی اشاره کنیم. رسالتی که این متون بر دوش پیامبران و رهبران و سردمداران قرار می‌دهد، برقراری جامعۀ عادلانه یا گسترش عدالت اجتماعی است.
«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم‌الکتاب و المیزان لیقوم‌الناس بالقسط»
(سوره الحدید - 25)

ما پیامبرانمان را با برهان‌های روشن فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو فرو فرستادیم تا مردم به دادگری برخیزند.
بنابراین برقراری عدالت اجتماعی یکی از هدفهای پیامبران است. در همین راستا می‌توان نتیجه گرفت که هدفهای رسمی [از فرستادن پیامبران] در دو مورد اساسی نمود پیدا می‌کند که عبارتند از: تحقق همیاری و تضمین نوعی تعادل میان سطح زندگی افراد و در پرتو چنین هدفهایی، می‌توان چشم‌انداز مورد نظر را چنین ترسیم کرد:«رسیدن به جامعه‌ای که با تمام توان خود در راه رشد تولید تلاش کند.» و در عرصۀ توزیع نیز:
1ـ برآوردن نیازهای ضروری و طبیعی افراد.
2ـ ایجاد نوعی تعادل در سطح زندگی آنان.
چنین چشم‌اندازی، شامل تمامی ویژگی‌های لازم است؛ هم منعکس کنندۀ هدفهای رسمی است و هم تشخیص و تعیین آن آسان است، زیرا دارای ابعادی محسوس و ملموس است، در عین حال هدف جذاب و قابل تحققی به شمار می‌آید که از خاصیت انعطاف‌پذیری و نیز سادگی توضیح برای دیگران برخوردار است.
برای تحقق چنین اهدافی نیز سیاست‌های معینی از جمله موارد زیر باید به مورد اجرا گذارده شود:
1ـ فعالیت جدی برای سوق دادن تمامی امکانات به سوی کار و فراهم آوردن عرصه‌ها، ابزارها و پیش‌زمینه‌های آن و رشد توان علمی لازم برای این کار.
2ـ کوشش در راه از بین بردن هر نوع اسراف و تبذیر و ممانعت از هدر رفتن ثروتهای انسانی، حیوانی و طبیعی از جمله برخورداری از سطح زندگی فوق‌العاده مرفه.
3ـ حمایت از خانواده‌ها یا افراد آسیب‌پذیر و زیر خط فقر برای کشاندن آنان به خطوط بالاتر از راه بالا بران سطح تامین اجتماعی همگانی.
اسلام امکانات طبیعی، قانونی و شرعی لازم را نیز فراهم آورده است، براساس آن می‌توان هدفهای مرحله‌ای بلند‌مدت و کوتاه‌مدت را در نظر گرفت و برنامه‌های پنج‌ساله و سپس برنامه‌های سالانه واقع‌گرایانه‌ای را تدوین نمود.
اشاره‌ای به تلاش و تجربه‌های قبلی در تدوین استراتژی تقریب بین مذاهب اسلامی
در اینجا لازم می‌بینیم به تجربیات گذشته و تاثیری که می‌توانند بر تجربۀ فعلی ما بر جای گذارند، اشاره‌ای بنمایم:
1ـ نخستین تجربه: دارالتقریب در قاهره
به رغم ناروشنی خطوط اصلی این استراتژی، این تجربه پیشتاز، متضمن نکات بسیار ارزنده‌ای است.
در نخستین بیانیه‌ای که در اولین شمارۀ مجله «رسالۀ‌الاسلام» با امضای علامه شیخ عبدالمجید سلیم رئیس کمیتۀ «فتوا» در الازهر شریف صادر شد، سخن از پایه‌هایی که تقریب بر آنها استوار می‌گردد به میان آمده و خاطر نشان شده بود که در احکام ثابت، جای هیچ اختلاف نظری نیست و اجتهاد تنها در احکام اجتهادی پذیرفتنی است که البته به لحاظ شرعی نیز کاملا قابل قبول است.
همچنانکه از تبدیل اختلافهای طبیعی به تعصب‌های کور یا خشکی صحبت شده بود که به خونریزی و پراکندگی میان امت انجامید که پیامبر اکرم(ص) همواره نگرانش بود، و در نتیجه او[علامه شیخ عبدالمجید سلیم] خدای را سپاس می‌گوید که شاهد دوران همبستگی و همدلی میان پیروان مذاهب چهار‌گانه است و از بارگاهاش مسئلت می‌دارد که شاهد دوران همدلی تمام طوائف مسلمان نیز باشد.
اینها همه، مواردی است که علامه کاشف‌الغطا نیز در اظهارنظری نسبت به بیانیۀ پیش‌گفته، البته با اندکی تفصیل در خصوص مهمترین مسئله اختلافی یعنی امامت، با او اتفاق‌نظر داشته است.
همچنانکه علامۀ مازندرانی (از علمای ایران) نیز همین مسئله را مطرح می‌سازد و آن را موجب تفرقه و پراکندگی بشمار نمی‌آورد؛ گویی او نیز از این قانون طلایی پیروی می‌کند که :«در موارد اتفاقی همکاری می‌کنیم و نسبت به آنچه اختلاف‌نظر داریم یکدیگر را معذور می‌داریم.»
چنین است که می‌بینیم اولین بیانیۀ «جماعۀ التقریب» نیز تاکید می‌کند که قرآن و سنت شالوده‌های اساسی اسلام از نظر همه مسلمانان بوده و باب اجتهاد و بحث نیز قاعدتا باید گشوده و در نتیجه فقه شکوفا گردد ولی متأسفانه طوفانهای تعصب، امت را پراکنده و وارد مرحلۀ رکود و خمودی ساخت.
چه بسا بتوان در مادۀ دوم از اساسنامۀ «جماعۀالتقریب» برخی اهداف رسمی آن را بازیافت؛ در این ماده موارد زیر مورد اشاره قرار گرفته است:
1ـ لزوم تلاش در را وحدت کلمۀ پیشوایان مذاهب اسلامی.
2ـ گسترش اصول و مبانی اسلام به زبانهای گوناگون.
3ـ کوشش در حل نزاعها و درگیری‌ها میان ملت‌ها و طوائف مختلف اسلامی.
در سخنان این گروه [جماعۀ‌التقریب] ضمن تکرار «رسالت تقریب» به توضیح و تشریح نشانه‌ها تقریب و فاصلۀ آن با «ادغام مذاهب»، «تبشیر» و جز آن پرداخته شده است و البته روشن است که در برهۀ آغازین حرکت تقریب، نمی‌توان انتظار طرح استراتژی جامعی داشت.
2ـ «میثاق موسسان» از علامه شمس‌الدین
در مقدمۀ این میثاق پس اشاره‌ای به نخستین تجربه در قاهره و نیز تجربۀ روابطی که مرحوم استاد حسن‌البنا با علمای شیعه پی‌ریزی کرده بود، از گفتمان وحدت در عقاید و شریعت سخن به میان آمده، پس از آن تاکید می‌شود که فراخواندن به حذف دیگری، فراخوانی غیرطبیعی است و هرگز نمی‌تواند به روند وحدت، خدمت کند. علاوه بر آن اصرار دارد که باید هدف، تحقق تقریب میان تمامی مذاهب اسلامی، درست به همانگونه‌ای باشد که میان مذاهب مختلف اشعری، تحقق یافت که این خود یکی از هدفهای بزرگ و در واقع چشم‌اندازی قابل روئیت و محسوس به شمار می‌رود.
3ـ تجربۀ موسسۀ خیریۀ آیت‌الله‌العظمی خویی
مرحوم حجت‌الاسلام سید عبدالمجید خویی رئیس این موسسه دعوت به برگزاری کنفرانسی در دمشق به تاریخ 10/12/1999(23 ذی‌الحجه 1420ه-ق) یعنی روزهای پایانی قرن بیستم کرد و بر استراتژی تقریب میان مذاهب اسلامی انگشت گذارد؛ در این کنفرانس، شماری از علمای مذاهب مختلف و اندیشمندان آنها همراه با [نمایندگانی از] تعدادی مراکز و حوزه‌های علمیه در جهان اسلام و خارج از آن شرکت داشتند که با جدا کردن سخنرانی‌های افتتاحیه و خوشامد‌گویی‌ها که جملگی بر نزدیکی، تقریب و وحدت اشاره داشتند، سخنرانی‌های اصلی بر موارد زیر تاکید نمودند:
1ـ ادبیات گفتگو، 2ـ کنترل بحرانهای مذهبی، 3ـ فرهنگ تقریب، 4ـ مطالعات مقایسه‌ای، 5ـ اهمیت اجتهاد، 6ـ نقش نهادها در روند تقریب، 7ـ ملاکها و معیارهای نقد علمی، 8ـ استراتژی تقریب، 9ـ زمینه‌های اختلاف میان مسلمانان، 10ـ تفرقه میان مسلمانان، 11ـ برنامه‌های علمی برای پر کردن فاصله‌ها، 12ـ ایدۀ اسلام بدون مذاهب، 13ـ ضرورت تقریب.
4ـ تجربۀ علمی «ایسکو»
«ایسکو» سازمان علمی، آموزشی و تربیتی کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی[مهمترین سازمان اسلامی است که به تقریب بمثابۀ هدفی استراتژیک، نگریست و برای آن اهمیت ویژه‌ای قایل شد زیرا نهاد تخصصی مربوط به این جنبه به شمار می‌رود و مدیریت و به ویژه دبیرکل آن استاد دکتر تویجری که این نهاد را به افق‌های گسترده‌ای رهبری کرده است، توجه خاصی به این مسئله دارند. «ایسکو» در این زمینه، استراتژی‌های چندی را تدوین کرده که می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
استراتژی توسعه و پیشرفت تربیت اسلامی در کشورهای اسلامی- سال 1988م.
استراتژی (راهبرد) فرهنگی جهان اسلام- سال 1991م.
استراتژی توسعه علوم و فناوری در کشورهای اسلامی – سال 1997 م.
استراتژی فعالیت‌های فرهنگی در غرب- سال 2000م.
استراتژی بهره‌گیری از نخبگان مهاجر [کشورهای اسلامی] در غرب- سال.2002
استراتژی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی
مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، در چارچوب تحقق اهداف و انتظارات خود، اقدام به تهیه و تدوین «طرح جامع برنامۀ راهبردی خود» نمود و طی نشست شورایعالی بین‌المللی‌اش در تهران به تاریخ 3و4 دیماه 1381 ه.ش (برابر با 23 و 24/دسامبر 2002میلادی /18و19 شوال 1423 ه.ق) آن را به این شورا ارایه داد که پس از بحث، بررسی، مناقشه و تعدیل‌هایی که صورت گرفت، مورد تصویب واقع شد.
این طرح، شامل دو بخش است:
بخش نخست بمثابۀ مقدمه‌ای برای استراتژی شامل موضوع‌های گوناگون از جمله موارد زیر می‌گردد:
الف- تعریف‌های ضروری.
ب- خلاصه‌ای از تاریخچه شکل‌گیری مذاهب.
ج- فشرده‌ای از دلایل اختلاف فقها و دیگران.
د- نگاهی گذرا و تاریخی به برخورد رهبران مذاهب با یکدیگر.
ه- نگاهی گذرا و تاریخی به نقش حاکمان و منافع شخصی در شعله‌ور ساختن آتش درگیری بین مسلمانان و تبدیل مذهب‌گرایی به طایفه‌گری ویرانگر.
و- نقش برخی از حکام و علما در تحقق تقریب و نزدیکی بین مسلمانان.
ز- تقریب در عصر کنونی و نقش «دارالتقریب بین‌المذاهب الاسلامیه»ی قاهره.
ح- چگونگی تاسیس«مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی.»
ط- نقاط ضعف و قوت حرکت مجمع و تقریب.
ی- چشم‌اندازها و انتظارات آیندۀ حرکت تقریب.
این بخش در آینده آماده خواهد شد.
بخش دوم نیز بر خود «استراتژی» انگشت گذارده و شامل فصل‌های زیر است:
فصل نخست: مفاهیم تخصصی
1ـ تقریب:
تقریب طبق دیدگاه‌های مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی به معنای: نزدیک‌سازی پیروان مذاهب اسلامی به منظور آشنایی با یکدیگر از طریق تحقق همدلی و برادری دینی بر پایۀ اصول مشترک، ثابت و مسلم اسلامی است.
2ـ وحدت اسلامی:
وحدت اسلامی عبارت است از:«همکاری میان پیروان مذاهب اسلامی بر پایۀ اصول مشترک، ثابت و مسلم اسلامی و اتخاذ موضع یکسان به منظور تحقق اهداف و مصالح عالیۀ امت اسلامی و موضع متحد در برابر دشمنان امت ضمن احترام به تعهدات عقیدتی و عملی هر فرد مسلمان نسبت به مذهب خویش.»
3ـ مذاهب اسلامی:
منظور از مذاهب اسلامی، آن دسته از مکتبهای فقهی اسلامی معروفی است که از نظام اجتهادی منسجم و مستند به قرآن و سنت، برخوردارند. مکتب‌های فقهی به رسمین شناخته‌شده از نظر مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی عبارتند ‌از: مذهب حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی از اهل سنت و مذهب اثنی عشری، ریدی، بهره از شیعه و مذهب اباضی.
البته مکتب‌های دیگری نیز وجود دارد که یا فاقد پیرو هستند یا در شمار یکی از مذاهب پیش گفته تلقی می‌شوند. یا اینکه بالاخره، بیشتر بیانگر نظریات فردی هستند و[پیروانشان] در عمل، مقید به مذهب مشخصی نیستند.
فصل دوم: پایه‌های تقریب
حرکت تقریب مذاهب اسلامی بر پایۀ اصولی کلی استوار است که مهمترینشان به این شرح است:
1ـ قرآن مجید و سنت شریف نبوی، دو منبع اصلی و اساسی شریعت به شمار می‌روند و وجه مشترک تمامی مذاهب اسلامی نیز این دو منبع است و حجیت منابع دیگر نیز منوط به آن است که از این دو، الهام گرفته باشند.
2ـ ایمان به اصول و ارکان ذیل، مهمترین معیار انتساب به اسلام است.
الف- ایمان به وحدانیت خداوند متعال (توحید).
ب- ایمان به نبوت و خاتمیت پیامبر اکرم حضرت محمد بن عبدالله صلی‌الله‌علیه و آله و سلم و اینکه سنت آن حضرت، بیانگر یکی از دو منبع اصلی دین است.
ج- ایمان به قرآن کریم و مفاهیم و احکام آن بمثابۀ مهمتری منبع احکام دین اسلام.
د- ایمان به معاد (رستاخیز).
ه- عدم انکار ضرورتهای دین و اذعان به ارکان اسلام از جمله نماز، زکات، روزه، حج، جهاد و...
3ـ مشروعیت اجتهاد و آزادی بحث: دین مبین اسلام با مشروعیت بخشیدن به اجتهاد در چارچوب منابع اصلی اسلام، اختلاف‌های فکری را به رسمیت شناخته و به همین دلیل نیز مسلمانان باید اختلاف در اجتهاد‌ها را امری طبیعی تلقی کنند و به نظریات یکدیگر به دیدۀ احترام بنگرند.
وحدت اسلامی از ویژگی‌های قرآنی امت اسلامی و در شمار اصولی است که از اهمیت بسزایی برخوردار است و در صورت تزاحم، بر احکام دیگری که از اهمیت کمتری برخوردارند برتری دارد.
اصل برادری اسلامی پایۀ عمومی نوع برخورد مسلمانان با یکدیگر است.
فصل سوم: رسالت مجمع و انتظارات آن
رسالت مجمع جهانی تقریب، در امور زیر خلاصه می‌شود:
اعتلای سطح آشنایی، آگاهی و تعمیق تفاهم میان پیروان مذاهب اسلامی، تقویت احترام متقابل و تحکیم پیوندهای برادری اسلامی میان مسلمانان، ضمن اجتناب از تبعیض ناشی از وابستگی‌های مذهبی، قومی و ملی، به منظور تحقق امت واحد اسلامی.
انتظارات مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی:
مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی که دهها تن از علمای مذاهب اسلامی از کشورهای مختلف جهان را در صفوف خود جای داده یکی از مراکز مهمی است که به فراخوانهای «تقریبی» و «وحدتی» در جهان اسلام، شناخته شده و راهکاری سازنده میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی را هموار ساخته است؛ در این راستا، مجمع در پی تحقق هدفهای زیر طی ده سال آینده است:
1ـ کوشش در این جهت که اوضاع زندگی جامعه اسلامی را هر چه بیشتر به شرایط و اوضاع زمان پیامبر اکرم(ص) از نظر توجه به برادری دینی و از میان برداشتن جو دشمنی و تعصب فرقه‌ای میان پیروان مذاهب اسلامی، نزدیک سازد.
2ـ همبستگی عملی موجود میان برخی مذاهب اسلامی را چنان گسترش دهد که شامل تمامی مسلمانان و دیگر مذاهب اسلامی می‌گردد.
3ـ عموم مسلمانان اختلاف میان مذاهب را که برخاسته از اجتهادهای منضبط است، بپذیرند.
4ـ پیروان [مذاهب مختلف اسلامی]، رفتار ائمه و بزرگان مذهبی خود با یکدیگر را الگو قرار دهند و عمل به این شیوه، تمامی پیروان مذاهب در این زمان را نیز شامل شود.
فصل چهارم: عرصه‌های تقریب
عرصه‌های تقریب مذاهب‌ اسلامی، شامل تمامی جنبه‌های زندگی پیروان این مذاهب می‌شود و در این میان می‌توان به طور مشخص به موارد زیر اشاره کرد:
عقاید:
تمامی مذاهب اسلامی دارای دیدگاههای یکسانی در خصوص اصول اعتقادی و ارکان اسلام هستند و اختلاف در فروع نیز لطمه‌ای به اصل اسلام و برادری اسلامی نمی‌زند.
فقه و قواعد آن:
طبق دیدگاه محققان از فقهای مذاهب اسلامی، ابواب فقهی متضمن نسبت بسیار بالایی از نقاط مشترک است و اختلاف در برخی مسایل فقهی، امری طبیعی و علت آن نیز درک و برداشت فقها و اجتهادهای آنان است.
اخلاق و فرهنگ اسلامی:
مذاهب اسلامی در مورد اصول اخلاقی و فرهنگ اسلامی در سطح فرد یا جامعه هیچگونه اختلافی با یکدیگر ندارند؛ پیامبر اکردم(ص) خود الگوی اخلاقی تمامی مسلمانان است.
تاریخ:
تردیدی نیست که مسلمانان نسبت به وحدت روند تاریخی در مقاطع اصلی آن اتفاق نظر دارند و اختلاف‌های فرعی یا جزیی را نیر می‌توان در فضایی آرام مطرح کرد و در موارد بسیاری به توافق دست یافت، به هر حال نباید اجازه دهیم اختلافها، پیامدهای زیانبار خود را بر روند حرکت کنونی امت بر جای گذارد.
مواضع سیاسی امت اسلام:
تردیدی نیست که مسلمانان همگی دارای دشمن مشترکی هستند که شایسته است در صف واحد و همچون دژی استوار، در برابرش بایستند، هم از این رو که ویژگی‌ها و خصوصیت‌های اسلامی، چنین ضرورتی را حتمی می‌سازد و هم اینکه هیچ یک از مذاهب اسلامی، متضمن مطلبی در نفی یا رد چنین موضعی نیست، لذا شایسته است که رهبران، علما و اندیشمندان اسلامی، سیاست متحدانه و واحدی در برابر دشمنان در پیش گیرند.
فصل پنجم: اصول و ارزش‌ها
با عنایت به آنچه گذشت، مجمع تقریب مذاهب اسلامی در سیاستهای اصلاحی و اجرای برنامه‌های خود پای‌بند اصول و ارزش‌های زیر است:
1ـ ضرورت همکاری کامل در مواردی که مسلمانان بر آن اتفاق‌نظر دارند.
2ـ ضرورت اتخاذ موضع منسجم و متحد در رویارویی با دشمنان اسلام.
3ـ اجتناب از تکفیر و تفسیق مسلمانان دیگر و ایراد تهمت بدعت به آنان. ما مسلمانان وظیفه داریم مشرورعیت اجتهاد در چارچوب منابع اصلی اسلامی را به رسمیت بشناسیم و مستلزمات و پیامدهای این اصل را حتی اگر نظر اجتهادی در نظر ما نادرست بود، بپذیریم و شایسته آن است که اختلاف‌ها را به با انگ کفر و ایمان بلکه با گزینۀ درست و نادرست، بنگریم. همچنانکه درست نیست دیگری را به دلیل لوازم سخن یا نظری که به نظر ما او را به انکار اصول دین سوق می‌دهد، تکفیر کنیم زیرا چه بسا او هیچ تعهدی به لوازم مزبور، نداشته باشد.
4ـ برخورد احترام‌آمیز به هنگام اختلاف: وقتی اسلام در برخورد با پیروان سایر ادیان توصیه به تحمل دینی و سعۀ صدر می‌کند و از مسلمانان می‌خواهد که به مقدسات فکری و عقیدتی باطل دیگران، اهانت روا ندارند، به طریق اولی در چارچوب روابط مسلمانان با یکدیگر نیز بر اصل اجتناب از توهین به مقدسات پیروان مذاهب اسلامی معذور داشتن همدیگر در موارد اختلافی، تاکید می‌نماید.
5ـ آزادی انتخاب مذهب: اصل آزادی گزینش مذهب یک اصل کلی در روابط فردی است، هر کس آزاد است مذهب اسلامی خود را برگزیند و شایسته نیست که نهادها و حکومتها، مذهب خاصی را بر کسی تحمیل کنند؛ آنها باید همۀ مذاهب اسلامی را به رسمیت بشناسند.
6ـ آزادی عمل به احکام شخصی: در خصوص آنچه به مسایل شخصی مربوط می‌شود، پیروان مذاهب اسلامی، از احکام مربوط به مذهب خویش پیروی می‌کنند ولی البته در خصوص آنچه به نظام عمومی مربوط می‌شود، ملاک نهایی، قوانین مصوب از سوی حکومت‌های شرعی و قانونی است.
7ـ با استناد به آنچه در سورۀ مبارکۀ زمر آمده است:«فبشر عبادالذین یستمعون‌القول فیتبعون احسنه»(پس به بندگان من مژده بده، کسانی که گفتار را می‌شنوند، آنگاه از بهترین آن پیروی می‌کنند.) قرآن کریم مسلمانان را بدان فرا خوانده که اصل گفتگوی مسالمت‌آمیز با کفار و اهل کتاب را به دور از ارعاب و تهدید و جارو جنجال و تنها به منظور نیل به حقیقت، آویزۀ گوش قرار دهند و بنابراین و به طریق اولی بر مسلمانان واجب شده که اختلافهای خود را از راه گفتگوی مسالمت‌آمیز و رعایت آداب آن میان خود، حل و فصل کنند.
8ـ لزوم توجه تمامی مسلمانان به جنبه‌های عملی تقریب و تجسم بخشیدن به این ارزش‌ها در زندگی خویش و کوشش همه‌جانبه در راه به اجرای شریعت اسلامی در تمامی عرصه‌های زندگی.
فصل ششم: هدفهای رسمی و سازمانی
هدف رسمی شماره: 1یاری رساندنه به احیا و گسترش فرهنگ و آموزش اسلامی و دفاع از ساحت قرآن و سنت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه و آله و سلم).
هدف رسمی شماره: 2کوشش در راه تحقق آشکار و تفاهم بیشتر میان علما، اندیشمندان و رهبران دینی جهان اسلام در عرصه‌های عقیدتی، فقهی، اجتماعی و سیاسی.
هدف رسمی شماره:3گسترش ایدۀ تقریب میان اندیشمندان و نخبگان جهان اسلام و انتقال آن به توده‌های مسلمانان و آگاه نمودن آنان به توطئه‌های تفرقه افکن دشمنان امت.
هدف رسمی شماره:4کوشش در راه تحکیم و گسترش اصل اجتهاد و استنباط در مذاهب اسلامی.
هدف رسمی شماره:5کوشش در ایجاد هماهنگی و تشکیل جبهه متحد در برابر توطئه‌های رسانه‌ای و یورش‌های فرهنگی دشمنان اسلام براساس اصول مسلم اسلامی.
هدف رسمی شماره:6نفی بدگمانی‌ها و شبهه‌های موجود میان پیروان مذاهب اسلامی.
و در پایان خاطر‌نشان می‌سازیم:
در پرتو این استراتژی، برنامۀ ده ساله‌ای با موافقت شورایعالی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی تدوین شده و اینک دو سال متوالی است که مجمع آن را به مورد اجرا گذارده است. تردیدی نیست که هرگونه تعدیل و بازنگری که مجمع عمومی نسبت به استراتژی به عمل آورده، تاثیر کامل خود را بر برنامه‌های تفصیلی بلندمدت و کوتاه‌مدت، بجای خواهد گذارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات