هدف از حجاب، پوشش و مستور ماندن است
"اولین هدف قرآن از حجاب، پاکی دل زنان و مردان است و این حجاب، به چادر نیست. هدف قرآن، مستور بودن انسان از نگاههای آلوده نیز هست... مستور بودن زنان، برای طهارت قلبها، پاکی دلها و هدایت افراد به سوی انسانهایی برتر بوده است... هدف از حجاب، پوشاندن بدن و نداشتن خودنمایی بیش از حد و ایجاد جامعهای سالم برای انجام فعالیتهای اجتماعی است". نکته کلیدی مغفول مانده در این بخش آن است که حجاب، دو عنصر کلیدی را شامل میشود.
یک: پوشش، دو: عدم تبرج. این دو رکن رکین باید توامان مورد اهتمام واقع شوند و غفلت از هر کدام، انسان را از رهسپار شدن به مقصد نهایی محروم میسازد. معالاسف، در کشورمان حتی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز این نکته، مغفول واقع شده است. متاسفانه در برنامههای صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، موارد متعددی را شاهد هستیم که "پوشش" کامل وجود دارد، ولی نوع آرایشها، رفتارها، سخن گفتنها، رنگ و حجم و الگوی لباسها، به گونهای است که تحت عنوان تبرج جای میگیرد. پر واضح است که پوشش انواعی دارد که ممکن است برخی از آنها با معیار حیا و عفاف ناهمگون باشد.
رسول خدا صلیالله علیه و آله و سلم، زنان را از پوشیدن لباسهای توجهبرانگیز بر حذر داشتند: "و نهی ان تلبس المراه اذا خرجت ثوبا مشهورا". لباسی که زن شرعا باید بر تن کند، هم بدن او را از دید نامحرم پنهان میسازد و هم او را به گونهای فرا میگیرد که حجم بدن وی برای نامحرم معلوم نمیگردد و به علاوه، نگاهها را با مد و رنگ خاص جلب نمینماید. اما متاسفانه در جامعه برخی افراد دارای پوششی هستند که در حقیقت احیا کردن برهنگی در قالب پوشش است. زیرا هدف از پوشش با اینگونه لباسها محقق نمیشود.(2)
دیدگاه اسلام:
"برخی کشورهای اسلامی، لباس رنگ مشکی ندارند، علت آن هم مشخص است، زیرا اسلام رنگ مشکی را برای مردان مکروه دانسته است و حتی پیامبر گرامی، رنگ مشکی را نمیپسندید... با توجه به اینکه علمای دینی معتقدند لباس و رنگ مشکی کراهت دارد، طبعا استفاده از رنگهای روشن بر مشکی ارجحیت دارد".
راجع به مطالب مطرح شده در این بخش، عنایت به چند نکته شایسته است:
1ـ از آنجا که محور اصلی مقاله، پیرامون رنگ پوشش بانوان است، شایسته بود نویسنده محترم از صاحبنظران ارجمند میخواستند دیدگاه اسلام را نسبت به رنگ پوشش بانوان بیان کنند. واقعیت آن است که مکروه بودن رنگ مشکی برای مردان و ناپسند بودن آن نزد پیامبر گرامی اسلام(ص) کلیت ندارد. چنانچه نقل شده است رسول خدا، عمامه مشکی بر سر داشتند.(3) مضافا اینکه در روایات عبای مشکی نیز از کراهت برخوردار نیست.
2ـ آنجا که علت وجود نداشتن لباس رنگ مشکی در برخی کشورهای اسلامی را مکروه دانستن رنگ مشکی از نظر اسلام بیان میکنند به نظر میرسد، مغالطه علت جعلی (false cause) صورت گرفته است. واقعیتر آن است که انتخاب پوششهای رنگین را به فرهنگ بومی و احیانا تاثیرات فرهنگ غربی منتسب بدانیم. جالب است که نویسنده محترم در جایی دیگر از نوشتار خود نوشته است: "بحث حجاب در دین مطرح میشود، اما زمانی که صحبت از رنگ حجاب میشود، پای فرهنگ کشورها به میان میآید".
3ـ آنجا که ارجحیت رنگهای روشن بر مشکی برای پوشش به علت کراهت رنگ مشکی نزد علمای بزرگوار دینی نتیجه گرفته شده است برخوردار از مبنا و مستند عقلی و شرعی نمیباشد. هنگامی که از مراجع بزرگوار تقلید(حفظهمالله) چنین استفتاء شد که "عدهای همراه با تبلیغات فرهنگی دشمن در روزنامهها و سخنرانیهایشان میگویند چادر مشکی برای بانوان مکروه است و باید پوشش جدید مانتو و کتدامن با رنگهای متنوع جایگزین چادر مشکی شود، آیا چنین حرفی و اقدامی صحیح است یا نه؟" اینگونه پاسخ دادند:
حضرت آیتالله خامنهای (حفظهالله): "این صحبت صحیح نیست، و بهترین حجاب پوشش چادر است و چادر سیاه هم بیاشکال است و کراهت ندارد".
حضرت آیتالله تبریزی(حفظهالله): "چادر سیاه مثل عبای سیاه کراهت ندارد".
حضرت آیتالله بهجت(حفظهالله): "این اقدام باطل است".
حضرت آیتالله لنکرانی(حفظهالله): "چادر مشکی بهترین نوع حجاب است و پوشیدن لباسهای که جلب توجه کند حرام است".(4)
عرف، ملاک تشخیص است:
"بحث حجاب در دین مطرح میشود، اما زمانی که صحبت از رنگ حجاب میشود، پای فرهنگ کشورها به میان میآید. چرا که رنگ حجاب تحتتاثیر فرهنگ جوامع و نه دین آنها صورت میگیرد... باید بحث رنگ حجاب را از معنای دینی آن جدا کرده و به آن صبغه(در اصل به صورت سبقه نوشته شده است که املای ناصحیح میباشد) و جنبه فرهنگی دارد.
زیرا در جامعه و عرف فعلی ما توجه به سنگینی پوشش است... باید در انتخاب رنگ حجاب به عرف جامعه نیز توجه کرد.... نوع پوشش و لباس هر جامعه مرتبط با سابقه فرهنگی و تاریخی آن جامعه است. فرم و مدل هر لباسی و پوشش در جامعه مسبوق به سابقه بوده و ریشه در عرف و فرهنگ یک جامعه دارد... اینکه برخی میگویند فلان رنگ زننده یا سبک است، این طرز فکر غلط است، این نوع دستهبندی رنگها، هیچ پشتوانه علمی و قانونی ندارد و این موضوع، تنها به نگرش فرد و جامعه بستگی دارد... ".
توجه و عنایت به عرف در تمامی شئون زندگی، یک واقعیت انکارناشدنی است. و نویسنده محترم با بیان نقطه نظرهای مختلف صاحبنظران محترم در این نوشتار پیرامون تاثیرات عرف، به این مهم اشاره داشتهاند. اما عنایت به این مهم نداشتهاند که تحت هر شرایطی نباید بدون لحاظ کردن وجوه مختلف یک مساله، دچار هنجارشکنی شد، چراکه هنجارشکنی، حرکت در خلاف جهت جامعه و مخدوش ساختن انسجام و نظم اجتماع است.
از آنجا که عرف رنگ پوشش در ایران، رنگ مشکی است، استفاده از همان رنگهایی که ایشان" بدون هیچ پشتوانه علمی" آنها را فاقد زنندگی قلمداد میکنند یک هنجارشکنی آشکار محسوب میشود. اصولا رنگ، اگر جلب توجه دیگران را بنماید، به آن رنگ زننده و سبک میگویند و روشن نیست که چه مبنای علمی و قانونی برای اثبات این معنا لازم است، کافی است به مردان جامعه رجوع شود و از آنان سوال شود که آیا فلان رنگ تند و خاص برتن زنان، توجه آنها را به خود جذب میکند یا خیر.
مجموع نظرات مطروحه در نوشتار مزبور، دچار یک تناقض محتوایی میان گزارههای مطرح شده پیرامون اهمیت عرف است. در این نوشتار هم از تاثیرپذیری رنگ حجاب از فرهنگ جوامع منهای تاثیرات دینی سخن به میان آمده است و هم از تخطئه کردن افکار مردم مبنی بر اعتقادشان بر سنگین یا سبک بودن یک رنگ سخن به میان آمده است. این طرز تلقی مردم نیز طبیعتا ریشه در عرف و فرهنگ غنی جامعه فارغ از چگونگی شکلگیری این تفکر دارد.