تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۳۵  ، 
کد خبر : ۱۹۴۴۳۶

دموکرات‌ها و میراث نفرت (بخش پایانی)


 امیرهمایون پاک‌بین
کافرهای بی دین ، شیاطین ، استعمارگران ، ظالمان ، حامیان اسرائیل و... اینها القابی است که در خاورمیانه به سیاستمداران آمریکایی نسبت داده می شود. انزجار، خشم و حتی نفرت جوامع مسلمان همواره منبع هراس و وحشت ساکنین کاخ سفید بوده است . اما به راستی چه چیزی باعث شعله ور شدن این آتش خشم و نفرت شده است؟
چه عاملی باعث می شود تا افرادی از قلب جوامع مسلمان که در طول تاریخ تساهل و تسامح خاصی را در برخورد با سایر ادیان از خود نشان داده اند برخاسته و با ایجاد حوادثی چون سپتامبر هزاران آمریکایی را به همراه افرادی از ملیت های دیگر قربانی خشم و نفرت خویش کرده و در این میان خود نیز قربانی شوند؟ این همه خشم و نفرت از ایالات متحده از کجا برمی خیزد؟ چگونه است که افراطی گری یا بنیادگرایی تنها و تنها منافع این کشور را به خطر می اندازد؟ نگاهی به حوادث تروریستی چون بمب گذاری در سفارتخانه های آمریکا در کنیا و تانزانیا، اردن، عراق و حادثه خبر عربستان و فاجعه سپتامبر کافی است تا شراره های سوزان چنین نفرتی را حتی از فاصله ای دور هم احساس کرد.
پاسخ محافظه کاران آمریکایی که با نوعی فخرفروشی و تحقیر دیگران همراه است به این پرسش بسیار ساده انگارانه است . آنان می گویند: <دلیل نفرت این مردم ، حسادت به موفقیت های عظیم سیاسی و اقتصادی ایالات متحده است . چنین برداشت ساده انگارانه ای ، بارها و بارها از طریق رسانه های غربی تکرار می شود.> گویی مردم خاورمیانه به دلیل حسادت به موفقیت های آمریکا، حاضرند جان خود را فدا کنند تا مظاهر این تمدن بی بدیل ! بشری را نابود سازند.
اما پاسخ اندیشمندان آمریکایی و برخی از محافل لیبرال این کشور در قبال پرسش مطرح شده ، قدری قابل تامل است . این افراد، نفرت ایجادشده را ناشی از تلاش آمریکا برای تحمیل هژمونی ) سلطه ( خود بر سرتاسر جهان می دانند و با متهم شمردن سیاست خارجی ایالات متحده ، آن را دلیل تمامی فجایع اخیر قلمداد می کنند.
چنین استدلالی از جنس مباحث ارائه شده در اغلب محیط های دانشگاهی و یا در سخنرانی های چهره های انسانگرای غرب است . شاید چنین پاسخی در مرحله اول درست به نظر برسد اما واقعیت این است که حتی در این تفکر هم نوعی سهل انگاری نهفته است .
برای رسیدن به پاسخ صحیح )حداقل به اعتقاد نگارنده( باید موضوعات متعددی را مدنظر قرار داد. نخست آنکه ایالات متحده حداقل به مدت زمانی، بیش از نیم قرن به عنوان رهبر جهان غرب در نبردی جهانی با بلوک شرق و در راس آن اتحاد جماهیر شوروی قرار داشته است . تلاش آمریکا برای مهار نفوذ رو به رشد کمونیسم در موارد بسیاری باعث ایجاد نوعی روحیه استعمارگرایی در سیاست خارجی این کشور شده است . دولت آمریکا در سال 1953 13322( دولت مردمی مصدق را با این توجیه سرنگون کرد: <ابرقدرت باید مانند یک ابرقدرت عمل کند.> ایران به لحاظ استراتژیک اهمیت فوق العاده ای برای آمریکا داشت . بنابراین تعیین سرنوشت متحدین آمریکا، بستگی به خواست آمریکا دارد. هنگامی که موضوع مرگ و زندگی در بین باشد، راهی جز دخالت به هر نحو ممکن باقی نمی ماند. با چنین دیدگاهی بود که ایالات متحده در طول مدت زمان بیش از نیم قرن بارها و بارها با دخالت در امور داخلی کشورهایی که متحد آمریکا محسوب می شوند، موجی از نفرت و مخالفت را علیه خود ایجاد کرد.
از سوی دیگر در طول قرن نوزدهم و بیستم میلادی ، دولت های استعمارگر اروپایی نقش بسزایی در تعیین سرنوشت کشورهای مسلمان ایفا کردند. فرانسه در پایان قرن هجدهم و زمان ناپلئون بناپارت ، بریتانیا و ایتالیا پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی به صورت قدرت های استعمارگر وارد عرصه شدند و اغلب کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا را مستعمره خود ساختند. با ورود این دولت ها نوعی نظام میلیتاریست بر کشورهای مسلمان حاکم شد. در حالی که جهان به سوی دموکراسی پیش می رفت ، استعمارگران در کشورهای مسلمان به بهانه بسط دموکراسی، تنها به غارت منابع و سرکوب آزادیخواهان مشغول بودند. نظام میلیتاریستی آنچنان در این کشورها تثبیت شد که حتی چند دهه بعد و پس از خروج و یا اخراج استعمارگران از منطقه ، باز هم کمتر می توان اثری از دموکراسی در منطقه یافت .
فلسطین و مساله درگیری فلسطینیان با دولت اسرائیل از دیگر مواردی است که بر آتش نفرت و کینه مسلمانان از آمریکا دامن می زند. حمایت آمریکا از اسرائیل، کشوری که نه تنها با اشغال سرزمین مقدس مسلمانان مورد نفرت آنان قرار گرفته است ، بلکه همواره به عنوان تهدیدی برای امنیت داخلی کشورهای مسلمان منطقه محسوب می شود. جنگ اعراب و اسرائیل، هجوم اسرائیل به لبنان ، درگیری اسرائیل و سوریه ، بمباران های پی در پی عراق و اشغال آن کشور توسط نیروهای نظامی آمریکا باعث شده است تا از دید مردم منطقه آمریکا حامی اصلی اسرائیل تلقی شود. به عبارت دیگر وجود و یا نابودی اسرائیل وابسته به حمایت های سیاسی، اقتصادی و نظامی آمریکا از این رژیم است .
مواردی که در بالا بیان شد، از اصلی ترین دلایل نفرت مردم خاورمیانه از آمریکا به شمار می آیند. اما واقعیت این است که هیچیک از این موارد به تنهایی نمی تواند توجیه گر نفرت و کین عمیقی باشد که باعث ایجاد فجایعی چون سپتامبر می گردد. ترکیبی از تمامی این موارد به همراه اشتباهات مکرر سیاستگذاران آمریکایی در اعمال سیاست هایی که تنها در دوران جنگ سرد کارایی داشته اند، باعث شده است تا خاورمیانه به منبع تهدید دائمی برای امنیت آمریکا شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات