قیام خونین 19 دی ماه مردم سلحشور و روحانیون حوزه علمیه قم در سال 1356، نقطه عطفی در تاریخ مبارزات اسلامی ملت ایران است. جرقهای است که انبار خشم ملت را شعلهور ساخت و تا نابودی رژیم ستمشاهی هیچگاه به خاموشی نگرایید. شنیدن گوشههایی از این قیام سرنوشتساز در انقلاباسلامی، میتواند برای مردم ما به خصوص نسل سوم درسآموز باشد. آنچه در ذیل میآید گوشهای از خاطرات شاهدان عینی این حادثه خونین میباشد؛ حجتالاسلام اکبرزاده از ساعت آغازین حرکت مردم علیه اهانت به ساحت مرجعیت میگوید: صبح روز هیجدهم دی وقتی برای شرکت در درس از حجرهام در مدرسه خان خارج شدم، ناگهان در نزدیک پلههای ضلع غربی مدرسه، آقای فاکر را ملاقات کردم. ایشان گفت: خبر دارید اطلاعات دیشب چه نوشته؟ بعد روزنامهای را درآورد و مقاله را برای ما خواند. در ابتدا چهار نفر بودیم و وقتی مقاله به انتها رسید، حدودا سینفر جمع شده بودند و اینجا بود که حرکت شروع شد. به طرف میدان آستاته حرکت کردیم. شعارهایی که میدادیم "درود بر خمینی"، "رهبر ما خمینی" و "مرگ بر این حکومت یزیدی" بود. جلوی در فیضیه که رسیدیم، چند تن از عوامل شهربانی حمله کردند و ما ناچار متفرق شدیم، ولی این زمزمه مطرح شد که بیایید به منزل آیتاللهالعظمی گلپایگانی برویم. نمیدانم این پیشنهاد از جانب چه کسی مطرح شد، ولی هر چه بود مناسب و بجا بود، جمع سینفری ما به اضافه طلاب دیگری که پس از خبردار شدن از ماجرا به ما ملحق شده بودند، راه خانه مرحوم آیتالله گلپایگانی را در پیش گرفتیم. وقتی به منزل ایشان رسیدیم، جمعیت محوطه درونی و بیرونی منزل را پر کرد. من در شمار آنانی بودم که در اندرونی نشسته بودم.
لحظهای بعد آن عالم فرزانه تشریف آوردند، ایشان سخنانشان را با کلمه مقدس استرجاع: "انالله و اناالیه راجعون" شروع کردند. طلبهها شروع کردند به گریه کردن و ایشان هم با همان حال تاثر و تاسف گفتند. ما هم از وارد شدن این ضایعه بزرگ بر جامعه روحانیت و بر فقه و اجتهاد خبردار شدیم. اینها اشتباه میکنند و دارند به بیراهه میروند اینه فکر نکنند ما دیگر سکوت کردهایم و چیزی نخواهیم گفت و دست بر میداریم. اینها باید بدانند که اگر سر نیزه را حتی زیر گلوی ما بگذارند ما حرفمان را میزنیم.
حجتالاسلام مرتضوی یکی دیگر از شاهدان در این خصوص میگوید: پیش از ظهر روز هیجدهم به حسینیه آیتالله نجفیمرعشی رفتیم. ایشان تشریف آوردند و روی همان پله اول منبر نشستند. مرحوم آیتالله نجفیمرعشی از این اهانت اظهار تاسف کردند و به یاد دارم این مثال را زدند که روحانیون در هر مسلک و مرامی، احترام دارند. خاخامهای یهودی، پاپ، کشیشها، اسقفها و مانند آن در نزد مردم و حکومتشان محترمند. آن وقت چه شده است که روحانیت شیعه این گونه حرمتش شکسته میشود؟
حجتالاسلام رفیعی یکی دیگر از حاضران در قیام نوزده دیماه نقطه اصلی درگیری را مورد توجه قرار میدهد و اظهار میدارد عصر روز 19 دی بعد از سخنان حضرت آیتالله نوری، به طرف خیابان صفائیه حرکت کردیم. وقتی جمعیت به میدان شهدا رسید و گروهی از ایشان هم به طرف خیابان ارم و حرم مطهر در حرکت بودند، ناگهان متوجه تیراندازی از طرف رژیم شدیم. یکی از برادران فریاد زد تیر هوایی است متفرق نشوید! ولی فورا تیرهای دیگر شلیک شد، مطمئن شدیم که مساله غیرعادی است و به قصد کشتن تیراندازی میکنند. پس از لحظاتی یکی از مامورین رژیم با بلندگوی دستی اعلام کرد متفرق شوید والا میکشیم.
در همین لحظات بود که ناگهان یکی از دوستان طلبه ما که شاید اولین شهید بود، به نام محمدرضا انصاری نقش بر زمین شد و به شهادت رسید، دیگر خیابانها بوی خون و شهادت میداد.
محمد شجاعی از شاهدان دیگر این روز نیز در گفتگویی بیان داشت: ساعت 4 بعدازظهر 19 دی بود که سخنرانی آیتالله نوریهمدانی به اتمام رسید جمعیت مانند سیل به حرکت درآمد من تا آن روز چنین راهپیمایی گسترده را ندیده بودم، جمعیت به طرف چهارراه بیمارستان (شهدا) در حرکت بود من روی وانتی که کنار خیابان پارک شده بود رفتم و ابتدا و انتهای جمعیت را با تحسین و تعجب نگاه میکردم، جمعیت متجاوز از هزاران نفر بود.
همین که جمعیت به چهار راه بیمارستان رسید، پاسبانها و گاردیها، مردم را به گلوله بستند، صدای تیر لحظهای قطع نمیشد. در همین هنگام دیدم گروهی از مردم، نوجوان نیمهجان سیزده ساله (حیدر رضایی) را که از پشت تیر خورده بود و از قلبش بیرون آمده بود، بغل کرده و روی دست میآوردند، جمعیت با دیدن او فریاد تهلیل و تکبیر سر دادند. این صحنه همه را بیطاقت کرده بود. اشک در چشمها خشک شده بود.
آیتالله طاهریخرمآبادی در ارتباط با واکنشهایی که بعد از 19 دی اتفاق افتاد، اظهار داشت: فردای حادثه، روز 20 دیماه عدهای از اساتید و مدرسین در منزل ما اجتماع کردند. برخی از مدعوین جلسه که در خاطرم مانده است، عبارت بودند از آقایان: آیتالله مکارم، آیتالله وحیدی، آیتالله محمدیگیلانی، آیتالله یزدی، آیتالله محفوظی و... در آن جلسه که در واقع سومین جلسه مدرسین محسوب میشد، صحبتها و تصمیمگیریهایی شد، از جمله اعلامیهای در خصوص حادثه 19 دی تنظیم کردیم که در واقع نخستین اعلامیهای بود که درباره حادثه 19 دی منتشر گشت. در ادامه در اعتراض به مراجع با صدور اطلاعیه واکنش نشان دادند و حضرت امام خمینی(ره) هم با کمی تاخیر، اعلامیه شدیداللحنی را صادر فرمودند.
حجتالاسلام صالحی نیز درباره این قیام حماسهساز تاریخ انقلاباسلامی میگوید:
وقتی اولین شهید افتاده به روی زمین را مشاهده کردیم، دیگر خون جلوی چشمانمان را گرفت و اگر تا قبل از آن رعب و وحشتی داشتیم، به طور کلی از بین رفت. جنازه را بر دوش گرفتیم و به طرف بیمارستان فاطمی حرکت کردیم، مامورین به ما حمله کردند و به ناچار جنازه را روی زمین رها کردیم و به کوچه ادیب گریختیم و مجددا دور زدیم و وارد صفائیه شدیم. درگیری از ساعت 5 بعدازظهر که شروع شد تا حوالی ساعت 9 شب به درازا کشید و روال کار این گونه بود که جمعیت هرگاه مجال پیدا میکرد، از کوچه به خیابان میآمد و شعار میداد.
یکی دیگر از شاهدان قیام 19 دی پیرامون نحوه شعارها و کیفیت قیام و اثرات آن گفت: 19 دی الهام از 15 خرداد بود، با همان شعارها و پیروی و حمایت و تبعیت از همان رهبر با ویژگیهای صددرصد اسلامی که مبتنی بر مایهها و تعصبات مذهبی و به دور از شعارهای روشنفکری بود، شعارها معمولا، اللهاکبر، صلوات و درود بر خمینی و یا حسین و... بود، حتی برای نابودی شاه خائن صلوات فرستاده میشد.
انگیزههای قیام نشاتگرفته از اعماق قلب و ایمان و باور مردم بود و یکرنگی خاصی در آن به چشم میخورد، به همین خاطر مانند جرقهای در انبار باروت عمل کرد، منتها جرقهاش از نوع جرقههای معمولی نبود دست قدرت لایزال الهی در کار بود.
19 دی کاری کرد معجزهآسا که هیچکس و هیچ قدرتی، نه قدرت پیشبینی آن را داشت و نه میتوانست در آن شرایط بدین سرعت و شکل و حرارت آن را ایجاد کند، قیام نوزده دی و تبعات آن که پیروزی انقلاباسلامی و عزت امروز اسلام از آن است که از مواردی است که انسان را تنها و تنها متوجه قادر متعال میکند و میتوان گفت نوزده دی چیزی جز "نور خدا" نبود.
19 دی سالگرد شهادت لالههای به خون خفتهای است که خونشان روحی تازه به کالبد انقلاب خونین ملت ایران دمیدند.