تاریخ انتشار : ۰۲ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۵  ، 
کد خبر : ۱۹۳۷۱۲
اختصاصی فارس

گزارش «کنیست» از جنگ 33 روزه لبنان (بخش پنجم)

ترجمه: مرتضی حسینی فاضل تهیه و ویرایش: محمدعلی صمدی

در خصوص تحقق "نگاه استراتژیک نظامی " و سطح اجرای کارآمدتر آن در راستای خدمت به اهداف تعیین شده از سوی رده های سیاسی ، باید گفت که ارتش به تنهایی نمی تواند این اهداف استراتژیک را محقق سازد. بلکه این مسأله، باید فقط مأموریت رده سیاسی باشد که بر ارتش اشراف دارد. امری که بار دیگر بحث داغ و جدیدی را در خصوص اختیارات و مسئولیت ها و نحوه توزیع آن میان رده های سیاسی و نظامی احیا می نماید.
باید بدانیم که تحقق نگاه استراتژیک مذکور ، به دو رده سیاسی و نظامی مرتبط و گره خورده است. چنین وضعیتی به خوبی نوع ترکیب جنگ و برخی از ابعاد غیر نظامی جنگ را نشان می دهد. همچنانکه تحقق بعد نظامی این نظریه استراتژیک نیز برخلاف انتظار برخی، امر آسانی نیست.
صرف نظر از همه مسائل، نوع نبردها و درگیری های رخ داده در این جنگ اخیر که طرح های عملیاتی آن مبتنی بر نگاه امنیتی استراتژیک بوده، نشان داد که در برآورد و ارزیابی های استراتژیک نظامی یا آنچه که به آن "نگاه استراتژیک " گفته می شود، اشکالات و شکاف های بسیار جدی وجود دارد. چون ارتش اسرائیل در تحقق اهدافی که جنگ برای آن شروع شده بود، ناکام ماند. از جمله هدف های محقق نشده عبارتند از :
1. تضعیف توان حزب الله برای انجام عملیات های تهاجمی.
2. از بین بردن تهدید موشکی که متوجه اسرائیل می باشد.
3. کوتاه کردن مدت جنگ تا اندازه ممکن برای ورود به مرحله سرنوشت ساز و تعیین کنندگی.

علاوه بر آنچه گذشت، نبود تصور روشن در میان رده سیاسی اسرائیل ، موجب شد در محافل مجری عملیات های ارتش، نوعی سردرگمی و آشفتگی و ابهام ایجاد شود. این مهم در اتاق فرماندهی کل ستاد ارتش، به خوبی خود را نشان داد.
دلیل اچنین وضعیتی به این حقیقت باز می گردد که "نگاه استراتژیک " به شکل پاره پاره(نه منسجم و یکپارچه ) به یک اندیشه نظامی و رزمی تبدیل شد به گونه ای که اولویت های این نگاه استراتژیک تعیین نشده بود. این امر را می توان به خوبی در نبود جدول زمانی برای مراحل نبرد مشاهده نمود. به ویژه زمانی که جنگ ، روزهای اول خود را سپری کرد. این حقیقت را می توان در نبود دستورات روشن میدانی مشاهده نمود. چون دستورات روشن مبنی بر اینکه "هدف ، از بین بردن سکوهای پرتاب موشک حزب الله است " صادر نشد. بلکه طی اوامر صادر شده در آغاز جنگ ، از اصطلاحات و واژه هایی چون "مانع تراشی "، "ایجاد اختلال " استفاده شد و در تاریخ هشتم آگوست ، دستور روشنی که بیانگر هدف بودن سکوهای پرتاب موشک حزب الله باشد، صادر نگردید.
به عبارت دیگر، باید از همان آغاز جنگ، هدف متوقف سازی تهدیدات حزب الله که متوجه جبهه داخلی اسرائیل گردیده بود، به روشنی اعلام می شد و تصریح می گردید که این امر در صدر اولویت های استراتژیک و اهداف نظامی آن، قرار دارد. اگر از آغاز جنگ این امر محقق می شد ، بی تردید درشیوه مدیریت نبرد، تفاوت های ریشه ای و بنیادین رخ می داد.
مکانیسم اجرا:
در ده سال گذشته، ارتش اسرائیل به دنبال تعیین مکانیسم کار جدیدی بوده تا بتواند خود را با تغییرات ریشه ای که در نوع رویارویی های این ارتش رخ داده-چه در بعد ابزارهای رزمی و چه از بعد طرح ها و نقشه های تحرکات و چه از بعد محیط ژئو پلتیک جدید اسرائیل- همگام سازد. همچنین ارتش به دنبال تعیین تصوری نو از نوع عملکرد ارتش در رویارویی های مختلف نظامی-به ویژه در رویارویی های محدود- بوده است. علاوه بر این عامل دیگری که موجب شد ارتش به دنبال اتخاذ مکانیسمی جدید برای عملکرد خود باشد، تفاوت چهره حریف و دشمن و تغییر در نوع تفکرات دشمن می باشد. امری که ایجاب می کرد تغییراتی در طرح و برنامه ریزی های نظامی برای مراحل مختلف جنگ(ایجاد آمادگی، طرح ریزی و فرماندهی، ) رخ دهد و ضرورت ایجاد تفکرات جدید و متناسب با شرایط جدید را ایجاد می نمود. تنها سه ماه پیش از شروع این جنگ، رئیس ستاد کل ارتش با روش و متدلوژی جدیدموافقت کرد و دستورات لازم را به فرماندهان ارتش برای اجرا و عملیاتی کردن این شیوه جدید ابلاغ نمود. البته پیش از این موافقت، در میان فرماندهان ستاد کل ارتش و حتی سطوح مختلف اجرایی و عملیاتی ارتش این شیوه جدید مورد بحث و مناقشه های جدی قرار گرفته بود.
این مکانیسم جدید خواستار تعامل "مرکب و چندجانبه " با دشمن بود. یعنی اینکه برای ورود به مرحله تعیین کنندگی جنگ، ممکن است به بیش از یک رویارویی زمینی و مستقیم نیاز باشد. علاوه بر این در این مکانیسم جدید ، پیشنهاد تعیین و تشخیص نقاط ضعف دشمن و ابزارهای رزمی آن و نیز فعال کردن آتش پدافند در زمانی مشخص -یا از راه نیروی هوایی یا از راه کمک گیری از نیروهای زمینی مستقر در میدان- مطرح شده است. به طوری که بی تردید با اجرای این نظریه استراتژیک ، توان استراتژیک دشمن نابود خواهد شد.
در رابطه با آموزش و تربیت نیروی زمینی، این مکانیسم جدید توصیه می کند که لازم است عرصه تحرکات زمینی را کاهش بدهیم ، خاستگاه این توصیه ، این باور است که چیره شدن نظامی ، ضرورتاً با اشغال خاک دشمن محقق نمی شود. این باور در پرتو نتایج اخیر به دست آمده از میدان حاصل شده، مبنی بر اینکه تهدیدات جدیدی در خصوص یگان های کماندوهای ویژه به وجود آمده است. در نتیجه این احساس پدید آمده که میزان کارآمدی عامل سیاسی افزایش یافته است. همچنانکه در این "متدولوژی جدید " برای ابزارهای جدید و فناوری های رزمی به عنوان جایگزین اقدامات میدانی و عملیات های زمینی اهمیت بسیار فراوانی در نظر گرفته شده است. این شیوه جدید به تفکر نظامی ارتش اسرائیل به ویژه در بعد استانداردها و معیارهای مبنایی رزم اهمیت فراوانی داده است. چراکه کارآمدی آن در جنگ های گذشته ثابت شده است و این معیارها توانسته نوع اشتباهات فرماندهی در ارتش را در جنگ های مختلف آشکار سازد و بر کارآمدی عملیات های آن تأثیر آشکاری داشته است.
مثال های زیر، میزان تأثیر تفکر نظامی اسرائیل بر اساس این شیوه جدید در جنگ سی و سه روزه را توضیح می دهند:
اول: به کارگیری واژگان و اصطلاحات این شیوه جدید در بحث های نظامی که در سطوح مختلف استراتژیک و تاکتیکی انجام شد. به ویژه اینکه محافل مختلفی از ارتش اسرائیل چنین نتیجه گیری کردند که دنباله روی ارتش از شیوه قدیمی و سنتی در جنگ موجب برداشت های اشتباه از شرایط نبرد و عدم درک درست آن می شود که به شکست و ناکامی می انجامد.
دوم: شماری از محافل نظامی سرگرم بررسی شکل و ساختار "نگاه استراتژیک " و اندیشه های عملیاتی شدند، اما این محافل اقدام به انجام بحث ها و مناقشه های روشمند و سازمان یافته ننمودند و شرایط میدانی موجود -چه در خصوص کارآمدی و توانایی نیروهای ما و جه در رابطه با روشنی محیط نظامی و سلسله مراتب فرماندهی-را برای شرایط فوق العاده مورد ارزیابی قرار ندادند. به همین دلیل بسیاری از بحث ها و مناقشه هایی که برای ارزیابی وضعیت میدانی موجود برگزار شد ، نتوانست اهداف نظامی روشنی را تعیین کند و به نتایج قابل تحققی دست یابد. ادامه وخامت شرایط و عدم اقدام فوری، مساوی است با ادامه ریزش آتش حزب الله بر جبهه داخلی اسرائیل و این همان چیزی است که در عمل رخ داد. در نتیجه تداوم این وضعیت ، بدون ایجاد تغییر در یک بازه زمانی طولانی ، پیش از هر چیز به معنای ناکامی و شکست است که منشأ و عامل این ناکامی نیز فرماندهی ستاد کل ارتش می باشد. !
سوم: سرگرم شدن به ارزیابی مفصل میزان کارآمدی نبرد و اندیشه های تئوری نبرد، که با فشار وقت نیز همراه بود، به مثابه شلیک کردن و حمله به بخش اعظم مفاهیمی بود که ارتش اسرائیل از آغاز بر اساس این مفاهیم پایه گذاری شده بود. این امر موجب شد نسبت به آمادگی نیروی مناسب برای نبرد کوتاهی شود و همین مسأله به هنگام ناتوانی و فلج شدن در برابر توان دشمن برای انتشار موشک ها و سکوهای پرتاب موشک در طول مناطق مرزی ، نمایان شد. در نتیجه اندیشه "چیرگی از راه هوا " که باعث کاهش توان موشکی دشمن گردد و یا از راه فعال کردن آتش پدافند موجب ورود به مرحله تعیین کنندگی بشود، اندیشه ای بوده که در سراسر جنگهای گذشته اسرائیل ، از ارتش اسرائیل جدا نشده است. همچنانکه در نتیجه این اقدامات، اندیشه متوسل نشدن به عملیات زمینی نیز تقویت شد. چون علاوه بر مشکلات تاکتیکی، رزمی و سیاسی که ممکن بود مانع از انجام عملیات زمینی شود، بیم و هراس از تهدیدات قابل پیش بینی، عامل شکل گیری اندیشه عدم توسل به عملیات زمینی گردید.
چهارم: تصمیم اسرائیل به عدم یورش به زیرساخت های غیر نظامی لبنان -که می توانست اهرم فشاری بر حزب الله و دولت لبنان باشد- به انجام مطالعه و بررسی بیشتر از سوی مقامات و سطوح مختلف تصمیم گیر، نیازمند بود. می توان گفت که متوسل شدن به استراتژی نظامی و عدول نکردن از این استراتژی در راه تحقق اهداف والا، بیانگر ناتوان شدن ارتش اسرائیل در از بین بردن تهدید موشکی حزب الله می باشد و به چیزی که شاید بتوان از آن به "سرکشی و چموشی در تفکر " یاد کرد، اشاره دارد و همچنین نسبت به وجود ناکامی شدید در برنامه ریزی و طراحی نبردهای آینده هشدار می دهد.
پنجم: ارتش اسرائیل راهبردی متناسب با استراتژی حزب الله ترسیم نمود که بر مدیریت نبرد توسط نیروهای نظامی محدود مبتنی می باشد، بی آنکه ناچار به انجام عملیات سرنوشت ساز و تعیین کننده زمینی -که نیازمند بسیج شمار فراوانی نیرو می باشد- باشیم. ارتش اسرائیل توانسته با ابزارها و مکانیسم های مختلفی، این استراتژی را پیاده نماید. پرونده جنگ های مختلفی که در سال های متمادی ، مدیریت شده اند، بیانگر این است که ممکن است نبردها، در بسیاری موارد بر اساس شرایط و شیوه های دشمن جریان پیدا کند. به همین دلیل می توان گفت که استراتژی مورد اتکای ارتش اسرائیل به تقویت حزب الله انجامیده است.
ششم: گفته های ضد و نقیضی که در خلال جنگ اظهار شدند، حاکی از وجود اختلاف میان ریاست ستاد کل ارتش و فرمانده منطقه می باشد.
به دلیل نبود فرماندهی نظامی برای یک طرح عملیاتی میدانی مناسب که بتواند طرح استراتژیک خود را اجرا نماید، می بینیم که پس از درخواست فرماندهی منطقه شمال و ستاد کل ارتش مبنی بر لزوم فعال کردن نیروهای "تیپ ها " -که در آستانه پایان یافتن جنگ با آن موافقت شد-، ارتش اسرائیل تحرکات خود را به شیوه ای بی هدف و با نیروی نظامی کم و غیر مؤثر شروع می کند.
توصیه های کمیسیون : اگر سمت و سوی "نگاه استراتژیک " درصدد تحقق دستاوردهای ارزشمند بود، امکان حصول نتایج مثبت از این "نگاه یا نظریه استراتژیک " وجود داشت. اما آنچه در خلال جنگ دوم لبنان رخ داد، بیانگر این است که این نظریه استراتژیک با برخی پیچیدگی ها روبرو بوده و در آن به دنبال تحقق اهدافی نبوده اند که از قبل و با شروع جنگ، ترسیم شده باشند. علاوه بر این، شایسته بود این نظریه استراتژیک در دولت نیز پس از هماهنگی میان سطوح سیاسی و امنیتی-شورای امنیت ملی اسرائیل- به تصویب برسد و پس از آن برای دستگاهای ذیربط یعنی ارتش اسرائیل، وزارت خارجه و ... ارسال شود و بر ای تحقق اهداف سیاسی و نظامی مورد بهره برداری قرار گیرد.
با نگاه به نوع اهداف ترسیم شده در این نظریه استراتژیک که با انجام عملیات نظامی به دنبال تحقق آنها می باشد، می توان فرض نمود که بدون توسل به راهکار نظامی اجرا شده نیز ، امکان تحقق این اهداف وجود داشت. چراکه ارزیابی سیاسی و دیپلماتیک نباید الزاماً از مسیر نظامی عبور کند. این امری است که مسئولیت آن به عهده سطوح عالی فرماندهی ارتش می باشد که باید شرایط مناسب برای تأثیرگذاری مثبت بر تصمیم گیری برای عملیات نظامی را فراهم سازد و شیوه ها و راهکارها و نیز اهداف نظامی مختلفی را به تناسب این شرایط پیشنهاد کند.
با بنانهادن اقدامات بر اساس قواعد شناخته شده نظامی، می توان به روشنی از نوع اهداف و دستورهای کارآمد نظریه استراتژیک مطمئن شد. همچنین از طریق همان معیارهایی که بر اساس آن ، نظریه امنیت اسرائیل به اجرا درآمده ، می توان از این اهداف و دستورات کارآمد آگاه شد. از جلمه : تلاش برای انتقال میدان نبرد به خاک دشمن از طریق اقدامی سریع و از بین بردن تهدیداتی که متوجه آن می باشد.
در اینجا باید اذعان نمود که در خصوص اهداف استراتژیک و فعال ، که اجرای آن از سوی سطوح پایین صورت می گیرد، نوعی انحراف و به کارگیری بی فایده و زبانی نامناسب به کار گرفته شده است. درنتیجه برای اینکه دوباره به این وضعیت دچار نشویم، لازم است با اقدامی سریع، تلاش شود این اهداف -چه تاکتیکی و چه فعال- به طور همزمان از دو ویژگی روشن بودن و دقیق بودن برخوردار باشند.
بنابر این، ضروری است که نوع نگاه نظامی که ارتش و عملیات های نظامی ارتش بر اساس آن شکل می گیرند، مورد بحث و بررسی دوباره قرار گیرد. این امر هم در زمینه مبانی رزم و پیکار، شرایط ژئوپلتیک متناسب با اسرائیل و نیز در زمینه نظریه امنیتی لازم الاجرا می باشد.
در نتیجه ، می توان نگاه استراتژیک را با هوشیاری و عقلانیت مورد بررسی قرار داد و هر بخش جدیدی که از نگاه تصمیم سازان مناسب می باشد، به آن افزوده شود. به ویژه در پرتو تغییراتی که در وضعیت میدانی نظامی اثرگذار بر درگیری های رزمی ، به وجود آمده است که این وضعیت نیازمند نوگرایی در شیوه های رزم و پیکار می باشد به گونه ای که با این تحولات و تغییرات به وجود آمده متناسب باشند.
در اینجا لازم است به محتوای بحث های نظامی بازگردیم و نحوه تعامل با توان دشمن و چگونگی فعال کردن آنرا بررسی کنیم . بنابر این بهتر است در دفعه های آینده ، با به کارگیری توان نظامی و تأکید و تمرکز بر نقاط اثرگذار این نیرو به دنبال اعمال فشار بر آن بخش از توان دشمن باشیم که امکان چیره شدن بر آن یا کاستن این توان برای ما وجود ندارد.
همچنین ، فعال کردن دوباره عملیات های میدانی در مواقع غیر عادی در فرماندهی ستاد کل ارتش ، فرماندهان بلندپایه، یگان های میدانی و تیپ ها امری ضروری است. همچنین باید بحث های مربوط به برآورد و ارزیابی دوباره وضعیت و نیز انتظار برای دریافت دستورات ، فعال گردد.
در اینجا عامل سرعت نیز بیش از هرزمانی اهمیت پیدا می کند. چراکه لازم است برآورد حجم پاسخ نظامی ارتش اسرائیل -چه در یک عملیات نظامی و چه در یک جنگ - و نیز برآورد آثار حیاتی، تشکیلاتی و فرماندهی مربوط به نبردهای ارتش به سرعت انجام پذیرد.
همچنانکه در پرتو امکان شروع جنگ در شرایط متفاوت در جبهه های مختلف و لزوم ورود ارتش به این جنگ، اطمینان یافتن از آمادگی طرح های نظامی امری بسیار با اهمیت می باشد. در نتیجه باید به مسأله تربیت نیروها، تسلیحات و آموزش نیروها در راستای مقتضیات این طرح ها توجه نود. چون این یک شرط اصلی برای اجرای نظریه استراتژیکی است که پیش از این درباره آن سخن گفتیم.           ادامه دارد...
به مناسبت سومین سالگرد جنگ 33 روزه لبنان 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات