دیانوش سنشناس
«نورث راین وستفالن» مهمترین و پرجمعیتترین ایالت آلمان فدرال، به دلیل حضور سندیکاهای بزرگ کارگری در آن و نفوذ این سندیکاها در میان کارگران، مهمترین حامی سنتی حزب سوسیالدموکرات SPD قلمداد میگردید. رکود اقتصادی آلمان- قدرتمندترین اقتصاد اروپا- و بحران بیکاری در این کشور سبب گردید تا بزرگترین تکیهگاه دولتهای سوسیالدموکرات آلمان با رویگردانی از این حزب، اسباب شکست آن را فراهم آورد. بسته شدن معادن، بیکاری هزاران کارگر شاغل در این معادن و عدم پذیرش و مقبولیت اصلاحات به اجرا در آمده توسط گرهارد شرودر سبب گردید تا انعکاس شکست حزب سوسیال دموکرات در انتخابات گذشته در این ایالت مهم همچنان پس از گذشت ماهها در آلمان- به دلیل بنبست سیاسی پدید آمده از موازنه فلجکننده قدرت در این کشور- و در سطحی فراتر در تمام اروپا- به سبب تاثیرات این بحران سیاسی بر اقتصاد موتور محرکه اتحادیه اروپا و رکود اقتصادی قاره سبز - بر چشم نشیند.
پس از مشخص شدن شکست سوسیالدموکراتها در نورث راین وستفالن، شرودر با همگامی رهبر حزب «مونته فرنیگ» تقاضای برگزاری انتخابات زود هنگام را در مقابل رییس جمهور «کوهلر» قرار داد. برگزاری یک سال زودتر از موعد انتخابات، ترفند سیاسی «روباه کهنهکار» آلمان در مقابل افزایش محبوبیت حزب اتحادیه دموکرات مسیحی CDU که در تمامی انتخابات اخیر این کشور پیروزی را از آن خود ساخته بود تلقی گردید. بدین ترتیب در 18 سپتامبر انتخابات پارلمانی آلمان- بوندستاگ که نمایندگان آن براساس انتخابات مستقیم مردم برگزیده میشوند - برگزار گردید. همانگونه که نظرسنجیهای پیش از انتخابات نشان میداد، هیچ حزبی نتوانست به حداقل 5/48 درصدی صندلیهای مجمع فدرال برای تشکیل کابینه دست یابد. شمارش آرای انتخابات نتایج زیر را عینیت بخشید.
اتحادیه دموکرات مسیحی 225 کرسی یعنی 2/35 درصد کل آرا، حزب سوسیالدموکرات 222 کرسی به عبارتی 3/34 درصد آرا، حزب دموکرات آزاد FDP 61 کرسی معادل 8/9 درصد آرا، احزاب چپ 54 کرسی برابر با7/8 درصد آرا، و سبزها 51 کرسی همتراز با 1/8 درصد آرا. اعداد و ارقام گویای آن است که هیچ حزبی به تنهایی و یا ائتلاف هیچ دو حزبی – به جز CDU و SPD (ائتلاف بزرگ)- قادر به اعلام و شکست رقبا، تشکیل دولت و تکیه بر اریکه صدر اعظمی نیست. بنابراین تنها راه گریز شکلگیری ائتلافها است.
1- ائتلاف چراغ راهنمایی: این ائتلاف که متشکل از قرمزهای سوسیالدموکرات، زردهای دموکرات آزاد و سبزهاست، گرهارد شرودر را در مقام صدر اعظم ابقا میکند. اما رقابت دیرینه میان دموکراتهای آزاد و سبزها و اظهارات «گیدو وستروله» رهبر زردها مبنی بر این که به هیچ وجه با سبزها و سوسیالدموکراتها ائتلاف نمیکند، احتمال به سرانجام رسیدن این ائتلاف را کاهش میدهد.
2- ائتلاف جامائیکا: شامل سیاههای دموکرات مسیحی، زردها و سبزهاست. این ائتلاف «مرکل» 51 ساله- زاده شده در هامبورگ و رشدیافته در تمپلین آلمانشرقی- وزیر امور زنان در کابینه هلموت کهل صدراعظم دوران اتحاد دو آلمان و «پلنگ سیاسی» این کشور را در جایگاه نخستین صدر اعظم زن تاریخ این کشور قرار خواهد داد. فردی که کاهش مالیات بر درآمد، افزایش مالیات بر مصرفکننده و بهبود روابط با ایالاتمتحده و بریتانیا را در دستور کار دارد. اظهار نظر یوشکا فیشر رهبر مستعفی حزب سبزها مبنی بر این که این حزب به منظور بازیابی اعتبار خود فارغ از این که کدام حزب دولت را تشکیل دهد، نقش اپوزسیون را در پارلمان ایفا خواهد کرد و برخورداری مرکل از تمایلات راست میانه، احتمال شکلگیری این ائتلاف را ناچیز میکند.
3- ائتلاف قرمز، قرمز، سبز: شامل سوسیالدموکراتها، احزاب چپ و سبزها. احزاب چپ از دو گروه سوسیال دموکراتهای ناراضی و نشعب شده از این حزب و باقیماندههای احزاب چپ عبارتند از: «اسکار لافونتین» وزیر اقتصاد پیشین کابینه شرودر که پس از اختلاف با وی از حزب کنار کشید و ائتلاف چپ برای عدالت اجتماعی و مشاغل را بنیان نهاد و «گریگورگیزی» از حزب سوسیالیست. سابقه مخالفت شدید این گروه با شرودر امکان نضج گرفتن این ائتلاف را هم کم میسازد.
4- ائتلاف بزرگ: شامل احزاب دموکرات مسیحی و سیوسیال دموکرات. اگر چه این ائتلاف در سطح محلی در درون آلمان نمونههایی در برمن، ساکسونی و... دارد، اما در سطح ملی تنها یکبار در طی سالهای 66 تا 69 در دوران صدراعظمی «کورت گئورک کزینگر» نمود یافت. گرچه توجه به تعاملات پیش از انتخابات دو حزب و سخنان شرودر و مرکل که هر یک خود را صدراعظم میخوانند، شکلگیری این ائتلاف را سخت کرده اما اظهارات اخیر دو رقیب و ارایه طرحهای گوناگون از تقسیم شدن زمان صدر اعظمی تا کنارهگیری یکی از آن دو، نشان از درک پیامدهای بحران از سوی دو حزب دارد. گرچه در جهان سیاست پدیداری هیچ رویدادی را به لحاظ ویژگیهای ساختاری محیط بازی و کنش و شاخصهای فردی بازیگران نباید از نظر دور داشت - از این منظر هر کدام از ائتلافهای پیشگفته امکان ظهور مییابند- اما نکته بارز این انتخابات اهمیت یافتن موضوعات داخلی در قیاس با مسایل خارجی مبتلا به آلمان بود. اگر چه شرودر در انتخابات گذشته با ارایه یک چهره «مخالف جنگ» از خود انتخابات را از آن خود کرد، اما اینک سیاستهای داخلی آلمان- نرخ بیکاری12 درصدی که از زمان جنگ جهانی دوم بیسابقه است- پاشنه آشیل وی تلقی میگردد. صعود شرودر از نردبان سیاست خارجی آلمان و سقوط وی از پلکان سیاست داخلی این کشور و همنوایی چپ میانه با راست میانه در ارایه سیاستهای اقتصادی بازار آزاد، ارزیابی سیاستهای تنیده در هم در جایجای جهان را با نگاهی نوینطلب میکند. نگاهی که کاهش ارزش یورو در مقابل دلار و سقوط شاخص سهام در بازار بورس اروپا، التهاب قاره سبز از فرجام «جدال صدراعظمها» را نشان میبخشد.