دکتر محمدرضا جمالی
هر سازمان هدفمند و نظاممندی محتاج یک قوه عاقله و مغز متفکر است تا با آن بتواند با یک بازپیرایی و توانمندسازی چرخهای سیستم را به حرکت در آورد.
دولت و قوه اجرایی نیز به مثابه یک سیستم از درون خود احتیاج به چنین قوه عاقله یا به تعبیری اتاق فکر دارد.
مهمترین نقش اتاق فکر علاوهبر ایجاد انگیزش درون سازمانی و رفع موانع به وجود آوردن هماهنگی و انسجام سازمانی است. انسجام سازمانی علاوه بر این که از هدر دادن منابع و امکانات جلوگیری میکند، نقاط قوت سیستم را برای پیشبرد امور تجمیع میکند.
با سرگذشت دولت شهرهای یونان و ملت ـ دولتها و دولتهای مدرن امروزی یک حقیقت به خوبی آشکار میشود و آن این که هر جا تصمیمی براساس «منطق و عقل» گرفته شده و تصمیمات روبنایی و سطحی نبوده عاقبتی خوش در انتظار ملتها و دولتها بوده است و هر جا که تصمیماتی از روی احساس و برای منافع جمع خود و یا حتی براساس نیت خیر اما بدون مشورت با صاحبان عقل و خرد گرفته شده است عاقبت خوشی در انتظار نبوده است.
با پیروزی دولت اصولگرا در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و باز شدن سیکل مدیریتی در کشور و انتقال آن به بدنه مردمی این انتظار میرود که اتاق فکر براساس رای و نظر افراد صاحبنظر و اهل تجربه تشکیل شود.
وزارتخانهها و دستگاهها برای تصمیمات کلان و اساسی خود از رای و نظر صاحبان خرد که برگرفته از شعور جمعی مردم علاقهمند به نظام است، بهره گیرند. به نظر میرسد این مهم در حاضر یا نادیده گرفته شده یا اگر هم درون سیستم دولت و فرایند تصمیمگیری آن تعبیه شده از چنان سازوکاری که بتواند نقش ایفا کند بهرهمند نمیباشد.
اگر ما معتقد به حرکت هدفدار و خدمت به مردم هستیم باید تمامی دستگاهها در دو بعد کوتاهمدت و بلند مدت برنامههای اجرایی خود را اعلام کنند و هر کدام با ذکر رقم و آمار بگویند تا پایان هر یک سال از فعالیت کابینه و در نهایت پایان دوره چهار ساله دولت چه تغییراتی در شاخصههای زندگی و معیشت مردم اتفاق خواهد افتاد و ایران در پایان عمر دولت در چه مرتبهای از رشد و ترقی قرار خواهد گرفت؟
چه اندازه مسکن و سرپناه برای بیخانمانها تهیه خواهد شد و چه تعداد شغل برای بیکاران مهیا خواهد گشت؟
خودکفایی صنعتی و کشاورزی با اتکار بر منبع داخلی و سرمایههای ملی به چه سمتی خواهد رفت؟
همه این عوامل و دیگر موارد مد نظر که در این فرصت اشارهای به آنها نشده است با تشکیل یک اتاق فکر با بدنه کارشناسی خبره و کارآزموده امکانپذیر است و اتفاقاً در گفتمان چهارم انقلاب اسلامی که گفتمان اصولگرایی و خدمت صادقانه به مردم است ضرورت بیشتری برای تشکیل مرکزی برای هدایت و هماهنگی بیشتر برنامههای دولت با دیگر ارکان نظام و اجزای دولت احساس میشود. هدفمند نبودن برنامههای کلان و خرد چه در سطح دولت و چه در سطح مدیران دستگاهها موجب میشود شعارها و برنامههای عالی در رهگذر روزمرگی رو به فرسودگی و افول رود.
بنابراین مهمترین رکن برای پرهیز از روزمرگی تشکیل اتاق فکر و تبعیت دستگاهها از تصمیمهای آن و ارایه گزارش به مردم میباشد.
برخورد صادقانه با مردم و صداقتپیشگی سیاسی مهمترین عامل اعتماد دوسویه بین مردم و مسئولان میباشد.
اتکای جریان اصولگرایی بر دلهای آحاد مردم است، نگه داشتن مردم و مردمدار بودن باید بر پیشفرضی بنا شود و آن رفع حوائج آنها و ارتقای جایگاه ایشان است. این مهم باید مبنای تصمیمگیریها در حوزه تصمیمسازی باشد. غافل شدن از مردم و پرداختن به خود و درگیر شدن در دام افراطیون از آسیبهایی است که میتواند ما را با موانع جدی روبهرو کند و به وادی روزمرگی سوق دهد.
بنابراین تا دیر نشده باید اقدام کرد و با فعالسازی کانونهای تصمیمساز براساس رای عقلا و اندیشمندان مومن و دلسوز، راه را برای فراگیری و تعمیم اصولگرایی به حوزههای مدیریتی و خدمت صادقانه به مردم هموار کرد.