* پیش از شروع فکر میکنم بهتر باشد به کلیاتی در مورد انجمن قلم بپردازیم تا بتوانیم نمایی کلی از آن به دست بیاوریم.
** انجمن قلم ایران تشکلی است فراگیر از اهالی قلم شامل شعرا، نویسندگان، فیلمنامهنویسان، محققان و پژوهشگران که در سال 1377 به طور جدی اندیشه راهاندازی آن شکل گرفت و از سال 1378 با ثبت در وزارت ارشاد کار خود را آغاز کرد. طبق اساسنامه انجمن، افرادی میتوانند عضو آن باشند که اولاً به عنوان یک نویسنده شناخته شوند دوما تابعیت جمهوری اسلامی را داشته باشند، تقید به یکی از ادیان رسمی کشور، نداشتن اشتهار به فساد اخلاقی و پیشینه فعال در دوران گذشته و شناخته بودن به عنوان نویسنده در یکی از رشتههای علوم انسانی...
* این شرایط آیا ارتباط مستقیمی با نویسندگی دارد. یعنی اگر کسی یکی از این شرایط را نداشته باشد و نویسنده باشد به رسمیت شناخته نمیشود. یا اصولا چرا سعی نکردید شرایط دیگری را به فهرست خود اضافه کنید مثلا چاپ حداقل دو کتاب یا فعالیت مستمر در حوزه ادبیات؟
** آن نوع شرایط هم هست. قاعدتا یک فرد علاوه بر اینکه عضو یک صنف هست و قابلیتهای کاری آن صنف را دارد باید خصوصیتهای عمومی را نیز دارا باشد. هر صنفی برای خود شرایطی دارد. انجمن قلم هم مثل صنف قصابان نیست که صرف داشتن مغازه قصابی برای عضویت فرد در آن کافی باشد. باید برای فضای فرهنگی، شرایط دیگری قائل شویم. این شرایط، شرایط عمومی است و اصلا محدودکننده نیست.
* بحث من در مورد محدود کنندهبودن این شرایط نیست. چون اصولا هر فرد شناسنامهداری در ایران این شرایط را دارد، اما اینکه این شرایط مصادیق دیگری داشته باشند...
** ما بر اساس چیزی که در اساسنامه آمده عمل میکنیم. در هر تشکلی یکسری محدودیتهایی وجود دارد برای احراز صلاحیت عمومی و اصولا اساسنامهای که این شرایط را نداشته باشد، ناقص است. این محدودیتها برای پیشگیری از هرجومرج تعریف میشوند و نام آن را نمیتوان محدودیت گذاشت.
* اولین هدف یک انجمن میتواند فراگیر بودن اعضای آن صنف باشد، یعنی حضور هر چه بیشتر افراد در آن، چرا که در این صورت آن تشکل خیلی بهتر میتواند اهدافش را پیگیری کند. شما این مساله را در عضوگیری طی این سالها لحاظ کردهاید؟
** من خودم شخصا خیلی موافق این موضوع نیستم که هر جا افراد بیشتری عضو باشند آن جمع، جمع قویتری است. پشتوانه عدد و رقمی یک تشکل گاهی اوقات کارساز است. مثلا وقتی که شما بخواهید آمار و ارقام بدهید یا بخواهید به عنوان یک اهرم فشار از آن استفاده ببرید ولی اینکه یک جمع چقدر میتواند تاثیرگذار باشد آن هم یک جمع فرهنگی، فکر نمیکنم خیلی وابسته به تعداد افراد باشد. اصولا اینکه باید تشکلی به عنوان یک صنف برای اهل قلم وجود داشته باشد موضوعی است که از قدیم مورد بحث بوده و یکسری مشکلات خاص خودش را هم دارد، چون وقتی ما یک انجمن صنفی تشکیل دادیم طبیعتا حساسیت روی آن بیشتر از وقتی است که یک انجمن فرهنگی داشته باشیم. در ضمن انجمنهایی که به اسم انجمن صنفی در حال فعالیت هستند به گمان من به هیچوجه فعالیت صنفی نداشته و بیشتر کاربرد سیاسی دارد. ما انجمن قلم را به عنوان یک انجمن صنفی نمیشناسیم اگر چه دغدغههایی که برای تشکیل آن داشتهایم برخی صنفی و برخی فرهنگی بودهاند.
* مثلا این دغدغههای فرهنگی چه چیزهایی را شامل میشود؟
** کمبودهایی که در خیلی از موارد به چشم میخورد، مانند عدم ترویج کتابخوانی در جامعه. خوب یک وقتی هست که یک نفر میخواهد برای اصلاح این معضل اقدام کند که طبیعتا کاری هم از پیش نمیبرد، زمانی هم هست که یک جمع فرهنگی میخواهند در جهت اصلاح آن گام بردارند، مسلم است که کار جمعی در این زمینه بسیار موثرتر خواهد بود اینجا شما نیاز دارید که نهادهای فرهنگی را فعال کنید. وقتی هم که میخواهید با این نهادها همکلام شوید، حرفتان به عنوان نماینده یک تشکل، خریدار بیشتری دارد.
* خوب اینجا همان بحث عدد و رقم و تعداد هر چه بیشتر اعضا در انجمن پیش میآید.
** بله! تعداد گاهی وقتها در این موارد خاص تاثیرگذار است. به هر حال وقتی یک تشکل تشکیل شد و اهداف خود را شناسایی کرد، بهتر میتواند حرکت کند. شناسایی معضلات و ارائه راهکار برای حل آن مشکلات نیز جزء افق دید ماست.
* این مشکلات شامل چه چیزهایی میشوند؟
**هم مشکلات فرهنگی که گریبانگیر اهالی قلم است و هم مشکلات صنفی، البته مشکلات صنفی به خاطر این مدنظر قرار میگیرند که الان انجمن صنفی وجود ندارد، چرا که در مورد کارهای فرهنگی انتظار تشکیل یک تشکل صنفی که مسائل فرهنگی را در نظر نگیرد غیرمنطقی است...
* عرصه فرهنگی کشور ما همیشه دچار مشکلات و بحرانهایی است. نمونه بارز آن همین بحران کاغذی بود که چندی پیش به وجود آمد یا مشکلاتی که همیشه بین ناشران و مولفان وجود دارد، اینها تازه بخشی از مشکلات بیرونی است که امکان بروز و طرح را دارند، چرا ما هیچگاه شاهد موضعگیری مستقیم انجمن در این زمینهها نبودهایم؟ مثل صدور بیانیه یا فعالیت تبلیغاتی یا رسانهای؟ آیا انجمن ترجیح میدهد در آرامش کامل و پشت درهای بسته مذاکراتی را درباره مسائل روز انجام دهد یا نه واکنشهایی بوده و من از آن بیخبرم؟
** این وسط ترجیحی وجود ندارد و تصمیمگیری انجمن وابسته به مواردی است که در انجمن منعکس شده یا به نوعی هیات مدیره از آن با خبر شدهاند، اما اتفاق حادی در سالهای اخیر در حوزه فرهنگ و ادب رخ نداده است که محتاج واکنش انجمن باشد.
*بحران کاغذی به نظر شما اتفاق نیست؟
** نه بحران کاغذ بحرانی است که هر چند سال روی میدهد و تکرار میشود دلیلش را هم که ریشهیابی کنید میبینید به خاطر برنامهریزیهای نادرست اقتصادی است که فقط شامل کاغذ نمیشود، یعنی ممکن است یک روزی کاغذ کم باشد یک روز کالای دیگر. این بحرانها به عرصه فرهنگ باز نمیگردد، منتها اثراتی که به جا میگذارد فرهنگی است. در مورد بحران کاغذ که شما میفرمایید این احتیاج به موضعگیری انجمن قلم ندارد نیازمند موضعگیری اتحادیه ناشران است که باید پیگیر ماجرا باشند. انجمن با مولفان سروکار دارد و مولفان ممکن است از تبعات این اتفاق برخوردار شوند. اینکه انجمن چقدر اهلیت دارد که در این موارد بخواهد دخالت کند، خودش جای سوال دارد و تردید. چرا؟ چون درباره مسائل مطرح شده گاهی اوقات اصلا باید دید قضاوت من به عنوان یک نویسنده یا صنف خاص از سوی افرادی که در ماجرا دخیلند مورد قبول هست یا نه؟
* ببینید! بحث بر سر قضاوت نیست، بحث بر سر موضعگیری یک نهاد فرهنگی در برابر یک اتفاق فرهنگی است.
** خوب این باید ریشهیابی شود...
* بسیار خوب استدلال شما در مورد بحران کاغذ درست. در مورد سانسور چطور؟ من اصلا بحثی بر سر وجود داشتن یا نداشتن سانسور ندارم. آن بحثش جداست و نیازمند ساعتها گفتوگو به هر حال ممکن است هر حکومتی برای خودش خط قرمزهایی داشته باشد، اما مشخص نبودن این خط قرمزها یکی از مسائلی است که الان سالهاست چه در دوران قبل از انقلاب و چه بعد از آن اهالی فرهنگ و هنر را آزار میدهد. حکایت همان دم معروف که نویسندگان نمیدانند کجا واقع شده. چرا انجمن در این مورد اقدامی نمیکند؟ مثلا انجمن میتواند حداقل اساسنامهای را پیشنهاد کند که در آن خط قرمزها مشخص شود تا نویسندگان بدانند در چه حوزههایی نمیتوانند وارد شوند. ضمن اینکه یکسری اتفاقات دیگر هم دارد میافتد، یعنی این حوزه سانسور روز به روز در حال گسترش است، مثلا امروز به طرح جلد کتاب یا هزار و یک مورد دیگر بسط پیدا کرده است. این، اگر به نویسندگان مربوط نمیشود پس به چه کسی مربوط است؟ در این موارد چه طور؟
** در این مورد تصمیمگیری بر عهده انجمنها نیست، منتها در مورد اینکه خطوط قرمز باید تعریف شوند، من با شما موافقم، ببینید توان و انرژی ما محدود است، پس باید آن را جایی بگذاریم که بدانیم جواب خواهیم گرفت. اگر احساس کنیم پیشنهاد ما لحاظ نمیشود مجبوریم از کنار موضوع بگذریم. رابطه و تعامل ما با دولت گذشته هیچ تعامل مثبتی نبود و ما گمان نمیکردیم حرفهایمان موثر واقع شود، به خاطر همین کمترین همکاری بین انجمن و وزارت ارشاد شکل میگرفت. این مساله که چه جور کتابهایی مجاز است در یک مملکت منتشر شود یا محتویات کتاب تا چه حد آزاد است و چه طور باید این کار انجام شود، مساله خیلی پیچیدهای است و به مملکت ما هم محدود نمیشود. فقط که نمیتوان به یک سری شعارهای قشنگ که مثلا ما با سانسور مخالفیم و کتاب نیازی به ممیزی ندارد، بسنده کرد. این نوع هرجومرج در دید ما مثبت نیست. در هیچ کجای دنیا هم این اتفاق نمیافتد.
* شما گفتید انجمن اگر احساس کند جایی حرفش مفید واقع نمیشود ترجیح میدهد سکوت کند.
** من نگفتم سکوت کند.
* گفتید از کنارش میگذرید.
** عرض میکنم خدمتتان. گفتم جاهایی که احساس کنیم یک نهاد رسمی مثل ارشاد کمک ما را نمیخواهد ترجیح میدهیم در این زمینه سکوت کنیم.
* فکر نمیکنید این موضوع باعث انفعال شود؟
** نه چون فعالیت ما محدود به کمکرسانی به نهادهای دولتی نیست.
* آخر اینجا اصلا بحث کمکرسانی نیست. بحث ارائه راهکار برای دست یافتن به همان اهدافی است که شما دربارهاش صحبت میکنید.
** یک چیزهایی هست که مسائل حیاتی است. ممکن است بعضی وقتها رخداد حیاتی پیش بیاید که ما مجبوریم موضعگیری کنیم.
* این مسائل حیاتی مثلا چه چیزهایی را شامل میشود؟
** الان مورد شخص به ذهنم نمیآید.
* میخواهم بدانم انجمن نسبت به چه نوع مسائلی حساسیت دارد.
** باید موردش پیش بیاید. الان نمیتوانم...
* مثلا اگر آمار چاپ آثار داستانی با سوژه دفاعمقدس پایین بیاید یا ناشران به هر دلیلی اقدام به چاپ این آثار نکنند انجمن واکنش نشان میدهد؟
** موردش اگر پیش بیاید در هیات مدیره صحبت میشود، اگر تشخیص داده شود که بحرانی است که باید انجمن واکنش نشان دهد حتما این کار را میکنیم، ولی موضعگیری کردن اگر قرار است در هر موضوعی اتفاق بیفتد طبعا از فعالیتهای اصلی بازمان میدارد. ما فکر میکنیم در خیلی از موارد باید به شکل ایجابی عمل کنیم نه به شکل سلبی.
با بیانیه دادن چیزی درست نمیشود.
* از محدودیتها صحبت کردید. میخواهم در مورد این موضوع مفصل حرف بزنید که آیا این محدودیتها مالی هستند؟
** بخشی از آنها مالی است. از لحاظ مالی طبیعتا تشکلی که میخواهد روی پای خودش بایستد نیازمند یک درآمد مستقل است که اینجا حق عضویت افراد است.
* فکر میکنم میزان تعامل انجمن با دولت جدید هم بیشتر از گذشته باشد.
** بله حسب ظاهر که وزیر ابراز علاقه میکرد که از نظرات ما استفاده کند، ولی من فکر میکنم با فراز و فرودهایی، حرکت انجمن رو به جلو است، مخصوصا که اندیشههای نو هرازگاهی در میان جوانانی که صاحب فکرهای درست هستند دیده میشود و طبیعتا بهره گرفتن از این تفکرات میتواند مثمرثمر باشد.