تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۷  ، 
کد خبر : ۱۹۵۰۵۲
بازخوانی نقش شرکت آمریکایی هالیبرتون در بازسازی عراق

عراق و هزینه‌های جنگ

نوشته: ویلیام دی هارتونگ (William D.Hartung) ترجمه: هادی داوودی مقدمه: ویلیام دی هارتونگ عضو کمیته مشورتی موسسه، foreign pdicy in focns عضو ارشد موسسه سیاست جهانی و مدیر مرکز منابع تجاری ارتش می‌باشد. او همچنین مولف کتاب "پدر! چه مقدار شما از جنگ بدست آورده‌اید؟" می‌باشد. این مقاله، برگرفته از سخنرانی وی در کمیته سیاسی سنا در ماه فوریه می‌باشد. نقش شرکت هالیبرتون در عراق و مسائل مربوط به این کشور، به طور عمیق در طول چند ماه گذشته مورد بررسی قرار گرفته اما تاثیر ضمنی این امر و نتایج حاصله از آن فراتر از یک شرکت و یا یک اختلاف جزیی بوده است. واقع امر این است که ما چگونه می‌توانیم پشتیبانی بهتر و موثری از نیروهای نظامی موجود در عراق به عمل بیاوریم که همراه با هزینه‌ای منطقی، شفاف و قابل قبول باشد. ما باید این واقعیت را بپذیریم که در کشورهایی چون عراق، افغانستان، فلسطین، کلمبیا، کوزوو یا لیبریا و یا هر جای دیگر دنیا، نیروهای ارتش آمریکا برای برقراری صلح با از بین بردن ظلم وارد عمل می‌شوند.

هزینه‌های پنهان جنگ
جنگ‌ها با هزینه‌های بالایی به وقوع می‌پیوندند و معمولا بیشتر از آنچه که دولتمردان خواهان آن هستند، هزینه می‌برند. کارشناس اقتصادی دانشگاه بیل، ویلیام دی نورد هاوس اظهار داشته است که دولتها میل دارند که هزینه جنگ‌ها را بی‌اهمیت جلوه دهند. زیرا اگر جنگ‌ها، کوتاه، ارزان و بدون خونریزی باشد، تحریک و تشویق توده مردم و اعضای کنگره به تمکین در برابر خواسته‌های رئیس‌جمهور آسان‌تر خواهد بود.
روبرت هورماتز، معاون شرکت گلدمن ساچ اینترنشنال، در ابتدای شروع جنگ اخیر عراق اظهار داشته است: "تاریخ مملو از نمونه‌هایی است که هزینه جنگ‌ها در آن کم برآورد شده است. لینکلن در ابتدا تصور می‌کرد که جنگ‌های داخلی 90 روز طول خواهد کشید. اداره خزانه‌داری‌اش به او گفته بود که هزینه این جنگ، 250 میلیون دلار خواهد بود. در حالی که این جنگ 4 سال به طول انجامید و رقمی بالغ بر 3/3 میلیارد دلار هزینه به بار آورد. جنگ جهانی اول، در ابتدا تصور می‌شد که کوتاه و کم‌هزنیه باشد و جنگ ویتنام 90% بیشتر از آنچه پیش‌بینی می‌شد، هزینه در بر داشت.
حتی جنگ‌هایی مثل جنگ اول خلیج فارس که هنگام وقوع به نظر ارزان و کم‌هزینه می‌رسیدند، اغلب با ایجاد هزینه‌های بلندمدت، اساسی و از طرفی پنهانی به پایان می‌رسند. در جنگ مزبور، بخش اعظم، 76 میلیون دلار هزینه شده در جنگ رو در رو، به وسیله متحدان آمریکا تامین گردید و تعداد کشته‌های آمریکا نیز به نسبت کم بود. اما بعد از 2 دهه، مالیات‌دهندگان آمریکایی، میلیاردها دلار جهت مداوای مجروحان و معلولان آن جنگ پرداخت می‌کند.
بیش از یک سوم از نیروهای ارتش آمریکا که در جنگ خلیج فارس (91-1990) حضور داشته‌اند و تعداد کل آنها به بیش از 206 هزار نفر می‌رسید، به خاطر معلولیت‌های ناشی از حضور در جنگ، اقامه دعوا کرده‌اند و تا اوایل سال 2003، بیش از 159 هزار مورد از این دعاوی، به نتیجه رسیده است. نرخ شگفت‌آور مصدومان دروغ بودن نظریه ارزان و آسان بودن جنگ خلیج فارس را به اثبات رسانده است.
به همین ترتیب هنگامی که مشاور اقتصادی سابق کاخ سفید، لورنس لیندسی در مصاحبه‌ای با روزنامه وال‌استریت ژورنال، هزینه مداخله آمریکا در عراق را مبلغی در حدود 2% کل تولید ناخالص داخلی که حدودا 200 میلیارد دلار می‌شود، اعلام کرد. مقامات کاخ سفید، به سرعت، اظهارات وی را تکذیب کردند.
چند ماه بعد، آنها همچنین لیندسی را از پست خود برکنار کردند. در حدود یکسال و نیم پس از پیش‌بینی لیندسی و کمتر از یک سال پس از شروع جنگ در عراق، نزدیک بودن برآورد ظاهری وی به واقعیت به اثبات رسیده است. تاکنون، مالیات‌دهندگان آمریکایی، مبلغ 180 میلیارد دلار برای شروع جنگ در عراق، سرنگونی رژیم صدام حسین، اشغال نظامی عراق و اقدامات بازسازی آن پرداخت کرده‌اند.
لازم به ذکر است که در این مبلغ، هزینه‌های مربوط به هم‌پیمان کردن کشورهای دیگر از طریق کمک‌های اقتصادی ویژه و معاملات تجاری و سایر برآوردها و پیش‌بینی‌ها در خصوص مدت زمان نهایی حضور نیروهای آمریکا در خاک عراق، محاسبه نشده است. و بعید است که در سال جاری که سال برگزاری انتخابات می‌باشد،‌ دولتمردان در خصوص هزینه‌های بعدی جنگ صحبتی داشته باشند.
به نظر می‌رسد که دلیل اصلی کوچک‌نمایی هزینه‌های جنگ عراق، وجود تصور آسان بودن جنگ در بین بخشی از دولتمردان می‌باشد. بعضی از ایشان بر این عقیده بوده‌اند که به مجرد سرنگونی رژیم صدام، ایجاد یک دموکراسی در عراق کاری نسبتا آسان و ارزان خواهد بود.
معاون وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا، پل ولفوویتز و مدیر آژانس توسعه بین‌المللی، آندرو ناتسوئیس بودجه بازسازی عراق را رقمی در حدود 5/1 میلیارد دلار اعلام کرده‌اند که در عمل بخش اعظم این بودجه از درآمد فروش نفت عراق تامین خواهد شد.
موضوع هنگامی طنزآمیز می‌شود که ما بدانیم بخشی از بودجه‌های سوءاستفاده و تقلب شرکت هالیبرتون، از طریق واردات بیش از اندازه سوخت (بنزین) به عراق تامین خواهد شد.
همچنین به عنوان هزینه‌های انسانی جنگ، باید یادآور شد که ارتش آمریکا تاکنون 500 کشته داده است و تعداد مجروحان و مصدومان جنگ نیز در مقایسه با جنگ اول خلیج فارس، بسیار بالاتر بوده است.
بعلاوه، چون جنگ فعلی یک اشغال است و نه یک جنگ هوایی، پس لازم است که با دقت اثرات عاطفی و ضربه‌های روانی این جنگ بر روی سربازانی که از عراق برگشته‌اند، مورد بررسی و مطالعه قرار بگیرد. اثرات مشاهده دوستان و هم‌گروهی‌های کشته و معلول شده، حضور در یک جنگ تن به تن، مشاهده تاثیرات سالها ددمنشی و قساوت صدام علیه مردم کشور خودش و بسیاری موضوعات و صحنه‌های دیگر می‌تواند تاثیرات بسیاری بر روح و روان سربازان شرکت‌کننده در جنگ داشته باشد.
نیروهای ارتش آمریکا، باید تمام حمایت‌ها و پشتیبانی‌هایی که لازم است تا این حوادث و وقایع را پشت‌سر بگذارند، کسب کنند که این حمایت بدون شک باید شامل مراقبت‌های پزشکی اضافی و خدمات حمایتی روانی و احساسی نیز باشد. این امر قطعا هزینه خواهد داشت و چیزی نیست که ما بتوانیم با یک وجدان آگاه و بیدار، آن را سرهم‌بندی کنیم. چون اکنون نیروهای ارتش ما در یک وضعیت بسیار بد و سختی در عراق به سر می‌برند.
اگر قرارداد با شرکت‌هایی مثل هالیبرتون به صورت "کیفیت نامعین، هزینه نامعین" می‌باشند، قرارداد اجتماعی ما باید در جهتی باشد که بتواند نیازهای زنان و مردان ارتش آمریکا و خانواده‌های آنها را برآورد سازد، نیازهایی که ثابت شده، بادوام و غیرقابل تغییر می‌باشند.
هزینه‌های زیاد جنگ خصوصی شده
دقیقا همانقدر که مسئولان دولت بوش در خصوص چالشهای پس از جنگ و هزینه‌های اشغال و تثبیت در عراق دچار کوچک‌بینی و برآورد پایین شده‌اند، در خصوص توان شرکتهای خصوصی مثل هالیبرتون برای پذیرفتن یک سهم عمده و چرب و نرم از پروژه سنگین بازسازی عراق دچار اغراق و بزرگ‌بینی‌ شده‌اند.
در شماره ژانویه مجله آتلانتیک، جیمز فالوز به مقدار هزینه‌ای که توسط پنتاگون برای جزئیات طرح‌ها و برنامه‌های پیش از جنگ که نه تنها توسط کاخ سفید بلکه توسط آژانس توسعه بین‌المللی، سیا و دانشکده جنگ ارتش انجام شده است، اشاره کرده است. وی اظهار داشته است: "اشغال عراق توسط آمریکا یک شکست ناگهانی بوده است؛‌ نه به دلیل اینکه دولت هیچ برنامه‌ای نداشته است بلکه به این دلیل که حجم گسترده‌ای از برنامه‌ریزی‌های تخصصی عمدا از سوی افراد مسئول نادیده گرفته شده است."
نکته دیگری که فالوز در اظهارات خود به آن اشاره نکرده است این مطلب است که پنتاگون قبل از شروع جنگ دو دسته برنامه‌ریزی انجام داده است. دسته اول شامل برنامه‌ریزی‌هایی در خصوص روانه کردن عراقی‌های تبعیدی طرفدار سیاست‌های آمریکا به داخل کشور بوده و دسته دوم نیز برنامه‌هایی بوده که به موجب آنها، پنتاگون برنامه‌های بازسازی و همچنین حمایت و پشتیبانی از ارتش آمریکا را به شرکت‌های خصوصی چون هالیبرتون، بیچتل، داین کورپ و... واگذار می‌نمود.
به عبارت دیگر عنوان "تبعیدی‌ها ـ هالیبرتون" بهترین عنوانی است که می‌توان برای برنامه‌های پس از جنگ پنتاگون، استفاده کرد. این برنامه‌ها علاوه بر افزایش مشکلات در زمینه‌هایی چون هزینه بالا یا عدم پاسخگویی شده است. باعث شده است که اهداف عالی و بزرگ ما همچون ایجاد امنیت و دموکراسی در عراق تحت‌الشعاع قرار بگیرند.
این سوال وجود دارد که ما در مورد فعالیتهای شرکت هالیبرتون در عراق چه می‌دانیم؟ فعالیتهای این شرکت در عراق مخفی و بسیار گسترده خواهد بود. شرکت هم‌اکنون در حال انجام فعالیتهای گسترده‌ای در منطقه تحت عنوان پیمان "برنامه گسترش تدارکات غیرنظامی" () می‌باشد. این پیمان یک موافقت‌نامه 10ساله می‌باشد که از سال 2001 آغاز شده و به موجب آن شرکت متعهد شده است تا نیازهای پشتیبانی ضروری و همچنین تجهیزات نظامی ارتش آمریکا را فراهم کند.
تحت عنوان همین قرارداد و سایر قراردادهای مشابه است که شعبه، شرکت "هالیبرتون" هر کاری از تامین تجهیزات ضروری ارتش آمریکا در افغانستان، ازبکستان و عراق گرفته تا ساختن زندان برای تروریست‌ها در گوانتانامای کوبا را انجام می‌دهد.
به هر حال، با پول‌های بازسازی عراق و یا بدون آن، شرکت هالیبرتون یکی از طرف‌های عمده قراردادهای پنتاگون به حساب می‌آید. این شرکت از مدت‌هاست که در مسیر چنین اقداماتی بوده است و سابقه فعالیتهای آن به دوران وزیر دفاع اسبق آمریکا، دیک چنی برمی‌گردد. دیک چنی برای بار اول از هالیبرتون درخواست کرد تا مطالعاتی در خصوص امکان مشارکت شرکتهای خصوصی در تامین برنامه‌ریزی پشتیبانی و تدارکاتی عملیاتهای نظامی آمریکا، انجام دهد. اولین قرارداد این شرکت برای انجام عملیات پشتیبانی نظامی، در سومالی بود. قرارداد بعدی هالیبرتون نیز در حوزه بالکان بود که رقم آن به حدود چندین میلیارد دلار می‌رسید.
آنچه که در اصل توجه افکار عمومی را جذب کرده است، قراردادهای قبلی LOGCAD نیست، بلکه قرارداد بدون مزایده‌ای است که با این شرکت منعقد شده است و به موجب آن شرکت متعهد شده است پس از اشغال عراق توسط ارتش آمریکا، چاههای نفت این کشور را مهار کرده و تاسیسات نفتی آن را تعمیر و بازسازی نماید. پیش از شروع جنگ از شرکت خواسته شده بود، میزان و قلمرو فعالیتهای خود را مشخص نماید. و در نیتجه و به همین علت پس از شروع جنگ قرارداد این پروژه به آنها اهداء شد.
همانطور که سخنگوی ارتش آمریکا اعلام کرده است: "آنها بهترین شرکتی بودند که به علت مشارکت در برنامه‌ریزی می‌توانستند در زمینه کارهای نفتی فعالیت کنند."
چه کسی یا چه سازمانی فعالیتهای هالیبرتون را ارزیابی می‌‌نماید تا اطمینان حاصل شود که آنها حوزه کاری خود را از آنچه که باید انجام دهند به آنچه که خود لازم می‌دانند انجام بدهند، تغییر نمی‌دهند؟
چه کسی یا چه گروهی قرار است تا اقدامات این شرکت را که اکنون به عنوان یکی از تامین‌کنندگان اصلی نیازهای ارتش آمریکا فعالیت می‌کند، کنترل نماید؟
و در نهایت اگر در حین کار مشکلاتی پیش بیابد، این شرکت که اکنون ارتش آمریکا برای تامین غذا، لباس تمیز، نگهداری وسائط نقلیه، بنای پایگاهها و تعمیر و نگهداری آنها و تامین سایر نیازهای اساسی به آن وابسته است، چگونه و از سوی چه کسی مجازات خواهد شد؟!
یکی از دلایلی که برای تعجیل و شتاب از واگذاری قرارداد به هالیبرتون ارائه می‌شود، بحث مصلحت است. پنتاگون به افکار عمومی جهان اعلام کرده است، که لازم بود ارتش آمریکا برای ورود به عرصه‌های مختلف جنگ در عراق، خود را به کمال آمادگی می‌رساند. بخصوص اگر چاههای نفت عراق در آتش شعله‌ور می‌شدند، همانطور که این اتفاق در چاههای نفت کویت در جنگ اول خلیج فارس واقع شد.
اما مساله‌ای که وجود دارد این است که شرکت‌های دیگری نیز وجود داشتند که در عین توانایی و شایستگی اجازه حضور در مزایده برای قرارداد استخراج نفت عراق را نیافتند.
یک چنین داستانی در خصوص استخراج بیش از حد بنزین از کویت نیز وجود داشت. اکنون مشخص شده است که هالیبرتون با استفاده از یکی از شرکتهای واسطه‌گری به نام "آلتان میا" در حدود 1 دلار از هر گالن بنزین که در حدود 57 میلیون گالن بوده، درآمد کسب کرده است. هنگامی که پس از افشای موضوع، شرکت هالیبرتون تحت فشار قرار گرفت، ادعا کرد که برای استفاده از این شرکت مجبور بوده است.
اما پس از بررسی‌های اولیه در خصوص این قرارداد، مشخص گردید که این شرکت برای پیدا کردن و انتخاب یک همکار در این پروژه، فقط یک روز وقت صرف کرده است. این در حالی بوده است که شرکت "آلتان میا" هیچ‌گونه سابقه‌ای در حمل سوخت نداشته است. همچنین مشخص شده است که واگذاری این قرارداد به شرکت "آلتان میا" به خاطر وجود ارتباطات فامیلی بوده، به طوری که یکی از اعضای خاندان شاهنشاهی کویت از اعضای موثر شرکت مزبور بوده است.
اگرچه هنوز شرکت هالیبرتون و گروه شرکتهای مهندسی ارتش به دنبال آن هستند تا ثابت نمایند که شرکت تحت شرایط دشوار موجود از بهترین روشها برای رساندن سوخت به عراق در سریع‌ترین راه ممکن اقدام کرده است، اما به نظر می‌رسد سایر مقامات رسمی پنتاگون با این نظر موافق نباشند.
همچنین رسوایی دیگری در خصوص شرکت "هالیبرتون" وجود دارد که رسوایی غذاهای توزیع نشده نام گرفته است. گفتنی است که هالیبرتون در اردوگاه "آریفجان" کویت روزانه برای تهیه غذای تعداد 42042 نفر صورتحساب برای پنتاگون ارسال می‌کند در حالی که فقط 14053 نفر در این اردوگاه غذا صرف می‌کنند. اختلاف ارقام به حدی بالاست که نمی‌توان آن را به حساب غذاهایی گذاشت که برای مهمانان ناخوانده تهیه می‌شوند، آنطور که یکی از مقامات این شرکت ادعا کرده بوده است.
همچنین بنابر گزارش رسانه‌ها کیفیت غذا به حدی نامطلوب است که بسیاری از سربازان آمریکایی مستقر در کویت از غذا‌خوری خارج شده و اقدام به خرید غذا از فروشنده‌های خیابانی می‌نمایند.
بنابراین، با یک حساب سرانگشتی می‌توان متوجه شد که فقط در ارائه 5 نوع خدمات و تسهیلات، رقمی معادل 27 میلیون دلار سوءاستفاده و اضافه برداشت صورت گرفته است. این در حالی است که این شرکت حداقل 5 نوع خدمات و تسهیلات دیگر نیز ارائه می‌دهد که باید کنترل شوند.
و در نهایت، پرونده‌ای در خصوص پورسانت 3/6 میلیون دلاری در خصوص دیگر قراردادهای هالیبرتون در عراق وجود دارد. پورسانت وضع شده در یک قرارداد نشان‌دهنده این مطلب است که در قرارداد علاوه بر سود طرفین مبالغ اضافی هنگفتی نیز دیده شده است.
بنابراین با وجود پورسانت در یک قرارداد، پرداخت اضافی در دیگری و صدور صورتحساب اضافی و نادرست در قرارداد سومی باید سوال کرد که چه زمانی، رفتارهای نادرست، فریبکارانه و مجرمانه هالیبرتون در عراق متوقف خواهد شد؟
آیا این شرکت‌ها حق دارند که ابتدا مالیات‌دهندگان را بچاپند و سپس مبالغ اضافی برداشت شده را از قراردادهای آینده به مردم برگردانند. همانطور که در بیشتر اوقات چنین می‌باشد. و آیا نیاز است تا با یک کنترل و حسابرسی نظام‌مند به همه ثابت شود که وجود چنین نمونه‌هایی مصداق مشتی از یک خروار نمی‌باشد. شاید!!
پیش به سوی توازن و پاسخگویی:
تعدادی از اعضای کنگره و نمایندگان دولت درخواست کرده‌اند که هالیبرتون از مشارکت در قراردادهای دولتی و یا حداقل قراردادهای بازسازی عراق کنار گذاشته شود. و علت این امر نیز محاسبه هزینه‌های اضافی، پرداخت پورسانت، صورتحسابهای دروغین و بیش از حد واقعی می‌باشد که توسط این شرکت و در طول فعالیتهای آن در عراق به اثبات رسیده است. این امر می‌تواند تضمین خیلی خوبی باشد، اما همچنان مهم است که در این خصوص فکر کنیم که چگونه می‌توانیم این کار را انجام دهیم پیش از آنکه به فکر این باشیم که آیا این کار انجام خواهد شد یا نه؟
همانطور که دیوید آیزنبرگ از شورای اطلاعاتی و امنیتی انگلیسی، آمریکایی اخیرا در مصاحبه‌ای اعلام کرده است. برای نیروهای نظامی ما با توجه به ساختاری که دارند، شرکتهای نظامی خصوصی مثل هالیبرتون در حکم اشیایی می‌باشند که انسان بدون آن نمی‌تواند از خانه خارج شود.
همچنین قبل از اینکه شرکت‌هایی مثل هالیبرتون جریمه و مجازات شوند. لازم است که در خصوص چگونگی تامین نیازهای پشتیبانی و لجستیکی ارتش آمریکا که هم‌اکنون نیمی از آن برعهده این شرکت می‌باشد، چاره‌اندیشی لازم صورت بپذیرد.
آمریکا مسیر خصوصی‌سازی در زمینه خدمات پشتیبانی نظامی را تا دوردست‌ها طی کرده است. شخصی که لباس ارتش کشورش را به تن می‌کند، باید به سطحی از نظم و انضباط، خطرپذیری و بصیرت و عقل وفادار باشد در حالی که این انتظار در خصوص افرادی که کاری را در برابر دریافت اجرت انجام می‌دهند، وجود ندارد.
ژنرال چارلز ماهان، افسر نیروی دریایی، اعلام کرده است که در جنگ کنونی عراق، لحظات و مکان‌هایی وجود داشته است که خودداری کارمندان شرکت‌های پیمانکاری از رفتن به محل‌هایی که امکان خطر وجود داشته است،باعث شده که ارتش آمریکا برای ماهها از نعمت غذای تازه، حمام، دستشویی و دیگر خدمات اساسی محروم باشند.
برخلاف آمار کشته‌شدگان ارتش آمریکا، هیچ آمار دقیقی در خصوص کشته‌شدگان و مجروحان قراردادهای غیرنظامی در عراق وجود ندارد. اما این اعتقاد وجود دارد که آمار این کشته‌شدگان رقم قابل ملاحظه‌ای باشد. همچنین گزارشات برخی رسانه‌ها حاکی از این است که هزینه‌های امنیتی شرکتهای پیمانکاری درگیر در بازسازی عراق، رقمی در حدود 6% تا 25% می‌باشد.
گفتنی است که دولت آمریکا حتی قادر نیست تعداد افراد شاغل در شرکت‌های پیمانکاری را در نقاط مختلف عراق، استخراج نماید.
پیتر سینگر، کارشناس موسسه بروکینگ با صراحت اعلام داشته است که "هیچ‌کس آمار را نمی‌داند" خروج اخیر 60 مهندس کره‌ای از عراق به دنبال کشته شدن 2 تن از همکارانشان در این کشور آخرین نمونه از مواردی بود که نشان می‌داد مسائل امنیتی قطعا در کیفیت فعالیت پیمانکاران خارجی طرف قرارداد با آمریکا تاثیرگذار خواهد بود.
این روشن است که از کارمندان شرکت‌های پیمانکاری در شرایطی مشابه عراق که به طور فزاینده در معرض اهداف آشکار تروریست‌ها و مخالفان هستند، چه انتظاری می‌توانیم داشته باشیم.
شرکتی مشابه شرکت هالیبرتون در برابر این سوال پاسخی بهتر می‌تواند ارائه کند، زیرا در مقایسه با سایر شرکت‌ها، برای فعالیت در محیط‌های خطرناک، از تجهیزات بهتری برخوردار است. بنابراین آنها در مقایسه با شرکت‌هایی که فقط دارای مهارت‌های تجاری هستند، انتخاب مناسب‌تری هستند.
اما از جنبه کارآیی و بهره‌وری خصوصی‌سازی شرکت‌ها، مدل هالیبرتون، شاید ضعیف‌ترین آنها باشد. مزیت خصوصی‌سازی، به نظر می‌رسد این باشد که بوروکراسی دولتی را با وارد کردن عامل رقابت از بین می‌برد. از دیگر منافع خصوصی‌سازی این است که در آن، شرکتها به خاطر عدم اجبار در استخدام بلندمدت و از طرفی استخدام نیروهای متخصص برای مدت زمان لازم هزینه‌هی سربار خود را کاهش می‌دهند.
در مواردی مثل هالیبرتون، اگر شما یک قرارداد عمده سواچ مثلا برای 10 سال با این شرکت منعقد کنید، که اغلب نیز به صورت قراردادهای نامحدود می‌باشد، دیگر هیچ‌گونه رقیبی وجود نخواهد داشت.
اگر شما در رابطه با تامین نیازهای ضروری خویش به شرکتی مثل هالیبرتون وابسته شوید، برای تامین این نیازها و اتمام قرارداد، باید هزینه بالایی را بپردازید و حتی در مواردی مثل شرکت هالیبرتون، هزینه‌های غیرمعمولی نیز برعهده شما خواهد بود.
و این مشکل هنگامی بیشتر می‌شود که یک سیستم نظارتی قوی برای کنترل فعالیتهای شرکت‌های پیمانکاری وجود نداشته باشد.
پس چه اتفاقی خواهد افتاد؟
بازپرسی‌های مستقل از شرکت هالیبرتون باید ادامه پیدا کند، اما مجازات این شرکت باید با حسابرسی سیاست‌ها و خطی‌مشی‌های دولت برابر و منطبق باشد. این فرآیند تا حدودی می‌تواند به باز شدن فضای رقابتی در میان شرکتهای خصوصی و بخش‌های وابسته به دولت آمریکا که توان بهتری در انجام کارها دارند، کمک نماید. ایالات متحده، همچنین باید اقدامات بهتری برای مشارکت کارآفرینان بومی عراق انجام دهد و محدودیت‌های غیرقانونی در خصوص نحوه مشارکت شرکت‌ها در مزایده‌های بازسازی عراق از میان برداشته شوند. بعلاوه عملکرد شرکت‌های خصوصی و همچنین سایر اقداماتی که به نظر ما باید توسط خود ارتش انجام شود، باید مورد آزمایش مجدد قرار بگیرند. به خصوص در مورد اقدامات پشتیبانی و لجستیکی مورد نیاز در بحبوبه کارزار و جنگ این اقدام ضرورت بیشتری دارد. خصوصی‌سازی ـ فعالیتهای پشتیبانی نظامی آمریکا بیش از دو دهه به طول کشیده است. لذا ایجاد یک توازن صحیح و درست بین دولت و شرکتهای مؤثر در این زمینه زمان زیادی طول خواهد کشید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات