تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۵۴  ، 
کد خبر : ۱۹۵۰۵۶
به بهانه درگذشت شیخ زاید بن سلطان آل‌نهیان

امارات، نگاهی از درون

اشاره: با اعلام خبر درگذشت شیخ زاید بن سلطان آل‌نهیان، خطر اختلافات داخلی میان شیخ‌نشینهای این کشور، امارات را تهدید می‌کند. در حالی که از حدود یک ماه پیش، عدم حضور شیخ زاید، سلطان ابوظبی و امیر امارات عربی متحده در انظار عمومی، شایعات گسترده‌ای را در میان مردم این کشور درباره مرگ او به راه انداخته بود، با اعلام رسمی خبر درگذشت او، این شایعه به واقعیت پیوست. با این حال، برخی ناظران بر این باورند که شیخ زاید، پیش از اعلام رسمی مرگ وی، درگذشته اما مقامات امارات از ترس بروز کشمکشهای داخلی این خبر را اعلان نمی‌‌کردند. در قانون اساسی و عدم انسجام ارتش این کشور که شامل سه ارتش به فرماندهی پسران حاکم دوبی، ابوظبی و شارجه است، از جمله زمینه‌های اختلاف در این کشور می‌باشد. همچنین اختلافات سنتی، نژادی و قبیله‌ای که به صورت تاریخی میان اعراب وجود داشته و تنها هجوم خارجی باعث انسجام آنها می‌شده، از دیگر بسترهای مشکلات در این کشر است. مقاله زیر به تشریح وضعیت کنونی امارات متحده عربی، روابط سیاسی و اقتصادی با ایران و پیشینه این کشور که توسط شیخ عیسی بن نهیان در سال 1971 تأسیس شد، پرداخته است.

شیخ زاید بن سلطان آل‌نهیان رئیس امارات در سن 86 سالگی درگذشت و عرصه سیاست داخلی و خارجی را برای رئیس آینده این امارات باز گذاشت. نگاهی به وضعیت سیاسی و اقتصادی این کشور با توجه قرار گرفتن در منطقه استراتژیک خلیج فارس با اهمیت می‌باشد.
شیخ زاید بن سلطان آل‌نهیان در سال 1918 میلادی به دنیا آمد و در سال 1966 به عنوان حاکم ابوظبی تعیین شد. وی پس از ایجاد اتحاد امارات در سال 1971 به مدت 33 سال رئیس این کشور بود. براساس قانون اساسی امارات نایب رئیس این کشور، حاکم دبی «شیخ مکتوم بن راشد آل‌مکتوم» به مدت 30 روز قدرت را به دست خواهد گرفت. طبق قانون مذکور در مدت یادشده نام رئیس جدید امارات اعلام خواهد شد. ناظران سیاسی در ابوظبی پایتخت امارات پیش‌بینی می‌کنند که قدرت به طور آرام به شیخ خلیفه بن زاید ولیعهد ابوظبی منتقل خواهد شد.
شیخ خلیفه بن زاید آل‌نهیان ولیعهد امارت ابوظبی و جانشین فرمانده کل نیروهای مسلح امارات در سال 1948 میلادی در شهر العین به دنیا آمد و گفته می‌شود جانشین پدر در این امارت خواهد شد.
ناظران سیاسی معتقدند انتقال قدرت به شیخ خلیفه در امارت ابوظبی به شکل طبیعی صورت خواهد گرفت. شیخ خلیفه ریاست شورای اجرایی و شورای عالی نفت در امارت ابوظبی را نیز به عهده دارد. وی که فرزند ارشد رئیس متوفای امارات است در سال 1969 به عنوان ولیعهد ابوظبی انتخاب شد.
تاریخ حاکمیت آل‌نهیان بر امارات: شیخ عیسی بن نهیان نخستین حاکم از خاندان آل‌نهیان بود، پس از او پسرش شیخ ذیاب جانشین پدر شد ولی مدت زمان حکومت آنان مشخص نیست اما بقیه رئیسان که از سال 1793 قدرت را در دست گرفتند به این شرح بودند: 
شخبوط بن ذیاب 1816 ـ 1893
 محمد بن شخبوط 1818 ـ 1816
 طحنون بن شخبوط 1833 ـ 1818
 خلیفه بن شخبوط 1845 ـ 1833
 سعید بن طحنون 1855 ـ 1845
 زاید بن خلیفه 1909 ـ 1855
 طحنون بن زاید 1912 ـ 1909
 حمدان بن زاید 1922 ـ 1912
 سلطان بن زاید 1926 ـ 1922
 صفر بن زاید 1928 ـ 1926
 شخبوط بن سلطان 1966 ـ 1928
 زاید بن سلطان 2004 ـ 1966
نگاهی کوتاه به کشور امارات:
در سال 1971 میلادی دولت امارات عربی متحده به عنوان یک اتحادیه با حاکمیت مستقل شامل هفت امارت، ابوظبی، دبی، شارجه، راس‌الخیمه، عجمان، ام‌القیوین و فجیره اعلام موجودیت کرد.
از لحاظ جغرافیایی امارات در شرق «جزیره‌العرب» واقع است و از شرق پادشاهی عمان دارای مرز مشترک می‌باشد و در غرب با عربستان و د رشمال غربی با کشور قطر همسایه است. مساحت این کشور 77 هزار و 700 کیلومتر است که 67 هزار و 350 کیلومتر آن متعلق به امارت ابوظبی است. تازه‌ترین آمار اعلام شده حاکی است که جمعیت این کشور 2/4 میلیون نفر است. بر این اساس هشتاد درصد از این جمعیت را اتباع بیگانه که اغلب آسیایی‌تبار هستند، تشکیل می‌دهد. بیشترین جمعیت در امارت ابوظبی، دبی و شارجه ساکن هستند پایتخت سیاسی این کشور امارت ابوظبی است در حالیکه امارت دبی پایتخت اقتصادی آن به شمار می‌رود و شارجه امارت فرهنگی این کشور محسوب می‌شود. زبان رسمی این کشور عربی و زبان انگلیسی بسیار کاربرد دارد. دین این کشور اسلام است و اکثریت را اهل تسنن دارند.
کشور امارات عضو سازمان کشورهای صادرکننده نفت «اوپک» و روزانه بیش از دو میلیون بشکه نفت تولید می‌کند و نفت 80 درصد از درآمد این کشور را تامین میکند.
این کشور 10 درصد از ذخایر نفتی جهان را داراست و ذخایر گاز این کشور بالغ بر 6 تریلیون مترمکعب برآورد شده است و از این لحاظ در بین کشورهای عربی مقام دوم و در جهان مقام چهارم را داراست.
بدهیهای خارجی این کشور در اواخر دهه میلادی 10 میلیارد و 840 یلیون دلار برآورد شده است که 90 درصد آنها بدهیهای کوتاه‌مدت است. این کشور با درآمد سرانه بیش از 19 هزار دلار از جمله کشورهایی است که بالاترین میزان را دارد و از این نظر در میان بسیاری از کشورهای عربی و جهان شاخص است.
شمار نفرات نیروهای مسلح این کشور حدود 65 هزار نفر برآورد شده است. امارات عربی متحده عضویت اتحادیه عرب، سازمان ملل متحد، سازمان کنفرانس اسلامی، شورای همکاری خلیج فارس و تعدادی زیادی از سازمانهای منطقه‌ای و بین‌المللی دیگر را دارد.
امارات و نفت
گزارش‌ها حاکی است که امارات متحده عربی اقدامات گسترده‌ای را آغاز کرده است تا تولید نفت خود را تا دو برابر ظرفیت‌های فعلی برساند. بعضی گزارش‌ها می‌گوید که تلاش ابوظبی تا دو سال دیگر به هدف مزبور تحقق خواهد بخشید و این کشور کوچک جنوب خلیج فارس را به یکی از قطب‌های تولید نفت در منطقه تبدیل خواهد کرد. ابوظبی به عنوان پایتخت امارات متحده عربی در حال حاضر حدود 4/2 میلیون بشکه در روز سهمیه‌ نفتی از اوپک دارد که کمی کمتر از آن تولید و عرضه می‌کند. با روند سرمایه‌گذاری‌هایی هم که در آن کشور انجام می‌گیرد مسلماً تا آینده‌ای نزدیک این قابلیت‌ها فزون‌تر شده و ظرفیت‌سازی‌های جدید امکان تولید بیشتر را به این کشور خواهد داد. اما دو برابر شدن ظرفیت‌ها تا دو سال دیگر اندکی محال است، یعنی بعید است که هدف امارات برای تولید حدود 8/4 میلیون بشکه در روز در سال 2006 میلادی تحقق یابد.
با این حال تحلیل این‌گونه، نباید به معنای نفی توانمندی‌های امارات جهت حصول به هدف تولید دو برابر در آینده نزدیک تلقی شود. امارات کشور کم جمعیت و پردرآمدی است و تمام امکانات و زمینه‌های قانونی برای جلب سرمایه‌گذاری‌های خارجی را نیز دارد. یعنی ضمن این که خود دولت امارات قادر است که میلیاردها دلار هم از جانب خارجیان جلب کند و در توسعه میادین نفتی خود هزینه کند. همان‌طوری که قطر در مورد گاز انجام می‌دهد و به وفور و با استفاده از سرمایه‌های بین‌المللی منابع مشترک گازی با ایران را استخراج کرده و به قیمتی ارزان به خارجیان می‌فروشد. از این رو هیچ چیز بعید نیست، چه دو سال دیگر چه سه سال دیگر یا حتی در فرصت باقیمانده از دهه حاضر امارات توان آن را دارد که ظرفیت‌های 4/2 یا 5/2 میلیون بشکه‌ای تولید نفت خود را به حدود پنج میلیون بشکه افزایش بدهد و نقش بسیار موثری را در معاملات بازار نفتی منطقه به عهده بگیرد.
روابط سیاسی ایران و امارات
روابط دو کشور ایران و امارات متحده عربی طی سالهای اخیر و بویژه پس از اداعای این کشور در خصوص جزاری سه‌گانه ایرانی اواضع و احوال خوشبینانه‌ای نداشته است.
ابوظبی از سال 1373 الی 1374 همواره تلاش کرده است تا مسئله جزایر سه‌گانه را به نحوی مورد توجه جامعه جهانی قرار داده و در سالهای اخیر تلاش کرده با کشاندن پای قدرت‌های خارج از منطقه خلیج فارس نظیر اتحادیه اروپا و آمریکا، فشار خود را به تهران افزایش دهد در واقع تحرکات امارات در ان راستا نشان از عزم جدی شیوخ امارات متحده عربی برای کلنجار رفتن با ایران بر سر جزایر سه‌گانه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک دارد بحث جزایر سه‌گانه ایرانی بحثی که دارای سابقه طولانی میان تهران و ابوظبی است.
نگاهی به جزایر سه‌گانه
براساس کلیه اسناد و مدارک تاریخی و قانونی هر سه جزیره ذکر شده به ایران تعلق دارد و حتی در مورد جزیره ابوموسی قراردادی میان تهران و مقامات مسئول در امارات منعقد شده، اما دولت ابوظبی از چند سال قبل ایران را همواره «اشغالگر» می‌خواند.
در یک مقطع زمانی که مناسبات تهران ـ ابوظبی به شدت رو به تیرگی گذاشت و در پی تهدیدات مکرر امارات برای اشغال نظامی ابوموسی و یا دعوت از قدرت‌های بزرگ برای حل مشکل خود با تهران، هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نماز جمعه تهران اعلام کرد: امارات برای رسیدن به جزایر ایرانی باید از دریای خون عبور کند. آن زمان این هشدار قاطع تهران، ابوظبی را به واقعگرایی و خویشتنداری وادار کرد. اما گویا، برخی از رهبران عربی تمایل ندارند که منطقه حساس و استراتژیک خلیج فارس و خاورمیانه که در حال حاضر دچار بحرانی عظیمی شده است روی آرامش به خود ببیند.
همزمان با فروکش کردن گردوغبار تهاجم نظامی آمریکا به عراق و ایجاد جنگ داخلی و بحران گسترده در داخل عراق و در حالی که منطقه بیش از هر زمان دیگری به آرامش و توسعه اقتصادی نیازمند است، ابوظبی می‌خواهد با نبش قبر یک موضوع فراموش شده، برای خود و دیگران دردسر درست کند. در چنین شرایطی شاید دیگر هشدارهای گذشته چندان مفید فایده نباشد. اما با تغییر در نظام بین‌المللی و حاکم شدن اولویت اقتصادی بر موضوعات سیاسی و نظامی، تهران از برگ برنده‌ای در مقابل اماراتی‌های تجارت پیشه برخوردار است و با استفاده از همین برگ می‌توان دولتمردان امارات متحده را از دست زدن به اقداماتی نابخردانه بازداشت. اگر کشور کوچک و آسیب‌پذیر امارات متحده بر روی حمایت‌های بین‌المللی از جمله پشتیبانی‌های سیاسی ایالات متحده آمریکا حساب ویژه باز کرده است، جمهوری اسلامی ایران نیز باید توان اقتصادی خود را به میدان آورد. براساس آمارهای موجود، ایران بزرگ‌ترین شریک بازرگانی امارت‌های دبی و شارجه است.
امارات بزرگترین شریک تجاری ایران
ارزش حجم مبادلات تجاری ایران در حوزه صادرات کالاهای غیرنفتی و واردات کالا با اقتصاد جهانی طی سال 82، معادل 32 میلیارد و 569 میلیون و 900 هزار دلار بوده است که در مقایسه با ارقام مشابه سال قبل از آن رشدی معادل 1/21 درصد داشته است. براساس گزارش سالنامه آمار بازرگانی خارجی ایران، طی سال گذشته بیشترین حجم مبادلات تجاری ایران با کشور امارات متحده عربی بوده است که مبادلاتی به ارزش 4/4 میلیارد دلار بین دو کشور صورت گرفته است. بدین‌ترتیب، حدود 5/13 درصد از کل مبادلات تجاری ایران با کشورهای دیگر طی سال گذشته، مبادلات تجاری با کشور امارات متحده عربی بوده است.
بر این اساس، در سال 82، نسبت به سال قبل از آن، حجم مبادلات تجاری ایران با امارات متحده عربی رشدی 2/53 درصدی داشته است. تزار تجاری مثبت امارات در قبال ایران گرچه طی این سال‌ها به عنوان یک برگ برنده در دست دولتمردان ابوظبی بوده، اما همچون پتک بر سر اقتصاد امارات وارد خواهد شد. تناسب نابرابر ایران و امارات از لحاظ وسعت، گستردگی خاک، جمعیت، دسترسی به منابع متعدد تامین کالا و همچنین خودکفایی نسبی ایران سبب شده که امارات متحده عربی از لحاظ اقتصادی به شدت در مقابل ایران احساس آسیب‌پذیری کند.
در جریان اختلاف ایران و امارات بر سر جزیره ایرانی ابوموسی، امارت ابوظبی مواضع خصمانه‌تری از امارت دبی در مقابل تهران اتخاذ کرده است. اگرچه ابوظبی به دلیل ریاست بر کشور امارات متحده برای خود رسالت بیشتری قائل است اما در عین حال بی‌نیازی این امارت به تجارت با ایران سبب شده تا با دست باز علیه حاکمیت تاریخی و قانونی ایران بر جزایر سه‌گانه عمل کند. در حالی که امارت دبی به شدت نسبت به کاهش مناسبات تجاری با ایران احساس نگرانی می‌کند. در این میان حتی مقامات ابوظبی بی‌میل نیستند تا با دامن زدن به اختلافات با ایران، امارت رقیب را از میلیاردها دلار سود بابت تجارت با ایران محروم کنند به این امید که قدرت مانور دبی برای کسب امتیازات سیاسی بیشتر در داخل فدراسیون کاهش یابد. استفاده ایران از ابزار تجاری در مقابل امارات متحده بر سر جزایر سه‌گانه از یکسو، اقتصاد این کشور را با مشکل مواجه می‌سازد و از سوی دیگر سبب می‌شود که امارت دبی به عنوان موازنه‌گر عاملی برای تعادل میان ایران و ابوظبی عمل کند.
یکی از خصلت‌های کشورهای غربی بهره‌گیری از رقابت‌های درون سازمانی در داخل دیگر کشورهاست به نوعی که یک گروه برای حفظ منافع سیاسی ـ اقتصادی خود، در نهایت منافع قدرت‌های بزرگ‌تر را نیز تامین می‌کنند. این موضوع در نظام بین‌الملل یک عرف متداول است و از این حربه بارها علیه ایران نیز استفاده شده است. بنابراین حرکت براساس اینگونه استراتژی‌ها نه تنها بازدارنده است، بلکه منافع ملی کشورمان را نیز تامین می‌کند. بنابراین می‌توان گفت پیش از آنکه اماراتی‌ها بخواهند از تراز بازرگانی مثبت و صادرات کالا به ایران به عنوان ابزار فشار علیه تهران استفاده کنند، مقامات ایرانی باید گلوگاه اقتصادی روابط دوجانبه را در دست بگیرند تا هیچ‌کس جرات تعرض به خاک ایران را به ذهن خود خطور ندهد.
صرف‌نظر از تکراری و کسل‌کننده بودن این مدعا که از سال 1991 همچنان از سوی امارات متحده مطرح می‌شود موضوع قابل توجه تهدید تمامیت ارضی ایران پس از جنگ تحمیلی از سوی یک کشور عربی دیگر می‌باشد. از منظر سیاست بین‌الملل حفظ تمامیت ارضی، مهم‌ترین و اولی‌ترین وظیفه هر حکومت می‌باشد و تهدید آن، نسبت مستقیمی با منافع ملی و امنیت ملی دارد از این رو تمامی دولت‌ها نسبت به موضوع فوق به شدت حساس بوده و آن را جدی تلقی می‌کنند.
شکی نیست که منطقه خاورمیانه به واسطه بافت استعمارزده آن از تنش‌ها و درگیری‌های فراوانی سرشار می‌باشد. اکثر کشورهای عربی این منطقه حاصل تجزیه امپراطوری عثمانی در اوایل قرن بیستم هستند که طی عهدنامه «سایکس ـ پیکو» که ماحصل توافق قدرت‌های فرانس و انگلستان بود، موجودیت یافته‌اند.
مرزهای دست‌ساز و استعمارساخته این کشورها همواره نقاط مطلوبی برای تنش‌زایی و کشاکش می‌باشد. سیستم تقسیم‌بندی منتج از توافق قدرت‌های بزرگ کشورهایی با اشکالی موهوم بر روی نقشه بدون هیچ‌گونه سابقه تاریخی منحصر به فرد و بعضاً با حاکمانی غیر از مردمان همان کشور (نظیر اردن و عراق) را به وجود آورد. در این میان معدود کشورهایی چون ایران دارای شخصیت تاریخی و مرزهای تعیین شده می‌باشند که ماحصل سال‌ها منازعه و جنگ با کشورهای دیگر و پیمان‌ها و معاهدات صلح است.
از این رو ادعای امارات متحده عربی در مورد جزایر سه‌گانه زمانی مطرح می‌شود که بازگرداندن این جزایر به ایران در زمان قیمومیت انگلستان بر شیخ‌نشین‌های جنوبی خلیج‌ فارس و قبل از تشکیل دولت امارات متحده عربی بوده است، از سوی دیگر طرح آن بعد از 20 سال و پس از جنگ دوم خلیج فارس بسیار سؤال‌برانگیز بود، اینک نیز علیرغم آگاهی این کشور به وضعیت منطقه و توانایی ایران به نظر می‌رسد هدف اصلی از طرح آن انسجام‌بخشی داخلی، بهره بردن از شرایط حاکم بر منطقه، فرافکنی عدم توانایی تطبیق با شرایط نوین، برون‌رفت از بحران‌های مشروعیت و نفوذ و همچنین ابزارگونگی برای ایالات متحده در منطقه باشد.
ناگفته پیداست که بدون حمایت‌های پنهان و آشکار آمریکا، امارات متحده عربی توانایی طرح چنین مباحثی را ندارد، بنابراین تداوم کشاکش فوق بیش از آنکه یک موضوع درون منطقه‌ای باشد باید در چارچوب تعارض میان آمریکا و ایران نگریسته شود اگرچه به نظر نمی‌رسد از این نمد کلاهی برای حاکمان امارات دوخته شود، لیکن بررسی اهداف گردانندگان پشت صحنه و اهداف آمریکایی‌ها به تحلیل بهتر موضوع، کمک فراوانی می‌کند. در نگاه آخر باید امید رابر این بست که رئیس جدید امارات عربی متحده با اتخاذ سیاست همگرایی منطقه‌ای روابط خود را با ایران در جوی جدید دنبال نماید و بر منطقه آرام و بدون حضور نیروهای فرامنطقه‌ای در عرصه سیاست خارجی خود تاکید کردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات