«همایون امامى» که در میان اهالى هنر و بویژه مستند سازان شهره است و از چهره هاى مانا عرصه سینماى مستند است درباره « محمدرضا مقدسیان » و آثارش مى گوید: «مقدسیان یکى از جدى ترین وپرکارترین مستندسازان اجتماعى است.او طى این سالها فیلمى مثل «خیزاب» را ساخت که درباره استثمار شیلتن برکارگران بود.یا «آن سوى حصار» که پیرامون زندگى جنگ نشینان است که به ناگزیر به قطع درختان مى پردازند.«از نیمه هاى راه»، «گفت وگو در مه» از دیگر فیلم هاى او هستند که تم اجتماعى وجه اغلب آنهاست.»نام محمدرضا مقدسیان در سینماى مستند ایران تداعى گر فیلمسازى است محقق، صبور و عمیق که براى ساختن فیلمهایش دغدغه اى فراتر از فیلمسازى دارد.شاید براى اثبات این مدعا بد نباشد فیلم « سرود دشت نیمور» را مثال بزنیم؛ فیلمى که مقدسیان آن را در سال ۱۳۶۷ تهیه کرده است ،فیلمى که درباره مراسم باستانى مهارکردن و لایروبى کردن آب رودخانه اى در نیمور که هرسال در اسفندماه برگزارمى شود.
فیلم، داستان زندگى یک ماه تلاش روزانه مردان نیمه ور است.از شبى که دستیار «میر نهر» به پشت بام مى رود و اهالى را خبر مى کند تا لایروبى سال جدید را شروع کنند تا روزى که جشن مخصوص اهالى براى پایان لایروبى با سرنا و سنج و نمایشى از ارتش روستایى مجهز به بیل و الاغ برابر زن هاى ده، اجرا مى شود.
کوروش صفى نژاد، کارشناس قنات و آبیارى سنتى، درباره این فیلم مى گوید : « دکتر فرهادى، کسى که براى نخستین بار این مراسم را به اطلاع مقدسیان رساند و موجب شد که این فیلم ساخته شود، هر سال این فیلم را در دانشگاه علامه طباطبایى براى دانشجویان به نمایش مى گذارد.» او درباره آب و آبیارى در مناطق کویرى ایران، مى گوید: « آب در مناطق خشک ایران مقدس است.همیشه در این روستاها کسانى هستند که اخبار ده را از روى پشت بام به اطلاع مردم مى رسانند.در بعضى از این مناطق به این افراد، «جیغون» مى گویند.یعنى کسى که با جیغ و با صداى بلند اخبار را به اطلاع مردم مى رساند.نظام کامل و منسجمى در این روستاها براى دسترسى به آب حکمفرما است.جریمه هاى افراد غایب نشان دهنده این انسجام و نظم دقیق است.این نظم ضرورت زندگى این روستاییان است.زیرا آب مایه حیات است و در مناطق خشک کمیاب.آب در این مناطق آنقدر اهمیت دارد که هر ساعت و دقیقه باید مشخص باشد که به کدام مزرعه و خانه مى رود.اخیراً در همین روستاى نیمه ور، یک شبانه روز، آب نهر گم شده بود.یعنى نظام آب در یک شبانه روز دچار اختلال شده بود.هر چقدر که محاسبه کردند متوجه نشدند که این آب در این ۲۴ ساعت چه شده است.بالاخره به اسناد بسیار قدیمى روستا (سند مادر) مراجعه کردند تا ببینند که آیا این امر سابقه داشته است، یا نه.از اسناد آب همیشه سه نسخه در سه مکان مختلف، تهیه و نگهدارى مى شده است تا امکان هیچ نوع دخل و تصرف در آن نباشد و مفقود نشود.اسناد را در آوردند و شروع به خواندن و تفسیر اسناد کردند، تا آن یک شبانه روز آب گم شده را پیدا کردند.آب براى این مردم دقایقاً مساوى با زندگى است.» امروزه در روستاى نیمه ور دیگر این مراسم با این کیفیت برگزار نمى شود.زیرا کف نهر در سال هاى اخیر بتون شده است و دیگر لایروبى سالانه اى در کار نیست.دکترناصر فکوهى در باره منشأ این آئین گفت: «این آئین منشأ کارکردى داشته است.یعنى یک ضرورت طبیعى باعث ایجاد این آئین شده است.البته من معتقدم که باید آئین ها را مورد به مورد بررسى کرد و نمى شود براى همه آئین ها یک حکم صادر کرد.در عین حال باید جنبه هاى مختلف این آئین ها را بررسى کرد.آئینى که در این فیلم دیده شد، جنبه کارکردى اش بیشتر است اما عناصر نمادین نیز بعدها طى زمان به آن اضافه شده است.در نظریه هاى جدید همه آئین ها ریشه کارکردى ندارند و بیشتر بر جنبه نمادین و ذهنى آئین ها تأکید مى کنند.» دکتر صفى نژاد، درباره انسجام و نظم در امور خودانگیخته روستایى گفت: «ساختن قنات ها با اراده جمعى، نظم و دانش ویژه اى همراه بوده است؛دانشى که از پیچیدگى هاى بسیار مى گذشت تا به سادگى خاصى برسد.نیاکان ما همه چیز را پیش بینى مى کردند.هم اکنون قناتى در ایران وجود دارد به طول ۸۰ کیلومتر.برخى معتقدند که هیچ کس با دانش امروز قادر به انجام چنین کارى نیست.در گناباد خراسان قناتى وجود دارد با ۳۰۰ متر عمق.امروز همه مردم مى پرسند، چطور این قنات ساخته شد و چطور مقنى ها آن زیر نفس مى کشیدند؟ آنها کاملاً تجربى عمل مى کردند.این قنات ۳۰۰ مترى، در سه سطح ساخته شده است و همیشه مقنى ها با خود چراغى به همراه داشتند.هرگاه شعله چراغ بى رمق مى شد، آنها مى فهمیدند که اکسیژن رو به پایان است و زود بالا مى آمدند.»
« سرود دشت نیمور» گرچه فیلمى است درباره یک مراسم اجتماعى اما جنبه هاى شاعرانه هم دارد.رنگ آبى که درسراسر فیلم رنگ غالب است همراه با موسیقى وزش باد و صداى آب که به هم مى آمیزند، برجذابیت و شاعرانگى فیلم مى افزایند.آب که درونمایه اصلى فیلم است یادآور اسطوره آناهیتا و نیز سرزمین، یادآور اسطوره مادرخدایان است.حضور کمرنگ زنان در مراسم موجب مى شود تا فیلم هرچه بیشتر رنگ اسطوره اى به خود بگیرد و همه اینها دست به دست هم مى دهند تا «سروددشت نیمور» چیزى از سینماى ضدداستانى سالهاى اخیر کم نداشته باشد.اما آنچه باعث مى شود فیلمهاى اینگونه نتوانند مانند فیلمهاى ضدداستانى موفق ایرانى مطرح شوند، گستره کوچکى است که درآن امکان حضوردارند.حساسیت مقدسیان در ساخت این فیلم تا انتخاب موسیقى و ساخت آن براى فیلمش نیز پیش مى رود تا آنجا که سفارش ساخت موسیقى آن را به محمدرضا درویشى محقق موسیقى نواحى واگذار مى کند.
نام « محمد رضا مقدسیان » در میان مستند سازان ایرانى در ردیف مستندسازانى چون محمدرضا اصلانى، ناصر تقوایى، ابراهیم مختارى، فرشاد فداییان، فرهاد مهرانفر، بهرام عظیم پور و ...قرار مى گیرد؛کسانى که نسل دوم مستند سازان ایران را در دوران معاصر تشکیل مى دهند .محمد رضا مقدسیان متولد تهران است و در سال ۱۳۲۶به دنیا آمده است.او گرچه تحصیلات آکادمیک و دانشگاهى ندارد، اما از جمله پرکارترین و پرجایزه ترین کارگردانان سینماى مستند ایران در چند دهه گذشته است.خودش مى گوید در دوران دبیرستان ( مقدسیان دیپلمه رشته ریاضى است ) به اتفاق یکى از دوستانش به نام « کاظم رضا » روزنامه دیوارى را مى سازند که یک متر عرضش بوده و ۹ کیلومتر طولش ! این ابداع آنها به شدت مورد توجه دوستان و آشنایانش قرار مى گیرد و وسیله اى مى شود براى آشنایى او با مرحوم سیروس طاهباز.آشنایى با سیروس طاهباز پاى مقدسیان را به مجله « لوح » مى کشاند و چون این مجله مجوز نشر دائمى را نداشت، در کنار آن قصه هاى کوتاهى را براى مخاطبان خود چاپ مى کرد که همین موضوع زمینه اى مى شود براى بر ملا شدن استعداد و نبوغ « مقدسیان » .مقدسیان بعدها با فریدون رهنما آشنا مى شود و به او در کار پژوهشى کولى هاى ایرانى کمک مى کند و عملاً دستیار تحقیقاتى او مى شود؛کارى که در طول انجامش مقدسیان را وا مى دارد که سناریویى از زندگى کولى ها بنویسد؛فیلمنامه اى که به شدت مورد استقبال مرحوم رهنما قرار مى گیرد و مقدمات ساخت آن هم فراهم مى شود.اما با سفر و عزیمت رهنما به فرانسه، اسدالله پیمان که از مخالفان اصلى رهنما بود با ساخت این سناریو توسط مقدسیان مخالفت مى کند. عملاً کار مقدسیان که موضوعى درباره « خالکوبى روى پوست » بود و اصلاً «پوست و سوزن » هم نام داشت ناکام مى ماند .
ورود مقدسیان به عرصه سینماى مستند بطور جدى و حرفه اى از زمان آشنایى او با محمد رضا اصلانى اتفاق افتاد.اصلانى بعدها درتشریح چگونگى ساخت مجموعه کودکان و استثمار مى گوید : « پس از تحولات سیاسى در سال ۴۸ دیگر این کتاب هاى شعر نبودند که پرفروش بودند بلکه کتاب هاى سیاسى و جامعه شناسى در صدر فروش قرار داشتند.مارکسیسم اروپایى و روسى به صورت موادى در ایران تأثیر گذاشته بودند.در این دوران ساخت فیلم هاى مستند اجتماعى چندان راحت نبود.از سال هاى ۵۰ - ۴۹من به اتفاق چند نفر هفته اى یا ۱۵ روز یک بار به حاشیه هاى شهر سر مى زدیم.با مردم آنجا غذا مى خوردیم، آشنامى شدیم و حتى دایى و عموى آنها نام گرفته بودیم.در این رفت و آمدها معمولاً آقاى محمدرضا مقدسیان که آن موقع دستیار من بود، مرا همراهى مى کرد.
7سال این تحقیقات میدانى از کودکانى که مجبور به کار کردن بوده و حاشیه نشینها ادامه داشت.سال ۵۸طرحى را ارائه کردم براى ساخت کار کودکان،اما به دلیل مخالفت ها و کارشکنى هاى یک مسؤول خرده پا ساخت فیلم یک سال به تعویق افتاد.طى کار نیز مشکلات زیادى داشتیم.مثلاً کارخانه دارها اجازه نمى دادند وارد کارخانه شویم.از این رو ساخت فیلم تا سال ۶۱ به طول انجامید.ولى چون تحولات سیاسى در جامعه دیگرگونه شده بود، این فیلم براى تنظیم قانون کار به هیأت هاى سیاستگذارى نمایش داده نشد.آن زمان قانونى تصویب نشد و ما نتیجه آن را امروز مى بینیم.حالا اخبارى مى شنویم که واقعاً تأسف آور است.امروز دیگر کودکان به صورت کالاى جنسى معامله مى شوند.این براى جامعه اى که ادعاى اخلاقیات دارد واقعاً تأسفبار است.»
مقدسیان البته کار فیلمسازى را در زمانى پیش از ساخت این مجموعه آغاز کرده بود و در دورانى که عباس کیارستمى مدیریت کانون پرورش فکرى کودک و نوجوان را بر عهده داشت بیش از ۱۵ فیلم کوتاه براى این کانون ساخته بود.با این همه نام مقدسیان با ساخت « کوره پز خانه » بر سر زبانها افتاد. علاوه بر استقبال بى نظیر فستیوالهاى جهانى از فیلم، مقدسیان موفق شد جایزه بهترین فیلم فستیوال مستند مسکو را از آن خود کند.
مقدسیان درباره جایگاه سینماى مستند در ایران مى گوید : « درحال حاضر تنها جایى که سینماگران مستند مى توانند آثار خود را عرضه کنند تلویزیون است که این رسانه نیز بیشتر ترجیح مى دهد براى سریالهاى داستانى که موردتوجه قشروسیعى از جامعه است، سرمایه گذارى کند و معمولاًچنین فیلم هایى را موردتوجه قرارنمى دهد؛چه بسیار مجموعه هاى مستندى که یا در مرحله پیش تولید باقى ماندند یا پس از ساخت غیرقابل پخش خوانده شدند.»
او معتقد است : « اکنون زمان آن رسیده که متولیان امورفرهنگى توجه بیشترى نسبت به سینماى مستند و فیلم کوتاه نشان دهند.سینماى مستند نیز علاقه مندان خاص خود را دارد که بى توجهى به سلیقه آنان چندان شایسته نیست.باید توجه کنیم که حتى برگزارى جشنواره هایى نظیر جشنواره فیلم یادگار هم نمى تواند کارچندانى براى سینماى مستند ازپیش ببرد.با سخنرانى و جشنواره چیزى در سینماى مستند تغییر نمى کند باید براى این گونه سینما برنامه ریزى و سرمایه گذارى کرد.»
« محمدرضا مقدسیان » اخیراًدرگیر ساخت فیلمى درباره صنعت نشر بوده است، فیلمى که «دو سه چیزى که مى توانیم بگوییم » نام دارد و مشکلات و تبعات اعطاى یارانه هاى نشر را به تصویر مى کشد .این مستند ساز که تاکنون موفق به دریافت جوایز مختلفى در سطح بین المللى شده است پس از سه ماه پژوهش و طى ۱۵ روز فیلمبردارى مشکلات، رانت هاى ایجاد شده و تبعات اعطاى یارانه هاى نشر را از نگاه دوربین ضبط کرده وقرار است در سال جارى در قالب مجموعه اى با نام «بیست شب» از کانال چهار صدا و سیما پخش شود.
اگر بخواهیم به سینماى مستند به عنوان هنرى جذاب و گویا که مى تواند در خدمت اعتلاى فرهنگ و شناسایى ریزترین اجزاى تار و پود فرهنگ یک ملت است، نگاه کنیم بى شک محمدرضا مقدسیان از جمله هنرمند ترین کارگردانان این عرصه است.کسى که با نگاهى عمیق، پخته و موشکافانه که از پشتوانه تحقیقاتى و پژوهشى صرف برخوردار است سعى در بیان اصلى ترین و پنهان ترین اجزاى ناپیداى فرهنگ ایرانى دارد و در این راه موفقیت هاى بسیارى را هم براى خود به ارمغان آورده است.نگاهى که امیدواریم همچنان ادامه داشته باشد و به رغم تمام سختى ها و مشکلات پیدا و پنهان این عرصه به آیندگان در شناخت عینى تر و ملموس تر از نیاکانشان کمک کند.