ترجمه: نیلوفر قدیری
اگر «یولیا تیموشنکو» ستاره تنیس، بازیگر هالیوود یا الگوی لباس بود تا به حال هزاران بار تصاویرش روی نشریههای مختلف چاپ میشد. اما زنی که فقط چند سال به یک مولتی میلیاردر و معاون نخستوزیر اوکراین، یکی از بزرگترین کشورهای اروپا تبدیل شد، تا همین اواخر برای دنیا ناشناس بود. در تمام روزهای تظاهرات مخالفان علیه انتخابات اوکراین، تیموشنکو در سمت راست ویکتور یوشچنکو رهبر مخالفان دیده میشد. این دو دست در دست هم مانند یک زوج ظاهر میشدند. چهره تغییر یافته در اثر بیماری مرموز یوشچنکو در کنار تیموشنکوی جدی با کت پر ساده و ظریفش، ترکیبی مناسب ایجاد میکند. او موهایش را به شکل سنتی دختران دهقان اوکراینی میبندد.
اما ظاهر دهقانی تیموشنکو گمراهکننده است. او زن ثروتمندی است که ثروتش را پیش از ورود به سیاست از طریق جنجالبرانگیزی به دست آورده است. او سه سال پیش وقتی وارد مبارزه پر سر و صدا اما ناموفق میدان بزرگ شهر برای سرنگونی لئونید کوچما رئیسجمهوری تازه سوگند خورده اوکراین شد، در واقع تغییر موقعیت داد و از عضو طبقه نوکیسه نه چندان مورد علاقه اوکراین به یک مارشال با مهارت تبدیل شد.
ورود اولیه او به سیاست در نیمه دهه 1990 روی داد، اما حزب «هرومادای» او در آن زمان فقط بخشی بیاهمیت از تلاشهای نوکیسهگان برای پیشبرد منافع تجاریشان به حساب میآمد.
در روزهای اخیر، تیموشنکو تجربه اعتراضهای خیابانی گذشتهاش را در خدمت یوشچنکو و طرفدارانش در میدان استقلال کیف قرار داد. او را چهرهای تندرو در میان گروه رهبری مخالفان اوکراین میدانند که اگر قرار بر سازش و مصالحه باشد، آخرین کسی است که با آن موافقت خواهد کرد.
یکی از نزدیکان یوشچنکو، این زن را «بانوی آهنین، زنی جدی و نیروی واقعی پشت سر یوشچنکو» میخواند.
در روزهای اولیه اعتراضهای خیابانی، نطق آتشین تیموشنکو بود که عدهای از مخالفان را تحریک کرد و به حرکت به سوی ساختمانهای دولتی واداشت.
در واقع، سخنان او بود که مسیر حرکت مخالفان را به کاخ ریاست جمهوری کشاند. وقتی پلیس ضد شورش راه مخالفان را به سوی دفتر ریاست جمهوری سد کرده بود همین زن از پلیس خواست سلاحش را از مردم برگرداند و به سوی شورشیان واقعی نشانه برود. او از طریق یک بلندگو فریاد زد: «با شهروندان اوکراین همراه شوید، از شما میخواهم از مردم و رئیس جمهوری منتخب آنها حمایت کنید!»
تیموشنکو در آخر پیشنهاد پلیس را برای عبور از خط تعیین شده و مذاکره با مقامات پذیرفت و به آنها اطمینان داد که تظاهرکنندگان هیچچیز را تخریب نمیکنند. اما تیموشنکو کیست؟ آیا او مبارز از جان گذشته ارزشهای بازار آزاد، استقلال اوکراین و تفکرات لیبرال اروپایی است؟ یا چهرهای تیره و تار است که سابقهاش میتواند پیروزی مخالفان را مخدوش کند؟
کسی درباره شخصیت فرهمند او یا اراده آهنینش تردیدی ندارد، کاریزما و ارادهای که موجب شده است او در سن 44 سالگی به یکی از چهرههای مهم سیاست و اقتصاد اوکراین با آن فضای مردمسالارانهاش تبدیل شود. اوکراین کشور پدرسالاران نیست اما قدرت زنان در آن به طور سنتی دیده نمیشود.
در وب سایت شخصی تیموشنکو، از بازدیدکنندگان خواسته شده است در یک نظرسنجی به هر دو زبان انگلیسی و اوکراینی، بگویند که فعالیت یولیا تیموشنکو در کدام سمت مؤثرتر است؟
چهار گزینه در این نظرسنجی وجود دارد: ریاستجمهوری، نخستوزیری، ریاست مجلس و گزینههای دیگر. در بخشهای دیگر این سایت تصاویر الکساندر، شوهر و یوگنیا دختر او دیده میشود. یوگنیا در دانشکده اقتصاد لندن در رشته سیاست تحصیل میکند.
تیموشنکو در سال 1960 در دیپروپتروفسک شهری در شرق اوکراین که زبان مردم آن روسی و زمانی زرادخانه شوروی بوده است، به دنیا آمد.
او در رشته اقتصاد آموزش دید و تحصیل کرد. شهر زادگاه او میراث سیاسی دارد و پایگاه قدرت لئونید برژنف و کوچما بوده است.
کوچما که در 10 سال گذشته سمت ریاست جمهوری اوکراین را به عهده داشته است اولین بار در حالی وارد کیف شد که قطاری از دوستانش از دیپروپتروفسک او را همراهی میکردند. تیموشنکو از این ارتباطات سود بسیار برد و از طریق آشنایی با پاولو لازارنکو که در سال 1996 به نخستوزیری اوکراین رسید، توانست ترقی کند. لازارنکو ادعا میکرد طرحی دارد که بحران انرژی اوکراین را حل میکند. دلیل بروز این بحران، ناتوانی کارخانهها در پرداخت پول گاز روسیه بود. او شبکهای از انحصارهای گاز منطقهای را ایجاد کرد که گاز شرکتها را در مقابل هر آنچه این شرکتها پیشنهاد میکردند مانند پول نقد یا کالا یا سهام، تأمین میکرد. یکی از بزرگترین نفع برندگان این طرح، شرکتی بود که تیموشنکو آن را تأسیس و اداره میکرد یعنی یونایتد انرژی سیستم.
آن روزها برای تیموشنکوی جوان، فرصت مغتنمی بود. بر اساس کتاب سال 2001 میتو برژینسکی با عنوان «مسکو کازینو» که یک فصل از آن با عنوان «زن 11 میلیارد دلاری» به تیموشنکو اختصاص دارد، چند مأمور محافظ شوروی سابق از او حفاظت میکردند. تیموشنکو یک بار برای بردن برژینسکی از مسکو هواپیمایی فرستاد تا او را به دیپروپتروفسک ببرد و ناهار را مهمان او باشد. عصر همان روز، همان هواپیما برژینسکی را به مسکو بازگرداند. وقتی برژینسکی گفت که نمیخواهد مزاحم هواپیمای او شود، تیموشنکو گفت: «نگران نباش، چهار فروند دیگر از این هواپیماها دارم.»
در نتیجه نفوذ لازارنکو، تیموشنکو کنترل 20 درصد تولید ناخالص داخلی اوکراین را به دست آورد و این جایگاهی بود که هیچ شرکت خصوصی دیگر در دنیا نداشت.
رشد سریع او و دوستیاش با لازارنکو بعدها برایش دردسرساز شد. لازارنکو بعد از مدتی از چشم دولتمردان افتاد و به اتهام فساد در سال 1997 برکنار شد و از اوکراین گریخت و در ژوئن همان سال به اتهام پولشویی و اختلاس در کالیفرنیا محکوم شد. ابتدا تیموشنکو توانست از این رسوایی فاصله بگیرد و در دوران نخستوزیری یوشچنکو، معاون او شد؛ اما با سرد شدن روابطش با کوچما پای او هم به این رسوایی کشیده شد. او متهم شد که در مقابل به دست آوردن سهم بیشتر بازار گاز، به لازارنکو رشوه داده است. او همواره این اتهام را رد کرده است اما برژینسکی میگوید که این اتهام صحت دارد. او میگوید: دولت آمریکا شواهد و مدارکی از گفتوگوهای تلفنی دارد که میان او و لازارنکو رد و بدل شده است.
پلیس بینالملل به درخواست مقامات روسیه در هفتم دسامبر نام او را در فهرست افراد تحت تعقیب خود قرار داده است. این حکم دستگیری با همین اتهامها و تخلفات مالی به شرکتش در نیمه دهه 1990 مربوط میشود. شوهر تیموشنکو نیز فراری است. درستی یا نادرستی این اتهامات هرچه که باشد، چهره تیموشنکو را در میان مردم اوکراین تیره کرده است، چون در دهه 1990 در شرایطی که بسیاری از مردم عادی در اوکراین فقیر و گرسنه بودند، او به فکر جمعآوری ثروت بود. در فوریه 2001 مقامات اوکراینی به اتهام فساد او را دستگیر کردند و یک ماه به زندان انداختند. وقتی اتهامها برطرف شد، او وارد تظاهرات خیابانی علیه کوچما به دلیل نقش وی در قتل یک روزنامهنگار مخالف شد. یک سال بعد یک تصادف مرموز نزدیک بود به مرگ تیموشنکو منجر شود. بعضی میگویند این یک سو ءقصد دولتی بوده است.
اکنون او در مقام رهبر مخالفان ظاهر شده است اما کسی نمیداند که او از چه چیز حمایت میکند. به نظر میرسد این بار تیموشنکو مصمم است که با هدایت مردم کار را علیه حکومت کوچما تمام کند.