گروه سیاسی: در شرایطی که تمامی نگاهها به نشست نوامبر شورای حکام جهت بررسی پرونده هستهای ایران دوخته شده، محور اروپا ـ آمریکا صورتبندی جدیدی را در مواجهه با ایران در حال شکل دادن هستند. این صورتبندی که بیتردید جهت بدستگیری اداره خطوط پرونده هستهای ایران و اتخاذ تدابیری برای القاء و اقناع جامعه جهانی میباشد، صورت آشکار خود را اخیرا با شایهپراکنی خبرگزاری بیبیسی ظهور و بروز داده است. این خبرگزاری روز یکشنبه در اولین گام و طی یک اقدام روانی مدعی شد که برخی از روزنامهنگاران در نامه قریبالوقوعی مخالفت خود را با پافشاری جمهوری اسلامی ایران در ادامه فعالیتهای هستهای خود اعلام خواهند کرد!
در این میان علیرغم تکذیب این موضوع توسط عضو ارشد انجمن روزنامهنگاران، به نظر میرسد که این اقدام روانی بیبیسی که از بنگاههای رسانهای انگلیس میباشد بیش از هر چیز از توجه به گفته آن استراتژیست نام آشنا حکایت دارد که از نتیجه نبرد نه در میدان جنگ که در تسلط بر اذهان سخن به میان آورده بود، یعنی القاء روانی برای جهتدهی به پیکره مخالفان. از دیگر سو چهره زمخت و زیرین آن صورتبندی گفته شده دربردارنده اهداف ذیل میباشد:
1- جلوگیری از ملی شدن فناوری هستهای
اگر بپذیرم که عزم ملی به معنای کارکرد بایسته اقتدار همگانی و افزایش پهنه همگانی برای بازتولید مدارهای قدرت میباشد، آنگاه چندان بیمناسبت نخواهد بود اگر بگوئیم که هم اینک مهندسیهای پیچیدهای به منظور تاثیرگذاری بر این عزم ملی از طریق خارج ساختن حمایت مردمی از پشتوانه در حال پیگیری است. بر این باوریم که مجموعه اقداماتی در دستور کار محور اروپا ـ آمریکا قرار گرفته که به موجب آن برای تاثیرگذاری بر پرونده هستهای ایران جعل تحرکاتی که برآیند آن جلوگیری از افزایش پهنه همگانی برای حمایت از فعالیتهای هستهای ایران باشد مدنظر است.
2- تلاش برای خلق مدیریت کنترل نیروهای اجتماعی
مدیریت نیروهای اجتماعی و برانگیخته ساختن آنان برای شورشگری همواره از جمله اقداماتی بوده است که توسط قدرتهای بیگانه مورد تاکید قرار گرفته است.
خلق سوژه اعتراض روزنامهنگاران ایرانی به پافشاری ایران به ادامه فعالیتهای هستهای نیز بیگمان در همین چارچوب قابل ارزیابی است. بر این باوریم که این اقدامات در گام اول به منظور تستزنی سنسورهای خبری جامعه ایرانی بوده و در گام دوم از شکلدهی مسیری خبر میدهد که به موجب آن گروههای اجتماعی تاثیرپذیر شناسائی شود. این گروههای اجتماعی هر چه فربهتر باشند بالمآل مطلوبتر خواهد بود.
این اما همه ماجرا نیست. محور اروپا ـ آمریکا در راستای اهداف خود تاکتیکهای ذیل را نیز مورد توجه خود قرار داده است.
الف- هدر دادن منابع ایران (پشتوانه مردمی)
ب- تغییر وفاداریهای پیکره اجتماعی ایران
ج- تضعیف روحیه مسئولان آن
د- در هم شکستن روحیه مقاومت ملت و مسئولان
با توجه به محور یاد شده. شاید چندان بیمناسبت نبود که یکی از رهبران نهضت آزادی در هنگامهای که شورای حکام در حال بررسی قطعنامه پیشنهادی اروپا علیه ایران بود وی از موضع آینده رسانهای غرب پرده بر میداشت آنهم با رویکردی درونی.
ابراهیم یزدی در گفتوگو با نشریه آسیا تایمز گفته بود که بسیاری از ایرانیان مخالف ادامه غنیسازی اورانیوم میباشند.
بیتردید اینگونه اظهارات همنشین و قرین با القائات روانی کنونی از شکلگیری صورتبندی محور اروپا ـ آمریکا با بازیگردانی برخی از عناصر داخلی پرده بر میدارد. در این میان به نظر میرسد اولویت اصلی تصمیمسازان نظام در این برهه تدوین یک استراتژی رسانهای در گام اول بوده تا ضمن پرهیز از اطلاعرسانیهای حاشیهای به متن و هدایت رسانه جهت رهنمون ساختن افکار عمومی نسبت به جریان پرونده هستهای باشیم.
بیگمان شورای عالی امنیت ملی میبایست در این زمینه تعجیل لازم را داشته باشد. از دیگر سو ما اتخاذ یک راهبرد مناسب جهت مقابله با کارزار رسانهای محور مزبور بیش از هر چیز نیازمند مطالعه و بررسی دقیق ابعاد مختلف آن میباشد. به نظر میرسد آنچه موجب مقابله مناسب با کارزار گفته شده میتواند مورد تاکید قرار گیرد، تلاش برای ملی ساختن این فناوری بومی شده میتواند باشد.
آنچه به اختصار میتوان به آنها اشاره داشت، عبارتند از:
الف ـ قطع هرگونه وابستگی:
در این مقوله بیتردید عبور از وابستگی به غرب با تکیه بر سرمایهگذاری بر روی متخصصان داخلی خواهد بود. به دیگر بیان با توجه به اینکه غنیسازی اورانیوم یکی از با اهمیتترین فرآیند در فناوری هستهای است، تکمیل کردن دالانهای چرخه سوخت هستهای و مقابله با بحرانهای سیاسی و تبلیغی و داشتن مدیریتی درست در به دست آوردن فناوری هستهای یکی از راهکارهای رسیدن به این مهم میباشد.
ب ـ تبیین دلایل رویکرد به انرژی هستهای
در این که توجه به انرژی هستهای به عنوان یک منبع غیر فسیلی مورد خواست ملت ایران و مسئولان آن میباشد هیچگونه شکی نیست. باید ضرورت توجه به سوخت غیرفسیلی و تاثیر آن بر سایر بخشها همچون تجهیزات پزشکی، تولیدات کشاورزی و... را به اطلاع افکار عمومی رساند و از آیندهای رو به توسعه سخن گفت.
صاحبنظران چه میگویند
یک کارشناس مسائل بینالملل راهکار اثبات ملی بودن صنعت هستهای در ایران به جهانیان را برگزاری یک رفراندوم میداند. دکتر علی خرم که سالها نمایندگی ایران را در اداره خلعسلاح و حقوقبشر سازمان ملل برعهده داشته است، در گفتگو با «مهر» با بیان این مطلب اظهار داشت: در حال حاضر کشورهای جهان تصمیم ایران برای داشتن چرخه سوخت را تصمیمی حکومتی میدانند و بر این اساس حکومت ایران را هدف تهاجمات خود قرار دادهاند. در حالی که این موضوع یک خواست ملی است. وی افزود: انجام یک همهپرسی آزاد حتی با حضور ناظران بینالمللی میتواند این شائبه را رفع کند.
این استاد دانشگاه در خصوص طرح دعوای ایران در دادگاه لاهه در خصوص مسائل هستهای و اختلاف نظر را آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز گفت: اگر این اقدام را پیشتر انجام داده بودیم حکم مشورتی دیوان لاهه امروز میتوانست در اثبات حقوق ایران نزد افکار عمومی نقش داشته باشد.
محمد رضا خباز نیز در گفتوگو با «مهر» از ضرورت ایجاد یک حرکت عمومی برای ملی کردن صنعت هستهای در کشور سخن گفت و اظهار داشت: باید این نکته به روشنی برای همه مردم تبیین شود که حرکت در راه استفاده از انرژی هستهای فقط در ساخت سلاح هستهای خلاصه نمیشود و بسیاری از پیشرفتهای فعلی کشورها در زمینههای پزشکی، زراعی و ژنتیکی مرهون استفاده از انرژی هستهای در شاخههای مختلف علوم است.
وی با اشاره به تبلیغات مسموم رسانههای بیگانه برای غیرصلحآمیز نشان دادن فعالیتهای کشورمان اضافه کرد: اگر صدا و سیما به عنوان رسانه ملی و سایر رسانههای دیداری و شنیداری عزم خود را برای خنثی کردن این شبهات جزم نکنند، هیچگاه جنبش ملی کردن صنعت هستهای به سرانجام مطلوب نخواهد رسید. رییس شورای عالی حزب همبستگی اظهار داشت: مردم باید باور کنند توسعه کشور در گرو انرژی هستهای است و این کار جز با حرکت رسانههای کشور برای تبیین این موضوع ممکن نخواهد بود.
خباز شرط تحقق این موضوع را تفسیر آن به صورتی شفاف، شیرین، منطقی و قابل فهم برای مردم کشورمان بیان کرد.
وی کمک گرفتن از کشورهای بیطرف و بیغرض برای گسترش فعالیتهای هستهای کشور را گامی دیگر در راستای افزایش اطمینان خاطر مردم دانست.