تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۵  ، 
کد خبر : ۱۹۵۳۴۸

سناریوی هسته‌ای اسرائیل


سفر محمد البرادعی پرده دیگری از سناتوری آزمایش هسته‌ای اسرائیل است، آزمایشی که آمریکا از بیم واکنش جهانی هرگز به این رژیم اجازه انجام آنرا نداد. به گزارش خبرگزاری مهر، رژیم اسرائیل از همان سالهای اولیه تشکیل خود و در همان زمان که بن گورین این رژیم را یک کشور مستقل و یهودی خواند در فکر این بود که روزی به یک ابرقدرت جهانی تبدیل شود و براساس همین اندیشه از همان سال‌های نخستین به دنبال یک برنامه هسته‌ای نظامی بود.
برای دست یافتن به این منظور اسرائیل دست به دامان فرانسه شد. در آن سال‌های نخستین که مدت زیادی از جنگ جهانی دوم نمی‌گذشت، اسرائیل توانست به خوبی از احساسات جهانیان استفاده کرده و با پیش کشیدن مسئله هولوکاست (افسانه یهودی سوزی توسط نیروهای هیتلر) نه تنها حمایت فرانسه را در جهت شروع برنامه هسته‌ای خود کسب کند بلکه از نظر مالی نیز هزینه گزاف این برنامه را تامین کند.
در سال 1949 حمد جیمل یک واحد تخصصی در شرکت علمی IDF یک تحقیق دو ساله ژئولوژیکی را در رابطه صحرای نقب با هدف یافتن منابع اورانیوم آغاز کرد. اگرچه هیچ منبع مهم اورانیومی پیدا نشد و اما مقادیر قابل بازیافت در رسوبات فسفات یافت شدند.
با تشکیل کمیسیون انرژی اتمی اسرائیل در سال 1952 برنامه هسته‌ای اسرائیل گام دیگری به جلو رفت. رئیس این کمیسیون «ارنست دیوید برگمن» بود که به تبلیغ این موضوع پرداخت» مجهز شدن به یک بمب اتم بهترین راه برای جلوگیری از قتل ‌عام دوباره یهودیان می‌باشد.
حمد جیمل که بعدها «مارچون» نام گرفت تا سال 1953 نه تنها یک پروسه برای استخراج اورانیوم در نقب را تکمیل کرده بود بلکه متد جدیدی برای تولید آب سنگین نیز به کار برد که به اسرائیل این امکان را می‌داد که مهمترین مواد هسته‌ای را تولید کند.
در پاییز 1965 فرانسه پذیرفت، راکتور تحقیقی 18 مگاواتی را در اختیار اسرائیل قرار دهد. اما چند هفته بعد، بحران سوئز وضعیت را به کلی دگرگون کرد. با گسترش این بحران در ماه جولای فرانسه و انگلیس با اسرائیل به توافق رسیدند که با حمله به مصر بهانه لازم را برای اروپایی‌ها برای فرستادن سربازانشان در قالب حافظان صلح به منطقه مهیا کنند تا بدینوسیله کانال را اشغال و دوباره افتتاح کنند. پس از پایان بحران سوئز که با دخالت آمریکا و حمایت این کشور از مصر پایان یافت، اتحاد جماهیر شوروی‌ یک تهدید جدی برای سه کشور به وجود آورد. در نتیجه این موضوع فرانسه به فکر تقویت اسرائیل به عنوان هم‌پیمان خود در خاورمیانه افتاد تا جایی که نخست‌وزیر فرانسه اعلام کرد که یک بمب هسته‌ای به اسرائیل مدیون است.
بدین ترتیب در اکتبر سال 1957 فرانسه و اسرائیل توافقی برای ساخت یک رآکتور 24 مگاواتی امضا کردند. در این پروتکلها به یک کارخانه فرآوری شیمیایی نیز اشاره شده بود.
این کارخانه به طور مخفیانه با همکاری تکنیسین‌های اسرائیلی و فرانسوی در دیمونا در صحرای نقب ساخته شد و آژانس هیچگونه نظارتی بر ساخت آن نداشت. اهمیت دیمونا برای اسرائیل تا حدی بود که یک آژانس اطلاعاتی جدید با نام LEKEM برای مخفی نگه داشتن آن و محافظت از آن تشکیل شد و بدین ترتیب 1500 اسرائیلی و فرانسوی در دیمونا مشغول به کار شدند.
نیروی هوایی فرانسه پس از خرید آب سنگین از نروژ با این شرط آن را به هیچ کشور ثالثی منتقل نمی‌کند، 4 تن از این مواد را مخفیانه به اسرائیل منتقل کرد.
فرانسه در سال 1964 به فعالیت‌های هسته‌ای خود در اسرائیل خاتمه داد. و این بار نوبت آمریکا بود. آمریکا در سال 1958 از وجود ساختمان دیمونا آگاه شد با این حال دو سال بعد تشخیص داد که این ساختمان یک سایت هسته‌ای است دیوید بن گوریون در دسامبر 1960 برای مقامات آمریکایی فاش ساخت: ساختمان دیمونا یک مرکز تحقیقات هسته‌ای است که برای اهداف صلح‌آمیز ساخته شده است.
اگرچه ایالات متحده آمریکا ادعا می‌کند که در آن زمان به تشویق فعالیت‌های هسته‌ای اسرائیل نپرداخت. اما اقدامی برای توقف آن انجام نداد.
اسرائیل در طول سالهای 1970 تا سال 1980 ساخت تعدادی کلاهک هسته‌ای را پایان داد و احتمالاً 100 تا 200 کلاهک هسته‌ای تا اواسط دهه 90 ساخته است. در این دوره مقامات اسرائیلی از آمریکایی‌ها خواستند که با اجرای یک آزمایش هسته‌ای توسط این رژیم موافقت کند.
اسرائیل به خوبی واقف بود که توان هسته‌ای این رژیم باید آشکار می‌شد تا تل‌آویو به عنوان تنها قدرت هسته‌ای منطقه دست کم در منطقه استراتژیک خاورمیانه بتواند نقش ابرقدرت را ایفا کند. با این حال آمریکایی‌ها که از عکس‌العمل جهانی به شدت بیمناک بودند به شدت با این مسئله مخالفت کردند.
اسرائیل هرگز نتوانست رضایت آمریکا را برای انجام یک آزمایش هسته‌ای که همواره در آرزوی آن بود به دست آورد بنابراین سناریوی دیگری نوشت سناریویی که شاید از آزمایش هسته‌ای تأثیر بیشتری داشت.
بازیگر صحنه اول این سناریو «مردخای وانونو» تکنیسین انرژی هسته‌ای اسرائیلی بود. این تکنیسین ناراضی اسرائیلی به تازگی به دین مسیحیت گرویده بود، انگیزه لازم را برای این بازی سیاسی داشت. وی با سرقت عکس‌هایی از دیمونا در سال 1986 مشخصات و عکس‌های آن را در روزنامه انگلیسی ساندی تلگراف منتشر کرد.
عکس‌العمل شدید جهانی نسبت به افشای برنامه هسته‌ای اسرائیل موجب شد رؤیای آزمایش هسته‌ای این رژیم 18 سال به تعویق افتاد. اسرائیل با ربودن مردخای فانونو، وی را به عنوان بمبی مخفی کرد تا در فرصت و زمان مناسب از او استفاده کند.
اکنون پس از گذشت 18 سال از آن زمان و در حالی که افکار عمومی متوجه ایران و کره شمالی است، مقامات اسرائیلی فرصت را برای صحنه بعدی این سناریو مناسب یافتند.
فانونو آزاد شد و اسرائیل بلافاصله از محمد البرداعی رئیس آژانس دعوت کرد تا به فلسطین اشغالی سفر کند. سفر البرداعی صحنه دوم این سناریو است که اسرائیل در جریان آن تلاش خواهد کرد وجود هسته‌ای خود را به آژانس و جهانیان تحمیل کند.
البرادعی وارد اسرائیل شد و با ورود خود توجه جهانیان را متوجه این رژیم کرد. اسرائیل درهای نیروگاه هسته‌ای دیمونا را به روی البرداعی بست تا علامت سؤالی را که در اذهان جهانیان حک کرده است برای روز مبادا حفظ کند.
این رژیم به خوبی واقف است که گاهی بی‌اطلاعی از مسئله‌ای از آگاهی از آن مسئله ترسناکتر است، بنابراین تلاش می‌کند با جلب توجه جهانیان به دیمونا از شفاف‌سازی در این مورد امتناع کند تا بدینوسیله نوعی ترس و وحشت از این رژیم را در منطقه موجب شود.
دو روز پیش از ورود البرداعی به اسرائیل، کمیسیون انرژی اتمی این رژیم با ایجاد یک سایت به انتشار تصاویری از دیمونا پرداخت با این حال این تصاویر تماماً از خارج این تأسیسات می‌باشند و درهای دیمونا همچنان به روی جهانیان بسته است.
اسرائیل با در پیش گرفتن یک سیاست مبهم نه برنامه هسته‌ای خود را رد می‌کند و نه آنرا تأیید می‌کند و بدین ترتیب تلاش دارد رعب موجود در منطقه از برنامه هسته‌ای این رژیم را حفظ کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات