تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۷  ، 
کد خبر : ۱۹۴۵۲۳

تصوری ناقص از تاریخ

مقدمه: احسان نراقی در گفت وگویی با روزنامه اعتماد ملی به بررسی آرا و اندیشه های شریعتی پرداخته است. متن کامل این گفت وگو در زیر می آید.

* آقای دکتر شما معتقدید که شریعتی دین را از تحجر نجات داد در حالی که بسیاری معتقدند شریعتی تفکری چپ داشته . این دو چگونه با هم قابل جمع هستند؟
** بله . معلوم است که شریعتی از هر خرمنی به منظور انقلاب گلی می چید. به همه نوع تفکری برای اینکه او را به هدف انقلابی برساند نزدیک می شد. به عنوان مثال وقتی او فردوسی را ایدئولوگ فئودالیته می نامد، لفظ فئودالیته را در مورد هزار سال قبل به کار بردن ، عیناً خود مارکسیسم است . هم تفسیری انحرافی و هم خطای تاریخی است و هم بی حرمتی به مقام فردوسی . همچنین او به فرهنگ ایران به عنوان فرهنگ ملی ننگریسته است . نگاه او در بعضی موارد نگاهی مارکسیستی یا غیرایرانی بوده است .
* علت این نگاه را در چه می دانید؟
** او تمام تلاشش انقلاب بود، نه ساختن نظامی نو. گمان کرد با پیشوایان دین می تواند به انقلاب برسد در حالی که با روحانیون هم شدیداً مخالف بود.
* آیا می توانید درباره این که بعضی از آثار شریعتی مشمول مرور زمان شده است نمونه هایی ذکر کنید؟
** بله . شریعتی وقتی به نمایش تاریخی وارد می شود و می خواهد از تاریخ نتایجی را برای اثبات نظریه اش استخراج کند می بینیم با عجله و شتاب عمل می کند. مثلاً غوغایی به عنوان تشیع علوی در مقابل تشیع صفوی برپا کرده است . تصوری ناقص از تاریخ را به ما تلقین می کند.
* ممکن است دراین باره توضیح بیشتری بدهید؟
** ببینید هنگامی که در قرن دهم هجری قمری امپراتوری عثمانی در حال رسیدن به مرحله بزرگترین امپراتوری جهان درآمد یعنی از اروپای مرکزی گرفته تا تمام مدیترانه جنوبی و قسمت عمده ای از خاورمیانه وآسیای مرکزی و شمال آفریقا را شامل شد و درصدد بود تا به نام اسلام کلیه کشورهای خاورمیانه منجمله ایران را زیرلوای خود درآورد و در این هنگام بود که خطر مستقیم استقلال ایران را تهدید می کرد و به ناچار ایرانیان درصدد دفاع از خود برآمدند. تشیع که از بامداد اسلام سوابق ممتد در ایران داشته است برای ایرانیان یک پناهگاه می شود. اگر فرد مبارزی نظیر شاه اسماعیل از خانواده معروف و موجهی چون خاندان شیخ صفی الدین اردبیلی می خواهد شیعه را مذهب رسمی ایران کند، می بینیم که در این باره برجسته ترین مورخ دوران صفویه یعنی نصرالله فلسفی در کتاب «سیاست خارجی ایران در دوران صفویه » در این زمینه چه می گوید: «پادشاهان صفویه از آغاز سلطنت برآن شدند که ایران را از خطر استبدادی ترکان محفوظ بدارند و حکومت ملوک الطوایفی را که از صدر اسلام در ایران برقرار بود براندازند و بار دیگر وحدت سیاسی ایران قدیم ساسانی را تجدید کنند. اما چون بنیان میهن پرستی و ملت پس از انقراض دولت ساسانی به سبب اختلاط قبایل گوناگون عرب و ترک با نژاد ایرانی سستی گرفته بود و در اثر نفوذ قوانین و معتقدات اسلامی و حکومت سلسله های بیگانه در ایران دین بر ملیت غلبه داشت صفویه نیز برای انجام دادن منظور خویش دست به دامان دین زدند و با ترویج مذهب شیعه که از قرون اول اسلام در ایران سابقه داشت و رسمی شمردن آن مذهب میان ایرانیان و ترکان عثمانی اختلاف شدید ایجاد کردند و بدین وسیله بنیان استقلال ایران را استوار ساختند. چه در آن زمان چنانکه گفتیم به سبب غلبه دین بر ملیت تامین استقلال سیاسی کشور جز از طریق استقلال مذهبی امکان پذیر نمی نمود. سلاطین عثمانی که خود را جانشین خلفا و خلیفه مسلمین می خواندند در حکومت سیاسی نیز خویشتن را جانشین خلفای عباسی می پنداشتند و می خواستند تمام کشورهای اسلامی را زیر لوای خویش درآورند. ولی صفویه با رسمی شمردن مذهب شیعه در ایران مانع از اجرای مقصود ایشان شدند و بدین وسیله از طرفی کشور ایران را که نزدیک ده قرن به سبب غلبه اعراب گرفتار اختلافات داخلی و محکوم حکومت های گوناگون بود به وحدت و یگانگی ملی رهبری کردند و از طرف دیگر با جدا ساختن کشور ایران از متصرفات ترکان عثمانی نظر مهر و محبت اروپاییان را که دشمن ترکان بودند به خود متوجه ساختند. در همان حال که امپراتوران عثمانی به گشودن ممالک شرقی اروپا به آزار عیسویان مشغول بودند پادشاهان صفوی به زعم آنان به جلب قدرت عیسویان همت گماشتند و تدریجاً باب روابط سیاسی و تجاری را با آنان باز کردند. از آن جمله شاه عباس کبیر در سال ۱۰۱۵ ه ق چندین هزار ارمنی را از سرحدات عثمانی به اصفهان کوچانید و آنان را به پایتخت خویش در محل جلفای اصفهان جای داد و برای ایشان خانه ها و کلیساها بنا کرد و نیز برای ترویج تجارت ایران و اروپا سوداگران مسیحی را امتیازات مخصوص قائل شد. چنانکه حکام ولایات را در کار ایشان حق مداخله نبود و از لحاظ مذهبی کاملاً آزاد بودند و از مال التجاره ایشان حقوق گمرکی گرفته نمی شد.»
* علت مخالفت سرسخت شریعتی با تشیع صفوی چه بوده است . آیا شریعتی به این نکاتی که فلسفی اشاره داشته است توجه نکرده بود؟
** شریعتی دید تحقیق تاریخی نداشته اصولاً شریعتی به استقلال ایران و به سوابق معنوی تشیع در ایران و بازگشت به تجدید خاطره ساسانی برای ایرانیان متوجه نبوده است . (اگر شیعیان ولو به صورت اسطوره که شریعتی با شدت و حدت فراوان منکر واقعیت این اسطوره است) که همسر امام حسین را دختر یزدگرد سوم می دانستند ناشی از این بوده است که می خواستند اسلام خودشان را از اهل سنت و شاید هم تا حدی از اعراب جدا کنند. بی جهت نبوده است که در ایالات مختلف ایران جریانات شیعی گری به صور مختلف ظاهر شده است . بنابراین همچنان که فلسفی می گوید احساس قومیت مستقل ایران با توجه به تعالیم عرفانی صوفیه و بعد با تقویت زبان فارسی مجموعه ای را تشکیل داده است که شاه اسماعیل و یاران او با تکیه بر این مجموعه تشیع را به صورت مذهب رسمی ایران اعلام کرده اند و این مجموعه فرهنگی، سیاسی و تاریخی را شریعتی در نظر نمی گرفته است .[…]

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات