پژمان کریمی
رییسجمهور سابق جناب آقای سیدمحمد خاتمی، پیشنهاد تشکیل "اتاق فکر اصلاحات" را ارایه کردهاند. در این باره، شاید پاسخ بدین پرسش از این نقطهنظر مهم باشد که اساسا آیا پیدایش و فعالیت "اتاق فکر اصلاحات" با نیروهای سیاسی موجود که ذیل عنوان "جبهه اصلاحات" دارای حیات و فعالیت سیاسی، المری تحقق یافتنی تلقی میشود!
آسیبشناسی جبهه اصلاحات (جبهه دوم خرداد سابق) پاسخی بر پرسش مذکور است! پس از رخداد دوم خرداد 76 و قدرت یافتن سیدمحمد خاتمی بر کرسی ریاست جمهوری، جبهه "اصلاحات" شکل واقعی و رسمی به خود گرفت! از همان بدو شکلگیری این جبهه، نبود تعریف و اجماع بر سر مفهوم "اصلاحات"، تصویر واحدی از اجزای جبهه مذکور به نمایش نگذاشت. خاصه این که تلقیهای بعضا متعارض از "اصلاحات" نبود اصول ایدئولوژیک اشتراکی را که مبنای به نضج رسیدن "جبهه اصلاحات" باشد را حکایت میکرد. بنابه اعتراف اصلاحاتیون حتی، تنها نقاط اشتراکی یا به عبارتی تنها نقاط قابل اجماع جبهه اصلاحات دو چیز بود:
یک ـ سیدمحمد خاتمی
دو ـ تقابل با رقیب (اصولگرایان)
اگر چه اتکا به سیدمحمد خاتمی نیز از ضرورت تقابل با اصولگرایان نشات میگرفت! زیرا در برابر جناح قدرتمند و فراگیری چون اصولگرایان، سیدمحمد خاتمی بود که به عنوان چهرهای معتدل و مداراجو و خارج از قلمروی اصولگرایان، میتوانست گروههای سیاسی داخل نظام که همسو با اصولگرایان، اندیشه میورزیدند و قدم میزدند را در قالب جبهه متحد فراخواند و قدرت سیاسی را در نسبت با اجزای جبهه اصلاحات توزیع نماید!
دستکم در نظر اصلاحاتیون سیدمحمد خاتمی با تاکید بر شعار توسعه سیاسی خود، میتوانست اجزایی چون مشارکتیها یا ملی ـ مذهبیون جای گرفته در بدنه اجزای جبهه اصولگرایان را تحمل کرده و سایه حیات سیاسی آنان را تحدید نسازد. واضح است که با کنار رفتن سیدمحمد خاتمی یک مورد ائتلاف از بین رفت و پیوستگی اجزای جبهه اصلاحات رو به تلاشی گذاشت. اتکای اصلاحاتیون به "شخص" و هدف استراتژیک حذف رقیب و نه باورهای ایدئولوژیک چنان قوی بود که جبهه اصلاحات، حزب باورمند به امتزاج دین و سیاست (مجمع روحانیون مبارز) تا حزبی چون مشارکت ایران اسلامی را در بر میگرفت.
اکنون، خاتمی رفته است!
مجمع روحانیون مبارز، دلآزرده از رادیکالیسم نهفته در جبهه اصلاحات است و برای زدودن آن خط و نشان میکشد [اشاره به سخنان روز دوشنبه منتخبنیا] مهدی کروبی با استعفای از دبیرکلی مجمع حزب فراگیر اعتماد ملی را بنیان نهاده است! مفهوم اصلاحات به رغم داشتن سابقه طرح هفتساله، هنوز از ناحیه اصلاحاتیون تبیین نشده است. دلیل این امر نیز نبود ارادهای برای تبیین این مفهوم است، نارضایتی و غیرهمسویی و تعارض اصلاحاتیون امکان تاسیس "اتاق فکر اصلاحات" را که در برگیرنده نمایندگان اجزای 18 گانه جبهه اصلاحات باشند را با تردید جلوه میدهد!
بنابراین اتاق فکر اصلاحات را [در صورت تشکیل] تنها میتوان محل اجتماع بخشی از اجزای جبهه اصلاحات تصور کرد.
به هر روی "تشکیل اتاق فکر اصلاحات" در صورتی که به محل اجتماع نخبگان ارزشی در حیطه اصلاحاتیون بینجامد منشاء خیری است که:
اول- مرزبندی میان اصولگرایان اصلاحات با مدعیان غیراصولگرایان اصلاحات را مشخص و برجسته میسازد.
دوم- اجماع اصلاحاتیون را بر تبیین مفهوم اصلاحات برمیانگیزد.
سوم- با چیرگی "فکر" بر حرکت سیاسی، رادیکالیسم موضوعیت خود را از دست میدهد و یا دستکم این که رو به کمرنگی میگذارد.