تهدید موشکی
تانک، بهترین سلاح برای اجرای عملیات زمینی در عمق اراضی دشمن به شمار می رود. نیروی زمینی برای تولید دیگر تجهیزات رزمی مانند نفربر ها در کنار تولید تانک تلاش می کند. در جنگ دوم لبنان پیشرفت در سطح تهدیدات موشک های ضد تانک را دیدیم. این مسأله به ویژه در میدان نبرد که موشک های ضد تانک پیشرفته و دقیق تری به کارگرفته شدند، مشهود بود.
همانگونه که در گذشته نیز آمد، حزب الله در سال های منتهی به این جنگ اخیر، سلاح های ضد تانک خود را از نظر کیفی و کمی متحول کرده است. رزمندگان حزب الله در این جنگ به طور گسترده از گلوله های ضد تانک و ضد زره استفاده کردند. آر پی جی، سلاح های ضد نفربر، ضد تانک و دیگر تجهیزات نظامی از جمله تسلیحات مورد استفاده حزب الله بودند. گروههای نظامی حزب الله که تخصص شلیک این بمب های ضد تانک را داشتند از خانه های مسکونی و غیر نظامی، خانه های کشاورزان و نیز از بالای بام ساختمان ها و نقاط مشرف بر میدان اقدام به شلیک این نوع گلوله ها نمودند.
بر خلاف نظرهای رایج در میان بخش گسترده ای از اقشار مردم اسرائیل، تانک های «مرکاوا 4» که در این جنگ برای اولین بار به کارگرفته شد، ثابت کردند که در برابر حملات موشک های ضد تانک حزب الله استحکام بیشتری دارند. می توان گفت میانگین سربازان کشته شده بر اثر اصابت هر گلوله ضد تانک به تانک های کوچک برابر با 50 درصد کشته شدگان جنگ های گذشته می باشد.*(1) همچنین نیمی از این تانک ها که مورد اصابت گلوله قرار گرفته اند، از بین رفته اند. برخلاف گذشته، شمار کشته شدگان و مجروحان در داخل این تانک ها به نسبت پایین می باشد. گذشته از اقدامات حفاظتی و استحکام بخشی انجام شده از سوی نیروی پیاده، باید به این نکته توجه داشت که نحوه استفاده از این تانکها در جنگ اخیر با شیوه کلاسیک نیروی پیاده در مدیریت و به کارگیری تسلیحات و تجهیزات خود متفاوت بوده است. یگان های ویژه میان دیگر یگان های کلاسیک مستقر شدند. اما تانک های یاد شده در میان مجموعه های کوچکی از تجهیزات نظامی مورد استفاده قرار گرفتند و در نتیجه این تانک ها تنها و جدا از نیروها قرار گرفته بودند. بسیاری از تانک های منهدم شده در این جنگ برای مدت زمانی به نسبت طولانی در یک نقطه ثابت بودند یا اینکه مأموریت های همراهی، پشتیبانی و یا خالی کردن میدان را انجام می دادند.
شلیک بیشتر این گلوله ها به سوی تانک های اسراییل،(نزدیک به 60درصد ) از مناطقی صورت گرفت که توسط نیروی زمینی "پاکسازی " نشده بودند. در نتیجه به کارگیری این تانک ها بر خلاف آنچه در دانش نظامی "نقاط قوت و ضعف " نامیده می شود، صورت گرفت. شایان توجه است پیروی از ابزارها و شیوه های شناخته شده جهانی در به کارگیری تانک ها می توانست در کنار فراهم سازی تجهیزات پشتیبانی و حمایت و استحکام بخشی بیشتر، نتایج خوبی را به بار بنشاند.
در اینجا گفته های فرمانده یکی از یگان های پیاده که در جنگ دوم لبنان حضور داشته را نقل می کنیم: "هشت تانک مورد اصابت قرار گرفت. همه این تانک ها تحت فرماندهی های مختلف نیروی پیاده بودند. این امر زمینه برای نتیجه گیری ها و استنتاج های ضد و نقیض میان فرماندهان نظامی را فراهم ساخت. در نتیجه این تجهیزات در تیر رس حملات دشمن قرار گرفتند. "
توصیه کمیته:
با توجه به درس های این جنگ و بر اساس این فرضیه که امکان تقویت و بیشتر شدن توان موشک های ضد تانک و دیگر تجهیزات نظامی وجود دارد، توصیه های خود را به این شرح بیان می کنیم:
1. ضرورت استمرار و افزایش تولید تانک های «مرکاوا 4 » تا مرحله بی نیازی از تانک های قدیمی.
2. ایجاد تجدید و نوآوری در سرباز گیری و فعال کردن نیروی پیاده.
3. فراهم آوردن تسلیحات و پشتیبانی لجستیکی برای این نیرو.
4. تولید نسل های جدید زره های خنثی کننده گلوله های ضد زره.
از سوی دیگر، باید دست از شیوه های جنگی کلاسیک و سنتی دست برداشت و از شیوه های تولید شده توسط مدارس جدید جنگی به خوبی بهره برد تا بتوانیم از این تجهیزات با کارآمدی بیشتری استفاده کنیم. به اعتقاد این کمیته، با توجه به نیاز مبرم به تحقق مرحله تعیین کنندگی در میدان جنگ، تعامل با موشک های ضد تانک از طریق تجهیزات جنگی زمینی و به واسطه نیروی پیاده اهمیت فراوانی دارد.
بر اساس ارزیابی های ما، تعامل پیشرفته و سازگاری یافتن با موشک های دشمن از راه توسل به ابزارهای جدید و متحول کردن صنایع نظامی متناسب با این تهدید جدید امکان پذیر است.
نیروهای احتیاط، وظایف و تربیت های لازم
تربیت نیروی احتیاط:
دستگاه نیروی احتیاط ستون فقرات نیروی زمینی ارتش می باشد. بخش اعظم یگان های احتیاط اعزامی از نیروهای نظامی هستند که خدمت نظامی آنها تازه تمام شده و در جنگ های گذشته مراحل تعیین کنندگی را محقق کرده اند. این نیرو اساس نیروی ارتش را تشکیل می دهد. اما با این همه، جنگ اخیر لبنان کاستی های فراوان در تربیت این نیروها و سطح آمادگی آنها برای انجام عملیات های نظامی را نشان داد. بیشتر یگان های نظامی احتیاط شرکت کننده در این جنگ تمرین های نظامی را در پنج سال گذشته به نحو شایسته نگذرانده بودند. این مسأله در سه مورد متبلور شد:
1. نبود آموزش های مناسب برای به کارگیری آتش و در چارچوب سازمان یافته.
2. نبود آموزش استفاده از دستگاههای نظامی و ابزارهای میدانی پشتیبانی کننده.
3. عدم اجرای آموزش های فرماندهی در سال های 2000-2004.
علاوه بر این، در بیشتر یگان های احتیاط شرکت کننده در جنگ دوم لبنان با عدم طرح های اجرایی مناسب برای رویارویی های مورد انتظار با حزب الله مواجه می شویم. حتی می توان گفت که این یگان ها هرگز آموزش های لازم را ندیده اند. چنین داده های خطرناکی بر نوع و نحوه گزینش یگان های رزمی از میان نیروهای احتیاط تأثیر نداشت.
تصمیم به کاهش بودجه آموزشی نیروی پیاده در کنار دیگر علل، منجر به تدوین برنامه آموزش سالانه نیروها گردید. اما این برنامه به اجرا در نیامد. درصورتیکه اگر همین برنامه نیز عملی می شد، نمی توانست سطح آمادگی نیروها را به اندازه مطلوب برساند.
آموزش های غیر دوره ای این نیروها نیز به هنگام شروع نبرد به پایان نرسیده بود. به ویژه اینکه این طرح سطح کارآمدی و تربیت نیروها را تضمین نکرده بود و با توجه به کاهش آمادگی نیروها عنصر ایجاد هماهنگی لازم را در خود نداشت.
فرماندهی نیروی پیاده که مسئولیت تربیت یگان های رزمی را به عهده دارد، باید در آستانه جنگ عدم آمادگی این نیروها را به مقامات ذیربط اعلام می کرد. همچنینباید تلاش می کرد در این مرحله زودهنگام و پیش از موعد از میان نیروهای احتیاط سرباز گیری و آنها را آموزش می داد و نیز مسلح می نمود. این مسأله وقتی روشن تر می شود که بدانیم فرمانده نیروی پیاده تا پیش از شروع جنگ دوم لبنان فرمانده منطقه شمال بوده و از طرح های نظامی و نیازهای ناشی از نبرد احتمالی آگاه بوده است.
باید دادن درس های لازم در سطح بالا به سربازان احتیاط دنبال می شد و آنان از میزان بهبودی ایجاد شده در به کارگیری آنها اطلاع پیدا می کردند. این سربازان احتیاط در عمل اشتیاق فراوان خود را برای شرکت در نبرد و درگیری ها نشان دادند.
با این حال، در فرایند به کارگیری نیروهای احتیاط و سربازگیری از میان آنان با ناکامی ها و اشتباهات غیر منطقی روبرو هستیم. از جمله اینکه :
1. فراخوان این نیروها شب شنبه صورت گرفت.*(2)
2. فراخوان آنها در پاسی از شب انجام شد در حالیکه نیازی به این کار نبود.
بی تردید سطح تربیت نیروهای وظیفه برای عملیات و آموزش های داده شده به آنان در دوره خدمت سربازی بر میزان کارآمدی آنان در دوره احتیاط تأثیرگذار است. به همین دلیل ضربه ای که به سطح آموزش سربازان وظیفه وارد آمده بر سطح کارآمدی نیروهای احتیاط تأثیر منفی گذاشته است. *(3) با سپری شدن سال ها و دور شدن سربازان احتیاط از عملیات گسترده نظامی شایسته بود سطح تفکرات فرماندهان ارتش مبنی بر ضرورت گسترده تر کردن برنامه های آموزشی و تربیتی نیروهای احتیاط بالابرود. به ویژه اینکه در سال های اخیر این نیروها در بعد آموزش، تمرین و تسلیحات با امور منفی مواجه شده بودند. همه این ها موجب شد سربازان احتیاط در جنگ دوم لبنان بدون آمادگی ها و شایستگی های لازم حضور پیدا کنند.
نبود تجربه های رزمی، به دلیل عدم کارآیی های نظامی در میان نیروهای احتیاط موجب شد اکثر سربازان از تجربه نظامی لازم محروم باشند. از سوی دیگر سرگرم شدن نیروهای نظامی به جنگ و درگیری های محدود در کرانه باختری بر سطح کارآمدی و نظریه های رزمی آنان و نیز اندیشه نظامی حاکم بر ارتش -چه در نیروهای نظامی و چه احتیاط- تأثیر بسزایی گذاشت. زمانی که ارتش وارد جبهه های دیگر و متفاوت با جبهه کرانه باختری می شود، این اثر خود را نشان می دهد.
تسلیحات و وظایف:
در رابطه با موضوع تسلیحات کافی سربازان در میدان نبرد-چه تسلیحات انفرادی و چه سلاح های رزمی و چه پشتیبانی های لجستیکی که اساساً مربوط به تجهیزات انسانی و پزشکی می باشد- باید گفت، جنگ دوم لبنان کاستی ها و شکاف های بسیار بزرگ میان تجهیزات تسلیحاتی موجود در انبارهای مهمات ارتش با نیازهای سربازان احتیاط را آشکار ساخت. بی تردید اعتراض سربازان احتیاط به نبود سلاح لازم که منجر به استفاده از دارایی های خود یا کمک کنندگان برای مسلح شدن خود شد، بیانگر همین معضل می باشد.
پاسخ به نیازهای عملیاتی نیروهای رزمنده در میدان نبرد با پشتیبانی های لجستیکی مناسب از سوی انبارهای مهمات ارتش صورت نگرفت. در برخی موارد به هنگام نیاز به میزان مشخصی سلاح به انبارها مراجعه شد اما با شگفتی تمام با انبارهای خالی از این تسلیحات-از نظر کیفی یا کمی- مواجه شدند. در موارد دیگر نیز عدم تناسب تقاضای برخی تسلیحات با موجودی انبارها همخوانی نداشت. هنگامی که بحث کمبود نیروی نظامی مطرح شد، کاستی های ارتش بیشتر آشکار شد. وقتی که نیروی نظامی با این کاستی روبرو می باشد، نوبت بحث درباره کاستی های نیروی احتیاط نمی شود. این کاستی ها به کمک های امنیتی و ضد اطلاعاتی نیز سرایت نمود به طوری که در این حوزه نیز با نمونه هایی همچون استفاده از نقشه های قدیمی و به روز نشده مواجه هستیم!!! ادامه دارد...
به مناسبت سومین سالگرد جنگ 33 روزه لبنان