تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۹۱ - ۰۷:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۹۳۸۰۸
فمینیسم در غرب و ایران

فمینیست‌های اسلامی (بخش دوم آخر)

سیدمرتضی هزاوه‌ای / عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی‌سینا اشاره: در نخستین بخش از این مقاله، تاریخچه پیدایش فمینیسم در غرب و گرایشهای فمینیستی و نیز نحوه شکل‌گیری این حرکت در ایران باختصار مورد بررسی قرار گرفت. در دومین و آخرین بخش مقاله، با اصطلاح فمینیسم اسلامی آشنا شده و تعارض آموزه‌های دینی با اصول و ایده‌های فمینیسم مورد بررسی قرار می‌گیرد. با هم آن را می‌خوانیم.

دوره سوم فعالیتهای فمینیستی که از سال 67 آغاز شد، عمدتاً با طرح مسائل حقوقی و سیاسی همراه بود و موادی از قانون مدنی، قانون مجازات اسلامی و... مورد انتقاد شدید قرار گرفت و شعار تساوی زن و مرد زینت بخش صفحات نشریات گردید.
در این مقطع زمانی شاهد ترجمه آثار غربی با شعارهای تند و غیرمناسب با فضای جامعه، بزرگ‌نمایی مسائل کم اهمیت و تحلیل ناموزون و بدون پشتوانه هستیم.
به نظر می‌رسد در چند سال اخیر برخی جنبش‌های فمینیستی داخل براساس یک تحلیل مشخص، فعالیت‌های خود را با ابتذال و طرح مسائل خلاف عفت و اخلاق عمومی همراه کرده‌اند که تقریباً حرکت فمینیست‌های دوران طاغوت را تداعی می کند. جدایی نسل جدید از نسل گذشته با شعار استقلال و آزادی نوجوانان و جوانان، حمله به نهاد خانواده و ارزش‌های اصیل آن و ترویج ابتذال جنسی و سیاست‌زدایی از نسل جوان، از رئوس عمده فعالیت‌های آنان به ویژه در عرصه مطبوعات است.
نگاهی گذرا به عناوین و محتوای مقاله‌ها و گزارش‌های مندرج در مطبوعات کافی است تا هر ایرانی مسلمان و غیرتمند را از موج اندیشه‌های مبتذل و خانه‌برانداز این غربزدگان از خود بیگانه به تأمل وا دارد. برای نمونه به یک مقاله اشاره می‌کنیم و در پایان به تحلیل تفصیلی از مطبوعات می‌پردازیم تا ببینیم فمینیست‌های وطنی، چه نسخه‌ای برای خانواده‌های ایرانی تدارک دیده‌اند.
نویسنده مقاله «جامعه مدنی و خانواده» خانواده هسته‌ای را امری غیرمتناسب با جامعه مدنی ارزیابی می‌کند و می‌نویسد:
«خانواده هسته‌ای(10) با به انزوا کشیدن کودکان در چهار دیواری آپارتمانها و به دور از مراودات انسانی و اجتماعی، با تقویت نابرابری‌های جنسی، سنی، نژادی و با آموزش منع‌های اجتماعی و هنجارهای حاکم، اگر مانعی در ایجاد یک جامعه مدنی نباشد، کمکی به ایجاد و رشد آن نیز نمی‌کند... انسان‌ها بنا به ویژگی‌های متفاوت و مختلف نیاز به زندگی در اشکال گوناگون دارند. ما حق نداریم با قالبهای از پیش ساخته شده و تک بعدی آنها را در فشار بگذاریم. این نظر که خانواده مدرن هسته‌ای بهترین شکل از اشکال خانواده است، در کشورهای اروپایی و آمریکایی به بن‌بست رسیده است.(11)»
فمینیسم اسلامی:
ویژگی تمام گرایش‌های فمینیستی داخلی آن است که برداشتی از نسخه‌های غربی‌اند و فمینیسم اسلامی نیز از این قاعده مستثنا نیست. گرچه ممکن است در ابتدا چنین توهم شود که فمینیسم اسلامی پدیده‌ای اسلامی و یا دست‌کم طراحی شده توسط معتقدان به اسلام است، اما واقعیت آن است که فمینیسم اسلامی یک برداشت پست مدرنیستی از فمینیسم برای ارائه به کشورهای اسلامی است. براساس بینش پست مدرنیسم نمی‌توان شرایط منطقه‌ای و ویژگی‌های فرهنگی ملل مختلف را نادیده انگاشت و برای تمام بشریت رهنمودی واحد داد. بنابراین لازم است با درنظر داشتن این تفاوت‌ها برای هر منطقه نسخه‌ای ویژه فراهم ساخت. بی‌تردید پیوند ملت‌های مسلمان با آموزه‌های اسلامی مانعی بزرگ در موفقیت فمینیسم است. از این رو، باید با طرح الگوهای بومی و با ظاهری اسلامی به دفاع از فمینیسم پرداخت و با تفسیرهای جدید از متون دینی، مفاهیم دینی را در خدمت نهضت فمینیسم گرفت. در سرمقاله مجله ضدانقلابی کنکاش، آمده است: «تا همین چند سال اخیر توافقی ضمنی میان نظریه پردازان جنبش زنان وجود داشت؛ مبنی بر اینکه حقوق فردی و اجتماعی زنان و جایگاه زن در خانواده و اجتماع همواره از سوی کارگزاران اسلامی محدود شده و کنترل زنان وجه بارز سیاستهای فرهنگی بوده است. تعدادی از فمینیست‌های لائیک و غیراسلامی ایرانی در این ارزیابی تجدیدنظر کرده‌اند. این عده اکنون معتقدند که می‌توان و باید از متون اسلامی تأویل و تفسیرهای متعددی ارائه داد تا از این طریق حقوق اجتماعی و فردی زنان در جامعه اسلامی اعاده گشته و افزایش پیدا کند(12)».
نیره توحیدی از بنیان‌گزاران بنیاد پژوهش‌های زنان ایرانی و یکی از نظریه‌پردازان فمینیسم اسلامی و بومی است. وی که ابتدا از دریچه مدرنیسم به فمینیسم می‌نگریست، با تغییر شکل مبارزه به فمینیسم اسلامی روی آورده و برهمین اساس مقالاتی در نشریات داخلی و خارجی منتشر کرده است. وی تنها راه‌حل جمع میان دین و مدرنیسم را سکولار نمودن دین و جدایی دین از سیاست می‌داند و نوک حمله خود را در مقالات، متوجه دین‌سالاری و حکومت دینی می‌کند.(13)
این گروه تصریح می‌کنند که یکی از آثار مثبت طرح فمینیسم اسلامی، آن است که نه تنها در میان مسلمانان از پایگاه مناسبی برخوردار خواهد شد، بلکه چون طرفداران آن از مدافعان اسلام هم به حساب می‌آیند، حساسیت چندانی در نهادهای حکومتی برنخواهد انگیخت و زمینه اصلاحات در قوانین و باورهای اجتماعی هموارتر خواهد شد.(14)
متأسفانه این گرایش از فمینیسم در میان روشنفکران مسلمان تا حدودی نفوذ یافته است و آنان که از واقعیت‌های پشت پرده این گونه جریان‌ها بی‌اطلاع‌اند، فمینیسم اسلامی را پدیده‌ای مترقی ارزیابی می‌کنند. گروهی دیگر نیز گرچه از اینکه به عنوان فمینیست شناخته شوند، پرهیز می‌کنند، اما در مقام عمل، همان شعارها و نظرها را تکرار می‌کنند. پیشنهاد قرائتی از دین که هماهنگ با روند فرهنگ غرب درباره مسائل زنان باشد، لزوم هماهنگی فقه اسلامی و قوانین داخلی با حقوق بین‌المللی، طرح اجتهاد همگانی (غیرتخصصی) در حوزه مسائل دینی، بی‌اعتنایی به احادیث و آیات صریح و غیرقابل تأویل و تردید در احکامی که به نوعی میان زن و مرد تفاوت ایجاد کرده است، همگی را می‌توان از لابلای نظریات مطرح شده آنان بدست آورد.
این گروه که از نظر نشریات خارجی، فمینیست‌های مسلمان نامیده می‌شود، هر چند به حفظ حجاب پای بند و از فحشا و حرکات زننده بیزارند، اما چون به عمق بینش و دیدگاه دینی آشنا نیستند، با بسیاری از احکام و مسائل حقوقی اسلام به مخالفت می‌پردازند.
اسلام و فمینیسم:
با نگاهی موشکافانه و منصفانه به متون دینی به این باور می‌رسیم که نه تنها فمینیسم با مفاهیم و آموزه‌های دینی منطبق نیست، بلکه تعارض میان اسلام و گرایش‌های فمینیستی به قدری ریشه‌ای و عمیق است که سازش و مصالحه میان آن دو به معنای قربانی کردن یکی به سود دیگری است.
توجه به برخی اصول و آموزه‌های دینی به خوبی نشان می‌دهد که قالب‌های تنگ و تار زن مدارانه یارای بیان دیدگاه «جهان شمول» و «انسان‌نگر» اسلام نیست:
1-هدف‌مندی خلقت
آیات متعددی از قرآن کریم بر این واقعیت مهم تأکید دارند که زمین و آسمان و موجودات محسوس و غیرمحسوس، همه و همه براساس یک طرح پیشین و حکیمانه خلق شده‌اند و به سوی اهداف مشخصی هدایت یافته‌اند:
«پروردگار ما کسی است که همه موجودات عالم را نعمت وجود بخشیده، و سپس به راه کمالشان هدایت کرده است.»(طه/50)
این واقعیت مهم با آنچه برخی گروه‌های فمینیستی بر آن پای می‌فشارند که طبیعت، مسئول ظلم تاریخی بر ضد زنان است و پیشرفت‌های بشری سرانجام بر نظام طبیعی پیروزمندانه غلبه خواهد کرد، در تعارضی آشکار است.
2-تفاوت‌های تکوینی، لطائف حکیمانه خلقت:
وجود تفاوت در میان موجودات زنده از شاهکارهای خلقت است، به طوری که هر یک از آنان را برای نوعی فعالیت تجهیز کرده است. وجود تفاوت میان موجودات گرچه امری بدیهی است، اما هیچ گاه به معنای عیب و ایرادی در خلقت آنان تلقی نمی‌شود. همانگونه که ضعیف بودن قوای بینایی انسان در مقایسه با عقاب، برای انسان عیب محسوب نمی‌شود، تفاوت طبیعی بین زن و مرد را هم نباید به حساب برتری یکی و عیب دیگری دانست. زن و مرد مانند دو سیاره‌ای هستند که در منظومه خلقت در دو مدار مختلف، اما هماهنگ با یکدیگر به سوی مقصدی واحد در حرکت می‌باشند:
«ای مردم! ما همه شما را نخست از زن و مردی آفریدیم و آن گاه در گروه‌ها و فرقه‌های مختلفی قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، گرامی‌ترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست». (حجرات/13)
سؤالی که مطرح می‌شود آن است که آیا با وجود تفاوت‌های متعدد تکوینی میان زن و مرد، تفاوت‌های تشریعی و اختلاف آن دو در احکام و حقوق امری پسندیده است، یا آنکه باید تمام واقعیت‌های موجود را نادیده گرفت و احکام و حقوق مشترکی را در تمامی زمینه‌ها برای هر دو جنس پیشنهاد کرد؟
از نظر اسلام و بلکه در تمام ادیان الهی، تناسبات تکوینی ممکن است زمینه‌ساز وجود تناسباتی در قانون‌گذاری و تشریع شود که چنین اختلافاتی در احکام و قوانین هم کاملا براساس حکمت و برای تنظیم روابط سالم اجتماعی و نیل به اهداف متعالی انسان است. برای نمونه، اختلاف قانون ارث درباره زن و مرد که در قرآن کریم نیز به صراحت آمده است.(نساء 11 و 176) کاملا با الگوی درست از نظام خانواده هماهنگ و همبسته است. البته وجود اختلاف میان زن و مرد در تکوین و تشریع به این معنا نیست که نقاط مشترک فراوان آنها نادیده گرفته شود، بلکه مهم این است که از نظر قرآن، در تکامل انسانی و سعادت دنیا و آخرت، هیچ تفاوتی میان زن و مرد نیست. هر جا سخن از رشد و رستگاری است، قرآن تأکید دارد که در این عرصه بین زن و مرد تفاوتی نیست:
«و هر یک از زن و مرد با ایمان کاری شایسته کند، آن کس به بهشت (پرنعمت جاوید) در آید و ذره‌ای به وی ستم نشود.» (نساء 24)
«هر کس از مرد و زن کار نیکی- به شرط ایمان به خدا- به جای آورد، ما او را زندگانی خوش و با سعادت زنده ابد می‌گردانیم و اجری بسیار بهتر از عمل نیکی که انجام داده به او عطا می‌کنیم.» (نحل/124)
اصرار قرآن کریم در تصریح به مردم و زن در آیات یاد شده نشان از جهان‌بینی مکتب اسلام در برقراری مساوات و عدالت نسبت به تامین سعادت و خوشبختی زن و مرد در زندگانی دنیا و آخرت دارد.
3-تعبد در مقام دانای حکیم
ما بر این باوریم که قوانین و احکامی که از ناحیه خداوند وضع شده است، حکیمانه و براساس رعایت مصالح و پرهیز از مفاسد است و بیهودگی و ناروایی به هیچ وجه در قوانین الهی راه ندارد. البته این سخن به معنای آن نیست که همه انسان‌ها به مصالح و مفاسد احکام به طور کامل آگاهی دارند. انسان صالح و هدف‌گرا، پس از اطمینان از آنکه امورات جهان را خداوند حکیم و عالمی که بندگانش را صمیمانه دوست دارد، اداره می‌کند، باید همت خود را در تبعیت از قوانین الهی به کار گیرد و با یافته‌های ناقص خود به داوری درباره قوانین استوار الهی نپردازد. چه بسیار احکام و قوانینی که در یک زمان، به دلیل ضعف آگاهی بشر، زاید یا نامناسب پنداشته شده‌اند و سپس به رمز و راز آن آگاهی یافتند. به هر حال، وابستگی به وحی، ویژگی انسان مومن و تعبد به رأی، خصیصه انسان مادی است. اصول و برنامه‌هایی که از سوی گرایش‌های فمینیستی ارائه شده است، هیچ کدام با اصالت وحی سازگاری ندارد.
4-تخصصی بودن تفسیر متون دینی:
تفسیر متون دینی، مانند دیگر دانش ها، امری تخصصی است و باید براساس اصول و ضوابط شرعی و عقلی انجام پذیرد. در غیر این صورت هیچ گونه ارزش و اعتباری ندارد. برداشت آزاد از دین امری نکوهیده است و هیچ کس حتی شخص پیامبر(ص) حق ندارد نظرها و یافته‌های شخصی خود را بدون مدرک و دلیل معتبر به دین نسبت دهد.
«و اگر (محمد ص) به ناروا سخنی به ما بر می بست، یقیناً او را به سختی می‌گرفتیم و رگ حیاتش را قطع می‌کردیم.» (حاقه/46)
بر این اساس گرایش فمینیسم اسلامی که سعی در تأویل متون دینی به منظور هماهنگ کردن آن با مبانی فمینیستی دارد، از آنجا که بر اصول و قواعد معتبری استوار نیست از نظر عقل و شرع مردود است.
5- تفاهم و همدلی؛ محور زندگی
خداوند زن و مرد را برای سکون و آرامش یکدیگر و به منظور برخورداری از تفاهم هرچه بیشتر آفرید و میان آنان رشته‌های پیوند و دوستی برقرار ساخت: «و از آیات لطف الهی آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در کنار او آرامش یافته با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود، در این امر (که در حقیقت پایه زندگی و آسایش و بقای نوع است) برای مردم اندیشمند شواهد علم و حکمت حق آشکار است.» (روم/21)
«آنان جامه ستر و عفاف شما هستند و شما نیز لباس عفت آنها هستید» (بقره/ 187) بنابراین هر جا که زن و مرد در مقابل یکدیگر قرار گرفته. به نزاع با یکدیگر می‌پردازند، از فطرت و طبیعت اصلی خارج شده و در مسیری جز مسیری که خالق هستی خواسته است، گام برمی‌دارند. نزاع میان زن و مرد یک استثنا است، نه قاعده؛ استثنایی که هرچه زودتر باید حل و فصل شود و آن دو به گونه‌ای که متناسب با کرامت و شخصیت والای انسانی است، به راه درست زندگی و همزیستی باز گردند. بنابراین اصل، یک مسلمان وظیفه دارد که به هر وسیله ممکن، در ایجاد رشته‌های محبت و تفاهم میان زن و مرد بکوشد. این باور با اصل بودن نزاع میان زن و مرد و بینش مبتنی بر تنازع بقا که بسیاری از فمنیست‌ها به آن معتقدند و اساساً فمینیسم با چنین نگاهی شکل گرفته است، در تضاد آشکار می‌باشد.
6- توجه ویژه به خانواده:
امروز دیگر جای تردید نیست که نهاد خانواده در پرورش استعدادهای نسل آینده سهمی بسزا دارد، به امنیت اخلاقی اجتماع کمک می‌کند، در شکل‌گیری یک اقتصاد سالم و پویا موثر است و کانون آرامش و محبت و پرورش عواطف انسانی است. از این رو، در متون دینی بر حفظ و استواری کانون خانواده تأکید فراوان شده است.
اهمیت این موضوع در جوامعی که از نعمت خانواده‌های ریشه‌دار و پایدار برخوردارند، به خوبی احساس می‌شود. نقش مهم زن در خانواده به عنوان همسر و مادر به گونه‌ای است که از این دو نقش به بهترین تعابیر یاد شده است:
«بهشت زیر پای مادران است»(15)
«جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است»(16)
سفارش بزرگان دین آن است که روابط خانوادگی در نهایت استحکام باقی بماند. توجه ویژه به خانواده، این نهاد را در موقعیتی ممتاز قرار داده است که بسیاری از فعالیت‌های دیگر را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد. از آنجا که در زندگی این جهانی با محدودیت امکانات و فرصت‌ها مواجهیم، به ناچار باید به گونه‌ای به طبقه‌بندی امور براساس اولویت‌ها و اهمیت‌ها اقدام کنیم و از آنجا که حفظ خانواده به ویژه برای مادر که محور عاطفی و پرورشی آن است، از اهمیت ویژه برخوردار است، هنگامی که حفظ و استواری خانواده با فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، در تضاد قرار گیرد، باید این امور را به گونه‌ای تنظیم کرد که حتی‌الامکان محیط خانواده از آسیب مصون بماند.
در سال‌های اخیر به نقش اقتصادی زن‌های خانه‌دار توجه شد و کوشش‌هایی در جهت محاسبه فعالیت‌های خانگی آنان براساس معادلات اقتصادی انجام گرفته است و پیشنهادهایی برای بیمه و مرخصی فوق‌العاده آنان مطرح شده است. البته تحلیل و بررسی این پیشنهادات نیازمند کارشناسی است. اما نباید طرفداری از زنان خانه‌دار به گونه‌ای باشد که خانه‌داری زنان در ردیف فعالیت‌های اقتصادی متعارف قرار گیرد. حضور زن در محیط خانه و در کنار فرزندان اگرچه با کار خانگی همراه نباشد، آثار فرهنگی و معنوی خاصی دارد که به شیوه‌های متداول قابل محاسبه نیست. سخن آن است که این فعالیت‌ها باید به گونه‌ای سامان یابد که نهاد خانواده را با بحران و از هم‌گسیختگی فرهنگی مواجه نکند.
7- عدم کفایت نگرش حقوقی
حقوق، مشخص کننده مرزهاست و روابط انسان‌ها را در محدوده‌ای خاص مجاز و خارج از آن ممنوع می‌داند. اما حقوق به تنهایی نمی‌تواند میان انسان‌ها تفاهم و همبستگی اجتماعی ایجاد کند. چنان که اخلاق نیز به تنهایی نمی‌تواند زندگی اجتماعی را بسامان آورد. در نتیجه روابط انسانی باید براساس تفاهم و اخلاق و با توجه به جایگاه واقعی افراد و اعضا و در چارچوب قوانین و قواعد سامان یابد و همان طور که قانون‌زدگی روابط انسانی را خشک و بی‌روح می‌سازد، اخلاق‌گرایی نیز جامعه را به رکود وگاهی به هرج و مرج می‌کشاند. اسلام بین این دو گرایش راهی میانه برمی‌گزیند. چنانکه پیشتر گفته شد، اساس زندگی اجتماعی و روابط خانوادگی بر دوستی و فداکاری گذاشته شده است، اما تنظیم روابط اجتماعی نیز جز در چارچوب قواعد و قوانین روشن و متناسب با شرایط عینی امکان‌پذیر نیست. در یک نگاه کوتاه به مجموعه معارف اسلامی این نگرش به خوبی تأیید می‌گردد. فمینیسم، از آنجا که تنها با نگاه حقوقی به روابط زن و مرد می‌نگرد و فاقد یک دیدگاه جامع و شامل در این زمینه است، اصولاً نظرگاهی ناقص و ناتمام و منافی با مبانی و آرمان‌های اسلامی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات