تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۸  ، 
کد خبر : ۱۹۴۳۷۹
درباره پرویز منصورى

نیم قرن آموزش و تألیف

مقدمه: پرویز منصورى، موسیقیدان، معلم و مؤلف، متولد ۱۳۰۳. تحصیل موسیقى ایرانى نزد موسى نى داوود (دوره کوتاه) و موسیقى کلاسیک اروپایى نزد روبیک گریگوریان و حسین ناصحى و حشمت سنجرى در تهران و ادامه تحصیل در اتریش. بیش از سى سال فعالیت موسیقایى در ایران، به صورت تدریس تئورى هارمونى و آهنگسازى سردبیرى مجله موسیقى (دوره سوم) تألیف کتب آموزشى و برنامه نویسى براى دروس موسیقى در هنرستان و دانشگاهها. از آثار: کتاب هاى: کاوشى در قلمرو موسیقى ایرانى، چگونه از موسیقى لذت ببریم، دعوت به شنیدن، تئورى بنیادین موسیقى، هارمونى تحلیلى و ... آهنگسازى و اجراى قطعات متعدد براى ارکستر منصورى اکنون سالهاست در اتریش اقامت دارد.

سیدعلیرضا میرعلى‌نقى: نمى توان از تاریخچه موسیقى کلاسیک در ایران، سخن گفت و نام پرویز منصورى را فراموش کرد. دانشجویان جوان موسیقى که او را شاید هرگز از نزدیک ندیده و یا مصاحبه اى هم از او نخوانده اند و حتى عکسى هم از او ندیده اند، با نام و تألیفات ارزشمند او آشنا هستند و آنها که سالخورده تر و کارکشته ترند، اهمیت تألیفات او را اعم از نوشته و یا ترجمه به خوبى مى دانند. به ویژه بعضى از متون پایه که با نظر دقیق و معلمانه پرویز منصورى نوشته شده و به چاپ هاى متعدد رسیده، چنان اهمیتى دارند که دیگر سالهاى سال است به عنوان مراجعى عالى و معتبر، مطالعه مى شوند. با وجود دوازده تألیف مهم و ارزشمند، اهل موسیقى، به ویژه افراد زیرچهل سال، از زندگى و شرح خدمات او اطلاعى ندارند و این علتى ندارد جز فروتنى بى شائبه و اخلاق درویشانه این معلم بى بدیل، که هیچ وقت به مطرح کردن خود شوقى نشان نداده و به سادگى و سکوت، از معرفى شدن خود خوددارى کرده است. گفت وگوهاى او طى هشتاد سال عمر و نزدیک هفتاد سال کار موسیقایى مداوم وپرزحمت، شاید به چهار تا هم نرسد و شاید خودش هم خبر نداشته باشد که مطلبى درباره او در صفحه مهرگان نوشته مى شود. درحالى که حق او به گردن فرهنگ و آموزش موسیقى در این ملک بسیار است.
پرویز منصورى بیش از پانزده سال است که در اتریش همراه با همسرش زندگى مى کند و در این سن هنوز خلاق و پرکار است. تربیت او بر پایه عشق و تعهد به کار بنا شده و او خود را هیچ وقت بازنشسته نمى داند. زندگى او با عشق به موسیقى و طبیعت گذشته و هر چند سال یک بار کتابى از او به دست اهل موسیقى مى رسد که مورد استفاده و ارجاع آنها است . او از خانواده اى فرهنگى برخاسته، ولى هیچکدام موسیقیدان نبودند، تنها دایى او به تار و ویولون آشنا بود. ورود او به موسیقى با نواهاى ایرانى بود و نزد موسى نى داوود (برادر مرتضى نى داوود استاد مشهور تار) مدت کوتاهى درس ویولون گرفت. ولى از آنجا که مى خواست موسیقى را «سیستماتیک» بیاموزد، و موسى خان، موسیقى را بر روش سنتى (شفاهى و سینه به سینه) مى آموخت، در جست وجوى معلم دیگرى برآمد و روبیک گریگوریان را پیدا کرد که از خبره ترین ویولونیست ها و تحصیلکرده در کنسرواتوار پاریس بود. روبیک او را تشویق کرد که براى تحصیل به هنرستان موسیقى بیاید و منصورى جوان که محیط هنرستان را مناسب سن و سال و روحیه خود مى دید، على رغم شک و تردید پدر نسبت به رشته موسیقى (به عنوان شغل و حرفه فرزندش ) در هنرستان ثبت نام کرد. روبیک گریگوریان که به او تعلیم ویولون مى داد، ادامه تعلیم او را به حشمت سنجرى سپرد که در آن زمان معلم خبره اى بود و بعدها ویولون را کنار گذاشت و رهبر دائمى ارکستر سمفونیک تهران شد. منصورى جوان، نزد خود به این نتیجه رسید که شاید در نواختن ویولون به جایى که مى خواهد ، نرسد و از این رو تمایل پیدا کرد که رشته آهنگسازى را بخواند. او مجذوب روش تدریس حسین ناصحى شد. ناصحى، دانش آموخته در کنسرواتوار پل هیندمیت در ترکیه بود و از دانش فوق العاده و قریحه عالى آهنگسازى بهره داشت. منصورى از ذوق موسیقى و ابتکارات او در تعلیم به نیکى یاد مى کند : «ناصحى در همان زمان از یک معلم اتریشى که در هنرستان درس مى داد، سطح بالاترى داشت و موسیقى را بسیار خوب حس مى کرد و خیلى خوب انتقال مى داد. « منصورى با فروتنى اضافه مى کند که همین ناصحى، استاد عالى هنرستان، او را بدون کنکور (کنکورى که براى تمام داوطلبان رشته آهنگسازى در هنرستان برگزار مى شد) به تحصیل در دوره آهنگسازى راهنمایى کرد. با رفتن ناصحى از هنرستان، منصورى به فکر ادامه تحصیل در خارج از کشور افتاد. در سالهاى ۱۹۵۰ میلادى، اتریش نیز مثل چند کشور اروپایى دیگر که از جنگ آسیب زیاد دیده بودند و احتیاج به ارز خارجى داشتند، در پذیرفتن دانشجویان خارجى دست و دلباز و آسان گیر بودند. او با کمک هاى پدر و مختصرى کمک از وزارت فرهنگ و هنر وقت به اتریش رفت. اولین کتاب او - ریمسکى کورساکف - حاصل همین دوره دانشجویى بود. اقامت او در اتریش یازده سال طول کشید، او در آنجا رشته سازهاى کوبه اى را انتخاب کرد، براى این که بتواند در ارکسترها با آثار مختلف آشنا شود و
پارتى تور هاى مختلفى را مطالعه کند. اولین نوشته هاى کوتاه او در مجله موزیک ایران (به سردبیرى بهمن هیربد) و بعدها در مجله موسیقى (از انتشارات اداره کل هنرهاى زیبا) نام او را به موسیقیدانان جوان شناساند. ازدواج او با همسرش _ یک خانم اتریشى _ نیز در همان سالها بود.
او با این که موقعیت کار و زندگى در اتریش را داشت، به خواست پدر، بعد از فوت مادرش به ایران برگشت و در تهران سکنى گرفت. در منزلى که پدر، براى او و همسرش ساخته بود. منزلى قدیمى ساز و باصفا در یکى از کوچه هاى میدان پاستور که از محله هاى اصیل و قدیمى تهران به شمار مى آمد و شاید دو نسل از دانشجویان موسیقى در سالهاى گذشته، که اکنون براى خود موسیقیدانان نام آورى هستند، به آن خانه رفت و آمد داشته اند.
زندگى پربار و پرکار پرویز منصورى درمدت بیست سال اقامت در ایران (۱۳۶۷-۱۳۴۷) در تدریس و تألیف گذشت. اما فعالیت هاى دیگر او براى دوستداران آثارش ناشناخته مانده است و نظر به فقدان بسیارى اسناد و مدارک، کسى بهتر از خود او نمى تواند شرح آنها را بنویسد.
وى تجربه هایى در آهنگسازى داشته و قطعاتى را نوشته و اجرا کرده. ولى هیچگاه خود را آهنگساز ندانسته است. همچنین از برنامه نویسان جدى و حرفه اى براى هنرستان هاى موسیقى و ادارات فعال در امر هنر و موسیقى به شمار مى آمده ولى از جزئیات دقیق تر فعالیت هاى او نیز بیش از اشاره هایى کوتاه نمى دانیم.
علاقه او به موسیقى ایرانى نیز موضوعى قابل توجه است. در زمانى که بیشتر موسیقیدانان تحصیلکرده از نسل او، تحت تأثیر نوعى اسنوبیسم کور و افراطى، موسیقى ایرانى را از جمیع جهات تحقیر مى کردند و آن را شایسته توجه نمى دانستند، منصورى به موسیقى دستگاهى ایران و موسیقیدانان برجسته آن علاقه آشکارى داشت و با نوشتن مقالاتى درباره موسیقى ایرانى (که بعدها در کتاب کاوشى در قلمرو موسیقى ایرانى چاپ شد) و درباره موسیقیدانان بزرگ مثل خالقى و صبا، دقت نظر و مسؤولیت فرهنگى خود را نسبت به موسیقى کشورش نشان داد. موضع او به موسیقى ایرانى نه از سر شیفتگى نوستالژیک بوده و نه از روى طرد و انکار اسنوبیستى آن، مواضع فکرى او نه تنها درباره موسیقى ایرانى بلکه در تمام مسائل زندگى، برخاسته از منطقى منعطف و انسان گرایانه، عقلانیتى انتقادپذیر و نسبى گرا و آمیخته با انصاف و حرمت و چندجانبه نگرى و وسعت نظر است. درباره تأثیر و نفوذ شخصیت انسانى و مقام بلند اخلاقى منصورى در شاگردان و دوستانش، مى توان یک کتاب کامل را از نظرات این افراد جمع آورى کرد و شاید با چنین اقدامى بتوان حدس زد که چنین موسیقیدانى بى تعصب و سالم و با سخاوت بین اهل هنر در ایران تا چه اندازه نایاب است.
در حوزه زبان فارسى، شناخت تاریخ و فرم ها و آثار و شرح احوال موسیقیدانان کلاسیک غرب، ابتدا با مقالاتى در مجله موسیقى (دوره اول به سردبیرى صادق هدایت) و بعدها با کتاب هاى ترجمه اى _ اقتباسى زنده یاد سعدى حسنى شروع شده است. تمام این نوشته ها، به استثناى تعدادى در حد انگشتان یک دست، ضعف هاى آشکار در تألیف و ضعف ترجمه را دارند.
به جرأت مى توان گفت که پرویز منصورى، از اولین و جدى ترین و پرکارترین مؤلفان این رشته به زبان فارسى بوده است. تنوع موضوع درآثار او نیز قابل توجه است و محدود به یک حوزه خاص _ مثلاً شرح احوال نویسى _ نمى شود: از تئورى بنیادین موسیقى تا هارمونى تحلیلى، از ارکستراسیون ریشارد اشتراوس تا کاوشى در قلمرو موسیقى ایرانى، و... به ویژه دو کتاب عالى او که به چاپ هاى متعدد رسیده اند: «چگونه خوب بشنویم» و «چگونه از موسیقى لذت ببریم». پنجاه سال تمرین و تسلط او به زبان آلمانى، از او مترجمى قابل اعتماد ساخته و دانش نظرى سطح بالاى او در موسیقى و حس امانتدارى و دقتش، او شخصیتى را معرفى مى کند که مى تواند براى آنها که مى خواهند جدى و با مسؤولیت کارکنند، الگو و شاخص باشد.
در میان فهرست آثار پرویز منصورى، جاى یک کتاب خالى است و آن مجموعه مقاله ها و مصاحبه هاى اندک شمار اوست. به اضافه فصلى مجزا که درآن، استاد ۸۲ ساله از خود و زندگى قلمى خود بنویسد. انسانیت و انصاف و فروتنى کمیاب پرویز منصورى او را در جامعه موسیقیدانان قبل و بعد از انقلاب، از بسیارى امتیازات که حق او بود، محروم کرد ولى در روحیه سالم و منش انسانى او تأثیرى نگذاشت و این موسیقیدانهاى جوان بودند که از حضور پرفایده او محروم شدند. منصورى، موسیقیدانى متفکر است که نظرات دقیق و فکورانه اى درباره هنر، ادبیات، تاریخ ایران و مسائل اجتماعى دارد. همواره به واقعیت هاى پیرامونش توجه داشته و موسیقى را گریزگاهى براى فرار از مسؤولیت و واقعیت قرارنداده است. در یک کلام، مى توان گفت که او نمونه خوب و قابل احترامى از نوع تربیت و اخلاق در نسل گذشته است که متأسفانه به خاطر تلاطم هاى اجتماعى و عدم مدیریت صحیح، مردم و جوانان نتوانستند از قابلیت هاى نمونه هاى نایابى مثل منصورى استفاده کافى را ببرند. هرچند که حافظه فرسوده زمان و تاریخ نگارى آینده موسیقى، ارج و حرمت او را همیشه محفوظ نگه خواهدداشت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات