تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۴  ، 
کد خبر : ۱۹۵۳۵۰
سخنرانی دیک چنی در مجمع جهانی اقتصاد

دموکراسی در خاورمیانه بزرگ

مترجم: محمدرضا نعیمی اشاره: سخنرانی دیک‌چنی معاون رئیس‌جمهوری آمریکا در مجمع جهانی اقتصاد که دی ماه سال گذشته طبق رویه سالیان اخیر برگزار شد، بر محور موضوع خاورمیانه چرخید. وی در این سخنرانی که در واقع به نوعی سیاست رسمی آمریکا را در این زمینه بازتاب می‌دهد، تصریح می‌کند خاورمیانه منبع ایدئولوژی‌های ـ به زعم وی ـ خشونت‌آمیزی است که مقابله با آنها در سرچشمه یکی از مسئولیت‌های خطیر غرب و در رأس آن آمریکاست. وی خواهان همراهی سایر کشورهای غربی در این مسیر با آمریکا و در صورت لزوم توسل به زور می‌شود. چنی در این میان به قیاس وضعیت اروپا پس از جنگ جهانی دوم و آشوب حاکم بر آن با وضعیت فعلی خاورمیانه می‌پردازد و چنین اظهار عقیده می‌کند که شکل‌گیری دموکراسی در اروپا نقطه پایان این آشوب‌ها بود و نتیجه می‌گیرد برقراری دموکراسی در کشورهای خاورمیانه می‌تواند دستاوردهای مشابهی به همراه آورد. چنی معتقد است مشارکت گسترده ناتو در افغانستان نشان دهنده اراده جمعی کشورهای اروپایی و آمریکا برای برقراری دموکراسی در این کشور است. وی با اشاره به مثال عراق، خواستار همکاری بیشتر بین ناتو و اتحادیه اروپا می‌شود. حضور کشورهای آسیایی و آمریکای لاتین از دیگر نکاتی است که معاون رئیس‌جمهوری آمریکا بر آن تأکید می‌کند که به اعتقاد وی با تقویت توان دفاعی آنها امکان‌پذیر است. وی خاطرنشان می‌کند دولت لیبی برای برچیدن برنامه تولید سلاح هسته‌ای نشان‌دهنده تأثیر ثبات قدم و همکاری کشورهای غربی در مقابله با تکثیر سلاح‌های کشتار جمعی است و خواستار تداوم آن می‌شود.

رخدادهای اخیر دلایل زیادی برای خوشبینی به ما می‌دهد. اسارت صدام حسین، تصویب قانون اساسی دمکراتیک جدید در افغانستان، تصمیم لیبی دایر بر دست کشیدن از پی‌جویی سلاح‌های کشتار جمعی، گرم شدن اخیر روابط بین هند و پاکستان و بازگشت به رشد استوار در آمریکا و آسیا تمام این وقایع اشاره به آینده‌ای دارد که امیدوارکننده‌تر از آنی است که بسیاری افراد یک سال پیش آن را امکان‌پذیر می‌دانستند.
ببینید در سال‌های اخیر در اروپا چه رخ داده است ـ پیشرفت و همکاری که تا همین چند نسل پیش غیرقابل تصور بود. در حافظه زنده عده‌ای در این اتاق، اروپا منبع دائمی خشونت و تهدیداتی بود که به فراتر از این قاره راه می‌یافت. امروزه در هر جا از این شهر، اروپا متحد و در آرامش است و این قاره اکنون برای تمام کشورها الگوی موفقیت اقتصادی و ثبات دمکراتیک است.
موفقیت اروپای نوین یکی از داستان‌های بزرگ تجربه انسان است. نیز داستان ائتلافی بزرگ و ماندگار بین مردمان آزاد دو سوی اقیانوس اطلس است. در خلال گذشت شش دهه و 12 رئیس‌جمهور در آمریکا، آمریکا و اروپا با چالش‌های عظیمی روبه‌رو بوده و با هم بر آن فائق آمده‌اند.
از آنجایی که مناسبات دو سوی اطلس نیرومند مانده است ـ به رغم وجود نیروهای فاشیسم و کمونیسم امپراتوری‌خواه ـ ملل ما توانسته‌اند به پیگیری صلح اهتمام ورزند. موضوع‌هایی که در نشست‌هایی از این دست درباره آن صحبت می‌کنیم ـ رشد اقتصادی، گسترش تجارت، فرصت‌های جدید برای مردمان ما ـ همگی بازتاب اطمینان جوامع آزاد است. و از این اطمینان بر مبنای معماری بنیادی، امنیتی شکل می‌گیرد که با هم پدید آورده‌ایم.
نسل امروز رهبران مسئولیت بزرگتری از محافظت از مردمان ما در برابر خطرات تازه ندارد. روز 11 سپتامبر 2001، چهره خطر را در روزگارمان را وضوح دهشتناکی دیدیم. صبح آن روز، ظرف سه ساعت، 19 نفر که فقط کاتر و بلیت هواپیما به همراه داشتند، زجر و مرگ را برای حدود 3000 مرد، زن و کودک به ارمغان آوردند. این ضایعه‌ای غم‌انگیز برای کشورم بود. اما در میان تلفات آن روز شهروندان بیش از 50 کشور دیگر هم بودند. و به رغم تمام ویرانی و سوگ ناشی از آن، 11 سپتامبر فقط نگاهی کوچک به تهدیدی بود که تروریسم بین‌الملل متوجه همه ما می‌کند.
همیشه گروه‌های کوچکی بوده‌اند که مایل‌اند از قتل بی‌هدف برای تکان دادن و ارعاب استفاده کنند. اما از برخی جهات حیاتی، تروریسم قرن بیست و یکم مبین خطری جدید و بسیار بزرگتر است. امروز ما با شبکه جهانی پیشرفته‌ای از تروریست‌ها روبه‌رو هستیم که با ارزش‌های آزادی، رواداری و آزادی که بنیان جوامع ما را تشکیل می‌دهد، مخالف هستند. نظرات و احساس ناراحتی آنان نه متوجه یک دولت یا ملت یا دین که تمام دولت‌ها، ملل و مردمی است که سر راهشان بایستند. و از این رو است که شاهد جنایات بیشتری پس از 11 سپتامبر در بالی، جاکارتا، نجف، بیت‌المقدس، دارالبیضا، ریاض، مومباسا، استانبول، بغداد و جاهای دیگر هستیم.
تروریست‌های امروز مردان و زنان جوان را به مأموریت خودکشی و قتل می‌فرستد و آن را شهادت می‌خوانند. آنان به همین راحتی 000/300 نفر بی‌گناه را می‌کشند که 3000 نفر را کشتند و دقیقا در پی کسب ابزار انجام چنین کاری هستند. از مواد به دست آمده توسط نیروهای ائتلاف در افغانستان و بازپرسی‌های تروریست‌های دستگیر شده، ما می‌دانیم آنان هر کاری برای تولید یا دستیابی به سلاح‌های شیمیایی، میکروبی، رادیولوژیک و حتی هسته‌ای می‌کنند.
اگر قرار بود به این سلاح‌ها دست یابند ـ چه از رهگذر تلاش‌های خود یا با کمک حکومتی غیر قانونی ـ هیچ‌گونه درخواستی برای خردورزی یا تلفات آنان را از ارتکاب خطرناک‌ترین جنایت‌ها بازنمی‌داشت. همان‌طور که در گزارش اخیر راهبرد امنیتی اتحادیه اروپا آمده است، تروریست‌ها «مایل‌اند از خشونت نامحدود برای ایجاد تلفات گسترده استفاده کنند.»
باید با فوریتی عمل کنیم که این خطر می‌طلبد. مردمان متمدن باید هر آنچه در توان دارند، برای شکست تروریسم و توقف پخش سلاح‌های کشتار جمعی انجام دهند.
وظایفی که متوجه ماست، وظایفی است که تا مدت‌ها در آینده با آن روبه‌رو خواهیم بود. و موفقیت ما به برآوردن این سه مسئولیت اساسی بستگی دارد. نخست، باید با ایدئولوژی‌های خشونت در سرچشمه و از طریق ترویج دموکراسی در سراسر خاورمیانه بزرگ و فراتر از آن برخورد کنیم. باید با هم با این خطرات مقابله کنیم. همکاری میان دولت‌های ما و نهادهای بین‌المللی مؤثر امروز اهمیت بیشتری از آنچه در گذشته داشتند، دارند. سوم، وقتی دیپلماسی شکست می‌خورد، باید آماده باشیم با مسئولیت‌هایمان روبه‌رو شویم و در صورت لزوم مایل به استفاده از زور باشیم. تهدیدهای مستقیم نیازمند اقدام قاطع است.
اجازه دهید با اولین مورد شروع کنیم ـ شکست خشونت از طریق پیشبرد آزادی.
موضوع این کنفرانس تصریح دارد که «رفاه بدون امنیت وجود ندارد و امنیت در غیاب رفاه نمی‌تواند به دست بیابد.» اما با وجودی که می‌دانیم که امنیت و رفاه به طور متقابل به هم بستگی دارند، باید گامی جلوتر برداریم و بپرسیم بهترین راه دستیابی به آنها چیست. و پاسخ در ارزش‌های آزادی، عدالت و دموکراسی نهفته است. به تجربه می‌دانیم که نهادهای خویش حاکمیت انرژی انسان را از خشونت برمی‌گیرد و به سوی کار مسالمت‌آمیز ایجاد زندگی بهتر هدایت می‌کند. دموکراسی‌ها مکان رشد خشم و رادیکالیسمی ‌نیستند که جوامع را به قهقرا می‌کشاند یا خشونت صادر می‌کند. تروریست‌ها جوامعی را که جوانان حق هدایت سرنوشت خود و انتخاب رهبرانشان را دارند، مکان مستعدی برای عضوگیری نمی‌یابند.
برای تصویر این حقایق به بهترین شکل ممکن، لازم نیست به دور دست بنگریم. تا اواسط قرن بیستم، تداوم چندین دهه مناقشه سبب شده بود تا عده‌ای به این نتیجه برسند که تنش دائمی یک حقیقت زندگی در اروپاست و این که برخی فرهنگ‌های اروپایی ناتوان از حفظ ارزش‌های دمکراتیک هستند. اکنون می‌دانیم که این دیدگاه بدبینانه نادرست بود. منابع واقعی مناقشه حکومت‌های استبدادی یا ضد دمکراتیک بودند.
شکست فاشیسم و گسترش دموکراسی پس از جنگ جهانی دوم پیش‌شرط صلح و رفاه در اروپای غربی بود.
آلمان و فرانسه تنها آنگاه توانستند روی صلح را ببینند که به دموکراسی‌های باثباتی تبدیل شده بودند. و آن آشتی به مانند هر رخدادی دیگر، باعث پیدایش جامعه اروپایی که امروز می‌شناسیم، شد. به همین شکل، شکست کمونیسم شوروی و گسترش دموکراسی در اروپای شرقی وجود قاره‌ای یکدست و آزاد را امکان‌پذیر کرد ـ قاره‌ای که به طور فزاینده باثبات و آباد است.
آنچه زمانی درباره اروپا گفته می‌شد، به تناوب در مورد آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین گفته شده و امروز هم اغلب در مورد خاورمیانه بزرگ گفته می‌شود. به ما می‌گویند که فرهنگ و باورهای مردم مسلمان به نوعی با ارزش‌ها و آرزوهای آزادی و دموکراسی مغایر است. این ادعاها توهین‌آمیز و نادرست است. بسیاری از مسلمانان جهان امروز در جوامع دمکراتیک زندگی می‌کنند. شاید ترکیه الگوی برتر باشد. به همین دلیل است که اخیرا هدف خشونت تروریستی قرار گرفته است. ترکیه سزاوار پشتیبانی ماست، از جمله از آرزوهای اروپایی آن.
میلیون‌ها مسلمان دیگر در مقام شهروندان دموکرات در آسیا، اروپا و آمریکا زندگی می‌کنند و شکوفا شده‌اند. میل به آزادی صرفا آمریکایی یا غربی نیست، بلکه جهان‌شمول است. هرگاه به مردم عادی امکان انتخاب داده‌اند، آزادی، دموکراسی و حاکمیت قانون را انتخاب می‌کنند، نه بردگی، استبداد و سایه سنگین پلیس مخفی.
در سال‌های جنگ سرد آموختیم که نمی‌توانیم مرز ایمنی برای آزادی قائل شویم. امنیت در اروپا قابل تقسیم نبود. در جهان هم نیست. انتخاب ما بین جهان تک‌قطبی و جهان چندقطبی نیست. انتخاب ما جهان، عادلانه، آزاد و دمکراتیک است. این امر مستلزم بینش‌ها، ایثارگری‌ها و منابع تمام ملل دمکراتیک است. و نیازمند شجاعت، ایثار و از خود گذشتگی افرادی است که اکنون از آزادی‌های ابتدایی محروم هستند.
روشن است که اصلاحات طرفداران بسیاری در جهان اسلام دارد. روشنفکران عرب از کسری آزادی و ضرورت اصلاح داخلی، مشارکت سیاسی گسترده‌تر، حاکمیت قانون، آزادی اقتصادی و تجارت بیشتر سخن گفته‌اند.
همان‌گونه که عده‌ای در این کنفرانس می‌توانند گواهی دهند، شاهد حرکت به سوی اصلاح در خاورمیانه بزرگ بوده‌ایم. در مغرب، ملک محمد به تازگی خواهان رعایت بیشتر حقوق زنان شده است. در اردن، انتخابات برگزار شد و دولت گام‌هایی را برای کاهش کنترل دولت بر مطبوعات برداشته است. در بحرین، پارسال انتخابات برگزار شد و زنان توانستند برای اولین‌بار نامزد شوند. در مصر حزب حاکم دمکراتیک ملی خواهان اصلاحات اقتصادی بیشتر و مشارکت گسترده‌تر سیاسی شده است.
در عربستان سعودی، عبدالله ولیعهد کشور منشور عربی اصلاحات را منتشر کرده و خواهان برگزاری انتخابات شورای شهر شده است. این تغییرات نشان‌دهنده چیزی است که همه می‌دانیم ـ که اصلاحات و دمکراسی واقعی باید از جانب افراد شجاع و آینده‌نگر آغاز شود. و آن دسته از ما که امتیاز زیستن در آزادی برخورداریم، مسئول هستیم از این اقدامات تاریخی حمایت کنیم.
زمامداران ایران باید از الگویی که سایرین در سراسر خاورمیانه بزرگ عرضه کرده‌اند، پیروی کنند. در این کشور بزرگ، خواسته فزاینده‌ای برای دستیابی به دمکراسی واقعی و حقوق بشر وجود دارد. اروپا و آمریکا باید یکپارچه از این حکومت بخواهند که به مطالبات مشروع مردم ایران احترام بگذارد.
البته، تازه‌ترین نمونه‌های چشمگیر پیشرفت دمکراتیک را باید در کشورهای آزاد شده افغانستان و عراق دید. در افغانستان دو سال پس از سقوط حکومت بی‌رحم طالبان، لویه جرگه یک قانون اساسی تصویب کرده است که بازتاب ارزش‌های رواداری حقوق برابر برای زنان است. مردم افغان با رهبری کرزای رئیس‌جمهوری و با کمک کشورهای دمکراتیک در سراسر جهان در حال ساخت جامعه‌ای خوب، عادلانه و آزاد هستند ـ کشوری که دیگر هرگز مأمن وحشت نباشد.
در عراق نیز پس از چند دهه حکومت بعثی‌ها، دمکراسی پا می‌گیرد. کمتر از یک سال پیش، مردم این کشور تحت قدرت مطلق یک شخص و دستگاه ارعاب و شکنجه وی زندگی می‌کردند. امروز این دیکتاتور سابق در اسارت به سر می‌برد، در حالی که مردم عراق آماده خویش حاکمیت کامل می‌شوند. صدام حسین دیگر نمی‌تواند به تروریست‌ها پناه دهد و از آنان حمایت کند و تلاش‌های دیرینه‌اش برای دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی بالاخره به پایان رسیده است.
اکنون نیروی پلیس جدید عراق به جای آزار مردم، از آنان محافظت می‌کند. صدها روزنامه عراقی اکنون منتشر می‌شود و هیچ مأمور بعثی نیست که به آنها بگوید چه چاپ کنند. ائتلافی از کشور ما به رهبری آمریکا در حال کار با شورای حکومتی جدید عراق برای هموارسازی راه جهت‌گذار به حاکمیت کامل عراقی‌ها تا پایان ماه ژوئن است. عراقی‌ها در حال آماده کردن یک قانون اساسی هستند که ضامن برخی حقوق اساسی خواهد بود. ماه به ماه، عراقی‌ها مسئولیت بیشتری را برای امنیت خود و آینده خود به دوش می‌گیرند.
آمریکا و شرکای ما در ائتلاف در کنارشان خواهند ایستاد و برای تضمین امنیت آنان همچنان فداکاری خواهند کرد تا کار به انجام برسد. از تمام کشورهای دمکراتیک و سازمان ملل می‌خواهیم به فراخوان شورای حکومتی برای حمایت از مردم عراق در حین گذار به دمکراسی پاسخ دهند. از تمام کشورهایی که از عراق بستانکارند، می‌خواهیم در بخشودگی آن گشاده‌دست باشند.
راهبرد پیش‌نگرانه ما در قبال آزادی ما را نسبت به حمایت از کسانی که در سراسر خاورمیانه می‌کوشند و برای اصلاح فداکاری می‌کنند، متعهد می‌کند. از تمام دوستان و متحدان دمکراتیک خود در همه جا و به خصوص اروپا می‌خواهیم در این تلاش با ما همراه باشند. اروپایی‌ها می‌دانند تجربه بزرگ آنان در ایجاد صلح، اتحاد و رفاه نمی‌تواند در قالب پاره‌ای جدا افتاده و ممتاز ادامه یابد که اطرافش را زمینه‌های مستعد نفرت و افراط‌گرایی احاطه کرده است.
روزگار نگریستن به جانب دیگری در حالی که حکومت‌های استبدادی حقوق بشر را پایمال می‌کنند، ثروت ملل خود را می‌دزدند و سپس با خوراندن دائمی نفرت ضدغربی به مردم درصدد توجیه ناکامی‌هایشان برمی‌آیند، به سر آمده است. اگر کشورها به امید دستیابی به ثبات بر سر ارزش‌ها کوتاه بیایند، به ملل خود خیانت کرده‌اند. در عوض باید در پی استانداردی بالاتر باشیم که همان اندازه در مورد دوستانمان در منطقه صدق کند که درباره دشمنانمان.
همان‌گونه که اصلاحات دمکراتیک کلید آینده‌ای است که مردم خاورمیانه شایسته آن هستند، برای حل مسالمت‌آمیز مناقشه دیرپای اعراب ـ اسرائیل نیز ضروری است. و ما از کشور مستقل فلسطینی حمایت می‌کنیم.
اما صلح توسط آن دسته از زمامداران فلسطینی که مخالفین را ارعاب می‌کنند، فساد را تحمل می‌کنند و از آن بهره‌مند می‌شوند و با گروه‌های تروریست رابطه دارند، محقق نخواهد شد. بهترین امید برای صلح ماندگار به دمکراسی واقعی بستگی دارد. و دمکراسی واقعی فلسطین نیازمند رهبرانی است که می‌فهمند تروریسم در واقع بدترین دشمن مردم فلسطین است و آماده‌اند آن را از میان بردارند. اسرائیل هم باید تلاش‌های خود را مضاعف کند، از رنج مردم فلسطین بکاهد و از اقداماتی که امکان بقای راه‌حل دو کشوری را در درازمدت تضعیف می‌کند، بپرهیزد.
تشویق گسترش آزادی و دمکراسی کار درست و بسیار به نفع جمعی ماست. کمک به مردم خاورمیانه بزرگ برای فائق آمدن بر کسری آزادی نهایتا رمز پیروزی در جنگ گسترده‌تر با تروریسم است. این امر یکی از بزرگترین وظایف روزگار ماست که نیازمند اراده و امکانات یک نسل یا بیشتر است.
این کاری است که باید بسیاری در آن مشارکت کنند. و اینجاست که دومین مسئولیت بزرگ خودمان را می‌بینیم: قدرتمند نگه داشتن ائتلاف و مشارکت‌های بین‌المللی ما و همکاری در هر جبهه که با خطرات مشترک روبه‌رو می‌شویم.
در خلال دو سال گذشته پیشرفت زیادی کرده‌ایم. تا مدتی پیش تروریست‌ها با امنیت در شهرهای سراسر اروپا زندگی می‌کردند و روادید آمریکا می‌گرفتند و از باز بودن جوامع ما سو ء‌استفاده و از آن علیه ما استفاده می‌کردند. امروز دستگاه‌های اطلاعاتی و اعمال قانون ما با همکاری با هم حلقه محاصره دور تروریست‌ها را تنگ کرده‌اند و منابع تأمین مالی آنها را زیر فشار گذشته‌اند تا از گذر آزادانه آنان از مرزهایمان جلوگیری کنند و پیش از حمله، دستگیرشان کنند.
ما ابزار جدیدی برای تقویت تلاش‌هایمان ایجاد کرده‌ایم، مانند پیمان‌های کمک حقوقی دوجانبه و استرداد بین آمریکا و اتحادیه اروپا به تازگی امضا شد. و هر کدام از ما مسئول هستیم تا از اعمال کامل این پیمان‌ها اطمینان حاصل کنیم. با کاربرد این ابزار، ایمن‌تر می‌شویم، ولی هنوز ایمن نیستیم. تک‌تک ما مسئول هستیم تا خلأ موجود در تلاش مشترکان را علیه تروریسم و سلاح‌های کشتار جمعی برطرف کنیم.
اقدامات نظامی ما همواره به کمک بسیاری متحدان و شرکای ما در این قاره و سراسر جهان صورت پذیرفته است. برای من تعجب‌آور نیست که 21 کشور از 34 کشوری که با ما در عراق به صلح‌بانی مشغول هستند، شرکا و متحدان ناتو هستند. ایتالیا، لهستان، اسپانیا و هلند در کنار بریتانیای کبیر همه کمک‌های زیادی کرده‌اند. لهستان فرماندهی یک هنگ چندملیتی را بر عهدده گرفته و اسپانیا هم متعهد گسیل گروه زیادی از سربازان شده است. 38 کشور در افغانستان نیرو دارند، شامل 28 کشور از قاره اروپا و نیز کشورهایی از خاورمیانه، شرق آسیا و آمریکای شمالی. در افغانستان، آلمان نقش اساسی در تدارک نیرو و افزایش نقش ناتو بر عهده گرفته است.
ناتو اکنون در حال پشت سر گذاشتن بزرگترین و مهم‌ترین دگرگونی در تاریخ خود است. این سازمان در حال افزایش اعضا و تشکیل نیروی واکنش سریع است، فرماندهی نیروی کمک‌رسانی امنیت بین‌المللی در کابل را بر عهده دارد و در حال گسترش نقش ناتو در افغانستان است و نیز از هنگ به فرماندهی لهستان در عراق حمایت می‌کند. این مأموریت‌ها ـ که صدها و گاه هزاران مایل از اروپا فاصله دارد ـ ناشی از فهم مشترک ماست که با تهدیدات امروز باید در جایی رو‌به‌رو شد که هستند. در غیر این صورت این تهدیدات به سوی ما می‌آیند.
اولویت دیگر همکاری و تقسیم کار بیشتر بین ناتو و اتحادیه اروپاست. هیچکدام از ما نمی‌تواند هزینه اتلاف نیرو، موازی کاری و یا رقابت بین این دو سازمان بزرگ در بروکسل را بپردازد. آمریکا‌خواهان اروپایی با حداکثر توان ممکن است. و همان‌طور که ما نباید شما را به انتخاب به بین اشتغالات اروپایی و فرای اقیانوس اطلس مجبور کنیم، شما نباید خود را ارزان بفروشید و به کمتر از توان نظامی و نفوذی که مردمتان سزاوار هستند، رضایت دهید.
همچنین از متحدان و شرکای خود در آسیا و آمریکای لاتین می‌خواهیم توان دفاعی خود را تحکیم بخشند و به تلاش‌های مشترک ما برای حفظ صلح بپوندند. در این زمره، ژاپن، کره، تایلند، هندوراس، نیکاراگوئه و جمهوری دومینیکن در اقدامی شجاعانه به عملیات صلح‌بانی در عراق پیوسته‌اند. احترام و سپاس ما درخور آنان است.
مشکل جدی تکثیر سلاح‌های هسته‌ای را باید با اقدامی متحد پاسخ داد. موقعیت‌های مختلف نیازمند راهبردهای مختلف است. آمریکا مصمم است به همراه چین، ژاپن، کره جنوبی و روسیه شاهد لغو برنامه هسته‌ای کره شمالی باشد. از فعالیت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای متعهد نگه داشتن دولت ایران نسبت به عدم تولید سلاح‌های هسته‌ای حمایت می‌کنیم. باید همچنان متفقا از ایران بخواهیم به تعهدات بین‌المللی خود پایبند باشد.
در این حال، باید به طور جدی نهادها و پیمان‌های چندچانبه را بررسی کنیم تا ببنیم آیا آنها از عهده برآوردن چالش‌های قرن بیست و یکم برمی‌آیند یا خیر. ساز و کارهای موجود شاید گسترش سلاح‌های مرگبار را کند کرده باشد، اما قطعا از آن جلوگیری نکرده است.
پارسال، آمریکا و 10 کشور دیگر- شامل استرالیا، فرانسه، ایتالیا، ژاپن و اسپانیا- ابتکار امنیت تکثیر را تشکیل دادند، تلاشی مشترک برای شناسایی و ضبط سلاح‌ها و موشک‌های خطرناک حین انتقال. سال‌ها، این مواد از اقیانوس‌ها و قاره‌ها گذشته‌اند بی آن که تلاش جدی یا نظام‌مند برای توقف آن به عمل آید.
امروز که می‌دانیم تروریست‌ها فعالانه در پی دستیابی به این سلاح‌ها جهت تحقق بلندپروازی‌شان هستند، نمی‌توان در مخاطرات عدم اقدام تردید کرد. بنابراین باید صادقانه با تلاشی همه جانبه، مؤثر و جهانی برای توقف انتقال این سلاح‌ها اقدم کنیم پیش از آن که دیر شود. هر کشوری باید وضعیت داخلی را بررسی کند و در مقررات و فعالیت‌های اقتصادی که احتمالا برای جلوگیری از صادرات مواد به کار رفته در تولید سلاح‌های کشتار جمعی ناکارآمد است، تجدیدنظر کند.
در تمام اقداماتمان، دمکراسی‌های جهان باید پیامی غیرقابل اشتباه بفرستند: این که پی‌جویی سلاح‌های کشتار جمعی فقط عامل انزوا و هزینه زیاد است. و رهبرانی که از پی‌جویی این سلاح‌ها دست بردارند، مسیری روشن به سوی روابط بسیار بهتر با دولت‌های سراسر جهان خواهند یافت.
این پیام اکنون در طرابلس پاسخ به همراه داشته است. در ماه دسامبر، پس از ماه‌ها دیپلماسی فشرده، سرهنگ قذافی داوطلبانه قول داد تمام برنامه‌های کشتار جمعی حکومت خود را فاش کند و برچیند. اقدام موفق مشترک آلمان و ایتالیا در ضبط محموله قطعات سانتریفوژ به مقصد لیبی قطعا به تحقق تصمیم وی کمک کرد.
امروز با همکاری دولت لیبی، کارشناسان آمریکایی و انگلیسی‌ و بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برنامه تسلیحاتی چشمگیری را بررسی کرده‌اند، شامل طرح غنی‌سازی اورانیوم برای سلاح هسته‌ای.
لیبی موافقت کرده است در ماه‌های آتی فهرست کاملی ارائه کند و بازرسان در انهدام کل برنامه تسلیحاتی و موشک‌های دوربرد به لیبی کمک خواهند کرد. لیبی اکنون پیمان منع آزمایش هسته‌ای را تصویب کرده و ماه بعد صد و پنجاه و نهمین کشوری خواهد شد که به معاهده سلاح‌های شیمیایی می‌پیوندد.
تفاهم ما با لیبی از طریق دیپلماسی آرام حاصل شد. اما این امر نتیجه سیاست‌ها و اصولی بود که برای همگان اعلام شد. در خلال دو سال گذشته، نشان داده‌ایم وقتی از مبارزه با تروریسم و پایان گسترش سلاح‌های کشتار جمعی صحبت می‌کنیم، دقیقا آنچه می‌گوییم، مورد نظر ماست. دیپلماسی ما با لیبی فقط به این علت موفق بود که کلام ما معتبر بود.
این نوع اعتبار فقط از یک راه به دست می‌آید- از طریق حفظ تعهدات، حتی وقتی که دشواری و فداکاری به همراه دارد. و القای این واقعیت بدون تردید به دشمنان بالقوه که رفتار خطرناک برخی پیامدها را به دنبال دارد. و بنابراین سومین مسئولیت ملت‌های آزاد این است که به عنوان آخرین راه‌حل، آماده کاربرد نیروی نظامی باشند.
آن دسته از ما که اینقدر خوش‌‌اقبال هستیم که در دمکراسی‌های موفق و نیرومند زندگی کنیم، به مذاکره از روی حسن نیت و حل مسالمت‌آمیز اختلافات عادت کرده‌ایم. ما هر روز این اصول را رعایت می‌کنیم، در پارلمان، در قوانین و در نظام‌های حقوقی. در پی جنگ جهانی دوم، دمکراسی‌های پیروزمند و شرکای تازه آزاد شده آنها همان معیارهای گفتار و کردار را از طریق سازمان ملل و دیگر سازمان‌های بین‌المللی که با هم تأسیس کردیم، با جهانیان تقسیم کردیم.
با این حال، این وسوسه وجود دارد که تصور کنیم حسن‌نیت مبنای این نهادها همواره جبران می‌شود. اما همان‌طور که در مورد عراق دیدیم، پس از 12 سال و بیش از 12 قطعنامه شورای امنیت- که آخرین آن وعده پیامدهای جدی را داد ـ زمانی فرا می‌رسد که فریب و تجری را باید جواب داد. در آن مقطع باید با خطری در حال شکل‌گیری مستقیما روبه‌رو شد. در آن مقطع، باید نشان دهیم که فراتر از قطعنامه‌های ما، اراده واقعی وجود دارد. همان‌طور که جورج‌ بوش رئیس‌جمهوری گفت: «مردم ما به ما وظیفه داده‌اند از آنان دفاع کنیم. و این وظیفه گاه محدود کردن خشونت‌آمیز افراد خشن است.»
عدم اقدام می‌تواند تبعات خطرناک در بر داشته است. اگر دست به اقدام نزده بودیم، صدام حسین هنوز بر سر قدرت بود و بی‌تردید هنوز با سازمان ملل مخالفت و مأموریت آن را مسخره می‌کرد.
از آنجایی که اقدام کردیم، 25 میلیون نفر آزاد از ظلم صدام زندگی می‌کنند. آنان دیگر هرگز از حکومت خودسرانه این دیکتاتور و پسرانش در هراس نخواهند بود ـ اتاق‌های شکنجه، گورهای دسته‌ جمعی، کل دستگاه وحشت که قدرتشان را تداوم می‌بخشید. مردم عراق از کابوسی رسته‌اند. و هر کس که اکنون در کار ایجاد ثبات و دمکراسی در عراق دخیل است، به هدفی عادلانه و سودمند برای صلح جهان کمک می‌کند.
هیچکدام از مسئولیت‌هایی که امروز صبح توصیف کردیم، به راحتی قابل برآوردن نیست. اشاعه آزادی، عدالت و دمکراسی در مناطقی که نسل‌ها با استبداد آشنا هستند، کاری است عظیم. همیاری علیه خطرات عصر جدید الزاماتی را متوجه ما می‌کند و گهگاه اختلاف بروز خواهد کرد، حتی در میان متحدانی که احترام زیادی برای یکدیگر قائل هستند. و استفاده از نیروی نظامی آنگاه که هیچ چاره‌ای نیست، همواره سخت‌ترین تصمیمی است رهبران باید بگیرند.
ما از زیر بار این مسئولیت‌ها شانه خالی نمی‌کنیم، چرا که از روی تجربه تلخ می‌دانیم که حادثه غم‌انگیز می‌تواند از تفرقه، ضعف و تزلزل ناشی شود. مصمم هستیم که چالش‌های امروز به بحران‌های فردا تبدیل نشوند. این امر آزمون دیپلماسی و اراده ما خواهد بود. با حرکت در این مسیر می‌توانیم از یکی از درس‌های امیدوارکننده‌تر قرن اخیر راهنمایی بگیریم. تاریخ با دیکتاتوران و ایدئولوژی‌های مرگبار خوب رفتار نکرده است. شتاب تاریخ به جانب آزادی انسان است. و وقتی مردم آزاد موردنظر ما باشند و به آرمان‌های ما باور داشته باشند و متفقا از ما دفاع کنند، هیچ دشمنی بر ما چیره نخواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات