یوسف محسنزاده
بعد از ترور رفیق حریری - نخستوزیر اسبق لبنان - و پارهای از سیاستمداران و روزنامهنگاران لبنانی، حزبالله لبنان همواره از نقش پنهان و پیچیده اسراییل و سرویسهای امنیتی آن کشور در ایجاد ترورها سخن به میان میآورد و با انتشار دو گزارش از سوی میلیس بازجوی آلمانی که احتمال دخالت سرویسهای امنیتی سوریه را در این ترور مطرح کرده بود، باز هم مواضع حزبالله لبنان، تغییری نیافت و اینکه که «عبدالحلیم خدام» در گفتوگوی افشاگرانهاش با شبکه العربیه از چنین احتمالی سخن به میان آورد، باز هم تأثیری در مناسبات حزبالله لبنان با سوریه ایجاد نکرد. همین امر در مورد جنبش امل و رهبر آن یعنی نبیه بری - رییس پارلمان لبنان - نیز صدق میکند. هر چند که ولید جنبلاط - رهبر دروزیهای لبنان - و سعدالدین حریری - فرزند رفیق حریری و رهبر فراکسیون اکثریت پارلمان لبنان - بخشی از ائتلاف چهارگانه پارلمان محسوب میشوند که حزبالله و جنبش امل را در برمیگیرد، مواضع تند و افراطی علیه سوریه اتخاذ کرده و هر دو رژیم دمشق را به قتل پدرانشان متهم کردند، با این حال، حزبالله و جنبش امل، همچنان به اهمیت وجود رابطه با دمشق و تحکیم و تقویت آن، تأکید دارند. رفیق حریری، البته متحد عمده و اساسی عربستان سعودی در صحنه سیاسی لبنان محسوب میشد. اکنون روابط سیاسی ریاض و دمشق بدلیل آنچه که عربستان در مورد دست داشتن سوریها در قتل حریری مطرح میکنند، دچار رکود و رخوت شده است و بشار اسد در کنفرانس سازمان کنفرانس اسلامی در مکه مکرمه شرکت نکرد.
عربستان اکنون بشدت از سعدالدین حریری و اظهارات و خواستههای وی در مورد لزوم معرفی مقامات سوری ذیمدخل در قتل ترور حریری حمایت میکند. با این حال، از آنجاییکه هیچ دلیل خاصی در مورد دست داشتن سوریها در قتل وی، ارائه نشده است، حزبالله و جنبش امل همزمان با محکوم کردن این ترور و درخواست معرفی قاتلان وی، همچنان به سوریه بعنوان عمق استراتژیک لبنان مینگرند و بر اهمیت روابط دوجانبه تأکید دارند. چنین مواضعی، خشم سعدالدین حریری و ولید جنبلاط را برانگیخته است.
علاوه بر این خروج وزرای وابسته به حزبالله و امل از کابینه لبنان بدلیل عدم اتخاذ مواضع روشن در قبال قطعنامه 1559، بیش از پیش، به علنی شدن اختلاف میان ائتلاف چهارگانه (سعدالدین حریری، جنبلاط، نبیه بری و سید حسن نصرالله) انجامیده است بطوریکه ولید جنبلاط که به داشتن مواضع سست، ناپایدار و متزلزل سیاسی معروف است، علیرغم اینکه چند روز قبل خود را در حمایت سید حسن نصرالله از بیم ترور شدن قرار داده بود، موضع وارونهای اتخاذ کرده و از حزبالله درخواست کرده است میزان وفاداریش را به لبنان اثبات و تعیین کند.
شکی نیست اینگونه طوفان سیاسی که جامعه اسلامی لبنان متشکل از اکثریت شیعیان و اقلیت اهل سنت متشتت کرده است، بنفع جامعه مارونیهای مسیحی که نظام سیاسی این کشور با وجود اینکه در اقلیت عددی بسر میبرند، بدست گرفتند، عرصه وسیعی برای مانور و تحکیم قدرت خود ایجاد کرده است. هم اکنون خبرهایی در مورد مسلح شدن نیروهای وابسته به سمیر جعجع و میشال عون منتشر شده است و طبعاً اسراییل، آمریکا و فرانسه در انتظار بروز یک نقطه انفجار در بحران کنونی لبنان بوده که آنرا به یک ماجراجویی نظامی مبدل کنند. در این مرحله شکی نیست قابلیتهای سیاسی و نظامی حزبالله هدف اصلی توطئه مشترک تلآویو و واشنگتن میباشد و از اینرو حزبالله میکوشد به ارتباط خود با سوریه برای درهم شکستن این توطئه که اولین راه آن، به انزوا کشیدن آن در صحنه سیاسی لبنان است، تأکید کند.