در سال 1350 ایران با تصویب N.P.T و انعقاد دو موافقتنامه دو جانبه با آژانس انرژی اتمی نظارت بر فعالیتهای هستهای خود را در قالب قرارداد شماره 214/INFICIRC و سند شماره 153/ INFICIRC پذیرفت. بر این اساس بازرسیهای متعددی از تأسیسات هستهای ایران توسط آژانس به عملآمده است که همگی صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی را تأیید میکند و حتی بارها آژانس صراحتاً اعلام کرده که هیچ نقطه مشکوکی در این خصوص وجود ندارد.
در سال 1381، آمریکاییها پس از سالها تبلیغات علیه فعالیتهای هستهای ایران و گمانهزنیهای بدون مدرک، به اسناد و مدارکی دست یافتند که گویای فعالیتهای ایران برای دسترسی به چرخه سوخت بود.
در واقع آنها توانستند با توجه به عوامل زیر به این مهم پی ببرند:
"تصاویر ماهوارهای که آمریکاییها از سایتهای هستهای ایران گرفته بودند؛
اطلاعاتی که منافقین با جاسوسی جمعآوری و به آمریکاییها داده بودند؛
اطلاعاتی که بعضی از کشورهای طرف معامله با ایران در اختیار غربیها، آژانس و به ویژه آمریکاییها قرار داده بودند؛
اطلاعاتی که اعضای برخی از جریانهای سیاسی منعکس کرده بودند(1)
افشای اطلاعات پس از یک دوره هفده هجده ساله و پس از دستیابی ایران به فناوری هستهای موجب گردید جمهوری اسلامی ایران رسیدن به این فناوری را رسماً در پاییز 1381 اعلام نماید. با اعلام رسمی دستیابی به فناوری هستهای، موجی از تبلیغات آمریکا و دولتهای اروپایی علیه کشور را به دنبال داشت. آنان در سال 1383 فشار خود به جمهوری اسلامی ایران را افزایش دادند و شورای حکام نیز با صدور قطعنامهای شدیداللحن خواستار توقف کلیه فعالیتهای هستهای ایران و همچنین امضای پروتکل الحاقی گردید.
بدین ترتیب بود که فشارهای سیاسی غربیها علیه جمهوری اسلامی با هدف جلوگیری از دستیابی ایران به فناوری هستهای آغاز شد.
تحرکات و تهدیدات غربیها باعث شد تا مشارکتیها بر این اصرار ورزند که باید نظام جمهوری اسلامی بدون وقفه در برابر زیادهخواهی غربیها تسلیم شود و در نتیجه بدون هیچگونه پیششرطی، پروتکل الحاقی را امضا کند. بر همین اساس محسن میردامادی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ششم و دبیر کل فعلی حزب مشارکت، خواستار تسلیم سریع ایران در مقابل فشارهای غیرقانونی غرب شد:
"شرایط بینالمللی در حال حاضر به گونهای است که اگر ما آن را نپذیریم، فشارهای بینالمللی بر ما به طور جدی افزایش مییابد و اروپا و آمریکا در این مورد کاملاً به هم نزدیک میشوند ". (2)
الهه کولایی، عضو ارشد حزب مشارکت، نیز در گفتگو با روزنامه یاس نو، ارگان وقت حزب مشارکت، خواستار پیوستن بدون پیش شرط ایران به پروتکل الحاقی گردید:
"با پیوستن بدون قید و شرط ایران به پروتکل الحاقی، برنامههای هستهای ایران شفاف میشود ".(3)
وی همچنین در 1382.6.5 طی مقالهای که در روزنامه شرق به چاپ رساند، نه تنها امضای بدون قید و شرط پروتکل را ضروری دانست، بلکه درخصوص تسلیم شدن در دیگر عرصهها نیز بیان داشت:
"اما پاسخ صحیح و مثبت به همه این تغییرات، ادامه فرآیند اصلاحات در داخل است که به مفهوم دموکراتیزه کردن اقتصاد، سیاست و اجتماع است. بنابراین، اعتماد عمومی و نمایش دستاوردهای برنامه اصلاحات در عرصههای گوناگون، تنها ابزار ما برای مواجهه با این تحولات است ".(4)
در حالی که مسئولان نظام، تمام تلاش خود را به کار گرفته بودند تا به امتیازاتی منطقی از آژانس دست یابند و اروپا را وادار به اجرای تعهدات قانونی خود مبنی بر ارائه تسهیلات علمی، فنی و مادی برای دستیابی ایران به فناوری هستهای صلحآمیز کنند، محمدرضا خاتمی، دبیر کل وقت حزب مشارکت، در مصاحبهای با روزنامه الوطن چاپ عربستان با وجود زیر پا گذاشتنهای مکرر تعهدات در قبال برنامه هستهای ایران توسط آژانس، درخصوص امضای پروتکل بیان کرد:
"امضای پروتکل "2+93 " یکی از مراحل این معاهده است؛ زیرا این کار به نوعی روابط دو جانبه با آژانس هستهای به شمار میآید و وظایفی را برای طرفین ایجاد میکند و من معتقدم هیچگونه مشکلی برای امضای پروتکل الحاقی وجود ندارد. پروتکل تعریف شده است و ما هیچ شرطی جز امضای آن نداریم ".(5)
از جمله اقدامات حزب مشارکت در قبال مسئله پرونده هستهای ایران، زمینهسازی برای ایراد اتهامات بیگانگان از طریق تریبون رسمی مجلس بود. درست در زمانی که آمریکا و اسرائیل به دنبال دست یافتن مدرکی برای ارائه به شورای حکام مبنی بر انحراف ایران از فعالیتهای صلحآمیز هستهای بودند، احمد شیرزاد (عضو ارشد حزب مشارکت) در نطق قبل از دستور خود نظام را به داشتن برنامه هستهای نظامی متهم ساخت. مشروح سخنان این عضو شاخص حزب مشارکت در ادامه میآید:
"منشی جلسه: جناب آقای احمد شیرزاد بفرمایید.
احمد شیرزاد: بسم الله الرحمن الرحیم با عرض تبریک حلول عید سعید فطر
مدعی بودیم که رهبر معنوی جهان هستیم، تمام تودههای محروم چشم امید به ما دوختهاند، از مظلومان جهان حمایت میکنیم، سردمدار اخلاق و انسانیت در جوامع خشونتزده امروز هستیم، به جای سلاحهای مرگبار ضدانسانی، بر ایمان و ایثارگری جوانانمان تکیه داریم. میگفتیم رژیمی هستیم که قدرتمان ریشه در قلوب مردم دارد، به جای داغ و درفش، از نفوذ کلام معنوی بهره میبریم، در حکومت ما فاصلهای میان رهبران و مردم نیست و همبستگی مردم با حاکمیت ضامن شکست تمام توطئههاست. مدعی بودیم راه نوینی برای بشریت به ارمغان آوردهایم.
اما امروز در جهان از ما چهره رژیمی را ساختهاند خشن، سرکوبگر و بریده از مردم، متکی بر قدرت نظامی و ابزار سرکوب. تصویر رژیمی که هیچ سخن انتقادآمیزی را برنمیتابد و روز به روز مرزهای خطوط قرمز آن گسترش مییابد. چهره حکومتی که در خفا، رفتاری متفاوت با ادعاهایش دارد و به فکر تهیه سلاحهای مرگبار و ابزار تهدید کننده بشریت است. از این رژیم چنان تصویری منعکس شده است که گویی منطق گفتگو با جهان را نمیداند و تنها زبان تهدید را میشناسد و با خشنترین و قسیترین گروههای تروریستی در ارتباط است. میگویند رد پای او در بسیاری از حوادث تروریستی در گوشه و کنار جهان وجود دارد و دین برای او ابزار سرکوب است. از ما تصویر رژیمی ساختهاند که دروغ میگوید و به تعهدات خود در جامعه جهانی پایبند نیست و قس علی هذا.
چند روز پیش، تیتر درشت برخی از روزنامههای اروپا این بود: "جمهوری اسلامی نوزده سال به جهانیان دروغ گفته است.
میتوان تمام این تبلیغات را به رسانههای صهیونیستی نسبت داد، میتوان مثل همیشه آنها را توطئههای استکبار جهانی دانست و داد از مظلومیت جمهوری اسلامی زد. میتوان کماکان خود را محور خوبیهای جهان پنداشت و تمام اتهامات را به دشمنی دشمن منسوب کرد، اما یک نکته بسیار ساده در این میان وجود دارد، آنها سرنخها، دم خروسها و مدارک و مستنداتی از ما دارند که آنها را در ادعاهایشان محق جلوه میدهد. این مدارک و مستندات، نوعاً در داخل کشور منعکس نمیشود و مردم ما به درستی و دقت نمیدانند که رسانههای جهان چه اتهامات و تقصیرهایی را متوجه جمهوری اسلامی میکنند و بابت این اتهامات چه شاهدی برای اثبات وجود دارد. اما هر چه هست در ماههای اخیر آن، دشمنان قسم خورده انقلاب و آن رسانههای استکباری و صهیونیستی به نحو بیسابقهای توانستهاند افکار عمومی مردم جهان را نسبت به ادعاهای همیشگیشان متقاعد کنند. آنها امروز حق بجانبتر از همیشه ظاهر شدهاند. این واقعیت تلخی است اما واقعیت است. کاری کردهایم که آمریکاییها سرفرازتر از همیشه بگویند، ببینید آنچه ما درباره رژیم جمهوری اسلامی میگفتیم صحت داشت. ... ورود در این دعوا کیاست و درایت هم میخواهد. تنها سرهای پرباد کفایت نمیکند. در معادلههایی که براساس دشمنی با استکبار و صهیونیسم تنظیم میشود، باید انتظار هر نوع تبلیغات سوئی از دشمن داشت. مهم این است که در این سوی قضیه ما تا چه حد خوراک تبلیغاتی و شواهد و مستندات برای او فراهم میکنیم.
امروز کسانی سخاوتمندانه، دستاندرکار تهیه مستندات تبلیغات استکباری هستند. آن زمان که مستانه به صحنه آمدند و همگان را متهم به توطئه کردند، دانشجویان، روشنفکران و روزنامهنگاران را به زندان افکندند، زهرا کاظمی را در زندان کشتند، بر هفتهها و ماهها محرومیت زندانیان در سلولهای انفرادی حکم راندند، روزنامهها را یکی پس از دیگری بستند، بیمحابا حکم اعدام صادر کردند و کردند آنچه توانستند، باید چنین روزی را پیشبینی میکردند که به دست خود مستندات نمایش رژیمی سرکوبگر، ناقض حقوق بشر، مخالف آزادی بیان و غیردموکراتیک را به رسانههای استکباری و صهیونیستی پیشکش کردهاند.
آن زمانی که سادهلوحانه سر خود را به زیر برف کردند، پروژههای بلند پروازانه بیهدف طراحی کردند، نامعقولترین و نامتعارفترین شیوهها را برای دستیابی به فناوری هستهای برگزیدند و فکر نکردند که آنچه میکنند روزی در معرض دید و بررسی متخصصان جهان قرار میگیرد، آن روز که سایت عظیم پنجاه هزار متری طراحی کردند تا در چند متر مربع از یک گوشه آن چند دستگاه کوچک نصب کنند، فکر نکردند که اگر از این چاه آب فناوری استراتژیک درنیاید، نان تبلیغات استکباری درخواهد آمد. آری در آن روز باید روزی را میدیدند که علیه ما تیتر شود "جمهوری اسلامی نوزده سال دروغ گفت ".(6)
مشارکتیها پس از انتشار قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و مضاعف شدن فشارهای سیاسی به ایران، هماهنگ با سیاست کشورهای غربی، درصدد القای ترس، وحشت و عدم توانایی مقابله با تهدیدات کشورهای استکباری برآمدند. محمدرضا خاتمی، دبیر کل وقت حزب مشارکت، به اتحادیه اروپا حق داد که از فعالیتهای هستهای ایران نگران باشد و این نگرانی را، امری طبیعی دانست که نباید از آن به دخالت تعبیر کنیم. (7)
الهه کولایی، عضو شاخص حزب مشارکت، نیز در دفاع از بیانیه اتحادیهی اروپا علیه ایران بیان داشت:
"شرایط فعلی ما در جهان، حاصل در پیش گرفتن سیاست دفعالوقت است ".(8)
حزب مشارکت همچنین پس از تصویب قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه ایران با انتشار بیانیهای رسماً موضعی ضدامنیت ملی جمهوری اسلامی اتخاذ نمود. مشارکتیها در این بیانیه ضمن اینکه خواستار عمل به مفاد قطعنامه و پذیرش پروتکل الحاقی از سوی ایران بدون قید و شرط شدند، به گونهای اظهار نظر کردند که گویی اتهامزنی غرب مبنی بر تلاش ایران برای دست یافتن به سلاح اتمی، واقعیت دارد:
"حزب مشارکت، ضمن آنکه استفاده صلحآمیز از دانش و فناوری هستهای را حق به رسمیت شناخته شده جهانی برای ایران میداند، از نگاه برخی افراد، گروهها و نهادها به استراتژی بازدارندگی انتقاد میکند و آن را کاملاً در تضاد با مؤلفههای امنیت ملی کشور میداند و در عین حال، بازدارندگی سیاسی را بهترین شیوه دفاعی ایران در مقابل با تهدیدات خارجی میداند ".(9)
در همین راستا در بیانیهای دیگر که از سوی حزب مشارکت و در 1382.6.26انتشار یافت، آمده است:
"ما تعامل با جهان و پایبندی به تعهدات بینالمللی را لازمه حکومت مقبول پایدار و با ثبات در شرایط امروزی جهان میدانیم. از این رو، تعهد جمهوری اسلامی ایران بر اجرای تام و تمام همه معاهدات پذیرفته شده توسط ایران از جمله پیمان عدم تکثیر سلاحهای هستهای N.P.T را یادآور میشویم. در این مسیر و با توجه به اینکه شفافیت و اعتمادسازی را لازمه پیشبرد دانش هستهای و استفاده صلحآمیز آن در کشور میدانیم ". (10)
در ادامه این بیانیه، حزب مشارکت به تضعیف دستگاه دیپلماسی ایران پرداخت و درصدد القای آن برآمد که در بین مسئولان جمهوری اسلامی ایران در این خصوص اختلافات جدی وجود دارد:
"شرایطی که اینک کشور ما در عرصه بینالمللی پیدا کرده حاصل سوءتدبیرهایی است که برخلاف قانون اساسی، حیطه تصمیمگیری را در محافلی بسته و محدود قرار داده و اینک کشور را با این بحران روبهرو نموده است. جبهه مشارکت ایران اسلامی، ضمن تأکید بر حق قانونی مجلس و دولت در عرصه تصمیمگیری در همه زمینهها از جمله مسائل سیاست خارجی ـ تنها راه برون رفت از این وضع را تغییر روند نادرست تصمیمگیریها و قرار گرفتن امور در مسیر قانونی با شفافیت کامل میداند ". (11)
اما مشارکتیها در قضیه انرژی هستهای به اینجا قناعت نکردند و طرحی سه فوریتی آماده ساختند تا نظام را به پذیرش قطعنامه شورای حکام ملزم سازند. مطلبی که روزنامه شرق در گزارش از فراکسیون حزب مشارکت مجلس ششم، آن را فاش ساخت:
"یکی از محورهای اصلی این جلسه به اعتراض اکثریت نمایندگان حاضر در جلسه به فرصتهای از دسترفته اختصاص داشت... عده زیادی از نمایندگان دوم خردادی، معتقدند که مجلس باید با تصویب قانون، دولت را ملزم به پذیرش پروتکل الحاقی نمایند ".(12)
این دقیقاً موضوعی است که یکی از سه وزیر خارجه کشورهای اروپایی در هنگام مذاکره با هیئت ایران مطرح کرده بود که "اگر شما هم تن به پذیرش قطعنامه ندهید، ما خبر داریم که مجلس شما با یک طرح سه فوریتی شما را ملزم به چنین کاری خواهد کرد ".(13) ادامه دارد...