* جناب نیلوفری ! همان طور که مستحضر هستید طی سال های اخیر گرایش به عرفان های نو ظهور در کشور ما در حال افزایش است .به هر حال عرفان بخشی از طریقت عالمان و عرفای دینی تشیع بوده و قدمتی طولانی دارد. به نظر شما اساسا چه تفاوت هایی در خصوص عرفان های نو ظهور و عرفان های اصیل وجود دارد؟
** در ابتدا باید گفت که عرفان از بحث خداشناسی آغاز می گردد و به صورت علمی و نظری ادامه پیدا می کند. نکته مهم آن است که عرفان تنها در معنویت صرف خلاصه نمی شود بلکه ابعاد عملی و مادی فراوانی دارد. خداوند متعال در قرآن کریم بارها راه شناخت و رسیدن به حقیقت را از طریق تفکر در نشانه های مادی مطرح می سازد.با این حال باید گفت که آنچه از عملکرد فرقه های نو ظهور بر می آید آن است که این فرق اساسا به دنبال شناخت خداوند که جزء اصلی عرفان شیعی است نیستند.
من فکر می کنم که آوردن یک مثال موضوع را مشخص تر می کند. ببینید درخت را باید از میوه شناخت. میوه درخت عرفان اصیل دینی تربیت افرادی مانند مولانا ، ابوعلی سینا، ابن عربی و شخصیت ارزشمندی مانند حضرت امام خمینی (ره) بوده است . در واقع این عرفان ها در نهایت انسان هایی را تربیت کرده است که در قامت یک مصلح اجتماعی ظهور کرده اند در حالی که در اکثر فرقه ها اعضا در نهایت به پوچی ، تباهی و نیستی دچار می شوند. با این حال در خصوص تفاوت ها من اجمالا به چند نکته اشاره می کنم.در فرقه ها غالبا افراد به ستایش رهبر می پردازند در حالی که با توجه به نص قرآن کریم در دین ستایش تنها از آن خداوند است.در فرقه ها ایثار و فداکاری تنها در خصوص رهبر معنا پیدا می کند در حالی که در فلسفه دین ایثار و فداکاری در خصوص همه افراد و در ذیل کسب رضایت خداوند مطرح می گردد. در فرقه ها افراد مجبور به برهم زدن پیوندهای زناشویی و یا فرزندی هستند در حالی که دین اسلام توجه جدی به بنیان خانواده دارد. در فرقه ها احکام به صورت قطعی صادر می شود و جای هیچ بحث و نظری نیست در حالی که در اسلام تاکید جدی بر تفکر داریم و...
* به نظر شما آیا می توان سرمنشا رواج عرفان های تصنعی و نحله های منحرف عقیدتی در جامعه را به اقدامات سیاسی و جنگ نرم مربوط دانست؟!
** ببینید اینکه بگوییم تمام فرقه ها را دستگاه های امنیتی کشورهای غربی پدید می آورند اندکی اغراق است . با این حال شواهد و اسناد متعددی از دخالت این دستگاه ها در هدایت و راهبری فرق ضاله در کشور وجود دارد . به عبارت بهتر دستگاه های امنیتی فرقه ها را انتخاب می کنند و پس از آن به حمایت و هدایت از آنها می پردازند . اما به هر حال باید بپذیریم که هم اکنون دنیای سرمایه داری در برابر اسلام قرار گرفته است. طی چند دهه اخیر همواره غرب در برابر ایران اسلامی شکست خورده است که نمونه بارز آن در جنگ تحمیلی پدید آمد . با این حال هم اکنون غرب دیگر از رویای دستیابی نظامی به ایران ناامید شده است و درصدد است تا با اقداماتی مانند جنگ نرم و ایجاد فرقه سازی در کشور به نظام اسلامی صدمه وارد سازد.
* گسترش فرقه های نوظهور به اصطلاح عرفانی در کشورنگرانیهایی را برای مسئولان و مردم ایجاد کرده است، شما چه راهکارهایی را برای برونرفت از این وضعیت پیشنهاد میکنید؟
** اگر به طیفی که به گروه های منحرف جذب می شوند نگاه کنیم متوجه می شویم که اکثر آنها از افراد غیر مذهبی و غالبا ثروتمند هستند . یعنی کمتر دیده می شود که جوانی که در فضای معنوی خانواده اسلامی رشد کرده به جرگه این افراد بپیوندد .این امر بیانگر آن است که ما برنامه ریزی مشخصی برای آن طیف که البته تعدادشان هم در جامعه کم نیست نداریم و جامعه ما یک جامعه گسترده و بسیط است . ما باید برای همه گروه ها و اقشار برنامه ریزی داشته باشیم . ما باید با آسیب شناسی دقیق این موضوع را مورد مطالعه قرار دهیم . از سوی دیگر باید دانست که در راه برخورد با فرقه ها کار کارشناسی شده است . نمی توان با هر اقدامی به جنگ این فرقه ها رفت چرا که احتمال دارد در صورت یک اشتباه به این فعالیت ها دامن زده شود .همچنین باید گفت مبارزه با چنین انحرافاتی کار فرهنگی است . ما اقدام مناسبی در بعد فرهنگی انجام نمی دهیم و لذا مجبور به اقدامات امنیتی در این خصوص می گردیم . هرچند امروز رهبر معظم انقلاب زنگ خطر را در خصوص جنگ نرم به صدا در آورده اند اما با این حال کسی سعی ندارد در این بخش از آسیب های اجتماعی اقدام جدی را صورت دهد.
* شما معتقدید که در این زمینه کار کارشناسی صورت نپذیرفته است؟!
** ببینید امروز اتاق فکر های جنگ نرم علیه ایران به شدت در حال فعالیت هستند و کاملا کارشناسی شده با مسائل فرهنگی ایران برخورد می کنند . متاسفانه در این سوی میدان ما کمتر توجه به کارهای دقیق فرهنگی داریم و بیشتر شعاری عمل می کنیم. ما باید نسبت به واقعیت های جامعه خود آگاه باشیم . امروز برخی از جوانان ما در خطر کشیده شدن در منجلاب این فرقه ها قرار دارند . ما باید برای آنها برنامه ریزی دقیقی کنیم. یکی از دلایل اساسی ایجاد فرقه ها در جوامع بی پاسخ ماندن نیازهای معنوی افراد است. اگرما نتوانیم به درستی جوانان را با آموزه های اسلامی که سراسر معنویت ، شور و هیجان است آشنا کنیم آن گاه مجبور می شویم که با اقدامات امنیتی درصدد کنترل اوضاع باشیم.
* با تشکر از شما
** من هم سپاسگزارم