تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۹  ، 
کد خبر : ۱۹۳۵۴۰

روابط خارجی تحت انضباط اخلاقی


در آموزه‌های الهی، آن‌گاه عملی "سودمند" تلقی می‌شود که خشنودی خدا و پاداش آخرت را در پی داشته باشد و این دو امر است که مقیاس سود و زیان است و به عبارت دیگر برای گریز از "خسران" باید به "عمل صالح" پناه برد. از این روست که امیر‌المومنین می‌فرمایند: "ان اخسر‌الناس صفقه و اخیبهم سعیا رجل اخلق بدنه فی طلب ماله... و قدم علی‌الاخره تبعته" یعنی زیانکار‌ترین مردم در معاملات و نومید‌ترینشان در تلاش، آن است که تن در گردآوری مال خسته دارد... و با بار گناه به آخرت روی آورد [حکمت 430 نهج‌البلاغه دشتی]. از آنجا که سیاست اسلامی هم برآمده از این دیدگاه است، هر تصمیمی در آن باید به گونه‌ای باشد که اطمینان حاصل شود خداوند ناراضی از آن نیست. (دولت جدید که با نام "دولت اسلامی" سر کار آمده است باید به بسط و تبیین چنین مفاهیمی همت گمارد و اندیشمندان و نظریه‌پردازان علاقه‌مند به دولت اسلامی باید در این امر فعال شوند). اصل 152 قانون اساسی بر همین اساس بنا شده است و در آن "سلطه‌پذیری و سلطه‌جویی" نفی شده است، چرا که هم ظلم و هم انظلام با دین اسلام سازگاری ندارد. گر چه تسلط بر کشوری ممکن است ظاهرا منافع مادی مار را تامین کند ولی از آن جهت که رضای خدا را همراه ندارد جزو "منافع ملی" به حساب نیامده و در واقع، خسرانی است برای کشور.
در راستای بحثی که گذشت، می‌توان به بررسی و نقد سرمقاله‌ای تحت عنوان "فرصت‌های تجدیدناپذیر" (1) نشست که در یکی از مطبوعات به چاپ رسیده است و در آن "منافع ملی" به گونه‌ای توضیح داده شده است که به نظر، با ارزش‌های دینی ناسازگار است. نویسنده در این مقاله، به "بهره‌برداری از فرصت‌ها برای کسب حداکثر منافع به عنوان امری بدیهی در اصول سیاست خارجی کشورها" اشاره کرده است و نوشته است: "توجه به همین اصل، سیاست مداران ورزیده در کشورهای مختلف را وا می‌دارد که به صورت همزمان با یک یا چند کشور، همکاری، رقابت و مخالفت کنند...[تا] منفعتی برای کشورشان به دست آورند". وی سپس رفتار فرانسه و آلمان در برابر آمریکار در قبال حمله به عراق و نیز پرونده‌های هسته‌ای ایران را به عنوان "نمونه‌ای محسوس" برای تبیین مدعای خویش مثال می‌زند. سرمقاله نویس آفتاب یزد، آن‌گاه با عنایت به وضعیت مناسب درآمد ارزی کشور، موضع‌گیری‌های شجاعانه رییس‌جمهور درباره استکبار جهانی، نیاز آمریکا و متحدانش به نفوذ مثبت ایران در عراق و... نتیجه گرفته است، اکنون فرصتی استثنایی برای مسوولان سیاست خارجی کشور به وجود آمده است "که می‌توان از آن برای حل مشکلات ایران با برخی قدرت‌های بزرگ جهان استفاده کرد"... وگرنه احتمال تشدید فشارها بر کشورمان از جمله در پرونده هسته‌ای وجود دارد.
در این باره نکاتی قابل ذکر به نظر می‌رسد:
1ـ "منافع ملی"- چنانچه در صدر نوشتار گذشت- نباید به نادیده گرفتن و عدول از ارزش‌های والای دینی و اخلاقی بینجامد. چنین نگاه سکولاری به روابط خارجی، منتهی به یوتیلیتاریانیسم خواهد شد که قطعا نقطه مقابل دین‌محوری است. از محتوای کلام نویسنده- با توجه به تعریف ایشان از منافع ملی و مثالی که در این زمینه آورده است- چنین برداشت می‌شود که ظاهرا آنچه منظور ایشان از منافع ملی است همان است که در آلمان و فرانسه و آمریکا می‌گذرد! و بدون شک، تسری آن به ایران اسلامی ناصحیح است، چه اینکه ماشین تهاجمی استکبار جهانی در عرصه بین‌المللی فقط به منافع خویش می‌اندیشید و هرگاه منافع خاص کشور خود را با منافع سایر کشورها در تضاد ببیند، حقی برای آنها قایل نمی‌شود و حتی حاضر است برای تحقق منافع خود- که غالبا نامشروع است- کشوری را به خاک و خون کشیده و جنگی ناجوانمردانه به راه بیندازد. این نگاه مادی صرف و غیراخلاقی به هیچ وجه در سیاست خارجی ایران جایی ندارد و دولت اسلامی طبق اصول قانون‌اساسی و بند آخر سند چشم‌انداز 20 ساله نظام، بر اصل عزت و حکمت و مصلحت و با مبنا قرار دادن کسب رضای خدا به روابط خویش با سایر کشورها سامان می‌دهد و برای تامین منافع ملت خویش، هیچ‌گاه راضی به اضرار نسبت به سایرین نیست.
2ـ نرم‌خویی‌های سطحی و فریبنده بارها از سوی آمریکا سرزده است، ولی خوی استکبار و سلطه‌گری آمریکا نشان داده است که این رفتارهای ظاهرا منعطف، نمایش خدمتی است برای استخدام. آنها به جز منافع خودشان به چیز دیگر نمی‌اندیشیدند و چنانچه نویسنده محترم هم در یادداشت خود اشاره کرده است "دولت قبلی در قضایای افغانستان و عراق، مذاکراتی با آمریکا صورت داد، اما هم اکنون مشخص است آن مذاکرات بهره‌ای جز بی‌اعتمادی بیشتر به آمریکا نداشته است، به علاوه در مورد پرونده هسته‌ای نیز در این چند ساله مشخص شده است که مستکبرین جهان، حد یقفی برای خواست‌های خود ندارند و قصد تحمیل زورگویی‌های خویش بر ملت ایران را دارند، از این رو ساده‌انگارانه است که تغییر موسمی مواضع سلطه‌گران را "فرصت استثنایی" بدانیم و از بیم "تهدید فشارها بر کشور" نباید با تصمیمات احساسی و با شتاب، ارزش‌های انقلاب را زیر سوال برد. افزون بر آنچه گذشت، آمریکا در عراق، یک کشور اشغالگر محسوب می‌شود و حضورش در آنجا نامشروع و غیرقانونی می‌باشد و مذاکره در چنین شرایطی ممکن است تایید اشغالگری اشغالگران تلقی شود.
3ـ با مرور تاریخ انقلاب دریافته‌ایم منش آمریکا و استکبار، گویی تغییر ناپذیر است و باید نه از تهدیدات آن بیمناک شد و نه از برخی انعطافات ظاهری آن، ذوق‌زده و منفعل گشت. در واقع اینک هیچ‌گونه فرصتی استثنایی در سیاست خارجی ما پدید نیامده است ک عده‌ای بخواهند بعدها حسرت از دست رفتن آن را بخورند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات