جامعه کشورهای مستقل همسود که با بحرانهای فزاینده روبهرو است، برای ادامه حیات و بقای موجودیت خود تلاش کند.
ارکان این جامعه که از 12 جمهوری شوروی سابق تشکیل شده در طول ماههای اخیر سه بار به لرزه افتاد.
ابتدا انقلاب نارنجی در اوکراین به پیروزی رسید که در نتیجه آن در این کشور که پس از روسیه و قزاقستان بزرگترین کشور همسود محسوب میشود، حکومتی با گرایشهای غربی بر سر کار آمد.
با وجود تلاش مسکو برای جلوگیری از واگرایی دولت جدید کییف «ویکتور یوشچنکو» رییسجمهوری اوکراین لحظهای از حرکت به سوی غرب و اروپا غافل نمیماند و ابایی ندارد که اعلام کند آینده اوکراین در گرو نزدیکی به واشنگتن و اروپا است.
انتخابات پارلمانی در مولداوی که در اوایل ماه مارس گذشته (اسفند ماه پیش) برگزار شد، یک کشور دیگر همسود را از مسکو که محور این اتحادیه منطقهای است، دورتر کرد.
نهادهای امنیتی مولداوی در حرکتی که آشکارا ضدروسی بود، دهها ناظر انتخاباتی از روسیه و بلاروس را در آستانه برگزاری انتخابات دستگیر و از کشور اخراج کردند.
جالب این که «ولادیمیر وارونین» رییسجمهوری مولداوی با وجود این که خود کمونیست است، مانند همتای اوکراینی خود مسیر نزدیکی به غرب را در پیش گرفته است.
انقلاب سه روزه در قرقیزستان که در 24 ماه مارس گذشته (چهارم فروردین) با فرار «عسگر آقایف» رییسجمهوری این کشور به پیروزی رسید، تومار یک حکومت صددرصد طرفدار مسکو را در منطقه در هم پیچید.
آقایف به طرق مختلف وفاداری خود را به کرملین و دوام جامعه همسود و بازوی نظامی آن «سازمان قرارداد امنیت دسته جمعی» نشان داده بود و حتی یک پایگاه هوایی در شهر«کانت» در اختیار روسیه قرار داد. انقلابهای رنگی در جامعه همسود که با تاثیرپذیری از عوامل خارجی به پیروزی میرسند، مانند قارچ از زمین میرویند. ابتدا گرجستان، اوکراین و قرقیزستان با انقلاب و در زمان حاضر هم مولداوی بدون انقلاب از جامعه همسود فاصله میگیرند.
در این حال سه کشور مولداوی، اوکراین و گرجستان تمایل خود را برای تقویت اتحادیه «گووام» و قرار دادن آن در برابر جامعه همسود نشان دادهاند. گووام یک اتحادیه منطقهای است که با حمایت غرب ایجاد شد و گرجستان، اوکراین، مولداوی و آذربایجان در آن عضویت دارند بدین ترتیب از 12 کشور عضو جامعه همسود چهار کشور عملاً از این اتحادیه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی خارج شدهاند و وجود چنین تمایلاتی در میان برخی اعضای دیگر هم غیرقابل انکار است.
نسل جوان جامعه همسود نیز در زمان حاضر به سوی غرب گرایش پیدا میکند و این روند در سالهای اخیر در بعضی جمهوریهای شوروی سابق که قدرت به صورت موروثی از نسل پیر به جوان و با برگزاری انتخابات تشریفاتی منتقل میشد، تشدید شده است.
ناظران معتقدند ناآرامیهای قرقیزستان هم به علت تلاش خانواده «آقایف» برای در اختیار گرفتن تمام مراکز پر درآمد کشور و اهرمهای حکومتی به وقوع پیوست.
به نظر کارشناسان در زمان حاضر قزاقستان، بلاروس، ارمنستان و ترکمنستان کشورهایی هستند که بیشتر در معرض خطر وقوع انقلاب قرار دارند.
در قزاقستان شرایط لازم برای «انقلاب مخملی» مشابه گرجستان با توجه به وجود قشر بزرگی از جوانان قزاق تحصیل کرده در غرب فراهم است و دولت قزاقستان به همین علت بلافاصله پس از سقوط حکومت آقایف مرزهای خود با قرقیزستان را بست.
در بلاروس نیز مخالفان که آشکارا از طرف غرب و آمریکا پشتیبانی میشوند، در طول چندسال گذشته تلاش زیادی برای سرنگونی حکومت «لوکاشنکو» به عمل آوردهاند.
گفته میشود لوکاشنکو در نظر دارد تا پس از انتخابات برای دوره سوم در سال 2006 حکومت خود را موروثی کند.
به نظر میرسد این نوع انتقال قدرت که سنتی باقیمانده از زمان شوروی سابق است که در آن رییس حکومت در داخل یک محفل کوچک به نام دفتر مرکزی حزب کمونیست تعیین میشد، در برخی کشورهای جامعه همسود هم رایج میشود. مبتکر این نوع انتقال قدرت «صفر مراد نیاز اف» رییس حکومت ترکمنستان است که خود را رییسجمهوری مادامالعمر ترکمنستان و پدر ملت ترکمن نامید.
«ولادیمیر پوتین» رییسجمهوری روسیه با احساس خطراتی که موجودیت جامعه همسود را تهدید میکند بر انجام اصلاحات در این جامعه تاکید کرده است.
به نظر «زبگنیو برژینسکی» مشاور اسبق امنیت ملی رییسجمهوری آمریکا دو عامل مهم در رویدادهای اخیر در جامعه همسود موثر بوده است.
عامل اول این که روند ساختار تک قطبی در جهان با وجود تلاشهای پوتین برای احیای کنترل مسکو بر کشورهای مستقل همسود برگشتناپذیر شده است.
عامل دوم هم این است که نسل جوان در کشورهای همسود نسبت به روند جریانات سیاسی واجتماعی تحملناپذیرتر شده و میزان نارضایتی آنان از ساختار فاسد مالی و بوروکراسی حکومتهای خودکامه روبه افزایش است.
پوتین اخیرا با اعتراف به وضعیت نامساعد در کشورهای همسود گفت، اگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا برای اتحاد با یکدیگر تلاش کردند، جامعه همسود برای جدایی متمدنانه تاسیس شد.
پوتین در ایروان گفت، اگر کسی از جامعه همسود انتظار دستاوردهای ویژه در زمینههای اقتصادی، سیاسی و نظامی را داشت، این انتظار برآورد نشد، زیرا که حصول این دستاوردها ممکن نبود.
با توجه به این سخنان، این نظر کارشناسان که جامعه کشورهای همسود یک باشگاه سیاسی و محل گردآمدن سران کشورهای همسود برای تعارفات دیپلماتیک و گپ زدن است، تایید میشود.
در حقیقت این جامعه که به دنبال فروپاشی شوروی در دسامبر سال 1991 میلادی تاسیس شد، هیچگاه به اندازه امروز ضعیف و متزلزل نبوده است.
این در حالی است که انتظار میرود در وضعیت فعلی مخالفتها با حکومتهای همسود به ویژه در جمهوریهای آسیای میانه افزایش یابد.
روشن است بعضی از این حکومتها از جمله دولت ازبکستان، اقدامات مخالفان را به افراطیون اسلامی و در وهله نخست «حزبالتحریر نسبت خواهند داد و برای سرکوب آن تلاش خواهند کرد.
براساس اطلاعات موجود «یوشچنکو» رییسجمهوری اوکراین به بهانه دیدار با شرکتکنندگان اوکراینی جنگ دوم جهانی را در کییف و «ساکاشویلی» رییسجمهوری گرجستان به علت دیدار با بوش به مسکو نخواهند آمد.
هیچ تضمینی وجود ندارد که در جلسات آتی همسود نیز یکی دیگر از سران کشورهای عضو مانند ساکاشویلی که در اجلاس «آستانه» آشکارا به بحث و مشاجره با پوتین در مورد دو جمهوری خود خوانده، «آبخازیا» و «اوستیای جنوبی» پرداخت، بذر جدایی نپاشد.
علاوه بر این احتمال دارد معدود دستاوردهای این جامعه از قبیل تشکیل فضای مشترک اقتصادی که در آن روسیه، قزاقستان، بلاروس و اوکراین عضویت دارند، زیر سوال برود.
به نظر کارشناسان جامعه همسود در چند سال آینده دچار تحولات اساسی خواهد شد و تعداد اعضای آن ممکن است تا نصف کاهش یابد.
این وضعیت برای مسکو به معنای کاهش بیشتر نفوذ در منطقه و رشد روزافزون تاثیرگذاری آمریکا خواهد بود.
به همین علت کرملین در تلاش است تا کشورهای با ساختار حکومتی پایدار در جامعه همسود را مشخص کرده و زمینههای تعامل و همکاری با آنها را مورد ارزیابی دقیق قرار دهد.
گذشته نشان میدهد کرمیلین در این همکاری و حمایتها، اولویت را به وفاداری حکومتها خواهد داد.
به عنوان مثال طبیعی است که سرنوشت حکومت «صفر مراد نیاز اف» که حقوق روس تبارهای مقیم ترکمنستان را محترم نمیشمارد و از همکاری نزدیک با روسیه در عرصه انرژی سرباز میزند برای مسکو اهمیت چندانی نداشته باشد و روسیه در صورت وقوع انقلاب کشور چیزی از دست نمیدهد.
اما حکومت ارمنستان که وفاداری خود را به روسیه به هر طریق ممکن نشان میدهد و در واقع مجری سیاستهای کرملین در قفقاز به شمار میرود، وضعیت دیگری دارد و برای روسیه از اهمیت فراوانی برخوردار است.
در این حال برخی از سیاستمداران روس خواستار تلاش مسکو برای جلب حمایت نسل جوان در کشورهای همسود هستند. به گفته «ولادیمیر ژینفسکی» معاون دومای روسیه، مسکو باید برای یافتن پایگاه در بین این کشورها و جلوگیری از غربگرایی آنان تلاش کند.
در روسیه نسبت به سیاستمداران غربگرا نوعی بدبینی وجود دارد و اکثر مردم این کشور به علت داشتن خاطرات ناگوار از فروپاشی شوروی از حفظ جامعه همسود حمایت میکنند.
با توجه به عوامل مختلف میتوان نتیجه گرفت دستکم تا سال 2008 یعنی زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری روسیه، جامعه همسود هر چند تضعیف شده، به حیات خود ادامه دهد.