فرجام تداوم اقدامات و روشهای اقتدارگرایانهای که نامی جز بدعت بر آن نمیتوان نهاد؛ مسخ آرمانهای راستین ملت در انقلاب اسلامی و استحاله نظام خواهد بود.
آنچه بر نگرانیها از خطر نهادینه شدن روند مذکور میافزاید؛ عملکرد تبلیغات رسمی در انتساب این بدعتها به امام و دست و پا کردن سابقه و نمونه برای آن در اندیشه و عمل امام است.
خلط میان مواضع و دیدگاههای امام در مراحل مختلف، استناد به اظهارات و سخنان امام در یکی از مراحل درباره مسالهای که در مقطعی دیگر موضوع اهتمام ایشان بوده و یا معرفی مواضع معین و مشروط او به عنوان مواضع و دیدگاههای عام و خلط میان مواضع ثابت و متغیر امام از شایعترین وجوه تحریف افکار و اندیشهها اوست.
نگاه امام به جمهوریت، صرفا یک لفظ نبود او به جمهوریت و لوازم آن به تفاوت ماهوی آن با سایر الگوهای حکومت دینی از جمله حکومت اسلامی و خلافت اسلامی که در افکار مبارزان مسلمان پیش از پیروزی انقلاب رواج داشت، واقف بود. اینها بخشی از بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در مورد امام خمینی(ره) بود.
همچنین این تشکل سیاسی به فرازهایی از فرمایشات بنیانگذار جمهوری اسلامی، در مورد جمهوریت اشاره کرد و نوشت: نظام جمهوری امام، نظامی مترقی و متناسب با دنیای امروز و عصر دولت ـ ملت و مبتنی بر مفهوم برابری حقوق شهروندی و اصل هر فرد یک رای است.
"در نظام جمهوری برخلاف رژیم سلطنتی، رییس کشور نه سایه خداست، نه نماینده خدا و نه از تبار برتر و نه مالک کشور و منصوب از ناحیه غیب، بلکه فردی است که به رای و انتخاب شهروندان به ریاست و رهبری و سرپرستی انتخاب میشود و مشروعیت و ولایت و سرپرستی او ناشی از رای و انتخاب مردم است."
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بخش دیگری از بیانیه خود نوشت: آنچه در مباحث و میزگردها مطرح میشود فرازهای گزینشی از سخنانی است که ناظر به مقاطعی خاص و بحرانی از فضای سیاسی است.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به نگرش امام(ره) در مورد حکومت اشاره کرد و نوشت: امام با حکومت و دولت در مفهوم مدرن آن آشنا بود او میدانست دوران حکومت فردی به سر آمده و اعمال اقتدار حکومت جز از طریق موسسات و نهادهای حاکمیتی ممکن نیست.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نوشت: امام به قانون اساسی به عنوان سند رسمی و میثاق ملی که روابط حاکمیت و ملت را مشخص کرده، ملتزم بود و از دخالت در اجرا پرهیز داشت. دخالتهای اندک امام در اجرا؛ موارد استثنا و نادری بود که شرایط سالهای نخستین انقلاب و بحران ناشی از جنگ و ناآرامی در سراسر کشور اقتصا میکرد.
این سازمان در بیانیه خود تصریح کرد که "امام حکم حکومتی را نه وسیلهای برای اعمال سلیقه، بلکه از شئون و اختیارات حکومت برای برونرفت از تنگناهای ناشی از محدودیت احکام فقهی در تامین مصلحت جامعه میدانست".
طرح ولایت مطلقه فقیه و حکم حکومتی در پی طرح احکام ثانویه از نظر امام برای آن بود که بیهوده در فقه مصطلح دنبال مقولاتی همچون عوارض گمرکی، مالیات فراتر از خمس و زکات، قانون کار و غیره نگردیم.
این تشکل سیاسی افزود: ابتکار درخشان امام در این زمینه "تطبیق این راهگشایی نظری در عرصه اجرا و عمل بود او نخست برای حل بنبست ناشی از اختلاف شورای نگهبان و مجلس در عرصه قانونگذاری، احکام ثانویه را مطرح کرد و تشخیص ضرورت در استفاده از احکام ثانویه را به مجلس داد.
در این بیانیه آمده است که پس از کارشکنیها و مخالفخوانیها امام حکم حکومتی را به مثابه اختیارات حکومت اسلامی مطرح ساخت و نهاد مجمع تشخیص مصلحت نظام را بنا نهاد تا حکم حکومتی به تناسب ماهیت حکومت در جهان امروز ماهیتی نهادی و نه فردی یافته و با نظام مبتنی بر قانون اساسی و اصل تفکیک قوا سازگار افتد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نوشت: آنچه پس از گذشت 15 سال از رحلت امام به نام امام درباره حکم حکومتی مطرح میشود با دیدگاه او مغایرت دارد. او نظریه حکم حکومتی را با انگیزه تقویت بنیاد و ساختار اجرایی و مدیریت و نظام برای حل مشکلات فراروی کشور مطرح کرد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در باب نظر امام در مورد فرهنگ و اجتماع نوشت که مواضع امام در دو سال پایانی عمر عمدتا معطوف به مسایل فرهنگی و اجتماعی بود و هرگاه فرصت میکرد درباره خطر تحجر و قشریگری هشدار میداد.
این تشکل سیاسی نوشت: امام معتقد بود فروپاشی و یا استحاله نظام دینی و بازگشت استعمار جز از طریق تقویت ارتجاع و تحجر و جمود ممکن نیست.
سازمان مجاهدین انقلاب نوشت: اتهام بیدینی و عدم اعتقاد به اسلام علیه مخالفان فکری سیاسی به ویژه آنان که عمر خود را وقف اسلام و دین کردهاند سکه رایج بازار شده است. احزاب سیاسی، نامشروع و متفکران مسلمان، مرتد معرفی میشوند.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نوشت: "اکنون مرتجعان جامعه را از سکولاریسم بیم میدهند و سکولارها با تاکید بر اینکه اسلام همان است که مرتجعان و متحجران تبلیغ میکنند؛ مردم را از دخالت دین در سیاست انذار میدهند و این هر دو در عقیده اینکه دین و آزادی با هم جمع نمیشود؛ مشترکند."
این تشکل نوشت: ما معتقدیم مبانی و اصول و ثوابت اندیشه امام در عرصههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی متین و استوار و درخور اتکاست و قابلیت و ظرفیت ابتنای اندیشههای کارآمد و پاسخگو به نیازهای امروز را دارد.
این سازمان افزود: ما بر مبنای این نگرش نه به امام متوقف میشویم و نه در صحت جهت و مسیری که او به روی ما گشوده تردید روا میداریم.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نوشت: عشق و شیفتگی ملت نسبت به امام در رحلت او همچون ورود او به ایران به روشنی بیانگر این واقعیت است که جامعه ایران در اندیشه و عمل او؛ آرمانها و خواستههای خود را مجسم میدید.
این سازمان در ادامه نسبت به تحریف افکار و آموزههای امام هشدار داده است.
این تشکل سیاسی در ادامه دورانی از حیات امام را مورد بررسی قرار داد که فرایندی جدید از مبارزات سیاسی در ایران است.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نوشت: این دوره از زندگی مبارزاتی امام از 15 خرداد سال 42 آغاز و تا پایان عمر آن بزرگوار ادامه مییابد.
این تشکل این دوران را به چهار مرحله "امام نجف"، "امام پاریس"، "امام دوران پیروزی" و "امام دو سال پایانی عمر" تقسیم و حضور امام در نجف را بارزترین وجه شخصیتی امام در مبارزه علیه رژیم شاه و افشاگری و آگاهیبخشی انقلابی ذکر کرد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نوشت: در مرحله پاریس، امام عملا به عنوان رهبر انقلاب شناخته میشود و باید در برابر ایدهها و طرحهای رقیبی که از سوی جریانهای سیاسی مختلف ارایه میشود؛ طرح نسبتا روشن از نظام آینده موردنظر خویش عرضه کند.
این تشکل سیاسی افزود: امام در این مرحله برای نخستین بار؛ رسما جمهوری را به عنوان شکل نظام آینده مطرح میکند و به تدوین پیشنویس قانون اساسی که طی آن ساختار نظام آینده باید مشخص شود؛ اهتمام میورزد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نوشت: سخنان و پیامهای امام در این مرحله حول دو محور "هدایت انقلاب و ارایه خطوط تاکتیکی برای پیش بردن انقلاب تا سرنگونی رژیم شاه" و "ترسیم و تبیین نظام آینده و خصوصیات آن" میباشد.
این تشکل سیاسی در تبیین امام دوران پیروزی نوشت: در این مرحله امام به عنوان رهبر انقلابی که عملا درگیر معماری و مهندسی نظام جدید است ظاهر میشود.
"در این دوره تصویب قانون اساسی، شکلگیری نهادها و ارگانهای مختلف نظام، راهگشاییها و ابتکارها برای حل مشکلات و موانعی که تئوری سیاسی در مقام اجرا با آن مواجه میشود؛ نظیر حکم ثانویه، حکم حکومتی، تشکیل مجمع تشکیل مجمع تشخیص مصلحت و نیز مجموعه تلاشها برای سازوکارهای انتخابات، مجلس، نوع نگاه و تعامل با اقشار مختلف اجتماعی همگی از بسط و تکامل افکار و اندیشههای امام همپای تحولات و شرایط متغیر حکایت میکند".
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با بیان اینکه "دو سال پایانی عمر امام، هرچند کوتاه، اما بسیار مهم و قابل توجه است"، نوشت: در این دوره گویی، امام به کوتاه بودن فرصت و ضرورت تکمیل هرچه سریعتر طرح موردنظر خود و یا رفع ابهامها و نقضهایی که میتواند بنای شکل گرفته نظام و دستاوردهای انقلاب را تهدید کند؛ کاملا واقف است و آن تهدیدها و آسیبپذیریهای فرهنگی و اجتماعی است که به دلیل گرفتار آمدن در مشکلات و موانع دشوار دوران پس از انقلاب و بحرانهایی نظیر جنگ و ترور و درگیری نظامی داخلی و نیز مشکلات سیاسی و اجرایی تا حدود زیادی مغفول مانده بود.
این تشکل سیاسی افزود: تاکید و اهتمام امام در این دوره بر مسائل فرهنگی، اجتماعی متمرکز است فتاوی جدید در زمینه موسیقی، هنر و سینما و نفی و تقبیح شدید تحجر و ارتجاع و انذار و هشدار نسبت به این دو آسیب و تهدید؛ مضمون اصلی اکثر مواضع و سخنان این دوره از حیات امام است.