* قبول معاوضه سوخت به خاک ترکیه از سوی ایران را چقدر موفق ارزیابی میکنید؟
** این مساله پیش شرطی است که ایران به آژانس و 1+5 داده است و باید دید 1+5 چه پاسخی به پیشنهاد ایران میدهد. البته در همین حد هم ایران گام بزرگی برداشته است. همانطور که میدانید، این پیشنهاد یک سال پیش برای اولین بار توسط البرادعی، رئیس سابق آژانس به ایران داده شد و این پیشنهاد به رغم اینکه میتوانست دریچهای برای تفاهم میان ایران و 1+5 به وجود آورد، با مخالفت دولتمردان ایران روبهرو شد. آقای لاریجانی این پیشنهاد را نوعی کلاهبرداری از سوی غرب خواند و سایر مقامات ایران نیز تعابیر مشابهی در این زمینه به کار بردند.
نهایتا خود آقای احمدینژاد اعلام کرد که ما به هیچ وجه اورانیوم غنیشده را از کشور خارج نمیکنیم و اورانیوم 20 درصد مورد نیاز رآکتور تحقیقاتی تهران را از بازار جهانی خریداری میکنیم. در ادامه چند ماه پیش آقای احمدینژاد رسما به آقای دکتر صالحی، رئیس سازمان انرژی هستهای دستور دادند که غنیسازی 20 درصد را آغاز کنند و این تصمیم را به همه اعلام کردند. پس ایران شروع به تولید اورانیوم 20 درصد کرد اما به اعتقاد من این پیشنهاد تبادل سوخت سرآغاز دوره نوینی است. از حالا به بعد جزئیات این مساله اهمیت دارد و چندین مساله مورد توجه قرار میگیرد.
اینکه آیا ما همه اورانیوم غنیشده را میدهیم؟ آیا ایران به غنیسازی 20 درصد ادامه میدهد؟ و اینکه اساسا تکلیف غنیسازی چه خواهد شد؟ این پیشنهاد وقتی از سوی آقای البرادعی و آقای سولانا مطرح شد، بسیاری از جمله خود من معتقد بودیم که این پیشنهاد هم به نفع ایران و هم به نفع 1+5 است. به این معنی که در این بین مساله برد و باخت وجود ندارد و هر دو طرف ایران و غربی ذینفع هستند. استدلال اساسی من این است که در این پیشنهاد قید نشده که ایران باید غنیسازی را متوقف کند. یعنی برای اولین بار فرمولی ارائه شد که براساس آن ایران مجبور نبود غنیسازیاش را متوقف کند.
از نظر من این بهترین پیشنهادی بود که از طرف آژانس به ایران داده شد اما مسئولان این پیشنهاد را قبول نکردند اما بعد از یک سال این پیشنهاد از سوی دولتمردان ایرانی پذیرفته شد. در این میان بیشترین مسائلی که باید به آن پرداخت، این است که غنیسازی 20 درصد چطور خواهد شد؟ و در کل پروسه غنیسازی چه سمت و سویی خواهد گرفت؟ مسائل دیگر جزئیات است؛ اینکه به طور مثال همه اورانیوم را تحویل بدهیم یا بخشی از آن و متقابلا آنها بخشی از اورانیوم 20 درصد را بدهند. توجه به این نکته بسیار اساسی است که جدای از اورانیوم 20 درصد، میلههایی که در رابطه با اورانیوم وجود دارد، بسیار مهم هستند.
این میلهها تکنولوژی پیشرفتهای است که به جز چند کشور از جمله فرانسه، به این سیستم مجهز نیستند. بنابراین این سوال مطرح میشود که با توجه به اینکه این اورانیوم 20 درصد غنی شده باید روی میلههای کوره رآکتور قرار گیرد، بنابراین تحویل اورانیوم 20 درصد به ایران چگونه خواهد بود. در واقع اورانیوم 20 درصدی مورد نیاز است که به میلههایی که در کوره رآکتور تهران قرار میگیرد، متصل شود. البته اینها جزئیات است. موضوع اصلی اینجاست که ایران پذیرفته اورانیوم سه درصد غنیشده را با 20 درصد معاوضه کند.
* آیا میتوان به طرف غربی درباره معاوضه سوخت اطمینان کرد؟
** این سوال را برخی از مسئولان جمهوری اسلامی ایران مطرح کردند که چطور میتوانیم به 1+5 اطمینان کنیم. ما اورانیوم 5/3 درصد خود را بدهیم و طرف مقابل ما را فریب دهد و اورانیوم 20 درصدی غنیشده را تحویل ندهد. به اعتقاد من این حرف تنها بهانهای برای فرار از مسئولیت است برای اینکه این کار را انجام ندهند، چرا که آژانس به عنوان یک سازمان بینالمللی یا 1+5 نمیتوانند در روز روشن و در مقابل جهانیان 5/1 تن اورانیوم سه درصد غنیشده را از ایران بگیرند و بعد به تمسخر اعلام کنند که ما ایران را فریب دادیم و اینها تنها بهانهای بود تا ما کل اورانیوم را از دسترس ایران خارج کنیم.
خیر، به اعتقاد بنده اینها تنها بهانهای برای سر باز زدن این مبادله است. به هر حال مسئولان فنی تیم مذاکرهکننده ایران به علاوه مسئولان آژانس هستند که بررسی میکنند چه میزان اورانیوم سه درصد تبدیل به اورانیوم 20 درصد میشود. اینها مسائل فنی است که مسئولان مربوط به این بخش آن را بررسی میکنند. اصل اینجاست که آژانس نمیتواند در هر جایی اورانیوم را از ما بگیرد و بعد بخندد و بگوید سرتان کلاه گذاشتیم. این نگاه در مناسبات بینالملل بسیار دور از ذهن و بچگانه است.
* به نظر شما واکنش 1+5 به تصمیم ایران چه خواهد بود؟ آیا باز بر روند تحریمها پافشاری میکند؟
** شما اگر از خانم هیلاری کلینتون، باراک اوباما، دیوید کامرون، نیکلا سارکوزی و هریک از رهبران غربی سوال کنید آیا توافق بر سر مساله هستهای ایران با این کشور را ترجیح میدهند یا تشدید تحریمها را؟ قطعا آنها گزینه اول (مذاکرات) را انتخاب میکنند، چرا که هیچ یک از کشورهای غربی حتی آنها که چشم دیدن ایران را ندارند، نمیخواهند تحریمها را دنبال کنند چرا که پروسه تحریم بسیار پیچیده است.
همه کشورها با تحریمها همراهی نمیکنند، چین با این امر مخالفت میکند. روسیه گاهی به تعل میکوبد گاهی به میخ. کنترل تحریم مشکل است و بیش از آنچه دولت ایران را تحت فشار قرار دهد، مردم را هدف قرار میدهد. اینطور نیست که غربیها فقط به دنبال تحریم باشند، به عبارتی 1+5 ترجیح میدهد بر سر برنامه هستهای با ایران به توافق برسد.
* شما در صحبتهایتان به موضوع ادامه غنیسازی 20 درصد اشاره کردید. آیا در این شرایط ما به غنیسازی 20 درصد ادامه میدهیم؟
** اگر ما به دنبال بهانه نباشیم، قاعدتا باید غنیسازی 20 درصد را متوقف کنیم. ما به خاطر نیازی که در رابطه با راکتور تحقیقاتی تهران داشتیم، اقدام به غنیسازی 20 درصد کردیم. بنابراین در شرایطی که مبادله سوخت انجام شود، غنیسازی قاعدتا باید متوقف شود. ضمن اینکه به یاد داشته باشید که تهیه اورانیوم غنیشده 20 درصد در داخل کشور به صرفه نیست چرا که چند برابر سودی که میبریم، باید هزینه پرداخت کنیم، زیرا تکنولوژی را خودمان باید ابداع کنیم. بنابراین ایران نیز بر تولید اورانیوم 20 درصد در داخل کشور اصرار ندارد. لذا اگر توافق حاصل شود غنیسازی باید متوقف شود چرا که ما این سوخت را برای رآکتور تهران احتیاج داشتیم.
* عوامل موثر در تغییر موضع ایران چیست؟
** به اعتقاد من چندین دلیل باعث تغییر رای ایران شد. در این رابطه ذکر این نکته ضروری است که به چالش کشیدن دولت آقای احمدینژاد از طرف اصلاحطلبها و... خطاست؛ اینکه برخی نخبگان سیاسی و اصلاحطلبان بگویند دولت آقای احمدینژاد در مذاکرات شکست خورد یا امثال اینها. به نظر من چنین رویکردی از طرف هر گروه و فردی انجام گیرد، بسیار ناجوانمردانه است چرا که نباید فراموش کنیم مساله آقای احمدینژاد و اصولگرایان نیستند. بحث مهمتر منافع ملی ایران است.
اگر ما با 1+5 بر سر مساله هستهای به توافق برسیم، این در جهت منافع ملی ایران است وگرنه آقای احمدینژاد و اصولگرایان همیشه نیستند و این پروسه حزبی در سیاست در حرکت و تغییر است ولی چیزی که باقی میماند، منافع ملی ایران است. مساله تحریمها هزینه سنگینی را به منافع ملی کشورمان وارد کرده است. بنابراین نباید در رسانهها به گونهای جلوه دهیم که آقای احمدینژاد تسلیم شده یا شکست خورده است.
برعکس ما باید این رویکرد و اقدام دولت را تشویق و در مسیر پیشرفت هدایت کنیم. خود من وقتی این پیشنهاد مطرح شد، اعلام کردم که این موضوع به سود هر دو طرف ایران و 1+5 است. این تفکر در کشور ما غلط است که هر آنچه به نفع آمریکاست، قطعا به ضرر ایران است و برعکس. این نگاه سفید و سیاه بسیار اشتباه است و باید از افکار ما پاک شود. اگر چیزی به نفع جمهوری اسلامی ایران است، دیگر اهمیتی ندارد که آیا به نفع غرب نیز هست یا خیر. چیزهای زیادی در جهان وجود دارد که هم به نفع ایران است، هم آمریکا. به طور مثال سقوط صدام در عراق، سقوط طالبان در افغانستان هم به نفع ایران بود هم آمریکا.