نگارنده: حاج آقا نورالله اصفهانی
موضوع: شرح مضرات حکومت استبدادی و فواید حکومت مشروطه
تاریخ: 23 شوال 1324 ق
[...] این ایام که محترم رقیمه1 کریمه به توسط جناب مستطاب آقای حاجی شیخ علی بابا سلمه الله، زیارت شد ایشان را خواستم و خصوصیات حالات را پرسیدم، خیلی از مراحم کامله امتناناتی داشتند. اما غریب آن است این وقایع حادثه 2 را، می گفتند ابداً آنجا آثاری ظاهر نشده و با وجود مثل حضرتعالی 3 بزرگواری، اهالی فارس که اول مصدر غیرت و فتوت شدند و بر عامه اسلامیان معنی مردانگی و ثبات را خار نشان کردند و به واسطه تظلمات و پاداری4 آنها، مردم دارالخلافه به شور شوری افتادند و این نور شریعت و تمدن و ملت پرستی و دین داری و معدلت و مساوات و اتفاق دولت و ملت و اتحاد کلمه، آفاق را روشن کرد و بر اقطار ایران که ظلمات جهل، بصائر و ابصار5 را پوشانده بود مبرهن و آشکار نموده که غیر از ظلم و نفاق چیز دیگری هست که نامش عدل و انفاق باشد و بعد از آن که دیگر اثری از اسلام و اسلامیان و دین و عجم و ایران نمانده و روح خلایق که ثروت و صنعت و امنیت باشد هم از میان رفته و خلق، گدا و فانی صرف شده و دول خارجه، این اکله ساعه و لقمه لمحه 6 را نزدیک بود فرو برند و اسمی از دین و ملت محمدی صلی الله علیه و آله باقی نگذارند، بحمدالله دست غیب آمد و برسینه نامحرم زد.
نظر عنایت الهی و شفاعت حضرت حجه اللهی واسطه و وسیله اعلاء لواء شریعت گردید. مردم عراقی و آذربایجانی به یک زبان مجلس شورای ملی خواستند و قلب مبارک اعلیحضرت اقدس شهریاری خلدالله تعالی ملکه مرآت تجلی حقایق گردیده، ملهم7 شدند برای تسجیل8 و اثبات این امر و به اختیار خود سعی و جهد فرمودند و نام بزرگشان را در قرون و اعصار و ممالک و امصار9 به اعلی مدارج بزرگواری باقی گذاردند.
ملاحظه بفرمایید، محاسن مجلس شورای ملی و مشروطیت را به هزار کتاب نمی توان گنجانید. از بدو اسلام که معدودی اعراب بیش ایمان نیاورده بودند، به همین ترتیب شوری و مشروطیت که اساس دین ما بر آن است، در ظرف ده بیست سال قصور قیاصره10 و کنوز اکاسره 11 را دارا شدند و نور اسلام در تمام روی زمین ساطع گردید و اگر معاویه آن تیغ خلاف را در بین مسلمین نیانداخته بود تا ده سال دیگر متنفسی12 نمی ماند جز آن که اسلام اختیار می نمود. باری فعلا مختصری از منافع آن را عرضه می دارم تا بعد به تفصیل جسارت شود:
اول. سابقاً در مقابل دول خارجه دندان طمع تیز نموده بودند. اعلیحضرت ظل اللهی چند فوج معدود بی استعدادی بیش نداشتند، اما امروز بحمدالله سی کرور لشکر مستعد متفق مجاهد در مقابل می توانند بنمایانند؛ یعنی مجموع ملت، محامی13 و مدافع خواهند بود.
ثانیاً. قبل از این، اوقات دولت در معارضه ملت، و ملت در مقاومت با دولت می گذشت و هر دو به تسارع14، یکدیگر را ضعیف نموده و دشمنان خارجی، هر دو را مقهور و مأکول می نمودند15. امروز هر دو پشت یکدیگر شده، دزد بیرونی را از خانه می دوانند. ملاحظه فرمایید اگر دزدی به خانه ای فرود آید که همه خواب باشند کسی هم اگر بیدار شده از ضعف حرکت ننماید، جز آن است ]که[ همه متاع خانه را غارت و آنها را به قتل می رساند؟ ولی اگر همه از خواب، بیدار و معاضد16 باشند دزد وارد نمی شود و اگر وارد شد فوراً بیرون می رود خجل و منفعل.
ثالثا. مسلم است در اصلاح مقاصد و ترقیات ملت و دولت، هزار رأی مستقیم که منتخب و منتقد 17 از ده کرور آراء مخلوق باشد بهتر است از یک رأی مبتلا و اسیر در دست اهواء فاسده و اغراض باطله و دوست گدازی و دشمن نوازی که تمام اوقات خود را اگر به حفظ خود بپردازد مکفی18 نیست، چه رسد که ملت و مملکت را نگاهدارد.
رابعا. وقتی اختیار امور و احکام وآراء دردست یک نفر باشد به اختیار مطلق، از آنچه موجب مخاطرات و مهالک19 ممالک اسلامی باشد باکی ندارد، زیرا رقیبی در مقابل نمی بیند و خود را فعال مایشاء می داند؛ مثل سابقین برای جلب نفع شخصی دین و ایمان و ناموس و دولت و ثروت خلایق به باد می دهد، به رشوه ای که از داخله و خارجه می گیرد مخلوق را فانی صرف می نماید. اما وقتی مجلس وکلاء و جماعت باشد چون فردفرد مجلس مراقب یکدیگر هستند ممکن نیست دیگر به رشوه و ملاحظه و اغراض فاسده، کسی خیانت در دین و دولت کند. فلان وزیر، دریای خزر را نگوید «یک قاشق آب گندیده چه قابل است بخشیدیم20!» دیگری مرو و سرخس را به قمار شب و خمار صبح به باد ندهد21 و هکذا فعلل و تفعلل.22
خامساً. هر روز این جمعیت آراء23 برای اصلاح فاسدی، مصمم24 است؛ بدعتی را رفع می نمایند و سنتی را وضع می کنند و تجارت و زراعت و فلاحت و صناعت ایران را رواج می دهند و سالی صدکرور مکنت این خلق گدا را که خارجه می برد به ترویج صنایع داخله [خود]، نخواهند گذارد بیرون برود؛ بلکه عوض، صدکرور هم هرساله از خارج به داخل می آورند. علاوه کشف معادن و اصلاح طرق و ابداع7 کارخانجات خواهد شد. امور زندگی و مسافرت و تجارت خیلی آسان و این مردم که نصف آنها به گدایی می گذرانند همه دارای شغل و کار و تمول25 می شوند و مثل سایر ممالک، گدا، اکسیر26 خواهد شد.
ششم. سابقاً اشخاصی که واسطه حل و عقد امور بودند، محض نفع شخصی خود، دولت را از ملت منزجر و بری28 ساخته و ملت را از دولت ترسانده و به اصطلاح آب را گل می نمودند [تا] ماهی بگیرند و فایده از این رهگذر می بردند که رعایا را کرورها خراب نمایند تا خانه خود را آباد کنند. ولی امروزه وکلای مجلس، موظف به وظایف ملت هستند و می دانند اگر خیانتی به موکلین خود نمایند، هم معزول و هم بدنام می شوند. حتی المقدور سعی در آبادی ملت و مملکت و رعیت خواهند نمود.
هفتم. قبل از این، ارکان29دولت، خود را در ایران فی الواقع عاریه نشین و موقتی می دانستند و اطمینان به ثبات و دوام سکونت خویش نداشتند و تصور می نمودند عن قریب از ملکیت و ید30 آنها خارج می شود؛ لهذا هرچه مقدور شأن بود از سنگ و چوب بنیان خانه کنده و بریده و می بردند که این نتیجه عاجل است، و واقعاً خانه خود را به دست خود خراب می نمودند. امروزه می فهمند این خانه ملک طلق ابدی خودشان است، لابد سعی در آبادی و تعمیر آن خواهند فرمود.
هشتم. کارگزاران ایالات سابقه چون اختیار امور را به دست یک نفر می دیدند بستگی و روابط خود را با آن نفر حتی المقدور محکم نموده و در محل فرمانفرمایی خود هرچه اراده می کردند می بردند و می خوردند و ظلم جاری بود و مطمئن بودند از مؤاخذه، زیرا وقتی هزار یک اعمال آنها بعد از عمری به گوش آن یک نفر وزیر می رسید، او را به تعارف و هدیه مختصری راضی و ساکت نموده، ولی وقتی مجلس وکلا باشد هرساعت خبر اعمال کارگزاران ایالات کوچک اقصی بلاد و قراء هم به عرض مجلس خواهد رسید و دیگر زبان دویست هزار نفر و پانصد [هزار] نفر را محال عادی است به رشوه ببندند و باب ظلم بالطبع مسدود خواهد شد.
نهم. غالب تنزلات31 این مدت ماها از ناامنی بود که فلان تاجر، یا زارع یا صاحب پول، یا صاحب علم، یا هنر، آنچه را داشت از خوف رؤسای دولت و متغلبین 32 مملکت، مکتوم33 می داشت و چه ثروت ها بیکار و بیفایده، اندک اندک از مایه خورده و تلف می شد. ولی امروزه که تأمین34 داده خواهد شد، هرکس آنچه مال و هنر دارد به کار انداخته، روزبه روز در نما وتزاید می شود. این را محسوس نمایم که فرضاً مثل سابق نخواهد بود که از شخص اول دولت تا ادنی35 طبقه خلایق، آنچه داشته باشند به بانک های خارجه بدهند و از ایران بیرون نمایند، و اصل و نفع آن را دیگران بخورند و در دست آنها جز کاغذی نباشد نقاشی به خط فرنگی، که یک صندوق از آن کاغذها36 را به ما بدهند و مملکت ما را تصاحب نمایند و چه تلفات و اتلافات در میان خواهد بود.
بلکه امروزه که تامین حاصل شد، اگر افراد رعیت، نفری بیست تومان روی هم گذارند پانصد کرور پول، خدا می داند در ایران چه خرابی ها آباد، چه تجارت ها وسیع، چه صنایع دایر، چه معادن کشف، چه ابواب خرجی مسدود و طرق نفع، مفتوح 37 خواهد شد.
یا در هر بلدی شاید بیست هزار نفر هستند که اوقات عمرشان را صرف این می نمایند [که] برای حفظ خود یا بردن مال دیگر، سالی را مراقب باشند تا یک روز در کوچه، فلان امیر را ببینند، تعظیمی کنند. به این نحو تلف عمر عزیز می نمایند ولی وقتی تامین شد و حکم مساوات و معدلت، جاری، همه آسوده شده دنبال آن می روند [شاید که] برای خود شغلی و صنعتی پیش گیرند و درستکاری جلوه دهند و ترقی بدهند خود و ابناء وطن38 خود را، مکنتی به راه حسابی زیاد نمایند و معرفتی کامل کنند.
دهم، دول بزرگ خارجه تمام همتشان را صرف می نمایند [تا] جهت جامعی برای اتحاد کلمه و اتفاق آراء رعایای خود تحصیل نمایند.
بعد از کرورها تجربه و حک و اصلاح، وطن را که امر اعتباری است جسته اند و چه اندازه حب وطن را درانظار، عظیم نموده و جلوه می دهند، شهید وطن را به نام نیک ابدی می ستایند و علت آن است که اولاً، آنها چندان ثبات و قوامی در دین خود ندارند و اهمیتی به دین و مذهب نمی دهند مابین خودشان؛ ثانیاً، در ممالک آنها ادیان مختلفه و مذاهب متشتته 39 از گبر40 و یهود و بت پرست و نصاری و غیره... بسیار است.
هرگاه دین را مصدر نمایند به اختلاف مذاهب، اختلاف در امورشان پیدا خواهد شد، کلمه متفقه جمع نمی شود؛ ولی ایران که نعمت خداداد دارد و تمام به یک دین هستند و قوامی هم دارند و کتابی مثل قرآن و احکام متقی 41 از شرع مطهر در دست، اگر این مشروطیت و مجلس شورای ملی کاملاً جاری گردد و میزان شرع پیش آید دولت و ملت ایران طفلی است [که] یک شبه راه صد ساله می رود. ترقی را به جایی می رساند که هزار سال دیگر، خارجه آرزوی آن را به گور خواهند برد.
باری مجال بیش از این نداریم. تلک عشره کامله 42 متوقعم به وصول عریضه، حضرتعالی هم زودتر درصدد تشکیل مجلس و انتخاب منتخبین برآمده که از دیگران عقب نیفتند.*
نگارنده: محمد کاظم خراسانی
موضوع: اندرز به محمدعلی شاه قاجار در جهت پیشرفت و استقلال کشور و جلوگیری از دخالت قدرت های خارجی
تاریخ: بعد از 4 شوال 1325 ق
1: بر شما سزاوار است که تمام سعی و تلاش خود را به منظور حفظ شریعت مطهره و برقراری قوانین اسلامی به کار بندید و در عین حال، معلمی دینی برگزینید که از او معارف اسلامی لازم برای مقام سلطنت را فراگیرید. افزون بر این، بر شما واجب است که عبادت های عملی خود را آن گونه که شایسته است به جا آورید؛ چرا که انجام واجبات الهی، باعث دوام قدرت و حاکمیت شما بر زیردستان میشود.
2: از استادان و معلمان دنیاپرست و کج اندیش پرهیز کنید، چه همنشینی با چنین افرادی باعث جذب اخلاق زشت و عادت های ناپسند می شود، همانگونه که آهن ربا، آهن را جذب میکند.
3: تمام سعی و کوشش خود را در پیشبرد جایگاه میهن و ساماندهی امور مملکت و پرورش صحیح ملت و تشویق آنان به فراگیری پیشه ها و مشاغل گوناگون و ترویج ریسندگی و بافندگی، به منظور تهیه پوشاک در داخل، به کار بندید. چرا که اگر این گونه رفتار کنید دولتمردان و تمامی افراد ملت از شما پیروی خواهند کرد. شکی نیست که مملکت از وابستگی خارجی در زمینه منسوجات رهایی خواهد یافت این کار را میکادو 43 در ژاپن نیز انجام داد. وی دریافت که کشورش تنها از این راه می تواند به پیشرفت دست یابد، از اینرو در این راه گام نهاد و به موفقیت چشمگیری دست یافت.
بنابراین اگر در آغاز سلطنت خود و در اوج جوانی، این راه و روش کارساز را بپیمایند، مملکت راه پیشرفت را طی خواهد کرد و سایه فقر و نیاز از سر ملت کنار خواهد رفت و دیری نمی پاید که پرچم تلاش های شکرآمیز در آسمان پیروزی به اهتزاز درخواهد آمد و به استقلال واقعی دست خواهید یافت. در این صورت در سازندگی کشورمان سهیم و سربلند و سرافراز خواهیم بود. ان شاءالله.
4: سعی و همت خود را در گسترش علوم و صنایع جدید به کار بندید، زیرا به وسیله آن، ملت ها به اوج پیشرفت رسیده اند. آنچه مسلم است اینکه ایرانیان نسبت به سایر ملت ها از استعداد و توانایی بیشتری برخوردارند و در پیشاپیش ملت های جهان قرار گرفته اند. عقب ماندگی کنونی، نتیجه بی توجهی پیشینیان به این امور و علاقه به صنایع بیگانگان بوده که باعث شده این بیماری، جسم و جان یکایک افراد این مملکت را فراگیرد. پس درحال حاضر احیای ایران بر این محور استوار میباشد.
5: بپرهیزید و بسیار برحذر باشید از دخالت بیگانگان و ریشه های فتنه انگیز آنها را از بیخ و بن برکنید، چه آنکه وجود آنها مصیبت های زیادی را در تمام مسائل به ارمغان می آورد. بنابراین ضمن حفظ کامل دوستی، اعتماد کردن به آنان را جز برای جلب نظر پادشاهان و بزرگانشان، روا نمی دانم. این بار سنگینی که بر دوش ملت است چیزی جز نتیجه دخالت آنها نمی باشد و بر ایرانیان وطن دوست لازم است که مردان باکفایتی را برای اداره سلطنت برگزینند.
6: برای گسترش عدالت و برابری از هیچ کوششی دریغ نورزید. عدالت و برابری به این است که شخص پادشاه و ضعیف ترین افراد جامعه، از حق و حقوق یکسان برخوردار باشند و دستورات و احکام شرعی در مورد همگان، بدون استثنا به اجرا درآید. اگر پادشاه در اجرای این امر ثابت قدم باشد و به این وظیفه شرعی عمل کند، تمام مخالفان و سرکشان به زانو درخواهند آمد و در این صورت پایه و اساس عدالت به طور واقعی ـ و نه در حرف ـ محکم و استوار خواهد شد.
7: به آحاد ملت محبت و مهربانی کنید و دل های آنان را به سوی خود جلب کنید تا همت ها بارور و محبت شما در دل هایشان استوار گردد.
8: باید تاریخ نام آوران و پادشاهان گذشته را مطالعه کرد و از راه هایی که آنان برای گسترش علوم دینی و مدنی پیموده اند، آگاهی حاصل نموده و دریافت که آنان چگونه توانستند پایه های استقلال امت خود را محکم کنند و صفحات تاریخ را با کارهای خود بیارایند و در نتیجه زبانزد خاص و عام شوند و به شهرت دست یابند.
9: با مراجعه به تاریخ گذشته ایران درمی یابیم که پادشاهان گذشته، چه آنان که پیش از اسلام و یا آنها که پس از اسلام بودند، همه و همه، در لذت های دنیوی غرق بوده و عمر خود را در خوشگذرانی و لهو و لعب سپری کرده اند و دولتمردان آنان نیز به پیروی از ایشان پرداخته اند و این جز ناتوانی مملکت، خواری ملت، حیف و میل دارایی ها و به هم خوردن اوضاع، چیزی به ارمغان نیاورده است.
اما آنان که از شهوت های نفسانی به دور بوده و تمام تلاش خود را برای آموزش و پرورش ملت و گسترش دانش ها و معارف و سازماندهی ارتش به کار بسته اند، ره صدساله را یک شبه پیموده اند و با موفقیت بر تمام پادشاهان پیشی گرفته اند. از خداوند منان می خواهم که شما را از پیمودن راه نخست باز دارد که کژراهه است و صد البته که شما راه دوم را برمی گزینید و آن را مورد توجه قرار می دهید و در آینده ای نزدیک از رهاورد مثبت آن بهره مند خواهید شد. ان شاءالله.
10: مقام دانش را نیکو و دانشمندان وارسته و فقیهان شایسته را گرامی بدارید؛ زیرا اگر خدای ناخواسته اندک کوتاهی در حق این مقام بلندمرتبه انجام گیرد، دولت از دست خواهد رفت و ما نیز با خطرات فراوانی روبرو می شویم و آنگاه انگشت پشیمانی گزیدن سودمند نیست.*
نگارنده: آخوند خراسانی
موضوع: وجوب آموزش نظامی برای جوانان ایران
تاریخ: 7 ربیع الاول 1325 ق
البته معلوم است که حفظ بیضه اسلام و پاسبانی ممالک اسلامیه، تکلیف عامه مردم است و برهرفردی از افراد مسلمین واجب است که به حسب قوه و استعداد خود، در مقام تحصیل مقدمات آن برآید و در اقدام به لوازم آن کوتاهی نکند؛ و چون که اعظم مقدمات آن، تعلیم و تعلم آداب حربی44 است که به مقتضای هر زمانی معمول می باشد، پس بر عموم جوانان مسلمین و ابناء ملت اسلامیه45 واجب الکفایه است که در مشق نظامی و تعلم قواعد حربیه جدیده که معمول این زمان است، هیچ گونه مسامحه و مساهله46 ننمایند و کمال اقدام و اهتمام در این باب داشته باشند.
سابق براین هم در این باب سؤالی شده بود و به همین مضمون جواب داده شد [...] پس در این صورت، کمال اهمیت دارد که به زودی این مطلب [را] در تحت قانون کلی قرارداده و به ملت القاء شود که بر طبق آن رفتار نمایند تا که قوه مقننه و اعضاء مجریه و نفوس مطاوعه47 هریک، در مرتبه خود از جنود الهیه48 و در زمره مجاهدین فی سبیل الله محسوب شوند.
تأکیداً به مجلس محترم شورای ملی عرض می شود هیچ عذری برای تأخیر تعیین قانون مشق نظامی درنظر نمی آید. البته تعجیل در این امر خواهند نمود. سارعوا الی مغفره من ربکم.
الاحقر: محمد کاظم الخراسانی*
نگارنده: نامعلوم (از یاران و همفکران حاج شیخ فضل الله نوری)
موضوع: شرح نظرات حاج شیخ فضل الله نوری در مخالفت با مشروطه خواهان
تاریخ: 12 جمادی الثانی 1325ق
بسمهتعالی شأنه
بر عموم اهل اسلام اعلان و اعلام می دارد که: امروز مجلس شورای ملی منکر ندارد، نه از سلسله مجتهدین نه از سایر طبقات. اینکه ارباب حسد و اصحاب غرض می گویند و می نویسند و منتشر می کنند که جناب حجه الاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ فضل الله سلمه الله تعالی منکر مجلس شورای ملی می باشند دروغ است دروغ. مکرر در همین موقع توقف زاویه مقدسه، مطلب خودشان را بر منبر و در محضر، اظهار و اجهار49 نمودند و در حضور گروهی انبوه از عالم و عامی، قرآن بیرون آورده قسم های غلاظ و شداد یاد کردند و مخصوصاً روز جمعه گذشته به این شرح نطق فرمودند که:
ایهاالناس من به هیچ وجه منکر مجلس شورای ملی نیستم، بلکه من مدخلیت50 خود را در تأسیس این اساس، بیش از همه کس می دانم؛ زیرا که علماء بزرگ ما که مجاور عتبات عالیات و سایر ممالک هستند51 هیچیک همراه نبودند و همه را به اقامه دلایل و براهین، من همراه کردم. از خود آن آقایان عظام می توانید این مطلب را جویا شوید. الآن هم من همان هستم که بودم. تغییر در مقصد و تجددی 52 در رأی من به هم نرسیده است.
صریحاً می گویم همه بشنوید و به غائبین هم برسانید که من آن مجلس شورای ملی را می خواهم که عموم مسلمانان آن را می خواهند؛ به این معنی که البته عموم مسلمانان مجلسی می خواهند که اساسش بر اسلامیت باشد و برخلاف قرآن و برخلاف شریعت محمدی و برخلاف مذهب مقدس جعفری، قانونی نگذارد. من هم چنین مجلسی می خواهم. پس من و عموم مسلمین بریک رأی هستیم. اختلاف، میانه ما و لامذهب هاست که منکر اسلامیت و دشمن دین حنیف هستند.
چه بابیه مزدکی مذهب و چه طبیعیه فرنگی مشرب.53 طرف من و کافه مسلمین، اینها واقع شده اند و شب و روز در تلاش و تک و دو هستند که بر مسلمان ها این فقره را مشتبه کنند و نگذارند که مردم ملتفت و متنبه بشنوند که من و آنها همگی همراه هستیم و اختلافی نداریم.
آیا به رأی العین مشاهده نمی کنید (ای برادران دینی من) که از تاریخ انعقاد این مجلس، هرچه در طهران، آزادی طلب و طبیعی مشرب و بابی مذهب است یک دفعه از پشت پرده بیرون آمده اند و به دسته بندی و هرزگی و راهزنی شروع کرده اند؟ بگویید ببینم این چه اختصاص و خویشاوندی است میانه این سنخ مردم و این مجلس معقود54 در بهارستان؟
خدای تعالی راضی مباد از کسی که درباره مجلس شورای ملی غیر ازتصحیح و تکمیل و تنقیح55 خیالی داشته باشد و بر سخط56 و غضب الهی گرفتار باشند کسانی که مطلب مرا برخلاف واقع انتشار می دهند و بر مسلمان ها تدلیس57 و اشتباه می کنند و راه رفع شبهه را از هرجهت مسدود می سازند تا سخن ما به گوش مسلمانان نرسد و به خرج مردم بدهند که فلانی و سایر مهاجرین، منکر اصل مجلس شورای ملی شدهاند.
ایهاالمؤمنون! تلگرافی که این چندروزه به اسم حجج الاسلام و المسلمین آقای حاجی58 وآقای آخوند59 و آقای آقاشیخ عبدالله60 دامت برکاتهم طبع و انتشار داده اند61 و خواسته اند برخلاف تقریر62 ما شهرتی داده باشند، همان تلگراف را خواه پسند انتسابش به حضرات آقایان معظم دامت برکاتهم محقق و معلوم باشد و خواه مثل بعضی دیگر مجعول و موهوم باشد، ما مهاجرین، آن تلگراف را قبول داریم و مقصد ما همان است که در آن تلگراف مندرج است.
کسانی که از روی قوانین خارجه، نظامنامه اساسی برای مجلس شورای ملی تدوین می کنند نگارشات خود را برطبق همان صورت تلگراف قرار بدهند، دیگر دعاگویان را هیچ شکایت و موجب مهاجرت نخواهد ماند و معلوم خواهد شد که منکر مجلس و مخالف مجلس و مخرب مجلس، ما هستیم یا دیگران. جف القلم و تم الکلم.63
در زاویه مقدسه حضرت عبدالعظیم به طبع رسید. یوم سه شنبه 12 جمادی الثانیه 1325*
نگارندگان: حاج شیخ فضل الله نوری، ابوطالب موسوی، سید علی طباطبایی، محمد علی
موضوع: لزوم دگرگونی اساسی در شالوده مجلس شورا
تاریخ: 22 ذیقعده 1325 ق
خدمت با برکت حضرات علماء اعلام و حجج اسلام و عموم آقایان عظام و کافه تابعین ائمه امام علیهم السلام اطال الله بقاءهم . وضع حاضر مجلس و تبعیت آن به اصول فرنگ و ظهور مذاهب باطله و تسلط فرق ضاله و قبول جمله 64 از بابیه و بهائیه و مجوسی و طبیعی و طماع و مغرض و غیرمقید به دین، به عضویت [فرق ضاله؟]. اساس دین و دنیا را متزلزل کرده [اند]. هر قدر به زبان موعظه و نصیحت، استدعا[ی] تشکیل مجلس محاکمه و تطبیق شرع مطهر کردیم غیر امتناع جواب ندادند. هر قدر خواستیم اساس این مجلس را طوری بکنیم که مایه آسایش عباد و امنیت بلاد باشد استنکاف کردند.
لهذا هیئت مقدسه علماء و طلاب و مومنین و عقلاء مسلمین حاضر شده اند که به بذل نفس نفیس، عهدی را که با خداوند و رسول اطهر نمودند وفا کنند و ودیعه الهی را نگاهداری نمایند و شرع شریف را به طوری که از اسلاف گرفته اند با خلاف بسپارند [و] پاس صدمات و زحمات حضرت رسول و ائمه هدی علیهم السلام و شهداء و صدیقین و مهاجرین و انصار و اساطین فقهاء سلف را داشته باشند. شماها هم کیشان در همین تکلیف با ماها شراکت دارید و از عهد الهی مسئول هستید مشاهده فرمائید چه انقلابی از بی ترتیبی این مجلس در اقطار ایران است؟ چه قتل ها، چه ظلم ها، چه نهب ها، چه غارت ها یوماً فیوماً در تزاید است؟
به نحوی که به طور مطلق، نیت برداشته شده ظهرالفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس.65 همت بفرمایید دین خدا را، نصرت کنید این مجلس را به شالوده صحیحه بنا کنیم و اشخاص خداشناس عاقبت بین دیندار به عضویت تعیین نماییم و بندگان خدا را مرفه الحال، دین و دنیا را معمور و کافه ناس آسوده شوند تا بتوانیم از عهده جواب الهی یوم یقوم الناس لرب العالمین برآییم. و ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم .66 فضل الله، ابوطالب الموسوی، علی طباطبایی، محمد علی*