تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۳  ، 
کد خبر : ۱۹۴۴۱۰

هشدار درباره نفوذی‌ها


این سیاست فقط محدود به قوه مجریه نبود، حتی قوه مقننه در دوره حاکمیت اصلاح طلبان نیز که پاره ای از عناصر افراطی و معلوم الحال را در درون خود جای داده بود از سیاست حمایتی ایشان برخوردار بود. مقام معظم رهبری در پاسخ به پرسش یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس تهران، با اشاره به این مطلب، فرمودند:
«این را شما بدانید، من همیشه از سه قوه حمایت کرده ام و خواهم کرد. این وظیفه من است. هر کسی که در رأس سه قوه باشد تا وقتی که در رأس این سه قوه است، من از او حمایت می کنم. این به آن معنا نیست که من همه کارهای این سه قوه را قبول دارم. نه، در قوه مجریه و قوه مقننه هم ممکن است چیزهایی بگذرد که من بعضی از آنها را قبول نداشته باشم، اما این موجب نمی شود که من حمایتم را سلب کنم. قوه قضائیه هم همین طور است. شما از من گله نکنید که چرا حمایت می کنم. من باید از مسؤولین قوا حمایت کنم، البته این حمایت در منظر عام است، در دیدارها در دستورها و در پی نوشت ها انتقاد هست، اعتراض هست، دستور برخی چیزها است. بله البته در مواردی اگر اصلاحی لازم باشد و من بتوانم آن را انجام بدهم و دخالت در کار قوه نباشد که نظام آن را به هم بزند، آن دخالت را هم می کنم. گاهی به بعضی ها در جلسات خصوصی تشر هم می زنم، اما حمایت معنوی عمومی را از هر سه قوه لازم می دانم. »226
حمایت صادقانه رهبری از شخص رئیس جمهور و دولت وی به روزهای اقتدار خاتمی و جبهه اصلاحات محدود نگردید. ایشان حتی در روزهای افول جبهه اصلاحات که علایم آن، خود را در شکست اصلاح طلبان در دومین انتخابات شورای شهر نشان داد، به حمایت صادقانه خود از شخص آقای خاتمی و دولت ادامه داد. هر چند در این دوره طولانی، انتقادهای تند و تیزی هم به برخی از عناصر دولت و روش ها و سلیقه های آنها داشت. او آقای خاتمی را همان گونه که در روزهای اقتدار وی «فرزند انقلاب و کارگزاری باسابقه» خوانده بود، در روزهای پایانی مسئولیت ایشان نیز او را با این جملات ستود: «تدین و نجابت ذاتی آقای خاتمی از امتیازات برجسته ایشان است»227
مقام معظم رهبری، نه تنها شخص خود را موظف به حمایت از دولت می دانست، بلکه همه آحاد ملت و احزاب و گروه ها را به کمک و تقویت دولت و پرهیز از سنگ اندازی، نادیده گرفتن خدمات و بزرگ نمایی ضعف ها فرا می خواند:
«همه برای مسئولین کشور، همه برای تقویت نیروهای خدمتگزار کشور، احساس وظیفه کنند. همه باید دولت را تقویت کنند، همه باید پشتیبانی کنند، مسئولیت اداره امور کشور چیز کوچکی نیست، بار سبکی نیست، بار سنگینی است. مسئولین کشور در مقابل این بارهای سنگینی که تحمل می کنند از ما چه می خواهند؟ واقعاً اگر ما مسئولین و رؤسای محترم قوای کشورمان را با نظایرشان در دنیا مقایسه کنیم باتوقع کم، با اخلاص، با علاقه و با دلسوزی این بارهای سنگین را بر دوش گرفته اند و دارند انجام می دهند، خوب وظیفه ما چیست؟وظیفه این است که همه ما از آنها حمایت بکنیم. گروه ها و آحاد مردم همه و همه. حمایت هم انواع و اقسامی دارد، نباید مشکلات را بزرگ نمایی کرد، نباید در زمینه ها درشت نمایی کرد، البته تذکر خوب است، امر به معروف خوب است، نصیحت خوب است، اما با خیرخواهی، با روش عقلایی، بدون این که موجب تضعیف یک مجموعه خدمتگزار بشود. »228
حمایت صریح و قاطع رهبری معظم انقلاب از دولت، نقش بسیار مهمی در کاهش هیجانات سیاسی داشت. از یکسو فشار منتقدین دولت را به شدت کاهش می داد و از سویی دیگر، جریان های ناسالمی که به عنوان حامیان دولت، در صدد مصادره رئیس جمهور و تشدید تنش و اختلاف بین جناح ها بودند را به انفعال واداشت. و هم اینکه به استحکام پیوند قلبی و عاطفی بین رهبری و آقای خاتمی کمک کرد. همان گونه که مقام معظم رهبری تصریح فرمودند:
«به دلیل روحیات و ویژگی های مثبت آقای خاتمی، پیوند عاطفی میان رهبری و رئیس جمهور به مراتب مستحکم تر از هشت سال گذشته است»229
ب) تقریب بین احزاب و جناح ها
اختلافات درونی، همیشه یک نقطه امید برای دشمن بوده است و در واقع یکی از کم هزینه ترین و در عین حال، مؤثرترین ابزارها برای بحران سازی و فروپاشی از درون به شمار می رود. متقابلاً وحدت و همدلی بین آحاد، احزاب ومسئولین کشور، از عناصر ثبات بخش جامعه و از شاخصه های مهم امنیت ملی محسوب می گردد.
از سیاست های موفق رهبری انقلاب در مقابله با تهدیدها، از آغاز تا به امروز، بویژه از خرداد 1376 به بعد، تاکید فراوان بر وحدت و همدلی و پرهیز از اختلافات و کشمکش های درونی است.
مهمترین دلیل بر توفیق این سیاست، تداوم انقلاب اسلامی و ورود پرنشاط آن به دهه چهارم پس از یک دوره طولانی تلاطم و بحران در کشور بوده است. ایشان در خصوص تلاش برای حاکمیت روح وفاق بر جامعه می گویند:
«من سعیم این است که جناح های مخالف را تا آن جایی که ممکن است، در عمل به هم نزدیک کنم، سعی نمی کنم جناح ها را در هم ادغام کنم، این را نه لازم می دانم، نه ممکن و شاید هم نه مفید، اما سعی و میل دارم که این ها را در عمل به هم نزدیک کنم. منتها بدانید که کار آسانی نیست، انگیزه های فراوانی وجود دارد، اگر انگیزه ها در هر جا واقعاً خالص و الهی باشد، کارها خیلی آسان خواهد شد. وقتی که انگیزه ها خالص نبود، لااقل در یک جا و یک گوشه انگیزه ها خالص نبود، آن وقت خیلی سخت خواهد شد. شما دعا کنید که ما هم بتوانیم توفیق پیدا کنیم. ما هم انشاءالله تلاش می کنیم. »230
1) تشکیک در مرزبندی های سیاسی موجود
گام نخست در این مسیر دشوار، فروریختن مرزبندی های موجود بین جناح ها بود. در نگاه مقام معظم رهبری مرزهای موجود بین جناح ها در کشور ما از قبیل چپ، راست، مدرن، سنتی و غیره تماماً عناوینی وارداتی، فاقد مبنای علمی و کاملاً غیر واقعی و موهوم است، حقیقت، عبارت از آن تکلیف ومسئولیتی است که روز قیامت، گریبان مسئولین وابسته به هر یک از این جناح ها را خواهد گرفت و آنان را به پاسخگویی در پیشگاه خداوند متعال وا خواهد داشت. از این رو اگر قرار باشد مرزبندی میان احزاب و جناح ها به وجود بیاید، باید صرفاً بر پایه اهداف دینی و انقلابی و پایبندی آنها به ارزش ها و دلبستگی آنها به تحولات برای پیشبرد نظام اسلامی شکل گیرد. هیچ یک از تحول خواهی و ارزش مداری، نباید به پای یکدیگر قربانی شوند، هر چند ممکن است در تفکری، یکی از این دو با توجه به شرایط خاص با اهمیت تر از دیگری جلوه کند. نباید این گونه امور و نیز اختلاف سلیقه ها، مذاق ها و مسلک های گوناگون سیاسی موجب مرزبندی های کاذب بین آنها گردد. بر این اندیشه تنها مرز واقعی بین جناح ها، مرز خودی و غیر خودی است.
«دو جناح، یعنی دو بال یک پرنده. اگر هر دو بال یک پرنده خوب حرکت کند، پرنده بالا و پیش خواهد رفت. کسانی که پایبند به ارزش هایند، اگر این پایبندی را خوب حفظ کنند - البته به تحول هم بی اعتنا نباشند - کسانی هم که پایبند و دلبسته تحول و پیشرفت و رو به جلو رفتن و تغییر و تبدیلند، اگر این را حفظ کنند - البته به ارزش ها هم توجه داشته باشند - جامعه از هر دو سود خواهد برد و هر دو جناح به نفع جامعه عمل خواهند کرد و در واقع انقلاب را تکمیل می کنند و پیشرفت را در سایه ارزش ها تحقق می بخشند و می توانند خوب باشند. . . البته امروز در نظام اجتماعی ما، آن جناح هایی که من عرض کردم - که بعضی بیشتر به ارزش ها توجه می کنند، بعضی به تحول و پیشرفت توجه می کنند - همدیگر را کم تر تحمل می کنند! اگر همدیگر را بیشتر از آن چه که امروز تحمل می کنند، تحمل کنند، وجود دو جناح نه فقط مضر نیست، بلکه مفید هم هست. می توانند به هم کمک کنند و مکمل یکدیگر باشند. مطلوب این است که همه، به همه اجزای لازم توجه داشته باشند و عمل کنند. اما اگر هم نشد و عده ای به این بخش، عده ای هم به آن بخش توجه کردند، لااقل با یکدیگر دشمنی نکنند. »231
2) هشدار به جناح های سیاسی مبنی بر خطر نفوذی ها
تلاش دیگر رهبری معظم انقلاب در این راستا، روشنگری ها و هشدارهای پی در پی به همه جناح ها در خصوص خطر نفوذی ها بود. به رغم آنچه گفته شد، واقعیت اجتماعی کشور ما وجود اختلافات شدید و بعضاً بحران زا و دشمنی های جناحی است. مقام معظم رهبری در تحلیل این واقعیت تلخ اجتماعی و سیاسی، این پدیده ناهنجار را بیش از آنکه ناشی از اختلاف نظرهای عمیق در خصوص بنیادهای فکری، دینی و مکتبی بداند، معلول عناصری می داند که به اردوگاه دشمن تعلق دارند، لکن توانسته اند به لطایف الحیل در بین هر دو جناح نفوذ کنند و بلکه هدایت و میدان داری آنها را برعهده بگیرند.
«گاهی یک دشمن از هر دو طرف نفوذ می کند، از آن طرف به عنوان ارزش گرایی می آید و با هر گونه تحولی مخالفت می کند، حتی با راه های رفته هم مخالفت می کند و می خواهد حرکت انقلابی را برگرداند. از این خطرناکتر، این طرف قضیه است، به عنوان تغییر و تحول و پیشرفت، کسانی بیایند که با اساس ارزش ها و با اصل اسلام و با اصل تدین مردم و با اصل عدالت اجتماعی مخالفند، دچار همان سرمایه سالاری غربی اند، دنبال کیسه دوختن اند، با اصل رفع تبعیض طبقاتی مخالفند، با نام دین هم مخالفند، ولو به زبان نیاورند، این ها به نام تحول، به نام تغییر، به نام پیشرفت، به نام اصلاح، بیایند وارد میدان شوند و میدان داری کنند. . .
اگر کسانی بیایند با عدم اعتقاد به اساس ارزش ها، دم از تحول بزنند، معلوم است که تحول مورد نظر آنها چیست، تحول مورد نظر آنها، یعنی تحول نظام اسلامی به نظام غیر اسلامی، تحول مورد نظر آنها یعنی حذف نام اسلام، حذف حقیقت اسلام و حذف فقه اسلامی، اتفاقاً ما بعضی از این ها را هم می شناسیم. حالا بعضی که از تفاله ها و پس مانده های رژیم گذشته اند که در آن رژیم خوردند و چریدند و گوشت حرام بالا آوردند، بعد هم توانستند خودشان را در لابلای جماعت مردم جا بزنند و حالا بتوانند نفسی تازه کنند و سر بلند کنند و ادعای آزادی و مردم سالاری و دمکراسی کنند. . .
یک عده هم کسانی هستند که مال آن رژیم نیستند، اما از اول انقلاب، بلکه بعضی پیش از انقلاب، نشان دادند که به اداره کشور برطبق احکام اسلام از بن دندان عقیده ای ندارند. آنها اسم اسلام را می خواهند و اسم اسلام را دوست می دارند. دشمن اسلام به آن معنا هم نیستند، اما مطلقاً اعتقادی به فقه اسلامی، به احکام اسلامی و به حاکمیت اسلامی ندارند. معتقد به همان روش های فردی اند. اوایل انقلاب هم یک عده از همین ها توانستند امور را قبضه کنند و در دست گیرند. اگر امام به داد این انقلاب نمی رسید، همین آقایان، خشک خشک انقلاب و کشور را به دامن آمریکا برمی گرداندند! این ها هم دم از اصلاح می زنند. . . این ها نفوذیند، این ها بیگانه و غریبه اند. . . بله این ها غیر خودی اند، این ها انقلاب و اسلام و ارزشها را قبول ندارند، جناح های خودی باید حواسشان را جمع کنند. »232
3) نصایح و تأکید مستمر بر حفظ وحدت
گام سوم در این راستا، نصایح مستمر و توصیه های پدرانه مقام معظم رهبری در تمامی مقاطع بعد از رهبری بود. این نصایح که برخاسته از عمق ارادت به اسلام، انقلاب و جناح های انقلابی بود، هر چند که پاسخی در خور و شایسته از سوی جناح های سیاسی و عمدتاً به دلیل همان عناصر نفوذی دریافت نکرد، اما همچون بارانی طراوت بخش که در وقت نیاز ببارد، توانست تأثیر به سزایی در پالایش و تلطیف فضای سیاسی کشور و نیز فرو نشاندن شعله های بسیاری از مجادلات و بگومگوهای بی حاصل و تاب سوز داشته باشد.
مقام معظم رهبری در یکی از سخنان خود، ضمن توصیه همه جناح ها به حفظ وحدت و همدلی می فرماید:
«امروز مصلحت کشور، مصلحت ملت و مصلحت انقلاب، اتحاد کلمه و اتحاد دل هاست. بعد از صحبتی که ما یکی، دو ماه قبل از این در توصیه به وحدت در نماز جمعه به ملت ایران عرض کردیم، برخی از شخصیت های سیاسی نامه نوشتند و پیغام دادند که ما حاضر هستیم، بنده هم از آقایان خواستم، بتدریج آمدند و با بعضی از این مسئولین و شخصیت های برخی از گروه بندی ها و جناح بندی های سیاسی - که در بین آنها شخصیت های محترم، علمای بزرگ و اشخاص سیاسی سابقه دار هستند - صحبت کردیم، همه قبول کردند، عملاً هم کارها و اقدام هایی کردند و فضای سیاسی جامعه، به میزان زیادی از آن التهاب دشمن پسند خارج شد و دل ها به هم نزدیک گردید، که بنده خیلی تشکر می کنم. . . من مجدداً تکرار می کنم و از کسانی که جناح ها و گروه های سیاسی جامعه ی ما را شکل می دهند، خواهش می کنم که به متن مردم، به اخلاص و صفای مردم نگاه کنند، ببینند این ملت چه طور ملتی است. نباید کاری کرد که دل های مردم به تصوّر این که گروه های سیاسی در مرکز نشسته اند و با همدیگر دارند دعوا می کنند، بلرزد و آزرده و اندوهگین بشود، با هم مهربانی کنند. »233

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات