آنچه تاکنون توانسته است اقشار مختلف جامعه اسلامی ما را در کلیه عرصهها آماده و منسجم حفظ نماید و دشمنان را از ذهنیت پلیدشان ناامید سازد، جانفشانی مردان و زنان غیوری بوده است که جانمایه حیات خود را در طبق اخلاص نهاده و برای احیاء اسلام راستین با خدای خود معامله کرده، نام پرافتخار ایران را در جهان پرآوازه و استقلال، آزادی و جمهوریت نظام اسلامی را برای این مرز و بوم و آحاد مردم به ودیعه نهادند.
برگزاری مراسم و برپایی نمایشگاههای مختلف که با هدف تفکر، تعقل و همفکری در خصوص چگونگی استمرار روحیه تلاش و جدیت در نیل به اهداف والای انقلاب (که همانا شهدای دوران انقلاب شکوهمند اسلامی و دفاعمقدس با خون خود نهال آن را جانی دوباره بخشیدند برگزار میگردد) بالطبع حرکتی است ارزشمند که با تسری آن به بطن جامعه و مراکز تلاش و سازندگی میتوان به وضوح اثرات مطلوب آن را در توسعه همه جانبه کشور اسلامیمان و در افقهای آینده مجسم کرد. این اقدامات سبب میشود که نسل آینده ضمن آگاهی از چگونگی حوادث و رویدادهای هشت سال دفاعمقدس، همواره با ابعاد شخصیتی و اجتماعی مردان و زنانی که نقش پررنگتری در دفاع از مقدسات این مرز و بوم بر عهده داشتهاند آشنا شده و بدین ترتیب با معرفی الگوهای شناخته شده به نسل جوان که فیض حضور در جبهههای نور را درک نکردهاند، پیوندی معنوی بین آنان و شهدای دفاعمقدس برقرار سازیم.
از جمله اقداماتی که در این راستا صورت گرفته است میتوان به مطالعه و بررسی عملیات نیروهای اسلام در هشت سال دفاعمقدس، بررسی جغرافیای هشت سال دفاعمقدس، تدوین تاریخ دفاعمقدس، تدوین دایرهالمعارف و بررسی ابعاد حقوقی و سیاسی دفاعمقدس اشاره کرد.
اما با تمام این تلاشها، نیاز به ارائه و معرفی شخصیتهایی که با جانفشانی بیدریغ مال و جان خود در عرصه دفاعمقدس حماسه آفریدند همواره احساس میشود. اما باید به این نکته توجه داشت که هدف از این کار، ایجاد بستری مناسب به منظور فرهنگسازی جبهه و جنگ و انتقال تفکرات و اندیشههای سبز و معنوی الگوهای دفاعمقدس به نسل جوان میباشد. و نه صرفاً تبلیغ کورکورانهای که در اثر آن گذرا و سطحی است، همچون جهان غرب که با معرفی انواع و اقسام الگوهای غیر واقعی سعی در ایجاد حس برتری و تقویت اراده سربازان خود دارد. متاسفانه بعضی فرهنگ را در تبلیغ خلاصه میکنند و یا گاهی این دو را با هم مخلوط مینمایند. لیکن باید توجه داشت که فرهنگ بیشتر جنبه تولیدی دارد. از قبیل تولید اندیشه و نظریه که بیشتر عرصه فعالیت محققان، علماندوزان و صاحبان فکر و اندیشه است. هشت سال دفاعمقدس ما در تمام حوزهها دستاوردهای خود را نشان داده و اگر ما این ساختار را خوب تعریف کنیم، در مییابیم که جنگ تحمیلی کاملاً فرهنگی بوده است. بنابراین ما نباید در مقوله الگوسازی جنبههای فرهنگی را با تبلیغات صرف و بیمحتوا مخلوط کنیم. هدف ما ارائه الگوهایی است که در اذهان بماند و جزئی از تاریخ باشد و این میسر نمیباشد مگر آنکه کار فرهنگی انجام شود.
باید توجه داشت که دفاعمقدس ما با سایر جنگهای دنیا تفاوتهای عمدهای دارد. در جنگها اراده که عقل فعال رزمنده است خیلی مهم میباشد. اگر اراده تحقق پیدا نکند هیچ رزمندهای به میدان نمیرود. در کنار این مطلب باید توجه داشت که جنگ چشمپوشی از تمام لذتهای دنیا است بنابراین پس از اجماع بین این دو مطلب میتوان با صراحت گفت تنها عامل تاثیرگذار بر اراده و کنار زدن آرزوهای دنیوی «ایمان» است. چرا که ایمان نویدبخش حیات روشن ابدی و سعادت برای رزمنده و جامعه است. در حالی که هیچ انگیزه مادی نمیتواند اراده را شکوفا کند و اگر هم تاثیر موقتی داشته باشد لیکن نمیتوان به آن تداوم بخشید. مثلاً سربازان آمریکایی همه امکانات را دارند ولی به شدت دچار افسردگی میشوند ولی رزمندگان ما در هشت سال دفاعمقدس با کمترین امکانات حماسه آفریدند و این چیزی جز تجلی ایمان و درخشش خدا در روح و اراده رزمندگان اسلام نبود. اما متاسفانه امروز قلمها و بیانها آن قدرت را ندارند که این زیباییها را منعکس نمایند.
رهبر فرزانه انقلاب و فرمانده کل قوا در این رابطه میفرمایند: «حماسه هشت سال دفاعمقدس و برکات آن از حمله پدیدههای عظیم و کمنظیر در تاریخ ایران است که وظیفه خطیر اصحاب فرهنگ و هنر روایت صحیح این حماسه پرشکوه با تمام ابعاد و عظمت آن برای نسل جوان آینده است.»
روایت حماسههای هشت سال دفاعمقدس و معرفی بزرگ مردانی که این حماسهها را آفریدند میسر نمیشود مگر با انتقال فرهنگ جبهه و جنگ به نسل جوان اما باید توجه داشت انتقال دو گونه است: یا مفهومی و یا مصداقی؛ ولی در هر صورت تاکنون با تمام تلاشی که دستگاهها و ارگانهای فرهنگی و هنری مختلف انجام دادهاند متاسفانه نتوانستهایم مطالب مربوط به حماسهآفرینیهای هشت سال دفاعمقدس را به نسل جوان بطور کامل انتقال دهیم. مهمترین چالش در شناخت فرهنگ دفاعمقدس و انتقال آن این است که ما اولاً آن بلوغ لازم را برای درک آن ارزشها نداریم و ثانیاًاندیشه های ما به اغراض مادی و دنیوی آمیخته است اگر هم چیزی بگوییم سطح انتقال فقط از زبان به زبان است پیام فطرت انسانی، تمام شدنی نیست و کسی نمیتواند آن را ریشهکن کند. گاهی ممکن است کمرنگ شود اما از بین نمیرود. اگر به تاریخ بنگرید مردان الهی اهل هیاهو نیستند. تا شرایط ایجاب نکند بروز نمیدهند اما آنها که دنبال دنیا میروند چون تاثیر محسوسی دارد صدا و هیاهوی بیشتری از خود به در میآورند تا زمانی که ناقوس جنگ دوباره به صدا در آید. در آن لحظه است که مرد از نامرد مشخص میگردد. ما رزمندگان خاموش زیادی داریم که اهل ادعا هم نیستند و بیشتر با خدا انس دارند تا با دنیاطلبان». اینها نمونههای بارزی از الگوهای ارزشهای دفاعمقدس میباشند که باید در جامعه معرفی شده و نقش بیشتری در سازندگی پس از جنگ و مبارزه به هجمۀ فرهنگی که خود رزمی بس بزرگتر از هشت سال دفاعمقدس است ایفا کنند.
در مورد معضلات فرهنگی جامعه که باعث میشوند الگوسازی در ارزشهای دفاعمقدس دچار رکود و گاه وقفه شود میتوان گفت که وقتی جو غالب جامعه در فکر حرکت در جهت کسب ثروت و شهرت است و جوهر هنر به صورت ظاهراندیشی درآمده است، خودستایی بر خداستایی حاکم شده، و رسانهها و سیستمهای اطلاعاتی ما عوامزده شدهاند. در این وضعیت چگون میتوان متوقع بود برای انسانی که به قول هگل بعید است هر روز که حرکت میکند نیش شرایط محیط پیرامون خود را نخورد.»
بدیهی است سازمانها و مراکز فرهنگی با این وضعیت نمیتوانند پاسخگوی نیازهای جامعه باشند. ما به یک استراتژی روشن فرهنگی در این زمینه احتیاج داریم. فرهنگ دفاعمقدس بیشتر از این باید پررنگ شود اما افسوس که ما از فرصتها خوب استفاده نکردهایم. متاسفانه در این سازمانها بخش اعظم بودجه به کارهای هنری اختصاص مییابد در حالی که اینگونه آثار تاثیر بنیادی در ارزشها ندارند. باید در زمینه تولید کتب و مقالات و همچنین تاسیس مراکز علمی و آموزشی حمایتهای بیشتری صورت بگیرد تا نسل آینده با الگوهای معرفی شده در هشت سال دفاعمقدس ارتباط معنوی و دائمی برقرار سازند. بر این اساس ما نیازمند یک نظام پژوهشی در موضوعات دفاعمقدس هستیم در حالی که متاسفانه هم اکنون اصحاب علمی ـ پژوهشی دفاعمقدس در اوج غربت هستند و از حداقل امکانات برخوردار نمیباشند.