تاریخ انتشار : ۰۲ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۹  ، 
کد خبر : ۱۹۳۵۳۶
گزارش تحلیلی از آسیب‌شناسی شکست اصلاح‌طلبان

شکست گفتمان روشنفکری


نیلوفر دُهنی
گروه سیاسی:
بهزاد نبوی تنها چند روز پس از انتخابات نهم گفت که اصلاح‌طلبات در صورت بازگشت به قدرت، همانی را انجام می‌دهند که در مجلس ششم پیش گرفته بودند. عدم اعتراف به اشتباهات گذشته از سوی یکی از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلبان آنقدر دور از انتظار بود که کسی فکر نمی‌کرد مدتی بعد دبیرکل سازمانی که نبوی از اعضای رده بالای آن است، مجلس ششم را متهم به رنجیده ساختن محرومان کند. محمد سلامتی روز گذشته یکی از ناکامی‌های جبهه اصلاحات را بی‌توجهی به اقشار مستضعف جامعه خواند.
وی گفت که مجلس ششم نه تنها در این زمینه گام بر نداشت، بلکه گاهی با برخی رفتارها باعث رنجش مستضعفان شد و حتی گروه‌های وابسته به جبهه اصلاحات برای این اقشار در مناسبت‌های مختلف بیانیه ندادند. دوم خرداد و غلبه جو روشنفکری پس از آن سبب رویکرد بسیاری از احزاب اصلاح‌طلب به این گفتمان شد، تا آنجا که نخبه‌گرایی دغدغه اصلی احزاب سیاسی در راس قدرت شد و بی‌توجهی به محرومان تا آنجا ادامه یافت که در انتخابات نهم، رویکرد برخی کاندیداها و احزاب بدون شناسنامه به این طبقه سبب اقبال عمومی به سوی آنان شد.
سازمان مجاهدین نیز با اینکه از ابتدای پیدایش همواره پیرو گفتمان سوسیالیستی بود، در سال‌های نزدیک به دوم خرداد، وجه دموکراسی‌خواهی آنقدر در میان اعضای رده بالای آن رشد یافت که آنان را صاحب نگاهی سوسیال دموکرات کرد، اما این نگاه بیشتر از وجه دموکرات برخوردار بود تا وجه سوسیالیستی. این موضوع به گفته بسیاری از صاحبنظران و فعالان سیاسی از دلایل عمده شکست آنان در 27 خرداد امسال بود و حالا سازمان مجاهدین که روزی اعضایش به علت وفاداری به اساسنامه‌یی که بر اساس جنگ فقر و غنا شکل گرفته بود و به دلیل حمایت از محرومین در رژیم گذشته سال‌ها به زندگی مخفی روی آوردند و زندان را تجربه کردند پس از سال‌ها تجربه کار حزبی، به گفته دبیرکلش به دلیل نادیده گرفتن آنچه که این سازمان روزی بخاطر آن شکل گرفت، از قدرت برکنار شد. بر این اساس به نظر می‌رسد احزاب اصلاح‌طلب از این پس وارد فاز جدیدی خواهند شد؛ فازی که نه مانند 8 سال گذشته تنها رویکرد روشنفکری داشته باشد و نه مانند آنچه که سبب پیروزی برخی در انتخابات پیشین شد محروم زدایی تنها و تنها اقدامش باشد. این فاز ترکیبی خواهد بود از رویکردها و گفتمان‌های متفاوت، چرا که درمان بیماری‌های اجتماعی ما تنها از راه یک پاسخ ترکیبی ممکن خواهد بود و در این بین احزابی که حاضر به تغییر رویه نباشند آیا می‌توانند به حیات اجتماعی و سیاسی خود ادامه دهند؛ آن هم با شکل‌گیری برخی احزاب فراگیر که این روزها زمزمه‌های شروع فعالیت‌شان را می‌شنویم؟
کارشناسان به سوالات ما این گونه پاسخ داده‌اند؛ امیر محبیان، عضو شورای سردبیری روزنامه رسالت معتقد است: گفتمان روشنفکری لزوماً مقابل عدالت‌خواهی و رفع محرومیت نیست. جریانات روشنفکری هم داریم که با توده‌ها در ارتباط هستند.
وی می‌گوید: چیزی که باعث فاصله گرفتن جریان روشنفکری از گرایش عدالت‌طلبانه شد این است که جریان روشنفکری کنونی بسیار متأثر از گفتمان لیبرال دموکراسی شده و عملاً اتکای مطلق به این گفتمان، زاویه انحرافی را در حرکت آنان نسبت به توده ایجاد کرد.
وی ضمن تایید تحلیل دبیرکل سازمان مجاهدین اظهار می‌دارد: علاوه‌بر تایید وجود فاصله میان دغدغه‌های اصلاح‌طلبان و مردم شایسته می‌دانم جریان روشنفکری ضمن بازنگری در دیدگاه‌ها و دغدغه‌های توده‌ها را در نظر بگیرد.
وی توضیح می‌دهد: اتکا به یک گفتمان بدون در نظر گرفتن بستر مردمی به انزوا‌طلبی خواهد انجامید و عملاً از نفوذ اقشار روشنفکری اینچنین در میان مردم می‌کاهد و روشنفکر نمی‌تواند نقش وجدان اجتماعی را برعهده گیرد با این وجود امیر محبیان اعتقاد دارد که جریان روشنفکری ما قادر است سریعاً به بازنگری در وضعیت خویش بپردازد و ضریب انحراف را به حداقل کاهش دهد.
یک استاد دانشگاه نیز عقیده دارد آنچه که در سال‌های اخیر سبب چرخش احزاب و فعالان سیاسی از گفتمان عدالت‌طلبی به سوی آزادیخواهی شد ناشی از عوامل مختلفی بود.
وی سپس به برشمردن این عوامل می‌پردازد و می‌گوید: بخشی از این چرخش و تغییر رویکرد ناشی از نیازهای جامعه ایران بود، همچنین وجه آزادیخواهی در جنبش دوم خرداد بارزتر از وجوه دیگر بود. غلبه تیم روشنفکرها در سازمان مجاهدین و برخی احزاب و نیز تغییر گفتمان جهانی به سمت دموکراتیزاسیون از دیگر دلایل این تغییر رویکرد بود.
فیاض زاهد در ادامه می‌افزاید: سازمان مجاهدین از ابتدا یک سازمان نخبه‌گرا بوده و مخاطبینش کمتر توده‌ها بوده‌اند. مقایسه حزب توده با این سازمان به روشنی نشان دهنده این موضوع است.
تعداد محدود اعضا، بسته بودن برخی فعالیت‌ها و نیز وفاداری به یک مانیفست واحد و مشخص از ویژگی‌های بارز سازمان مجاهدین انقلاب است. همچنین نگاه سازمان به جامعه الیت و نخبه که اغلب نیازهای اولیه‌شان برآورده شده است سبب از دست دادن تمرکز بر گروه‌های فرو دست شد.
زاهد ادامه می‌دهد: به هم ریختن سلسله مراتب مرجعیت اجتماعی در ایران سبب شد روشنفکران نتوانند این بار نیز همچون 2 خرداد تاثیر‌گذار باشند.
با این وجود این استاد دانشگاه می‌گوید: بدون تردید سازمان مجاهدین دارای یک تشکیلات سازمان‌یافته و دارای نیروهای نخبه است که قدرت بازخوانی و انطباق با شرایط جدید و تحلیل شکست‌هایش را دارد.
وی می‌گوید: معتقدم در آینده مهمترین گفتمان، گفتمان ترکیبی خواهد بود که از یک طرف توجه به آزادی را مقدم شمارد، عدالت را نیز به عنوان یکی از مولفه‌های اساسی اجتماعی مورد توجه قرار دهد.
جعفر گلباز اما بی‌توجهی به محروم‌گرایی را به معنای مخالفت گفتمان روشنفکری با این جریان نمی‌داند.
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس ششم با اینکه معتقد است مجلسی که وی در آن حضور داشت، بیش از اندازه سیاسی بود و به جای انجام اقدامات ملموس در جهت محرومین، در راه توسعه سیاسی گام برداشت اما از سویی 2 خرداد نیز یک خیزش سیاسی بود که ناشی از اعتراض به برخی هنجارها و عدم توجه دولت قبل به مسائل سیاسی و برخورد با نخبگان و سیاستمداران بود.
وی می‌گوید: اما از این پس اگر احزاب اصلاح‌طلب رویکرد سابق‌شان را در پیش گیرند و به فکر توسعه عملکرد خود در جهات مختلف نباشند با اقبال چندانی در جامعه روبرو نخواهند بود.
محسن ترکاشوند عضو سازمان مجاهدین نیز ضمن تایید این موضوع که طی 8 سال گذشته بخشی از اهتمام جریان اصلاح‌طلب متوجه حرکت نخبگان و قشر روشنفکر و از طریق رفتارهای دموکراتیک بود، می‌گوید: توسعه گفتمان تنها راه پیش روی احزابی اینچنین است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات