ـ آقای محسن کدیور، در قسمتی از سخنان خود چنین آوردهاند: "چهار- پنج قرن پس از پیامبر، این سوال پیش آمد که آیا اموری مانند اخلاق و عدالت، دروندینی هستند یا بروندینی؟ آیا عدالت در سلطه علل احکام است یا متاثر از احکام دینی است؟.... معتزله و شیعه معتقدند که عدالت، امری عقلی است و برای فهم آن نیاز به درک دینی نداریم". شاید بتوان مهمترین خطا در این عبارت را خلط بین مفاهیم و مصادیق دانست، چرا که بر منطقی روشن است که حسن عدل و قبح ظلم، یک امر عقلی است، ولی از آنجا که مصادیق عدل و ظلم نیازمند به دانستن استحقاق هر چیز میباشد، لذا در بسیاری از موارد برای تشخیص مصادیق، نیازمند شرع هستیم. به عبارت دیگر چون عدل آن است که هر چیز بنابر صلاحیت و استحقاق خود در موضع مناسب خویش قرار گیرد و خلاف آن ظلم است، واضح است که استفاده از دین الهی برای تشخیص مصادیق عدل و ظلم ضروری است.
ـ ایشان در بخش دیگری از کلام خود چنین میآورند:" ... و در حالی که براساس تحقیقات جامعهشناسی جوامع دینی، اخلاقیتر از جوامع غیردینی نیست". آنچه در نگاه اول، توجه انسان را به خود جلب میکند استناد به آمار و تحقیقاتی است که ذکری از آنها در کلام آقای کدیور نشده است ایشان هیچ منع و سندی برای آن ذکر ننمودهاند و بالطبع، اعتبار آنها نیز بر خوانندگان مجهول مانده است. ضمن آن که آنچه در جهان کنونی مشهود است، خلاف سخنان آقای کدیور را ثابت میکند. در جهان امروز شاهد آن هستیم که رشد بزهکاریهای اجتماعی، ناهنجاریها، تخلفات کلان اقتصادی، سوء استفادههای جنسی و ... با رشد سکولاریسم رابطه مستقیم دارد. حتی در جوامع دینی اسلامی، در بازههای زمانیای که توجه به دستورات دینی و رعایت اخلاق الهی به صورت یک اصل مهم مورد توجه عموم قرار میگیرد جرم و جنایت کاهش مییابد و این امر خصوصا در ماه مبارک رمضان ملموستر است.
ـ آقای کدیور چنین ادامه میدهند: "... انسان اخلاقی، انسانی است که هم حقوق دیگران را رعایت میکند و هم وظایفی را بر عهده دارد و بر این اساس، مباحثی مانند حقوقبشر، انسانها را از احکام بینیاز و اخلاقی نمیکند، چرا که اعلامیههای حقوقبشر از وظایف انسانها سخن نمیگویند و تنها بر حقوق آنها تاکید دارند".
نکته جالب و مهمی که ایشان در این قسمت به آن اشاره کردهاند، بحث تکالیف فردی و اجتماعی انسانها است و با این دیدگاه خود، در مقابل روشنفکرانی مانند دکتر سروش قرار گرفتهاند که از حقمحوری و دور انداختن تکلیفمحوری در فقه سخن میگویند. پر واضح است که طبق تعالیم اسلامی، سه تکلیف اساسی برعهده انسان است که خداوند از این تکلیف بازخواست کرده و راه رسیدن به کمال را رعایت این سه تکلیف بر میشمارد و این سه تکلیف عبارتند از: حق پروردگار، حق مردم و حق نفس، که بسیاری مورد تاکید شرع میباشد، ضمن آن که در اعلامیههای حقوقبشر که تنها بر حقوق انسانها تاکید میکند نه وظایفشان، این اشکال مهم وارد است که در این بیانیهها، تنها آن حقوقی مورد تاکید است که عقل سکولار بدانها رسیده است.
آقای کدیور در قسمت پایانی سخنان خود چنین میآورند: "اخلاق مومنانه یعنی این که در حوزه اخلاق علاوه بر عقل بر ارزشهای دینی هم تکیه کنیم". جالب این که آقای کدیور در سخنان قبلی خود صرف استفاده از عقل را برای رسیدن به ارزشهای اخلاقی کافی میدانستند و با جملاتی مانند: "معتزله و شیعه معتقدند عدالت امری عقلی است و برای فهم آن نیاز به درک دینی نداریم" و همینطور: "... اگر عقل خود را به کار میگرفتند به این ارزشها میرسیدند"، به درک ارزشها به وسیله عقل تاکید داشتند، اما در پایان سخنان خود، موضع خویش را تغییر داده و میآورند: "در حوزه اخلاق علاوه بر عقل، بر ارزشهای دینی نیز تکیه کنیم". به هر حال روشن نمیشود که نظر ایشان به طور قطع، کدام یک از این دو مورد است!!