تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۷  ، 
کد خبر : ۱۹۳۷۰۸

آب، زیربنای استراتژی اسرائیل


آیا منابع آب داخلی اسرائیل برای مصرف آب این رژیم کفایت می کند تا چه اندازه اسرائیل به سفره های زیرزمینی منطقه کرانه باختری وابسته است آیا رژیم صهیونیستی بدون وابستگی به آبهای زیرزمینی منطقه کرانه باختری و همچنین آبهای مناطق مرزی از جمله رود اردن و شعبه های آن (که مورد اختلاف اردن , سوریه , اسرائیل است ) قادر به ادامه حیات می باشد اسرائیل تا چه انداز به منابع آبی جنوب لبنان (رود لیطانی ) و بلندیهای جولان وابسته است آیا وجود منابع آبی در مناطق اشغالی به عنوان یکی از عوامل عمده عدم عقب نشینی اسرائیل از این مناطق نیست و اگر زمانی اسرائیل مجبور به عقب نشینی از مناطق اشغالی باشد آیا از تسلط خود بر منابع آبی این مناطق چشم پوشی می کند
در پاسخ به سئوالات فوق باید گفت که حیات اسرائیل به منابع آبی مناطق مرزی از جمله رود اردن , یرموک و بانیاس و مناطق اشغالی کرانه باختری و جنوب لبنان وابسته است و رژیم صهیونیستی در حال حاضر بدون تسلط بر این آبها قادر به ادامه حیات نیست . حتی اگر زمانی اسرائیل در طی روند صلح خاورمیانه مجبور به عقب نشینی از مناطق اشغالی شود به تسلط خویش بر منابع آبی این مناطق ادامه خواهد داد مگر زمانی که به منابع آبی مطمئن تر و ارزان تر خارج از محدوده اسرائیل دست یابد. مانند انتقال بخشی از آب رود نیل به اسرائیل و همچنین انتقال آب از ترکیه .
آبهای داخلی اسرائیل
در اسرائیل هیچ رود دائمی وجود ندارد و تنها رود اردن آنهم در سرزمینهای اشغالی بعد از جنگ 1346 در مرز مشترک سوریه , اردن و اسرائیل جریان دارد. به این جهت این کشور یکی از مناطق خشک و کم آب منطقه خاورمیانه محسوب می شود.
بخش اعظم آب مورد نیاز اسرائیل از منابع زیرزمینی به ویژه از کرانه باختری و همچنین رود اردن , یرموک و نیز , رود لیطانی در جنوب لبنان تامین می شود.
آبهای زیرزمینی تامین کننده 60 درصد مصرف سالانه آب در اسرائیل هستند و برای برنامه ریزان آب , این سفره های زیرزمینی بیشترین اهمیت را دارند.
میزان آب مورد نیاز : (1 )
در سال 1327 (سال تاسیس دولت صهیونیستی ) کل نیازمندیهای آبی اسرائیل 230 میلیون مترمکعب بوده در حالی که در دهه 1360 فقط مصرف خانگی این کشور به 450 میلیون مترمکعب رسید . در سال 1370 مصرف آب اسرائیل 1750 میلیون مترمکعب بود که از این مقدار 1162 میلیون مترمکعب در آبیاری , 106 میلیون مترمکعب در صنعت و 482 میلیون مترمکعب برای مصرف خانگی استفاده می شد . در مجموع کل مصرف آب اسرائیل در سال 1380 به 2150 میلیون مترمکعب و در سال 1400 هجری شمسی به 3000 میلیون مترمکعب خواهد رسید . بنابراین کمبود آب در اسرائیل در سال 1380 به 30 درصد و در 1400 به هفتاد درصد خواهد رسید. از طرفی حجم کل آبی که اسرائیل از کشورهای مجاور خود به تاراج برده سالیانه 600 تا 700 میلیون مترمکعب است که حدود 40 درصد از نیازهای سالیانه این کشور را تامین می کند و در صورتی که منابع آب مورد استفاده اسرائیل از منطقه کرانه باختری را نیز به حساب آوریم این رقم به بالای 50 درصد خواهد رسید.
مسائل اصلی که بخش آب در اسرائیل با آن روبروست عبارتند از : استفاده بیش از اندازه از ذخایر موجود , فقدان تمهیدات ذخیره آب در درازمدت (مثلا ظرفیت محدود دریاچه تیبریاس که در حدود 700 میلیون مترمکعب است ) نیاز به جایگزینی شبکه توزیع آب و کاهش هزینه های سنگین تولید انرژی .
همانطور که گفته شد این کشور با کمبود شدید آب مواجه است که توانسته است بخشی از این کمبود را از طریق منابع آبی مناطق اشغالی جبران نماید . شدت بحران کمبود آب در اسرائیل در سال 1369 موجب شد تا این کشور در شبکه سراسری خود اعلام وضعیت بحرانی نماید و در ماه فروردین 1370 نیز اعلام نمود که برنامه ملی تامین آب در اسرائیل برای مدت شش ماه متوقف خواهد شد. اسرائیل برای حل بحران کمبود آب در پی سرمایه گذاریهای سنگین در زمینه به کارگیری تکنولوژی جدید بوده , هم اکنون به اجرای طرحهای نمک زدایی آب دریا , باردار کردن ابرها و استفاده مجدد از فاضلابها مشغول است . اسرائیل در سال 1370 جمعا 195 میلیون متر مکعب فاضلابهای بازیابی شده را مورد استفاده قرار داد که از این مقدار 114 میلیون مترمکعب در بخش آبیاری به مصرف رسید. هدف از این کار , افزایش میزان تولید محصولات غذایی است که با این روش آبیاری می گردند.
اما این راه حل ها هزینه های کلانی را برای اسرائیل در بردارد , به این جهت راه حل واقعی به نظر نمی رسند. هزینه تهیه یک مترمکعب آب با دستگاههایی آب شیرین کن 2,6 دلار می باشد . به این جهت چشمداشت اسرائیل به منابع آبی نیل و طرح انتقال آب نیل به اسرائیل , جستجو و کاوش در آسیای مرکزی و قفقاز به دنبال منابع آبی و توجه این کشور به منابع آبی ترکیه و خرید آب از طریق انتقال با لوله ها از زیر دریا یا انتقال با کیسه های پلاستیکی به طول 700 متر در همین راستاست . هزینه انتقال آب از ترکیه به اسرائیل 87 سنت می باشد که در مقابل 2,6 دلار که جهت شیرین کردن آب هزینه می شود کاملا مقرون به صرفه است .
در این مبحث به وابستگی اسرائیل به منابع آبی کرانه باختری به رود اردن , جنوب لبنان و رود لیطانی و بلندیهای جولان می پردازیم .
منابع آبی کرانه باختری و غزه
میزان بارندگی سالیانه در کرانه غربی 500 میلیمتر و حجم باران سالیانه 2,9 میلیارد مترمکعب است . حدود 2 میلیارد مترمکعب (70 درصد) از باران سالیانه تبخیر و 650 میلیارد مترمکعب جذب زمین و بقیه در سطح زمین جاری می شود.
در کرانه باختری رودخانه دائمی وجود ندارد تعداد 210 آبریز و سرچشمه آبهای سطحی موجود سالیانه 55 میلیون مترمکعب آبدهی دارند.
کرانه غربی دارای سه حوزه آبی زیرزمینی است :
حوزه غربی , شامل العوجا , التمساح با آبدهی قابل تجدید سالیانه 350 میلیون مترمکعب , حوزه شرقی با آبدهی 100 تا 200 میلیون مترمکعب و حوزه شمالی با آبدهی سالیانه 140 میلیون مترمکعب .
325 میلیون مترمکعب آب از راه سفره کوهستانی یارکون ـ پانینیم به دشت ساحلی اسرائیل سرازیر می شود :
فلسطینی های ساکن در کرانه باختری 24 میلیون مترمکعب از سفره یارکون ـ یانینیم , 24 میلیون مترمکعب از سفره هایی که از شمال به دره بت شین جریان دارند و 59 میلیون مترمکعب از سفره های حاشیه شرقی کرانه باختری برداشت می کنند و نیز شرکت مکوروث در حدود 3 میلیون مترمکعب در سال به این منطقه عرضه می نماید.
سفره های آب شرقی به طور کامل وارد شبکه آبرسانی اسرائیل نشده و بیشتر به وسیله فلسطینیها مصرف می گردد.
در نوار غزه نیز رودخانه دائمی وجود ندارد و مهمترین منبع آب سفره های زیرزمینی است تمامی منابع آب در این منطقه 130 میلیون مترمکعب برآورد می شود که عمدتا از سفره های آبی ساحلی تامین می گردد . بازده ثابت سفره آبی 65 میلیون مترمکعب است ولی در حدود 25 میلیون مترمکعب بیش از حد مجاز پمپاژ شد که باعث نفوذ وسیع آب دریا و شور شدن آب با نرخ سالانه 20 ـ 15 میلیگرم در لیتر گردید . از سال 1350 هنگامی که استخراج آب زیرزمینی غیرقانونی بود , سطح شوری 70 درصد آب زیرزمینی در غزه بالغ بر 500 میلیگرم در لیتر بود و در بعضی مناطق سطح شوری آب به 1500 میلیگرم در لیتر بالغ می گردید 50 درصد آب آشامیدنی بعنوان « آب مکدر » معرفی شده و 22 درصد آن اصلا قابل نوشیدن نبود.
آبیاری در غزه حدود 96 میلیون مترمکعب آب مصرفی می کند در حالی که مصرف عمومی معادل 13 میلیون مترمکعب ـ مصرف صنعتی ناچیز بوده و بیش از 2 میلیون مترمکعب نیست .
شرکت « تحال » پیش بینی می کند مصرف عمومی تا سال 1390 هجری به 57 میلیون مترمکعب افزایش یابد و مصرف صنعتی به 3 الی 5 میلیون مترمکعب خواهد رسید. در حالی که جمعیت این منطقه بالغ یک میلیون نفر خواهد شد. مسلما غزه نیاز مبرم به آب اضافی از خارج از منطقه , یا از طریق بازیابی آب مصرف شده و یا شیرین کردن آب دارد.
از طرفی غزه به عنوان بخشی از شبکه آبرسانی اسرائیل به حساب نمی آید گرچه آبادیهای اسرائیلی در « بلوگ قطیف » آب مورد نیاز خود را از راه لوله کشی از داخل خط سبز تامین می کنند. مصرف آب در غزه بویژه برای آبیاری بوسیله سیاستهای اسرائیل محدود شده است . مصرف آب سرانه ساکنین غزه 123 میلیون مترمکعب است در حالی که مصرف سرانه اسرائیلی ها 9326 مترمکعب بوده است .
در تخصیص آب به اسرائیلیها و فلسطینی های ساکن کرانه باختری تبعیض وجود دارد . در سالن 1366 پروژه پایگاه اطلاعاتی کرانه باختری پیش بینی کرد که تا سال 1370 حدود 137 میلیون مترمکعب در اختیار فلسطینی ها ( یک میلیون نفر) و 100 میلیون مترمکعب آب در اختیار ساکنین آبادی های صهیونیست نشین (100000 نفر)قرار خواهد گرفت . (2 )
مصرف سرانه فلسطینی های کرانه باختری در سال 1370 حدود 119 مترمکعب و مصرف سرانه ساکنین آبادیهای صهیونیست نشین در همان سال 354 مترمکعب بوده است . تمامی آبادی ها و پاسگاههای مرزی اسرائیل آب لوله کشی دارند در حالی که 70 الی 80 درصد دهکده های اعراب آب مصرفی خود را از طریق تانکرهای شرکت مکوروث دریافت می کنند.
در مورد مجوز حفر چاه و همچنین نظام قیمت گذاری آب بین فلسطینی های ساکن کرانه باختری و صهیونیست ها تفاوت وجود دارد. به نقل از پروژه پایگاه اطلاعاتی کرانه باختری سازمان صهیونیستی جهانی سوبسید قابل توجهی برای هزینه های مربوط به آب صهیونیست ها قائل می شود.
سئوال اصلی این مبحث این است که با توجه به اهمیتی که منابع آبی زیرزمینی کرانه باختری برای اسرائیل دارد آیا این کشور می پذیرد که از این منطقه عقب نشینی کند یا خیر در واقع کنترل اسرائیل بر سفره های آبی « یارکون ـ تانینم » و « بت شین » در کرانه باختری ـ علت اصلی اکراه آن کشور در از دست دادن کرانه باختری در جریان معامله « زمین در ازای صلح » است . کنترل فلسطینی ها بر این سفره های آبی , احتمالا از دیدگاه اسرائیل به معنای نظارت نامناسب بر استخراج آب حفاری غیرمجاز چاه , پمپاژ و ایجاد آلودگی از طریق فضولات سمی خواهد بود.
در مرداد 1369 وزیر کشاورزی اسرائیل اعلام کرد که : « هر گونه راه حل سیاسی موافق با بقای اسرائیل که کنترل مداوم و کامل اسرائیل بر منابع آب و سیستم های فاضلاب کرانه باختری و تاسیسات مربوط به آن را در بر نداشته باشد مطرود است . تزامیش میشاف , بازرس آبهای اسرائیلی گفته است : « ما می خواهیم بر منابع آب تسلط داشته باشیم . اسرائیل در منابع آبی کرانه باختری و نوار غزه شریک است . قبل از 1967 از 85 درصد این آبها استفاده می کردیم و اگر اکنون حاکمیت خود را بر آنها حفظ نکنیم , آبرسانی شهرهای اسرائیل را به خطر انداخته ایم . »
به این جهت به نظر می رسد که اسرائیل حتی در صورتی که مجبور به عقب نشینی از این منطقه شود تسلط خود بر منابع آبی منطقه ادامه خواهد داد. از دیدگاه اسرائیل , در صورت عقب نشینی اسرائیل از این منطقه , اسرائیل باید کنترل خود بر کلیه منابع آبی این منطقه را حفظ نماید. هر گونه موافقت نامه در زمینه آب از طرف اسرائیل مشروط به تامین نیازهای آبی فلسطینی های ساکن کرانه باختری و غزه توسط مصر و لبنان و یا ترکیه است . حتی دولت اسرائیل از مذاکره با فلسطینی ها درباره حقوق مربوط به آب خودداری می کند.
وابستگی اسرائیل به منابع آبی مناطق مرزی
الف : رود اردن : رود اردن از ارتفاعات جنوب شرقی لبنان , جنوب غربی سوریه و شمال اسرائیل سرچشمه می گیرد. رود اردن بین سه کشور اردن , سوریه و اسرائیل مشترک است .
رودخانه اردن محور اصلی سیستم است و کل دبی سالانه آن به بحرالمیت تقریبا 1300 میلیون مترمکعب در سال می باشد . سرچشمه های قسمت بالایی رود اردن (600 ـ 550 میلیون مترمکعب ) عبارتند از رودخانه حاصبانی و چشمه دان در لبنان و رود بانیاس در بلندیهای جولان .
بخش عمده آب قسمت بالایی رودخانه اردن در دریاچه تیبریاس (که به دریای جلیله یا دریاچه کینرت نیز معروف است ) ذخیره شده و به شبکه آبرسانی ملی اسرائیل منحرف می گردد.
رودخانه یرموک که سرچشمه های آن در سوریه قرار دارند و در امتداد مرز سوریه و اردن جریان دارد. و از طریق مثلث عدیسیه که هم مرز اسرائیل است در ده کیلومتری پایین دریاچه تیبریاس به رود اردن می پیوندند.
در مورد میزان استفاده از رود اردن بین اسرائیل , سوریه و اردن اختلاف وجود دارد. اردن و سوریه , همواره به اسرائیل نسبت به استفاده بیش از سهم خود از رود اردن معترض هستند , سوریه و اردن تصمیم گرفتند در قسمت بالای رود یرموک سد الوحده را احداث کنند. این سد می تواند آب رود را که بطور عادی به رود اردن و از آنجا به بحرالمیت می ریزد ذخیره و بهره برداری نماید . اجرای این پروژه 300 میلیون دلار ارز نیاز دارد که قرار است بانک جهانی به شرط اعلام رضایت اسرائیل آن را تامین نماید. اما اسرائیل هر چند سه برابر سهم خود طبق طرح تقسیم آب جونستون از یرموک استفاده می کند لیکن از اعلام رضایت خودداری کرد و سهم بیشتری را مطالبه می کند. بعید به نظر می رسد حتی در صورت نیاز تامین ارز مورد نیاز , اسرائیل اجازه احداث این سد را بدهد . زیرا در سال 1346 پروژه سد الوحده که قبلا به نام مغارین نامیده می شد با حمله توپخانه ای این کشور متوقف شد.
سرهنگ رعنان جیسینی , سخنگوی ارتش اسرائیل همکاریهای آبی سوریه و اردن (سدالوحده ) را یک خطر جدی برای اسرائیل اعلام کرد. زیرا اجرای آن موجب کاهش آب رود اردن می شد و اسرائیل این کاهش آب را مرگ تدریجی بخش جنوبی اسرائیل تعبیر می کرد. به این ترتیب با مخالفت اسرائیل همکاری اردن و سوریه در زمینه آب نتیجه ای دربرنداشت . سوریه جداگانه سد کوچکی بر شاخه قدیمی یرموک احداث نمود. و اردن نیز حجم ذخیره آب سد در « ملک طلال » را با افزایش ارتفاع آن تا 90 میلیون مترمکعب افزایش داد .
اختلافات اساسی در زمینه میزان استفاده از آب , یکی از موضوعات مهم در مذاکرات صلح خاورمیانه می باشد اسرائیل نیازهای آبی خود را در اولویت قرار داده و کنترل بر منابع رود اردن و سفره های آبی کلیدی را به عنوان حداقل نیاز امنیتی خود تلقی می کند و در عین حال انکار می کند که از منابع آب همسایگان خود بطور غیرمجاز بهره برداری نموده است اردن تنها کشوری است که در زمینه آب با اسرائیل به توافق رسید. در قرارداد صلحی که بین دو کشور منعقد شد بخشی از آن به آب اختصاص داده شد . برطبق ماده 6 قرارداد صلح طرفین توافق کردند که سهم عادلانه دیگری را در آبهای رود اردن و یرموک و سفره آب زیرزمینی وادی عربه مورد شناسایی قرار دهند. طرفین متعهد شدند که مراکز تنظیم و توسعه منابع آب هریک از آنها به هیچ وجه به منابع آب طرف دیگر آسیبی نرساند. همچنین طرفین در خصوص مطالعه و بررسی روشهایی برای رفع کمبود آب توافق و در زمینه های زیر همکاری خواهند کرد :
الف ) توسعه منابع کنونی و جدید آب , افزایش آبهای موجود از طریق همکاری در زمینه منابع آب منطقه ای به نحو مقتضی و کاهش میزان هدر رفتن آب در زنجیره مصرف
ب ) جلوگیری از آلودگی منابع آب
پ ) کمک متقابل در برطرف ساختن مشکل کمبود آب
ت ) مبادله اطلاعات و تحقیقات مشترک و توسعه هدفهای مربوط به آب و بررسی امکانات موجود برای گسترش و استفاده از منابع آب
رود لیطانی : بزرگترین رود لبنان با آبدهی 700 میلیون مترمکعب می باشد و به طور کامل در خاک لبنان از دره بقاع تا ساحل مدیترانه Avali جریان دارد بیشتر آب آن یعنی 432 میلیون مترمکعب به رود اولی برای تولید نیروی هیدروالکتریک انحراف پیدا کرده است . با این حال بخشهایی از رود لیطانی و چشمه وزانی که به رود حاصبانی می ریزند در منطقه امنیتی جنوب لبنان قرار دارند . این منطقه در سال 1361 پس از دومین تهاجم اسرائیل به لبنان و اشغال اسرائیل درآمد. و نیروهای اسرائیلی منطقه امنیتی خود را در طول رودخانه لیطانی قرار دادند و به بررسی اطلاعات هیدرولوژیکی مربوط به واحد سرپرستی رودخانه لیطانی پرداختند. برخی از گزارشها حاکی از این بود که مهندسین اسرائیل طرحهایی را تهیه نموده اند تا آب رودخانه لیطانی را در پل خردله از طریق رودخانه حاصبانی به دره اردن منحرف کنند. این امر به اسرائیلها امکان می داد که حداقل به میزان 100 میلیون مترمکعب از آب لیطانی استفاده نماید. بسیاری از لبنانیها از این بیم دارند که رویای اسرائیل در مورد برگرداندن فراز آبهای لیطانی تجدید شود. آبهای رود لیطانی بدون استفاده کامل وارد مدیترانه می شود در صورتی که می توان آن را از طریق یک تونل به رودخانه حاصبانی منحرف کرد و در این صورت مقدار 500 میلیون مترمکعب آب سالانه به سهمیه اسرائیل افزوده خواهد شد. هر چند اسرائیل همواره اعلام کرده است که با تحقق شرایط امنیت ویژه برای این کشور , نیروهای خود از باقی مانده اراضی اشغالی جنوب لبنان خارج خواهد کرد , اما عملکرد آن نشان داده است که حضور آن در جنوب لبنان تنها به خاطر ضرورتهای امنیتی و سرکوب مقاومت اسلامی علیه اسرائیل و تامین مرزهای شمالی نبوده است . در واقع موضوع تامین منابع آبی جدید خارج از قلمرو اسرائیل یکی از اهداف عمده اسرائیل در اشغال جنوب لبنان بوده است . در مورد اهمیت منابع آبی جنوب لبنان همین بس که : سران جنبش صهیونیستی از 1919 خواستار تعیین مرزهای شمالی خود از نقطه مشرف به دریای مدیترانه در نزدیکی شهر صیدا و در امتداد خط مرزی به طرف منابع آبی شامل قسمتهایی از لیطانی و امتداد آن به طرف شمال تا پل قرعون به انضمام شهرکهای راشیا و حاجیا و جبل الشیخ بودند. آنها اعتقاد داشتند که آینده این رژیم به دسترسی به منابع آبی سرچشمه گرفته از بلندیهای شیخ و رودخانه های لیطانی و اردن وابسته است. بنابراین رودخانه لیطانی برای اسرائیل یک عنصر حیاتی تلقی می شود.
اسرائیل غیر از چشمداشت به آب رود لیطانی , منابع آبهای زیرزمینی جنوب لبنان را نیز تحت حاکمیت خود درآورده است . اسرائیل پس از اشغال جنوب لبنان , حفر چاههای جدید آب بوسیله کشاورزان را ممنوع اعلام کرد و چاههای قدیمی آنها را بست .
یکی از موانع اصلی عقب نشینی اسرائیل از جنوب لبنان مساله آب رودخانه لیطانی و سایر منابع آبی جنوب لبنان است که در مورد استفاده اسرائیل قرار می گیرد. لبنان اصرار می ورزد که ذخایر آب آن کشور بلامنازع است و کارشناسان آب خاطر نشان می سازند که در لبنان هیچگونه آب مازادی برای صادرات وجود ندارد. با این حال اسرائیل در مورد حفظ کنترل بر رودخانه حاصبانی و چشمه دان در صورت خروج از جنوب لبنان اصرار خواهد ورزید.
منابع آبی جولان
در پی الحاق بلندی های جولان به اسرائیل توسط پارلمان رژیم صهیونیستی , این کشور درصدد برآمد تا از منابع آبی این منطقه استفاده نماید . اسرائیل از این منطقه سالانه نزدیک به 40 میلیون مترمکعب آب بدست می آورد.
شهرکهای یهودی نشین این منطقه با نیاز سالانه آب به میزان 46 میلیون مترمکعب مقداری از نیاز خود را از دریاچه تیبریاس (16 میلیون مترمکعب ) و بقیه از چشمه ها و چاهها و آبهای زه کشی شده سطحی تامین می کنند. آب دریاچه به بزرگترین حوضچه آبی در جولان بسوی آبادیهای اسرائیل منحرف شده است . هر چند اسرائیل به منابع آب جولان وابستگی اندکی دارد و این منطقه برای اسرائیل بیشتر جنبه استراتژیکی دارد با اینحال عقب نشینی از جولان موجب از دست دادن 40 میلیون مترمکعب آب می شود . ضمنا عقب نشینی اسرائیل باعث می شود تا دسترسی اسرائیل به رود بانیاس به مخاطره افتد.
نظر سوریه این است که تا زمانیکه اسرائیل از سرزمینهای اشغالی اعراب به ویژه بلندیهای جولان خارج نشود , هیچگونه مذاکره ای با اسرائیل درمورد آب امکان پذیر نیست . سوریه برای مذاکره با اسرائیل چند پیش شرط دیگر نیز مطرح می سازد : تعیین حدود مرزی آن کشور با اسرائیل به گونه ای که مورد قبول جامعه بین المللی باشد , و حقوق فلسطینی ها در زمینه آب اعاده و اطلاعات هیدرولوژیکی مبادله گردد.
« نتیجه گیری »
آب در تفکر صهیونیسم از اهمیت اساسی برخوردار است . رهبران جنبش صهیونیستی از گذشته های دوره دولت یهود را دولت آب دانسته اند تئودورهرتسل , موسس جنبش صهیونیستی , در سال 1897 در کنفرانس بال سوئیس اعلام کرد که پایه دولت یهود را تا پنجاه سال آینده از شمال به لیطانی گسترش خواهیم داد. اشاره به این موضوع منعکس کننده اهمیتی است که هرتسل به منابع آبی منطقه جنوب لبنان داده است .
حییم وایزمن در نامه ای به لوید جورج , نخست وزیر انگلیس چنین نوشت : (3 )
« فلسطین دارای مرزهای طبیعی بسیار است و این امکان را دارد که به کشوری غنی تبدیل شود ثروت فلسطین در آینده از زمین وآب و هوای مناسب جهت کشت مرکبات و سایر تولیدات کشاورزی با ارزش خواهد بود. به این جهت تولید کشاورزی نیاز به آب دارد و برای جبران این نقیصه , امکانات طبیعی فلسطین به قرار زیر است : مناسب بودن آبهای اردن جهت آبیاری , امکان تولید انرژی برق با استفاده از آبهای اردن , امکان بهره گیری از سفره های زیرزمینی و استفاده از رودخانه لیطانی در آبیاری و یا تغییر مسیر آن به سمت رود اردن . »
وایزمن در نامه دیگری در سال 1920 به وزیرخارجه وقت انگلیس چنین نوشته است :
« آب عنصر اساسی برای امنیت و بقای اسرائیل است . »
آرتورروبن یکی از نظریه پردازان معروف صهیونیستی , نیز در کتابی به نام « بنای سرزمین اسرائیل » نوشته است : (4 )
« صلح از دیدگاه صهیونیسم در منطقه , تنها زمانی تحقق خواهد یافت که با گرسنه نگه داشتن و تصرف منابع آبی اعراب توام باشد. »
در سال 1957 , دیوید بن گوربن , نخست وزیر وقت اسرائیل اعلام کرد :
برای حفظ امنیت خود در آینده لیطانی باید جزو مرزهای شمالی اسرائیل تلقی گردد. بنابراین آب عنصر اصلی , استراتژی زمان بندی شده اسرائیل به شمار می آید . (5 )
همواره منابع آبی و زمین برای اسرائیل به عنوان ابزار استراتژیک بوده است و ادامه حیات آن درگرو بدست آوردن آب و زمین بیشتر است . زمین , آب , نیروی انسانی و امنیت چهار عامل اساسی در مناقشات اعراب و اسرائیل می باشد. اسرائیل حوزه رود اردن و لیطانی را به سه دلیل عمده , مرکز ثقل امنیتی خود به شمار آورده است :
1 ـ وجود منابع آب رودهای اردن و لیطانی که سیطره بر آنها موجب سهولت در دفاع از اسرائیل می شود.
2 ـ اهمیت نظامی و استراتژیک این منطقه برای اسرائیل , تسلط بر تمام منابع آبی است که یکی از اهداف بلندمدت اسرائیل را تشکیل می دهد.
3 ـ مناسب بودن زمینهای لبنان برای کشاورزی
به عقیده برخی کارشناسان , آب یکی از متغیرهای تاثیرگذار در روابط بین اعراب و اسرائیل و فرایند صلح خاورمیانه می باشد. عقب نشینی اسرائیل به مرزهای 1967 موجب از دست دادن حدود 700 میلیون مترمکعب آب می شود که از مناطق اشغالی بدست می آورد . در صورتی که اسرائیل مناطق اشغالی غرب اردن را به فلسطینی ها و بلندیهای جولان را به سوریه بازگرداند بیش از 60 درصد منابع آبی خود را از دست خواهد داد. یکی از دلایل مخالفت برخی از جناحها در اسرائیل نسبت به واگذاری این مناطق به صاحبان اصلی آن که در جنگ شش روزه به اشغال اسرائیل درآمد , در واقع توجه به این ملاحظه استراتژیک است .
با مروری کوتاه بر مطالب عنوان شده , روشن می شود که آب اهمیت حیاتی برای اسرائیل دارد و این کشور شدیدا با کمبود آب مواجه است . از طرفی این کشور منابع آبی مناطق اشغال شده را به سرعت مورد استفاده قرار می دهد و در واقع حیات اسرائیل به آبهای مناطق اشغالی وابسته است . به این جهت اسرائیل به هیچ وجه حاضر نیست منابع آبی مناطق اشغالی را از دست دهد. مرکز مطالعات استراتژیک دانشگاه تل آویو در سال 1370 تاکید نموده است که :
اسرائیل در صورت عقب نشینی از اراضی اشغالی باید تسلط خود را بر منابع آبی این منطقه حفظ کند.
برای مثال اسرائیل برای اجرای قطعنامه 425 شورای امنیت , پنج شرط اعلام کرد که یکی از آنها امضا معاهده ای درباره آب برای مقابله با بحران کم آبی این کشور بوده است . بنابراین اسرائیل به هیچ وجه حاضر نیست منابع آبی مناطق اشغالی را از دست بدهد مگر آنکه به منابع آبی مطمئن تر و ارزان تر دست یابد. هر نوع تهدید منابع آبی مورد استفاده اسرائیل در مناطق اشغالی منجر به جنگ خواهد شد. اسحاق شامیر , از مقامات رژیم صهیونیستی اسرائیل « بحران آب را جرقه جنگ آینده یهودیان و همسایگانشان » خوانده است .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات