تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۰  ، 
کد خبر : ۱۹۳۵۳۰

نظری بر کتاب سال دفاع مقدس


م. رنجبر
نهمین دوره انتخاب بهترین کتاب سال دفاع مقدس با تمامی فراز و نشیب‌ها به پایان رسید. بیش از 350 عنوان کتاب به دبیرخانه همایش ارسال و کمیته‌هایی تشکیل شد؛ از جمله کمیته خاطره، داستان، شعر، هنر و تحقیق. در این دوره استان تهران با چاپ 186 عنوان کتاب رتبه اول و پس از آن استان بوشهر با 45 عنوان کتاب رتبه دوم را کسب کرد.
جای تردید نیست که جنگ هشت ساله جدای از گزندی که به ملت ایران زد، دستاوردهای ارزشمندی را در اختیار ایرانیان قرار داد، آنچنان که ارزش‌های دفاع مقدس و دستاوردهای ناب آن دست‌مایه هنرمندان و نویسندگان قرار گرفت تا آثار ماندگاری را پدید آورند. در آن دوران جبهه به گونه‌ای شکل گرفته بود که انسان‌ها پس از ورود به آن وادی دچار تحولی عظیم می‌گشتند.
رشادت‌ها و ایثارها، صحنه‌های نبرد را به آوردگاهی دلچسب و حماسی مبدل کرده بود و در این میان نویسندگان و شاعران و فیلمسازان بر آن شدند تا از بن‌مایه‌های جنگ بهره گیرند و در بطن آثارشان وارد سازند. بزرگ بودن حماسه دفاع مقدس این توقع را ایجاد کرد که ادبیات و هنر در انعکاس آن حماسه‌سازی‌ها گام به گام پیش آیند و چیزی را از قلم نیندازند، تا ارزش‌های ارزشمند دفاع مقدس ماندگار گردد. متاسفانه در بررسی عمیق و موشکافانه‌ای که در این خصوص صورت پذیرفت مشخص گردید که این دو وادی روند رو به رشدی نداشته و رفته رفته رو به حضیض رفته‌اند.
لذا با گذشت 25 سال از آغاز جنگ تحمیلی گرایش ادیبان و هنرمندان در تولید آثار مرتبط با دفاع مقدس کاهش یافته و کمتر فردی به این گستره عظیم وارد می‌شود. یقیناً بروز چنین روندی نیازمند پژوهشی عمیق زیر لوای آسیب‌شناسی است. در جشنواره امسال کتاب سال دفاع مقدس متأسفانه هیچ داستان و رمانی برگزیده نشد که البته صدای برخی داستان‌نویسان جنگ پس از این همایش درآمد و اعتراض‌هایی مطرح شد.
«راضیه تجار»، دبیر انجمن قلم ایران و کسی که کتاب داستانش تنها مورد تقدیر قرار گرفت، در خصوص علل افول ادبیات دفاع مقدس گفت: «اول این که کسی که در زمینه ادبیات دفاع مقدس می‌نویسد، باید به کار خودش و این جنگ ایمان داشته باشد. دوم این که نوشتن در حوزه دفاع مقدس را ساده نگیرد و فکر نکند هر کس قلم به دست گرفت می‌تواند بنویسد و خوب هم بنویسد. نوشتن کار بسیار دشواری است. متأسفانه بعضی از نویسنده‌ها آرام‌آرام از دور خارج می‌شوند، یا اگر کار می‌کنند سعی دارند ضد جنگ بنویسند.»
نباید نقش کلیدی جمع‌آوری خاطرات جنگ را از یاد ببریم، چرا که این خاطرات دارای قالبی شبیه به داستان هستند و می‌توانند حوادث ارزشمندی را ثبت کنند که هیچگاه تاریخ به سراغ آن‌ها نمی‌رود. راضیه تجار در خصوص جمع‌آوری خطرات جنگ می‌گوید: «جمع‌آوری خاطرات جنگ باید انجام شود. حالا ممکن است بعضاً دست‌مایه‌های خوبی برای نوشتن باشد، اما به نظر من این موضوع در درجه دوم قرار دارد. این خاطرات برای خودش آن‌قدر پتانسیل دارد که به صورت داستان در نیاید.
کشمکش، طرح و عناصر داستانی در خاطرات خود به وجود آمده است. در نتیجه خواننده خودش را دارد و تأثیر خود را می‌گذارد. اما بعضی، این خاطرات را برای آن که استوار‌تر و ماندگار‌تر باشد باید به صورت زندگی‌نامه داستانی درآورند. نویسندگان از عناصر داستانی استفاده می‌کنند و به این خاطرات شاکله داستانی می‌دهند و می‌دانند که این نوع نگارش کار سختی است.
«داوود امیریان» نویسنده‌ای که در عرصه کودک و نوجوان قلم می‌زند در ارتباط با ساختار کلی داستان‌هایی که در این حوزه متشر شده می‌گوید: «داستان‌های شوشته شده در حوزه کودک و نوجوان در دوران جنگ جنبه حماسی داشتند، در این آثار کودکان به دفاع از کشور و دین ترغیب می‌شدند و در عین حال لایه‌های پنهانی از تجربیات نیز به کودکان ارایه می‌شد. در دوران جنگ موضوع اصلی داستان‌ها شرح رشادت‌ها و ایثارگری‌های رزمندگان بود. نویسندگان در آثارشان ضمن آشنا کردن کودکان با شرایط خاص، قدرت تحمل‌پذیری آن‌ها را تقویت می‌کردند، اما این قالب و محتوای داستانی در دوران فعلی باید تغییر کند. نویسندگان در این دوران باید از مفاهیم دیگری برای تأثیر‌گذاری استفاده کنند.»
نویسنده کتاب «جام جهانی در جوادیه» وظیفه نویسندگان را نگارش رشادت‌ها و حماسه‌های دوران جنگ به زبان کودکان دانسته و می‌گوید: «نویسندگان و شاعران در انتقال مفاهیم جنگ باید نگاه انسانی جنگ را به زبان کودکانه تحلیل کنند.»
«حسن فتاحی» نویسنده کودک و نوجوان ضرورت پرداختن به حوزه ادبیات دفاع مقدس را اظهر‌من‌الشمس می‌داند و می‌گوید: «جنگ تحمیلی یک ماجرای تاریخی است که در آن رزمنده‌های ایرانی نقش به سزایی داشتند، کودکان امروز اگر چه جنگ را ندیده‌اند اما واسطه میان گذشتگان و آیندگانند. این‌ها باید آن چه در جنگ هشت‌ساله اتفاق افتاده را بدانند. این نویسنده می‌افزاید: «به اندازه همه نویسندگان این عرصه سبک و شیوه برای پرداختن به جنگ وجود دارد. ادبیات نیز باید از ملزمات و امکانات هنری خود برای تأثیر‌گذاری و انتقال مفاهیم بهره گیرد.»
فتاحی بر این باور است که کودک امروز باید علل و نتایج جنگ را بشناسد. در دوران امروز سیک و سیاق انتقال مفاهیم باید تفاوت کند. ادبیات کودک و نوجوان به دلیل عدم توجه در ساختار و محتوا سیر قهقرایی‌یافته و این سرنوشت گریبانگیر ادبیات کودک و نوجوان دفاع مقدس نیز شده است.
«محمد‌علی بهمنی» شاعر نیز معتقد است: در دوران هشت‌سال دفاع مقدس تب و تاب شاعران برای سرودن اشعاری متناسب با آن حال و هوا بیشتر بود. وی به صراحت می‌گوید که شاعران دفاع مقدس رسالت خود را انجام داده‌اند و در دورانی که پرداخت به حال‌وهوای جنگ و اشعار دفاع مقدس به عنوان رسالتی بر دوش شاعران این حوزه بود آنان به خوبی از پس این رسالت برآمدند.
اما با گذشت زمان فاصله‌ای بین دو نسل به وجود آمد و نسل پس از جنگ تجربه عینی از آن دوران ندارد و کمرنگ شدن سرودن اشعار در این زمینه نیز تا حدی طبیعی است.چون توقع این که بخواهیم در حال حاضر نیز مانند گذشته اشعار دفاع مقدس سروده شود، توقع هنجاری نیست. ما هر زمان که بخواهیم می‌توانیم آثار برجسته‌ای را در این زمینه تولید کنیم اما باید شرایط و ضرورت به ما حکم کند که خودمان را پیدا کرده و کار درستی انجام دهیم.
و اما راضیه تجار در ارتباط با برگزاری جشنواره‌ها و همایش‌هایی چون جایزه کتاب سال دفاع مقدس می‌گوید: «تشویق‌ها در جشنواره کتاب سال خیلی بهتر از نبودن آن است. جوایز حساب شده می‌تواند هم در جریان داستان‌نویسی و هم در سطح جامعه مؤثر باشد. ولی بعضی نویسندگان اصلاً کاری به جایزه ندارند. برای دل خودشان، آرمان و وظیفه‌ای که احساس می‌کنند می‌نویسند. با این همه معتقدم باید جایزه داده شود.»
وی همچنین در پاسخ به این سوال که شما معیارهای داوری را در جایزه کتاب سال دفاع مقدس چگونه ارزیابی می‌کنید گفت: «یکی از معیارها این است که اثر ضد جنگ نباشد، کار در نهایت یأس را القاء نکند و جنگ را زیر سئوال نبرد. در ژانر دفاع مقدس، محتوا حرف اول را می‌زند؛ در نتیجه محتوا یکی از ملاک‌ها است. دیگر این که عناصر داستانی خوب چیده شده باشد. خوب در هم گره خورده و به یک بیان هنری رسیده باشد.»
باید به این مسأله توجه داشت که ادبیات دفاع مقدس زمانی می‌توانند ماندگار شود و در میان مردم برای خود جایگاه ویژه‌ای پیدا کند که در درجه اول خالق آثار ادبی به آنچه خلق می‌کند ایمان داشته باشد و اثر جوششی درونی باشد و از درون پدیدآورنده خود بیرون آمده باشد. والا آثاری که به صرف عقد قرار داد و دریافت مبالغی پول و شهرت و... تولید می‌شوند آنچنان نمی‌توانند مطرح گردند. هر چند که نمی‌توان به مسایلی از این دست توجهی نداشت و حضور آنها را کاملاً کتمان کرد. اما فقدان اعتقاد قلبی در خلق یک اثر لطمات جبران‌ناپذیری را بر پیکره ادبیات دفاع مقدس وارد خواهد ساخت.
دیگر آن که نویسنده و شاعر دفاع مقدس نباید در کار خود شتاب کند. «کریستین‌سن» پژوهشگر برای نگارش کتاب تاریخ ساسانیان پانزده سال عمر خود را صرف کرد. متأسفانه بسیاری از پدیدآورندگان ما شتاب‌زده عمل می‌کنند و بی‌صبرانه می‌خواهند کتابشان را به مرحله انتشار نزدیک سازند و بدین ترتیب است که با یک یا دو بار باز‌نویسی کتاب را به ناشری می‌سپارند. یقیق بدانید اگر همان کتاب پنج الی شش بار دیگر باز‌نویسی می‌شد، نتیجه بهتری را عاید نویسنده می‌کرد. نویسنده امروز ما فقط چند قدم جلوتر از خود را می‌بیند. او نمی‌داند اگر یک اثر بسیار ارزشمند ارایه دهد تا چه میزان می‌تواند تأثیر‌گذار باشد و ماندگاری اثرش را تضمین کرده است و چه بسا نام خود را برای همیشه ماندگار خواهد ساخت.
از سویی دیگر مراکز پشتیبان تولید این‌گونه آثار نیز باید در سیاستگذاری‌های خود بیشتر دقت کنند و اگر قرار است حمایتی صورت گیرد باید به بهترین شکل و نحو باشد و نباید این ماجرا به در نظر گرفتن رابطه‌ها و دوستی‌ها و باندبازی‌ها ختم گردد.
«محمدرضا سنگری» می‌گوید: «در حال حاضر دوره خلق نمادها به پایان رسیده و باید به خلق آثار ماندگار پرداخت.»
سئوال این است که چگونه می‌توان به خلق آثار ماندگار پرداخت و شرایط حصول و دستیابی به این امر مهم چگونه است؟
به راستی چگونه می‌توان حماسه‌سازی‌های حماسه‌سازان هشت‌ سال دفاع مقدس را به زیباترین نحو ماندگار کرد؟ حماسه‌سازانی که دنیا در نظرشان زشت و نا‌خوشایند بود و برای سفری دلنشین لحظه‌شماری می‌کردند.
شهید «حبیب غنی‌پور» در کتاب «سفر به جنوب» خود چه زیبا این حال‌وهوای عاشقانه را وصف می‌کند: «راستی روزگار و فلک چه بی‌رحم است! راستی زندگی با تمام جاذبه‌اش چه ناجوانمرادانه یاران را از هم جدا می‌کند و آنان را به سویی دیگر می‌کشد! چه زیبا است آن جمله که بعضی افراد، عاشق این دنیا و عاشق این زینت و جمال هستند اما بدانند که این عشق پا برجا نیست... به آن جایی دل ببند که برای تو است و همیشه با تو است. برای آن جایی دل‌ بسوزان و عشق و عاشقی کن که وصال تو را می‌خواهد. رها کن این پیر عفریته را.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات