جمشید جراره / دانشجوی کارشناسی ارشد مشاوره
جست وجوی هویت یک کار دائم است و از زمانی که نوجوان متوجه قیافه خود در آینه می شود و از خود می پرسد من چه کسی هستم، آغاز می شود. او از هیچ کس نبودن می هراسد و سرکشی و نافرمانی او با والدین، تلاش و کشمکش برای یافتن هویت خویش است.
تعریف هویت
هویت که معادل واژه لاتین (Identity) می باشد یعنی اعتقاد به اینکه ما فردی متمایز از دیگران و همچنین شخص مهم و باارزشی هستیم. به عبارتی دیگر هویت عبارت از افتراق و تمیزی است که فرد بین خود و دیگران می گذارد، هویت شخصی یک ساز و ساختار روانی اجتماعی است یعنی هم شامل طرز تفکرها و عقاید می شود که معرف فرد است و هم نحوه ارتباط فرد با دیگران را می رساند.
بحران هویت
عدم موفقیت یک نوجوان در شکل دادن به هویت فردی خود اعم از اینکه به علت تجارب نامطلوب کودکی باشد یا شرایط نامساعد فعلی، بحران ایجاد می کند که بحران هویت یا گم گشتگی نام دارد. در هنگام بحران هویت نوجوان دچار تضادها و کشمکش های ضد و نقیض می شود، به پدر و مادر خود علاقه دارد و از طرفی به خاطر امر و نهی های مکرر آنها تنفر هم دارد، هم از نظر اقتصادی و عاطفی وابسته به آنان است و هم می خواهد مستقل عمل کند و با آنها مخالفت می کند، این تضادهای درونی به رفتارهای ضد و نقیض می انجامد و نوجوان را شدیداً دچار اضطراب و ناراحتی ذهنی می کند.
بر اساس نظریه اریکسون اگر هویت شخصی نوجوان در طی زمان بر اساس تجربیات حاصل از برخورد صحیح اجتماعی به تدریج ایجاد شود و نوجوان بتواند خود را بشناسد و از دیگران جدا سازد تعادل روانی وی تضمین می شود ولی اگر سرخوردگی و عدم اعتماد جایگزین اعتماد گردد و به جای تماس با مردم، نوجوان گوشه گیر و منزوی شود و به جای تحرک به رکود گراید و به جای خودآگاهی و تشکیل هویت مثبت دچار ابهام در نقش شود تعادل روانی وی به هم می خورد.
در نظریه واقعیت درمانی گلاسر نیازهای اساسی انسان عبارتند از: «نیاز به مبادله عشق و محبت» و «نیاز به احساس ارزشمندی». فرد باید دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن را بیاموزد، او باید در این دنیا شخصی را پیدا کند که دوستش داشته باشد و متقابلاً شخص دیگری نیز او را دوست بدارد، اگر ممکن باشد اشخاص متعددی را، ولی حداقل یک نفر را دوست داشته و یک نفر نیز او را دوست بدارد.
مفاهیم محبت و ارزشمندی، به قدری به هم نزدیک و وابسته است که می توان آن دو را در قالب یک واژه به هم پیوند داد و اصطلاح «هویت» را به کار برد. بنابراین می توانیم بگوییم تنها نیاز اساسی انسان، نیاز به یک هویت است.
اگر شخص نتواند از دو طریقه محبت و احساس ارزشمندی به هویت مثبت و موفق خود دست یابد سعی می کند از دو طریقه دیگر، یعنی، «بزهکاری» انزوا و «انفعال» به این هدف نایل شود. این دو راه نیز شخص را به یک هویت می رساند آن هم «هویت شکست». افراد شکست خورده در جامعه ما افراد تنهایی هستند.
آنها در تنهایی خویش،بسان کسی که در تاریکی چیزی را جست وجو می کند به دنبال هویت خویش هستند. افرادی که هویت شکست پیدا می کنند بیشتر تمایل دارند تنها و غیرمنطقی باشند و نیز حالت «خود انتقادی» پیدا می کنند. ضمناً رفتار آنان نیز بیشتر انعطاف ناپذیر و غیراثربخش است. غالباً این افراد از خود حالت هایی نظیر ضعف، مسئولیت ناپذیری و نداشتن اعتماد را نشان می دهند.
ویلیام گلاسر روانشناس معتقد است چیزی به نام بیماری روانی وجود ندارد و مسایل روانشناختی وقتی بوجود می آیند که فرد احساس مسئولیت نداشته باشد و رفتارهای نادرست و روابط نادرست را در زندگی خود انتخاب کند.
عوارض بحران هویت
1- اختلال در احساس زمان: دسته ای از نوجوانان وقت را به بطالت می گذرانند و در مقابل این دسته، برخی نوجوانان نیز احساس می کنند که زمان به سرعت می گذرد و هیچ گاه وقت و زمان و مجال کافی برای انجام امورشان نخواهند داشت.
2- احساس شدید نسبت به خویش: در این حالت فکر نوجوان همیشه مشغول خصوصیات شغل و نقشی است که بر عهده دارد و نمی تواند افکارش را از دایره تنگ خویش آزاد سازد. به عبارتی دیگر نمی تواند از خود فراتر برود.
3- هویت منفی: در این صورت نوجوان وظایف و نقشی را که به واسطه خانواده یا اجتماع برایش مناسب تشخیص داده شده و به وی محول شده را با تمسخر یا با پرخاشگری و حالتی خصمانه رد می کند و ممکن است رفتاری عجیب و غریب و نامأنوس اجتماعی از خود نشان بدهد.
شیوه های شناخت نوجوانان دارای هویت مثبت و موفق
1- جدایی و استقلال کامل از والدین
2- تکامل و درک جنسیت خود (یا پسر بودن یا دختر بودن).
3- توسعه و تکامل وجدان و اخلاقیات.
4- اقدام و تعهد به کار کردن و از دسترنج خویش بهره بردن.
5- گرایش و علاقه برای ارتباط عاطفی با جنس مخالف و تشکیل خانواده و تربیت فرزندان.
6- رسیدن به ثبات عاطفی بیشتر، نزدیکی و صمیمیت، پختگی و تعادل.
7- قابلیت انطباق به دلیل ثبات عاطفی و عقلانی و فلسفی و قدرت سازگاری بیشتر با اجتماع.
8- واقعیت گرایی، کمال طلبی، خود رهبری و خودکفایی.
شیوههای مختلف شکلگیری هویت
1- از طریق داشتن ارتباط و درگیری عاطفی با خود و دیگران
2- بر اساس آن چیزهایی که دوست داریم و ما را ارضاء می کنند.
3- چگونگی برداشت ها و نظرات دیگران نسبت به ما
4- ارزش یابی های ما از خودمان در ارتباط با شرایط زندگی و اوضاع اجتماعی و اقتصادی
5- تصورات ما درباره وضع جسمانی و شیوه لباس پوشیدن.
بحران هویت نوجوانان ممکن است در بعضی افراد تا سنین جوانی و میانسالی و گاهی حتی تا سنین بالاتر نیز ادامه داشته باشد. برای کمک به نوجوان جهت یافتن هویت بازنیافته اش و شناخت خویش که در نقش خود ابهام دارد، باید روابط باز و صمیمانه با او برقرار کرد و با تکیه بر نقاط مثبت وی به او فرصت تجربه شخصی داده شود. مشاوره فردی با اینگونه نوجوانان تهدید را در آنها تقلیل می دهد. تفاهم توأم با همدلی و احترام مثبت نقش عمده ای را در اینگونه مشاوره ها ایفا می کند.