ترجمه: علی ایلخانیپور
دکتر جرج گرینر رییس سابق گروه آنن برگ ارتباطات در دانشگاه پنسیلوانیا اینطور میگوید: تلویزیون بیشتر از هر موسسه مستقلی نرمهای رفتاری آمریکاییها و ارزشهایشان را شکل میدهد و ما هرچه بیشتر تلویزیون نگاه کنیم بیشتر تمایل پیدا میکنیم و به این که دنیا را مطابق آنچه تلویزیون نشان میدهد باور کنیم حتی اگر بیشتر آنچه که میبینیم گمراهکننده باشد.
تلویزیون آمریکا نیز همچون صنعت فیلمسازی این کشور تحت سلطه یهودیها و طرفداران صهیونیست است علیرغم اینکه یهودیهای آمریکایی فقط چیزی حدود 2 یا 3 درصد جمعیت آمریکا را تشکیل میدهد ایروین پرل برگ یک نویسنده تلویزیونی آمریکایی یهودی ادعا کرد که حدودا 40 درصد نویسندههای تلویزیونی آمریکا یهودی هستند طی اوایل 1990 استاد دانشگاه نیویورک نورنلن گانتور ذکر کرده علاوه بر اینکه یکی از شبکههای تلویزیونی که از قبل توسط یهودیها هدایت میشد (لارنس تیش در (CBS) در دو شبکه اصلی دیگر نیز مجریان برجسته و تهیهکنندگان یهودی هستند.
این امر تعجبآور نیست یک شخصیت یهودی یا اسراییلی به عنوان یک تبهکار در تلویزیون آمریکا به تصویر کشیده نشده باشد در عوض اسراییلیها به طور اخص و یهودیها به طور کلی مکررا در رسانههای جمعی آمریکا با درک، ماهر، بانزاکت، باهوش، زرنگ، بااحساس، از نظر جسمی جذاب، مطمئن، انسان و موافق نشان داده میشوند از طرف دیگر همچون عربها در فیلم هالیوود، عرب تلویزیون آمریکا اغلب از نظر جسمی غیرجذاب، ثروتمند، احمق، شهوتران، خشن، تنبل، بیفرهنگ، وحشی، بیادب، حریص، دیوانه، ضدآمریکایی، ضدمسیحیت نشان داده میشوند. او را اکثرا تروریست، هواپیماربا، مرد چندزنه، دیوانه شهوت، گروگانگیر قاتل، رباینده جوانهای موطلایی و زنان چشم آبی نشان میدهند یک شیخ که به طرز طبیعی لباس میپوشد اغلب روسری شطرنجی قرمز با لباسها و رداهای زشت بر تن دارد.
گزارشهای خبری تلویزیون آمریکا و نیز برنامههای تاریخی و دیگر مسایل جدی این تلویزیون به طور معمول و به وضوح به نفع اسراییلیها با یهودیها تحریف شدهاند. البته این امر قابل درک است زمانی که نقش اصلی را در بخش خبری تلویزیون یهودیها به عهده دارند و تعداد زیادی از یهودیها غالبا با تعصبات صهیونیستی بارز به عنوان گزارشگر استخدام میشوند و واضح است بیشتر مواقع کشمکشهای عرب، اسراییل یا خاورمیانه را بطور کامل پوشش میدهند.
رسانههای آمریکا که صهیونیستها در آن مرکزیت دارند به ندرت دیدگاه اعراب با فلسطین را منصفانه نشان میدهند خصوصا در چنین مواردی از قبیل درخواست فلسطینیهای بیخانمان شده، سیاستهای نفت یا تقلا علیه امپریالیسم عربی. برای مثال صهیونیستهایی را که به عربهای فلسطینی طی سالهای 1940 و 1930 حمله کردند بیشتر مواقع و به طرز گمراهکنندهای یهودیهای آواره مینامند به طور مشابهی عملیات نظامی اسراییل علیه عربها طی 50 سال گذشته مکررا به عنوان مقابله به مثل علیه تهاجم و تروریسم عربها توجیه میکنند.
از آنجایی که نقطهنظر یهودیهای صهیونیست غالبا در تلویزیون آمریکا بدون نقد و بررسی ابراز میشوند نقطهنظرات عربها یا مسلمین (حتی وقتی که متناسب ابراز میشوند) اکثر در کنار دیدگاه یهودیها و با یک دیدگاه (متعادلکننده) صهیونیست یهودی بیان میشوند.
علاوه بر تهیه فیلم و برنامههایی که از اسراییل جانبداری میکنند و خدشهدار کردن دیدگاهها و مواضع عربها و مسلمین (خصوصا با توجه به تلاش اشغال فلسطین توسط عراق) هالیوود و شبکههای تلویزیونی آمریکا به طور موثری به سانسور فیلمهای سینمایی و برنامههای تلویزیونی طرفدار عرب و طرفدار مسلمانان پرداختند برای مثال طی دهه 1970 تئاتر سینمایی آمریکا و شبکه تلویزیونی یک فیلم طرفدار فلسطین که توسط وانسارد گریو ساخته شده بود را تحریم کردند و بانوی هنرپیشه مشهور فعال چپی را کشتند. جیمز مککارتی روزنامهنگار قدیمی آمریکایی همان موضوعی را بیان کرد که بسیاری از عربها و مسلمین دهههای متوالی به آن میاندیشدند. این عقیده شخصی من است که اگر رسانههاه بطور کل در دنیای غرب در مورد گزارشاتشان از خاورمیانه منصفانه و درست عمل میکردند امروز فلسطینیها ناچار نبودند برای جلب توجه مردم به مشکلاتشان به خشونت متوسل شوند.
مدافعان مسیحی
بسیاری از غیریهودیها نیز به ابلاغ تصویر طرفدار صهیونیست و ضدعرب از گذشته و حال در تلویزیون آمریکا کمک کردند این امر خصوصا در مورد مسیحیهای بنیادگرا مانند: پت رابرتسن جیمی سواگرت جیم بیکر جری فالوول و ارل رابرت صحیح است که بر رادیو و تلویزیون «مذهبی» آمریکا احاطه دارد این مدافعان سرسخت اسرائیل و صهیونیسم نه تنها همدردی با خواسته همکیشهای مسیحی خود که تحت سلطه صهیونیستها هستند ندارند بلکه در برابر مسیحیهای سرکوب شده و مسلمانهای فلسطینی بدلیل مقاومت در برابر ظلم صهیونیست و آوارهسازی آنها به دست یهودیها از منزل تاریخیشان هم بیتفاوتاند. این امر نه تنها فجیع و دردناک است بلکه در سایه این واقعیت که اسرائیل با مسیحیها و مسلمانان تحت سلطهاش بعنوان شهروند درجه 2 برخورد میکند طنزآمیز نیز هست.
چنان توجیهگرانی برای اسرائیل غالبا در تحریف فاحش تاریخ نیز دست دارند برای مثال برخی از بنیادگراهای مسیحی قتلعام انتسابی عبریها را در دوره باستان به دست آشوریان مشابه عملکرد عربهای سوریه امروزی تصویر کردهاند با این حال هیچ نامی از چندین قتلعام فلسطینیها (اجداد فلسطینیهای امروز) ذکر نشده است چنان که در انجیل عبریها (عهد عتیق) گزارش شده است برای مثال در فصل ششم کتاب جاشوا اینگونه میخوانیم: و آنها (عبریها) علنا هر که در شهر بود از مرد و زن، پیر و جوان گاو و گوسفند و قاطر را با نوک شمشیر کشتند.
تصاویر منفی فراگیر
دانشمند عرب و استاد بازنشسته خبرنگاری رادیو و تلویزیون در دانگانه شوترن ایلینوش جک جیشاهین(jack G.shaheen) در بررسی دقیقاش از تلویزیون تصویر منفی فراگیر از عربها توسط شبکههای تلویزیونی آمریکا و خصوصا همه گویندههای اصلی اخبار و شخصیتهایی را که برای آنها کار میکنند مستند جمعآوری کرده بود دکتر شاهین در نوشتن این کتاب بیش از 100 برنامه تلویزیونی مشهور کلا در حدود 200 قسمت و تعداد زیادی از مصاحبههای مجریان تهیهکنندگان و نویسندگان را بررسی کردند دکتر شاهین نتیجه گرفت که تلویزیون آمریکا شامل برنامههای سرگرمکننده پربیننده کمدی، نمایشنامه، مستند، اخبار و حتی برنامههای ورزشی، مذهبی و کودک... در حاشیه برنامهها هر از گاهی تصاویر تحریف شده و تحقیرآمیزی از اعراب پخش کرده است.
بینندگان علاوه بر فیلمهای هالیوود و متن برنامههای تلویزیونی میتوانند عربهای «مضحکی» بیایند که به جان افراد حمله میکنند و مرو گریفین (که خود یهودی نیست) برای خنداندن بینندگان در یک برنامه مصاحبه یکبار به وضوح و علنی عربها را با حیوانات یکی شمرد: «اگر شما با اعراب بنشینید با ککها برخواهید خواست» کمدین تلویزیونی یهودی جون ریورز یکبار در حین اشاره به لباسها و مدهای سنتی عربها با خنده به بینندگانش گفت: من هرگز نمیتوانم زن و شوهر را از هم تشخیص دهم چون هر دو نفر ملافه دور خودشان پیچیدهاند. و کمدین یهودی الان یکبار به طور تحقیرکنندهای در حال توصیف لباس سنتی سلطان قابوس عمان با اخم گفت: اینچه لباس مزخرفی است که پوشیدهاید؟
حتی برنامه کودک هم خالی از تصاویر اهانتآمیز به اعراب نیستند. دکتر شاهین از میان شخصیتهای کارتونی مشهور که تصاویر نفرتانگیز و موهومی از اعراب نشان دادهاند باگس بانی (bugs bunny) یوسمیت سام (Yoseite sam) گوفی (goofy) هکل و جکل (heckle and jeckle) پرکی پیگ (porky pig) مرد پلاستیکی ریچی ثروتمند (richy rich) و پینکی و برایانbraian) and pinky) انیمانیاک و قصههای دوک (duck tasks) را نام بردند.
اصرار به پاسخگویی
دکتر شاهین در مصاحبه با دستاندرکاران برنامههای تلویزیونی آمریکا به خاطر ریا و عدم شایستگی در تلویزیون از آنها توضیح خواست. دکتر شاهین میگوید: آنها در ابتدا دستپاچه میشدند و با بیمیلی تحقیر رایح اعراب را تایید میکردند بدون اینکه حتی دلیلی برای این تصاویر متعصبانه اراده دهند.
دان ابرایان معاون رئیس استانداردهای بخش رادیویی با کمرویی تصدیق کرد که هرگز یک عرب خوب از تلویزیون آمریکا دیده نشده است و عربها طبق عادت به عنوان فرماندهان بزدل بیابان با جنگطلب نشان داده میشوند فرانک گلیگسمن یک تهیهکننده یهودی برنامههای تلویزیونی آمریکا در لسآنجلس تصدیق کرد که اعراب را به ندرت به عنوان افراد خوب نشان میدهند من هیچ تصویر دیگری از اعراب غیر از سواره نظام در ملودراما ندیدهام که احساس میکنم این منصفانه نیست دان برینکلی یک تهیهکننده دیگر هالیوود تصدیق کرد: «سیمای اعراب در تلویزیون عموما مهیب است» و جرج واتسن معاون رئیس اخبار ABC در تایید گفت: «عربها را هرگز بصورت واقعی به ما نشان ندادهاند به عنوان افرادی نزدیک و یا قابل درک به عنوان یک فرد یا گروه همچون اسرائیلیها...
با این وجود هم دستاندرکاران تلویزیون آنقدر صمیمی نبودند برای مثال تهیهکننده تلویزیونی یهودی متاروزنبوگ علنا در پاسخگویی به پرسوجوی شاهین گفت که او اهمیتی به اعراب نمیدهد و عامه اعراب را بیاهمیت خواند شاهین با نرمن لییر یکی از موفقترین و بانفوذترین تهیهکنندگان تلویزیونی آمریکا نیز تماس گرفت:
«همه در خانواده» و «خانواده جفرسن» از مشهورترین و پرطرفدارترین نمایشهای ابداعی او هستند. شاهین اشاره میکند که این تهیهکننده یهودی حتی در یکی از تولیداتش یک تصویر انسانی از اعراب نشان نداده است لییر یه سادگی از ملاقات با شاهین امتناع کرد و هیچکدام از چندین نامه او و یا تماسهای تلفنی او را جواب نداد چند نفری از افرادی که در رسانهها به فعالیت میپردازند از جمله خود یهودیها به مسئله حمله سینما و تلویزیون آمریکا به اعراب توجه داشتند برای مثال روزنامهنگار جان کولی تایید کرد که هیچ نژاد و قومیت دیگری در آمریکا به اختیار به آنچه که اعراب و مسلمانها در رسانههای آمریکا به طور کلی با آن مواجهند تن نمیدادند. مقالهنویس یهودی میگرینفیلد مقالهنویس کارآزموده واشنگتنپست ابراز کرد که اینجا فرایند غیرانسانی کردن دایرهواری در چرخش است.
استوی بل از اخبار ABC (ایبیسی نیوز) به سادگی گفت: بدون شکل عرب قربانی کلیشهسازی نه فقط تلویزیون بلکه کل رسانههای جمعی آمریکا است.
بهای سنگین بیپروایی
اگرچه در آمریکا انتقاد از برخی سیاستهای خاص اسرائیل آزاد است، اما انتقاد اساسی از دولت صهیونیست، از سیاست اصلی آمریکا در حمایت از اسرائیل و یا تسلط یهود صهیونیست بر رسانههای آمریکا یا زندگی سیاسی و آکادمیک آمریکا تا حدودی ممنوع است (قابل توجه است که وضعیت در خود اسرائیل متفاوت است در آنجا یهودیها حتی شهروندان عرب دولت صهیونیست بیشتر از مردم آمریکا برای انتقاد علنی از صهیونیسم و سیاستهای اسرائیل آزادی دارند).
افراد برجستهای که جرات میکنند این تحریم را بشکنند فورا برچسب «یهودستیز» (یعنی ضدیهود) میگیرند با لطمه خوردن به شهرت و شغل و مقامشان بهای این بیپروایی را پرداخت میکنند. سیاستمدارانی که علنا علیه حمایت آمریکا از صهیونیست صحبت میکنند، زندگی سیاسی خود را به مخاطره میاندازند. از سیاستمداران یا شخصیتهای سیاسی که حرفه ایشان بخاطر شکستن تابوی بزرگ نابود شد میتوان سناتورهای آمریکا ویلیام فولی برایت، ادلی استیونسن سوم و چارلز پرسی و نیز از میان اعضا کنگره پل مک کلاسکی، پل فیندلی (paul findely) و جرج بل را نام برد.
کسانی که فقط اشتباه کنند وادار به پس گرفتن حرف خود میشوند. به همین دلیل مارلون براندو پس از انتقاد از فیلمسازی یهودیان هالیوود بخاطر تبلیغ کلیشههای قومی نادرست اقلیتها به شدت و علنا توبیخ شد. با اینکه آنچه که این هنرپیشه موفق در اویل 1996 در مصاحبه رادیویی یا لاری کینگ گفته بود کاملا حقیقت داشت اما مدت کوتاهی بعد از آن تاریخ برنادو وادار شد که یک عذر مزخرف برای رد حرفهایش سر هم کند.
گاهی بهای (جسارت) از دست دادن شغل یا شهرت سنگینتر است در 11 اکتبر 1985 «الکس اده» مدیر منطقهای خاور غرب و رئیس کمیته ضدتبعیض آمریکا اعراب وقتی وارد دفتر کار گروهش در سانتاانا جنوب کالیفرنیا میشد در حادثه بمبگذاری کشته شد غروب روز قبل «اده» که فلسطینیالاصل است در یک برنامه خبری محلی دیدگاه اعراب را در مورد تنش اعراب اسرائیل بیان کرده بود سازمان افبیای اعلام کرد که جیدیال (انجمن دفاع یهود) مسئول قتل بودند به اسرائیل فرار کردهاند و در امان مانند هیچکس محکوم به قتل «الکس اده» نشد.
جنایتهای نفرتانگیز
برخلاف دیگر اقلیتهای مقیم آمریکا اعراب آمریکایی علاوه بر تحمل جهالت و تعصب اشخاص باید مسئله بزرگتری را نیز تحمل کند و آن عناصر قدرتمند یهودی صهیونیستی در رسانههای جمعی است.
تلویزیون و مجلات آمریکا، اعراب آمریکایی یا دیگر آمریکاییهای مسلمان را که محکوم به جنایتاند را براساس نژاد یا دین شان تعیین هویت میکنند و به این ترتیب تعصب و نفرت پنهان مردم را بیدار میکنند. بنابراین با سوتیترهایی همچون (درگیری پلیس و اعراب) یا (مسلمانها دستگیر شدند) در روزنامهها و مجلات روبرو میشویم. خاطیان و مجرمان غیرعرب به ندرت براساس نژاد و مذهبشان شناخته میشوند.
هر بار که اعمال تروریستی علیه آمریکا یا اعراب صورت بگیرد و یا اسرائیل و آمریکا درگیری نظامی با کشورها یا گروه اعراب داشته باشند عربهای آمریکا قربانی نفرت میشوند برای مثال بعد از عملیات نظامی آمریکا علیه عراق اواخر 1990 و ژانویه 1991 عکسالعمل نفرتانگیز اعراب آمریکایی علیه آمریکائیهای مسلمان از قبیل آتش زدن عمدی، بمبگذاری و حمله سه برابر شد نمونههای حملات مکرر و حتی کتک زدن اعراب آمریکایی در زمان بمبگذاری مرکز تجارت جهانی نیویورک در 1993 در سراسر کشور در اوج گرفت این حالت در اوریل 1995 زمان بمبگذاری ساختمان فدرال شهر اکلاهاما نیز تشدید شد و طوری با اعراب برخورد میشد گوئی این افراد شخصا مسئول این حملات تروریستی بودهاند.
به محض بمبگذاری اکلاهاما برخی از گزارشگران از جمله بلتیزار از سیانان عربها را محکوم به انجام این ترور کردند به همین ترتیب خبرنگار خانم سیبیاس کنی چانگ اعلام کردند منابع خبری دولت آمریکا به سیبیاس اعلام کرد که تروریستهای خاورمیانه در این بمبگذاری دست داشتهاند. حتی پس از اینکه تیموسی مک وی به جرم بمبگذاری اکلاهاما دستگیر شد مقالهنویس نیویورک تایمز ایام رزنتال به سادگی اظهار داشت که اکثر حملات دیگر علیه آمریکاییها از خاورمیانه ریشه میگیرند.
به دلیل وارد کردن چنین اتهامات عجولانه و نادرست به اعراب، 227 مورد دشمنی خشونتبار و غیرخشن با اعراب ساکن آمریکا در سراسر کشور گزارش شد زنان و مردان عرب مورد اهانت، تهدید، نفرین و اعتراض واقع شدند در مورد معدود درگیری بدنی نیز صورت گرفته بود خرابکارها داخل خانههای اعراب آمریکایی ریخته بودند و اموال آنها را از بین بردند گروهی اوباش دیگر کسب و کار اعراب آمریکایی را تخریب کردند و شعارهای نفرتانگیزی با اسپری روی دیوار نوشتند از قبیل «تروریستها چرا به کشور خود برنمیگردید»، «از آمریکا گم شوید بیرون»، «شما آمریکایی نیستید»، «عربهای کثیف»، «شما به اینجا تعلق ندارید»، «برگردید به خونه هاتون» و «شما تقاص کارهای خودتان را پس خواهید داد» کنسول ارتباطات آمریکاییها و اسلام (واشنگتن دیسی) در سال 1997، 280 مورد خشونت علیه مسلمانان، تبعیض، کلیشهسازی، تعصب و حمله را طی سال قبل در آمریکا گزارش کرد. این آمار رشد 18 درصدی این قبیل خشونتها را طی یک سال گذشته نشان میدهد میزان نگرانی، ترس و تحقیری که اعراب آمریکایی تحمل کردند غیرقابل اندازهگیری است اما بدون شک تعداد زیادی از اعراب آمریکایی در زندگی شخصی و اجتماعی و حرفهایشان رنجهای زیادی را متحمل شدند خصوصا اگر مهاجر بوده باشند یا شهروند نسل اول باشند یعنی کسانی که (همچون نویسنده این مقاله) انگلیسی را با لهجه صحبت میکنند برخی از اعراب تصمیم گرفتهاند این تعصبات و بیعدالتیها را در خفا و سکوت تحمل کنند عدهای بازگشت به کشور خود به این رفتارها پاسخ دادهاند و عدهای با انکار یا اخفای اصالتشان. گروهی اسم و فامیل خود را «آمریکایی» یا بطور کلی «غربی» کردهاند که بتوانند به عنوان اهالی آمریکایی جنوبی یا غربی از زیر بار مصائب بگریزند. هنرپیشه سینما ماری ایبرام (که به خاطر بازی در «آمادیوس» اسکار گرفته بود) فریاد زد که او به خاطر رهایی از تعصبات مجبور شده بود عرب بودن خود را مخفی کند.
تلویحات شوم
پروفسور شاهین در خلاصه وضعیت اسفناک اعلام کردهاند: (چون اعراب و شهروندهای عرب توسط بسیاری از اعضای لیوود تحقیر میشوند بسیاری از آمریکاییها و نمایندگان سیاسی آنها، دیدگاه مثبتی نسبت به اعراب ندارند. برداشتهای آنها را تصاویر موهوم تلویزیون شکل داده است کلیشهها ادامه دارد که هیچ اطلاعاتی نمیدهند. تصاویر ذهنی ما را تشکیل میدهند این تصاویر از اعراب تعصبات بینندگان را تقویت میکند. شوهای تلویزیونی در عین حال که سرگرمی هستند سمبلند. یک تبهکار در (تلویزیون و سینما) در تضاد خوب و بد لازم است تبهکاران امروزی اعراب هستند بعنوان بردههای سفیدپوست قاچاقچی مواد مخدر و دیوانه... معرفی میشوند که فقط اوضاع را بدتر میکنند تصاویر تلویزیونی آمریکا از اعراب در سراسر دنیا به بازار فرستاده میشود.
آمریکاییهای غیریهودی هم قربانی تسلط یهودیها و صهیونیستها بر صنعت سینما و تلویزیون آمریکا هستند آنها با تبلیغات، بیاعتمادیهای مصنوعی و دشمنی را بین افرادی پرورش میدهند که در واقع هیچ اختلافی با هم ندارند.
رواج تعصب و دشمنی علیه اعراب و مسلمانها توسط هالیوود و تلویزیون آمریکا نه تنها دهها میلیون آمریکایی را تحت تاثیر قرار میدهد بلکه صدها میلیون بیننده زودباور دیگر نیز در سراسر جهان از این برنامهها الگوگیری میکنند این تبلیغات زیانآور در طی دهههای متوالی عواقب بلندمدتی به بار آورده است این سیل سمی تعصبات قومی مذهبی به وضوح مایه انزجار صدها میلیون عرب و مسلمان سراسر جهان شده است انباری بزرگ و در حال رشد از انزجار و خشم پدید آورده است که مطمئنا یک روز با شدت زیادی منفجر خواهد شد.