تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۴  ، 
کد خبر : ۱۹۵۴۶۴

ویژگی‌های جامعه مطلوب از دیدگاه سیدجمال‌الدین اسدآبادی

مقدمه: تغییرات اجتماعی کتاب تغییرات اجتماعی در اندیشه سید جمال الدین اسد آبادی را مجید کافی نوشته و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه آن را در 158 صفحه منتشر کرده است. در فهرست مطالب کتاب مذکور عناوین زیر دیده می‌شود: شخصیت و روش و آرمان و آثار سید جمال الدین اسد آبادی، آسیب‌های جامعه اسلامی، راهکارهای اصلاح جامعه، جامعه بازسازی شده و مطلوب در نگاه سید جمال الدین اسدآبادی و عناوین متعدد دیگر. در ذیل برای بهره‌مندی خوانندگان، بخشی از مطلب اخیر را درج می‌کنیم.

1 - حیا
تاثیر این خصلت در ثبات نظام اجتماعی و عدم ناهنجاری و ارتکاب اعمال زشت، از صدها قانون و هزارها پلیس بیشتر است. "حیا" ویژگی‌ای است که انسان را به آداب نیکو مزین می‌سازد و از اعمال زشت حیوانی دور می‌نماید و به تعدیل و تقویم حرکت‌ها و سکنات، دعوت می‌کند و به وسیله آن، انسان از دیگر حیوانات امتیاز یافته، پا از دایره حیوانیت بیرون می‌نهد. به نظر سید جمال، ویژگی "حیا"، اصل همه فضایل و موجب همه ترقیات بوده و هست.
2 - امانت
امانت با نظریه اجتماعی و سیاسی سید جمال پیوند می‌خورد، چرا که وی از یک سو، اساس بقای انسان و روح کنش متقابل میان افراد جامعه را امانت می‌دانست و معتقد بود که اگر امانت در میان افراد جامعه حکمفرما نباشد، کنش‌های آنها از هم گسیخته و رشته مبادله کنش‌ها، بریده خواهد شد. وی می‌نویسد: وقتی که نظام کنش متقابل میان افراد جامعه، پاره پاره شود، هرگز انسان را در این جهان، بقا و زیست ممکن نباشد و نیز رفاه و آسایش امم و شعوب و نظام معیشت آنها، صورت وقوع نمی‌پذیرد.
از سویی دیگر، وی معتقد بود:
ویژگی امانت، مقوم و اساس هر نظام سیاسی و حکومتی (چه جمهوری، چه مشروطه، و چه مطلقه) است و رفاه و امنیت بدون آن حاصل نمی‌شود... و روح و جسد عدالت، همین سجیه است.
به نظر وی، فعالیت چهار گروه اصلی دستگاه حاکم، یعنی سپاهیان و قانونگذاران و گرد آورندگان مالیات و ماموران صرف درآمد جامعه و خزانه عمومی، متوقف بر امانت است تا فساد در اساس حکومت راه نیابد. در ادامه می‌نویسد:
از آنجایی که امانت، مقوم و اساس حکومت‌هاست، پس حکومت‌ها باید حافظ خزانه‌ای باشند که با پول مردم پر شده است و آن را در راه منافع عمومی جامعه خرج کنند، مثلا دارالشفاء تاسیس کنند و یا مدرسه و مکتب خانه بنا کنند و یا در پل سازی و راه سازی آن را خرج کنند و یا مخارج مستخدمین حکومت مثل سپاهیان، نگهبانان و قضات را با آن تامین کنند.
نتیجه آنکه اگر امانتداری در میان حکومت‌ها وجود نداشته باشد، راحتی و امنیت از جامعه رخت برمی‌بندد و خزانه حکومت خالی خواهد شد و همین، سبب سقوط حکومت می‌گردد.
3 - صداقت
هر انسانی در جامعه برای جلب منافع و رفع مضار، به استعانت همه مشارکان محتاج است و این کمک کردن به یکدیگر هم ممکن نیست، مگر آنکه دارای صداقت باشد. سید جمال می‌نویسد، "هیچ اجتماعی بدون صداقت صورت نبندد".
4 - عدالت اجتماعی
در اندیشه اجتماعی سید جمال، حفظ حقوق جامعه مطلوب و تحکیم پایه‌های آن، مبتنی بر عدالت است... هرگاه در جامعه، عدالت حکمفرما شود، میان جور و ستم و خرابی و روش نظام اجتماعی، تعادلی به وجود می‌آید. سید، همواره به دنبال اصلاح اوضاعی بود که به نظر او مصداقی از بی‌عدالتی بود، لذا قوانین عادلانه را پس از کوشش برای جبران ظلم و جلوگیری از تکرار آن برای جامعه اصلاحی خود، ضروری می‌دانست. جامعه اصلاح شده سید، جامعه‌ای است که در آن، عدالت گسترده شده باشد. ساختار اجتماعی جامعه مطلوب سید، با مولفه عدالت مشخص می‌شود. عدالت همانا با حاکمیت قرآن تحقق می‌یابد.
سید جمال، تحقق عدالت در کشور را، ضامن مصونیت مملکت و تحکیم سلطه و اقتدار، معرفی می‌کند.
"پرداخت حق به مستحق و قرار دادن اشیا در محل آنها و سپردن کارهای مملکت به کسی که قدرت اجرای آن را دارد، موجب مصونیت و تحکیم سلطه است و بنیان آن را مستحکم می‌کند و پایه‌های قدرت را استوار می‌سازد، و نظم داخلی را از فروپاشیدگی حفظ می‌نماید و نفوس ملت را از بیماری نجات می‌دهد".
سید جمال با نگرشی فراملی و آرمان گرایانه، "عدالت" را نه رکن و اساس جامعه مطلوب خود، بلکه "پایه اجتماع انسانی و باعث حیات ملت ها" دانسته و بی‌اعتنایی به آنها را موجب تباهی اقوام و ملل می‌داند، وی، نگاهی نیز به جامعه موجود دارد و عدالت اجتماعی را از عوامل پویایی و قوام دهنده جامعه بر می‌شمارد، به همین دلیل، سید جمال، یکی از اهداف حکومت را استقرار عدالت در جامعه می‌دانست و معتقد بود هر حاکمی که بنای حکومت خود را بر پایه عدل قرار دهد، مدت‌ها حکومتش پایدار می‌ماند، ولی همین که از قواعد عدل و داد، دست برداشت و تغییراتی در مضامین عدالت ایجاد کرد،‌ در نتیجه، اثر نامطلوبی به جا خواهد گذاشت و اساس حکومتش از هم می‌پاشد.
از عبارت فوق به روشنی آشکار است که تصویر جامعه احیا شده، به شیوه دیالکتیکی، یا مشاهده بی‌نظمی و تشخیص علل آن، مرحله به مرحله رشد می‌کند.
5 - حکومت دینی
در جامعه ایده‌آل سید جمال، دین، عین سیاست و سیاست، عین دیانت است و حکومت از آن دین است. سید جمال با اعتقاد به اینکه اسلام در میان ادیان، با اصول و قواعد نیرومند و محکم خود، به بهترین وجهی، جامعه انسانی و اسلامی را حفظ کرده و ارتقا می‌بخشد، بر همبستگی دین و سیاست، تاکید ورزیده و با یادآوری وحدت امت در سایه دین و پیروزی‌های درخشان مسلمین در گذشته، و نقش دین در ایجاد الفت و برادری، محبت و دوستی و وحدت و یگانگی، همبستگی دین و سیاست را بر خلاف اندیشه‌های سکولاریستی، ستوده و مسلمانان را به آن فرا می‌خواند.
سید جمال، اسلام را فقط یک عقیده دینی یا یک مجموعه تعالیم و آموزه‌ها برای اصول زندگی اجتماعی نمی‌دانست، بلکه آن را همچون سلاحی برای دستیابی به هدف‌های سیاسی تلقی می‌کرد. رهایی ملت‌های شرق، عموما و ملت‌های اسلامی، خصوصا، از ستمگری استعمارگران در سرلوحه این هدف‌ها بود. به این مفهوم، از نظر وی، نقش اسلام، نقش گرانبهاست و جدای از سیاست نیست.
همبستگی دین و سیاست که سید جمال، آن را از ارکان جامعه مطلوب خود می‌دانست، به این معنا نبود که به قول کواکبی، استبداد سیاسی به خود قداست دینی بدهد، بلکه بر عکس، به معنای این است که توده مسلمان در جامعه ایده‌آل، دخالت در سرنوشت سیاسی خود را یک وظیفه و مسئولیت مهم دینی تلقی کنند. همبستگی دین و سیاست به معنای وابستگی دین به سیاست نیست، بلکه به معنای وابستگی سیاست به دین است. عده‌ای از مسلمانان عرب که از سکولاریسم (علمانیت) و جدایی دین از سیاست دفاع می‌کردند، بلکه نمی‌خواستند دخالت توده را در سیاست به عنوان یک وظیفه دین انکار کنند، بلکه می‌خواستند اعتبار دینی و مذهبی مقامات سیاسی را نفی نمایند.
به نظر سید، کسانی که سیاست را از دیانت جدا می‌دانند یا اسلام را نمی‌شناسند و یا با آن دشمنی دارند، مخالفان، می‌خواهند مسلمانان، فعالیت سیاسی، تشکیلات، قدرت و نیرو نداشته باشند تا منزوی گردند و سرانجام، اسلام و قوانین آن کنار گذاشته شود. به هر حال، در جامعه مورد نظر سید جمال، مردم به این آگاهی نایل می‌شوند که سیاست از دیانت و دیانت از سیاست، جدا نیست.
حکومت اسلامی
حکومتی که سید جمال، تحقق آن را با تداوم حکومت‌های ملی، در تضاد نمی‌دید و از آن با تعابیر، "خلافت اسلامی" و "ولایت اسلامی" یاد می‌کرد، راه حل عملی او برای حصول به جامعه مطلوب، اقتدار ملت‌های مسلمان و تحقق دین خالص در میان امت اسلامی است. هدف سید جمال از برپایی حکومت واحد که همه سرزمین‌های اسلامی و مسلمانان، تابع آن باشند، آن بود همان‌طور که از نوشته‌های او در عروه الوثقی برمی‌آید، "جامعه اسلامی" میان ملت‌های مسلمان ایجاد شود. بعضی نویسندگان از "جامعه اسلامی"، وحدت اسلامی را برداشت کرده‌اند و معنای دیگر آن، یعنی "رابطه" یا "ترابط" را وا نهاده‌اند، در حالی که در زبان عربی، واژه "جامعه" به معنای دوم نزدیک‌تر است تا معنای اول. سید جمال، خود بیان روشنی از آن ارائه نموده است، یعنی او خواهان حکومت اسلامی واحد نبود، بلکه هدف او تعاون و ارتباط و برادری اسلامی میان جوامع اسلامی بوده است.
6 - استقلال
یکی دیگر از ارکان جامعه ایده‌آل سید جمال الدین اسد آبادی عبارت است از اینکه مردم مسلمان، مردمی باشند، آگاه و عالم و واقف به زمان و آشنا به فنون و صنعت عصر و آزاد از هرگونه قید استعمار و استبداد و عدم وابستگی به کشورهای دیگر. در نظر سید جمال، مسلمانان باید نخست برای کسب استقلال فرهنگی، سیاسی، ملی و احساس هویت تلاش کنند و پس از آن به توسعه و اصلاحات اجتماعی و اقتصادی و... بپردازند، در غیر این صورت، خطر بی‌ریشگی، هویت باختگی، بی‌ایمانی و سرسپردگی ذلت بار، آنان را تهدید خواهد کرد. بله، اقتباس لازم است، ولی با باور به خود، هویت خود و ریشه‌ها و مواریث تاریخی خود.
7 - وحدت اسلامی و پان اسلامیسم
از آنجا که ریشه انحطاط قدرت گذشته مسلمین و ضعف و فتور سیاسی آنان، و نیز علت العلل عدم توسعه اقتصادی و صنعتی کشور‌های مسلمان، تنازع سلاطین و امرای مسلمان و به تبع آن، جنگ‌ها و اختلافات مسلمین با یکدیگر بوده است، سید جمال اعتقاد داشت که راه تجدید اقتدار گذشته، اتحاد سلاطین و ملت‌های مسلمان با یکدیگر است. این اتحاد و همبستگی برای تقویت ولایت اسلامی، از قوی‌ترین ارکان دیانت محمدی است که در آن، به استادی که آن را تعلیم دهد و یا کتابی که آن را ثابت کند و یا رساله‌ای که آن را نشر کند، نیاز ندارد.
از این رو، وحدت اسلامی، یکی دیگر از ارکان جامعه‌ای است که سید جال الدین اسدآبادی برای خود به تصویر کشیده است. به عبارت دیگر، آرمان اصلاحی سید جمال و جامعه ایده‌آلش در جامعه‌ای اسلامی‌ای خلاصه می‌شود که وحدت بر سراسر آن حاکم باشد. اختلافات نژادی، زبانی، منطقه‌ای، فرقه‌ای، بر اخوت اسلامی آنها فائق نگردد و به وحدت معنوی و فرهنگی و ایدئولوژی آنها آسیب نرساند.
منظور سید جمال الدین اسدآبادی از وحدت، وحدت مذهبی که امری غیر ممکن بود، نبود، بلکه منظور، اتحاد جبهه‌ای سیاسی بود، یعنی تشکیل صف واحد در مقابل دشمن غارت‌گر. اما چنین اتحادی راهکار عملی و اجرایی بسیار پیچیده‌ای می‌خواهد که از یک نقطه باید آغاز شود. به عبارت رساتر، منظور سید جمال از وحدت اسلامی، اتفاق نظر پیرامون مشروعیت سیاسی نظام اسلامی از یک سو و اتحاد پیرامون کلیات اصول دین و پذیرش آن از سوی فرق اسلامی از سوی دیگر است. قبول مشترکات دینی از سوی فرق اسلامی، منظور نظر سید جمال بوده است. وی بیشتر از همه بر روی عناصر تعالی بخش و اتحاد آفرین در جامعه، انگشت می‌گذاشت، صرف نظر از مطالب و نوشته‌های وی که مملو از آموزه‌های دینی وحدت بخش بوده است، می‌توان در بعد نظری، او را با مسامحه، یکی از نظریه پردازان اسلامی در زمینه وحدت اسلامی در سده‌های اخیر دانست.
سید جمال از عظمت جهان اسلام، موقعیت جغرافیایی و حساسیت آن آگاه بود و اوج هدفش این بود که دنیای اسلام را متحد کند. دنیای اسلامی که کابل، قندهار و هراتش با هم می‌جنگند، دنیای اسلامی که بر سر یک قطعه خاک، دو کشور با هم می‌جنگند، دنیای اسلامی که علمای شیعه و سنی، همدیگر را تکفیر می‌کنند و روشنفکرش با توده مردم اختلاف دارد و توده مردم با جهل و تعصب، دست به گریبان هستند. او آرزو داشت که کوشش‌های کشورهای مسلمان، به نحوی مستقل از یکدیگر، همه متوجه یک هدف مشترک، یعنی حریت سیاسی باشد و برای اینکه ترکیه، ایران، هندوستان و مصر را حیات و حریت سیاسی تازه‌ای ببخشد، برای احیای اسلام و تحقق جامعه ایده‌آل کار می‌کرد، دینی که چنین تاثیر عمیقی در حیات سیاسی و اجتماعی معتقدان خود به جا می‌گذارد.
سید جمال الدین اسدآبادی، سه عامل را برای تحقق اتحاد دینی و سیاسی بین افراد جامعه، ضروری می‌شمارد: 1 - احساس مشترک نسبت به خطر، 2 - شناخت ابزار دفاع، 3 - اتفاق نظر به هنگام عمل.
سید جمال الدین اسدآبادی، برای تحقق این آرمان خود، از هیچ کوششی دریغ نکرد، تحریک احساسات مذهبی و برانگیختن غیرت دینی، یادآوری آموزه‌های دینی، پرهیز از تحریک احساسات مذهبی و برانگیختن غیرت دینی، یادآوری آموزه‌های دینی، پرهیز از تحریک پیروان مذاهب اسلامی و تشکیل اتحاد اسلامی در امپراطوری عثمانی، محور فعالیت‌های علمی و عملی او قرار گرفته بود.
باید به تناقضی در اندیشه سید جمال اسدآبادی، اشاره کرد و آن اینکه برای سید جمال، جهان اسلام یک کل و به منزله یک واحد یکپارچه (وطن مسلمین) مطرح بود، بنابراین، مسلمانان کشورهای مختلف را به وحدت و اتحاد فرا می‌خواند، ولی از طرف دیگر، وی ناچار بود که بر بنیادهای ملی همان قوم و جامعه تاکید کرده و مروج نوعی ناسیونالیسم (غیر دینی) شود، لذا بحث ناسیونالیسم و اتحاد اسلام ناسازگار بودند.
سید جمال معتقد بود که اگر انسان‌ها به این خصایص و ارکان جامعه مطلوب عمل کنند، تحرک و پویایی در جامعه حکمفرما می‌شود و اساس مدنیت جامعه مطلوب، شکل می‌گیرد.
نتیجه
سید در طرح خود برای جامعه مطلوب، امیدوار بود که نظم بازسازی شده، دو آسیب جامعه موجود را رفع کند. این نظام باید هم از استبداد (یعنی قدرت بیش از حد حکومت) و هم از هرج و مرج (یعنی از هم گسیختگی یک جامعه، به علت نبود حاکمیت دولت) جلوگیری کند. طراحی که سید جمال از جامعه مطلوب ارائه می‌دهد، تصویر جامعه‌ای بود که در از بین بردن نابسامانی‌های حساس اجتماعی که سید جمال تجربه کرده بود، تواناست. جامعه مبتنی بر عدالت که سید جمال مجسم کرده بود، بینش او از جامعه‌ای بود که در آن، اتحاد و نظم، جای هرج و مرج داخلی را می‌گرفت، جامعه‌ای بود که در آن مردمان خوب به جای بدنام شدن، احترام گذاشته می‌شد. چنین جامعه‌ای هم استوار است و آزاد.
سید جمال، تصویر جامعه خود را با مشاهده شکست‌های جامعه‌اش و سپس با تصور کردن جامعه‌ای که این شکست‌ها را در آن وجود ندارد، ترسیم می‌کند. او با مشاهده جنگ، جهانی پر از صلح، با مشاهده نادرستی، حقیقت، با مشاهده نفرت، اخوت، با مشاهده جدایی‌ها، اتحاد، و با مشاهده سرکوبی، آزادی را می‌بیند. به هر حال، سید جمال، جامعه بازسازی شده‌ای را که ارائه می‌دهد، به شدت با وضع موجود، تفاوت دارد. ویژگی اساسی سبک و شیوه سید، در عمق و جامعیت آن است و ضعف این روش وی این است که ممکن است این نظریات از حدود قابل دسترسی خود بالاتر روند.
جامعه مطلوب و منظم سید جمال، به جز در خیال وی، در جای دیگری وجود ندارد. شاید هم نظر سید جمال این بوده است تا آینده را بنمایاند. ممکن هم است تحت تاثیر آموزه‌های شیعی، یک جامعه آرمانی در آخرالزمان را مجسم کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات