به اهتمام مهدی امینیان
شبهه دوازدهم: مهدویت ناسازگار با دموکراسی
یکی از آموزه های شیعه اعتقاد به اصل مهدویت است که بنابرآن در زمانی که قوت آن نامشخص است حضرت مهدی موعود امام دوازدهم ظهور و جهان را پر از عدل نموده و حکومت واحد جهانی تشکیل می دهد. (بحار،ج52،صفحه102) این امام همام مانند پیامبر اسلام(ص) و دیگر امامان حجت خدا و اطاعت از آن برای همه واجب است. برخی اصل مهدویت را با دموکراسی ناسازگار توصیف کرده اند. دکتر سروش در این باره می گوید: "اگر قرار باشد یک مهدی بیاید که همان اتوریته پیامبر را داشته باشد، ما از فواید خاتمیت بی بهره می مانیم... فلذا این سئوال از شیعیان باقی است که مهدویت را چگونه با اندیشه رهایی و دموکراسی می توان جمع کرد؟".(سخنرانی در دانشگاه سوربون پاریس سال 1385، سایت سروش)
نقد و بررسی: در تحلیل این شبهه نکات ذیل اندر تامل است:
الف- نادیده انگاشتن فضایل جامعه مهدوی: آقای سروش در بحث مهدویت نیز تصویر ناقص و چه بسا تصویر خشن و مخالف دموکراسی ارائه داده است، درحالی که انصاف و منطق اقتضا می کند وقتی نظریه ای مورد تحلیل و نقد قرار می گیرد، مخصوصا یک نظریه دینی که میلیونها انسان آن را مقدس
می شمارند، نباید از آن یک تصور ناقص وچه بسا تحریف شده ارائه شود و بدون پرداختن به زوایا و ویژگی های مثبت بالفور آن را جرح و تضعیف نمود، (مغالطه حذف). ما در اینجا به صورت مختصر به فضایل و محسنات جامعه مهدوی اشاره می کنیم تا خواننده فاضل ابتدا با جامعه مهدوی و زوایای آن آشنا شود تا اگر فرضا در آن با اصل دموکراسی نیز مخالفتی شده باشد، نسبت به ترجیح یکی از آن دو با علم و درایت اقدام کند.
در اشاره ای به ویژگی های حکومت جامعه مهدوی باید عنوان داشت که با نگاهی به روایات، ویژگی ها و خصوصیات عصر ظهور و حکومت جهانی اسلام - که از آن می توان "جهانی شدن اسلامی" نام برد - مشخص می شود که اینجا اشاره می شود:
1- نگاه خوشبینانه به آینده: اولین مشخصه عصر ظهور، امید بخشی به آینده بشریت است. برخلاف بعضی مکاتب که آینده تاریخ را شر و فاسد و بدبختی توصیف می کنند، اسلام آینده بشر را امیدوار کننده معرفی می کند که در پرتو تشکیل حکومت جهانی(عج) یک حکومت و جامعه ایده آل تاسیس خواهد شد. 2- تعالی اخلاق و معنویت: در پرتو ایمان مردم و راهنمایی های حضرت حجت اکثریت مردم از اخلاق متعالی و معنویت برخوردار می شوند، پیامبر اسلام(ص) و حضرت امیر المومنین(ع) یکی از ویژگی های آن جامعه را نبود کینه ها در دل مردم و زدودن دشمنی وصف می کند.(الخصال،ج2،ص254،ح1051) در جامعه مهدوی فساد اخلاقی و جنسی، حرص و طمع از بین می رود.(اثبات الهداه،ج3،ص524) 3- ایجاد عدالت فردی و اجتماعی: در پرتو قیام حضرت و رشد و بلوغ عقلی، انسانها اکثرا از ارتکاب گناهان امتناع کرده و در جامعه نیز عدالت اجتماعی ایجاد خواهد شد. 4- شکوفایی اقتصاد و رفاه مادی: از ویژگی های جامعه مهدوی، رفع فقر مادی است، به گونه ای که هر شهروندی یک زندگی آبرومندانه و بی نیاز از دیگران خواهد داشت. در روایات از این ویژگی چنین تعبیر شده است که زمین و درختان برکات خودشان را خارج خواهند کرد و در جامعه شخص مستحق صدقه و انفاق پیدا نخواهد شد (بحار ج51،ص104،84،75) و برای مصرف زکات و خمس مستحقی پیدا نمی شود. (همان،ج52،ص390 و 352) کشاورزی، دامداری و بازرگانی به نقطه اوج خود می رسند. 5- تکامل دانش بشری: در عصر ظهور علوم نظری و تجربی به حد تکامل خود می رسند. در روایات تعبیر شده است که علم 27 شعبه دارد که تا امروز تنها دو شعبه آن برای بشر منکشف شده و 25 شاخه دیگر آن در عصر ظهور کشف خواهد شد.(موسوعه احادیث المهدی،ج4،ص53)همچنین در روایات آمده است که تصویر و صدای حضرت و هر انسان دیگر در همه زمین دیده و شنیده می شود. 6- امنیت: در جامعه مهدوی امنیت بشری در عرصه های مختلف برقرار می شود. در روایات از این اصل به مسافرت افراد سالخورده در دل شب به تنهایی به مدت طولانی تعبیر شده است. (المعجم الکبیر،ج4،ص72) امنیت قضائی و ستاندن حقوق مظلومان از ظالمان یکی دیگر از عرصه های امنیت مهدوی می باشد. (بحار،ج52،ص224؛ ابن طاووس، الملاحم،ص68) 7- حکومت واحد جهانی: از مولفه های اصلی حکومت حضرت حکومت واحد و بسیط آن در همه زمین است. در روایات از آن به بسط حکومت حضرت به مشرق و مغرب تعبیر شده است. در پرتو این ویژگی، مردم دیگر مشکلی به نام حد و مرز در رفت و آمدها نخواهند داشت و بدون هیچ منع و مشکلی می توانند به دورترین نقاط جهان مسافرت نمایند. 8- رضایت شهروندان: از ویژگی های مطلوب هر حکومت رضایت شهروندان از حکومت و حاکم است. این اصل در حکومت جهانی حضرت کاملا مشهود خواهد بود.(بحار،ج51،ص74 و 104) 9- پایان جنگ و برقراری صلح: در حکومت جهانی اسلام، با حاکمیت اسلام و تشکیل حکومت واحد دیگر انسانها شاهد جنگ و خونریزی نخواهند شد و جامعه در کمال صلح و صفا زندگی خواهد کرد.
10- سازگاری انسان و طبیعت: یکی دیگر از خصوصیات عصر مهدویت ایجاد یک نوع رابطه سازگارانه انسان با طبیعت اعم از جماد، نبات و حیوان است. در روایات از زندگی مسالمت آمیز حیوانات مختلف وحشی در کنار یکدیگر و همچنین انسانها نقل شده است که این کار با ولایت امام(عج) و توجه الهی امکان پذیر می گردد.11- جامعه بهداشتی و تندرست: در جامعه مهدوی شهروندان نوعا از سلامت تن و روان برخوردار و به دور از بیماریهای مختلف زندگی خود را می گذرانند و عمرهای مردم طولانی خواهد شد. حاصل آنکه در روایات متعدد و متواتر جامعه مهدوی یک جامعه ایده آل برای بشر از هر حیث توصیف شده که فلاسفه از آن به مدینه فاضله و امروزه به جامعه آرمانی تعبیر می شود.
حال سئوال این است که آیا با این وصف از جامعه مهدوی کسی پیدا می شود که چنین جامعه ای را نخواهد و از متولی آن یعنی حضرت حجت(عج) روی برگرداند؟ قطعا جواب منفی است، اما ممکن است سئوال شود شاید چنین جامعه ای محقق نگردد؟ در پاسخ باید گفت ما بنابر فرض و حسب راویان بحث می کنیم، چنانکه دکتر سروش اتوریته امام عصر(عج) و ناسازگاری آن با دموکراسی را از روایات استفاده می کند. باید تحلیل و توصیف و داوری خود را کامل کند و بیان دارد که جامعه مهدوی بر حسب روایات خصوصیات فوق را دارد، اما با دموکراسی - که من اراده می کنم - ناسازگار است. در ادامه خواهیم گفت، ادعای تعارض جامعه مهدوی با دموکراسی نیز ادعای گزافی است، چراکه یکی از خصوصیات جامعه مهدوی رضایت شهروندان از امام عصر(عج) است و با این رکن عملا دموکراسی محقق می شود.
ب- رضایت همه شهروندان از حکومت مهدوی: یکی از ویژگی های حکومت مهدوی رضایت و خوشنودی مردم از حکومت مهدوی و شخص حضرت مهدی(عج) است چنانکه در روایات آمده است: "اهل آسمان و زمین از او راضی می شوند".(اثبات الهداه،ج3،ص524و...) در روایت دیگر پیامبر(ص) می فرماید مردم آن حضرت را دوست
می دارند: "ساکنان آسمان و زمین او را دوست می دارند...زندگان آرزوی برگشت مردگان را دارند به دلیل خیر وبرکتی که خداوند به اهل زمین از ناحیه آن حضرت متوجه شان می کند".(احقاق الحق،ج19،ص663)
ج- دموکراسی مقدمه و ابزار نه هدف: اگر از اشکالات و کاستی های دموکراسی - که در نقد ناسازگاری امامت و دموکراسی اشاره شد - صرف نظر شود و وجود و تحقق دموکراسی (انتخاب حاکم توسط مردم و نظارت بر آن) را قبول کنیم، بلکه بالاتر از آن اتفاق همه مردم بر یک حکومت و حاکم را نیز بپذیریم، اینجا این سئوال را مطرح می کنیم که آیا نفس حکومت و تعیین حاکم غایت و هدف مردم است یا اینکه مردم برای تامین حقوق خود یک حکومت و حاکمی را انتخاب می کنند؟ قطعا پاسخ دوم صحیح است. دموکراسی و انتخاب مردم در حکومتهای غیر معصوم بهترین گزینه موجود برای احقاق حقوق مردم و کنترل حکومت و حاکم است. نکته ظریف و مهم در جامعه مهدوی اینکه آن یک جامعه آرمانی و مدینه فاضله برای مردم است، به گونه ای که حقوق اساسی مردم مانند عدالت فردی و اجتماعی و رفع ظلم و جور امنیت در عرصه های مختلف، زندگی سالم و تامین نیازهای مادی، اخلاق و درستکاری، همزیستی مسالمت آمیز گروه ها و مذاهب مختلف همه به نحو احسن و کامل توسط حکومت مهدوی تامین و تضمین می شوند. در آن حاکم و دیگر دولتمردان همه بر عدل و عدالت رفتار می کنند و هیچ تخلفی از آن صورت نمی گیرد. در این فرض آیا خواسته اصلی مردم از حکومت خود به خود تامین نمی شود؟ دیگر مردم به دنبال چه هدفی هستند تا به اصل انتخاب و دموکراسی روی آورند؟ دموکراسی ابزار و روشی بیش نبود که هدف یا اهداف آن پیشاپیش توسط حکومت جهانی مهدی موعود حاصل شده است. پس با این نگاه و تحلیل می توان مدعی شد که اصلا در حکومت مهدوی برای طرح دموکراسی مجالی وجود ندارد، چراکه: آنچه عیان است چه حاجت به بیان است. باری درباره نوع خاص آزادی های سیاسی مردم مانند تشکیل حزب، گروه، آزادی بیان و قلم، باید گفت با ویژگی هایی که جامعه مهدوی از آن برخوردار است، چنین فعالیت هایی نیز منتفی است، برای اینکه هدف از تشکیل حزب، میتینگ، آزادی مطبوعات، نظارت بر دولتمردان، سهیم شدن در قدرت یا گرفتن اصل قدرت است، با توجه با این پیشفرض که حاکم و هرم قدرت در حکومت مهدوی مرسوم است و زمین را از عدالت پرخواهد نمود و اخلاق و معنویت مردم از رشد بالایی برخوردار خواهد شد و شهروندان به همه آمال و اهداف خود دست یافته اند، شهروندان هیچ نیازی با عضویت در حزب و تشکیل آن احساس نخواهند کرد ولذا این نوع آزادی های سیاسی نیز خودبه خود غیر ضروری و از باب تحصیل حاصل خواهد بود، چراکه احزاب و فعالیت سیاسی نوعا به منظور تامین عدالت، امنیت، ایجاد شغل و رفاه اجتماعی و اهداف دیگر تشکیل می شود که حسب فرض چنین اهدافی پیشاپیش در حکومت مهدوی تحقق یافته است.
د- مسلمانان اکثریت شهروندان جامعه مهدوی: شاید اینجا این سئوال و شبهه مطرح شود که حکومت حضرت مهدی به عنوان حکومت اسلامی هرچند نسبت به مسلمانان می تواند از باب دموکراسی و رضایت مردم باشد، اما پیروان سایر ادیان بر حاکمی غیر همکیش خود نمی توانند رضا بدهند و درنتیجه برخلاف دموکراسی خواهد بود. خصوصا دیگر مسلمانان اکثریت را تشکیل می دهند. در پاسخ این شبهه باید گفت: مطابق روایات مهدویت و آیات قرآن کریم آیین اسلام بر ادیان دیگر البته با استدلال و احتجاج غالب خواهد شدو ادیان دیگر و پیروان آنان در اقلیت بسر خواهند برد بر این اساس خود دموکراسی مقتضی است که اکثریت بر اقلیت حکومت کند. لکن در حکومت، اکثریت اسلامی نیز تمامی حقوق اقلیت ها رعایت خواهد شد.
ه- رعایت حقوق اقلیتها: از آنجا که مسلمانان در آینده حسب آیات و روایات که اشاره شد اکثریت شهروندان را تشکیل خواهند داد حاکم این حکومت نیز مسلمان خواهد بود. در جامعه مهدوی حقوق اقلیت ها چنانکه در حکومت پیامبر و حضرت امیر(ع) رعایت شده بود به نحو کامل و احسن رعایت خواهد شد. مزایا و ویژگی هایی که بر جامعه مهدوی اشاره شد، مانند عدالت، امنیت، آزادی و برخورداری از رفاه مادی، همگی بر اقلیت ها نیز شامل و جاری است. مطابق روایات حضرت قائم با وجود قدرت مطلق و حقانیت منحصره اسلام، علاوه بر اجازه همزیستی مسالمت آمیز بر پیروان ادیان دیگر در موارد اختلاف با کتاب خودشان قضاوت خواهد کرد. (الغیبه،ص125؛ ملحقات احقاق الحق،ج29،ص120) امری که امروزه در کشورهای به ظاهر دموکراسی در حق اقلیت ها رعایت نمی شود، بلکه به عناوین مختلف حقوق اولیه انسانی و دینی آنان مانند آزادی تعیین نوع لباس، حجاب بر زنان مسلمان سلب می شود. در روایات وارد شده است که آن حضرت، بیت المال را بالسویه بین مردم تقسیم می کند و آن حضرت وسیله رفع اختلاف و پریشانی و عامل اتحاد است: "سلام بر مهدی که خداوند بر امتها وعده داده با وی اتحاد کلمه را جمع و پریشانی را مرتفع سازد".(بحار،ج89،ص264) بر نکات گفته شده می توان نکاتی که در رفع شبهه ناسازگاری امامت با دموکراسی ذکر شد مانند پاسخ تقدیم حق الهی بر انسانی، امامان نخبگان واقعی جامعه را افزود. به نظر می رسد نکات مذکور در رفع شبهه تعارض مهدویت با دموکراسی کافی باشد و خواننده محترم با این نگاه درمی یابد که حکومت مهدوی واقعا حکومت آرمانی و مدینه فاضله همه جهانیان اعم از مسلمان و غیر مسلمان است. (قدردان قرا ملکی، محمد حسن،امامت، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی)