مهدی اسماعیلی
مدیریت "فرآیند طراحی و نگهداری محیطی است که در آن افراد و گروههایی برای حصول کار به هدفهای منتخب با همدیگر کار میکنند".
متاسفانه ساختار اداری کشور متناسب با نیاز جامعه ایران پس از انقلاب دچار تحول نشده است. لذا برای تحقق این خواسته ملی میبایست انقلاب اداری با هدف: "نوسازی معنوی روابط دولت و ملت"، به منظور "ایجاد دولت شایسته، کارآمد، مقتدر و مردمی "طراحی و اجرا گردد. که در سایه این تحول میتوان "تامین و گسترش عدالت در نظام اداری"، "قانونگذاری و نهادینه شدن آن"، "ارتقای رضایتمندی ارباب رجوع"، "تامین محیط سالم برای ارتقای دانش، عزت و مدیریت نیروی انسانی" و در یک کلام" دولت خدمتگذار و مردمی" را به نظاره نشست.
این مختصر میکوشد به دلیل اهمیت تحول در نظام دیوانی کشور در دولت جدید که به صورت یک مطالبه اساسی از جانب مردم مطرح گردیده به برخی از آسیبها و راهبردهای کارآمدسازی دولت خدمت بپردازد.
با مطالعه نظام مدیریت در ایران میتوان موارد ذیل را به عنوان آسیبهای اساسی این نظام سازمانی بیان کرد:
آسیبهای نظام مدیریت کنونی کشور
1- پراکندگی مسئولیت و چند شغله بودن مدیران
2- ضعف انضباط اداری
3- وجود تبعیض و عدم توجه به شایستهسالاری در عزل و نصبها
4- ضعف دانش مدیران و نیز فقدان مکانیزم آموزشی مناسب
5- نابسامانی در حوزه اطلاعات مدیریت به ویژه بانک اطلاعاتی مدیران
6- عدم رضایت و نیز فقدان امنیت شغلی
7- سنتی بودن مدیریت
8- نبود ارتباط منطقی بین ارزیابی عملکرد مدیران و عزل و نصب آنها
9- سردرگمی کارکنان سازمانها در آستانه تغییر کادر مدیریت
10- قائم به شخص بودن مدیریت و حرکت سازمانها
11- و...
آسیبهای فوقالذکر میطلبد تا تحولی اساسی در راستای کارآمد کردن نظام مدیریتی کشور صورت پذیرد. در ارتباط با اثرات مثبت تغییر کادر مدیریت باید به عواملی چون خلاقیت، رضایت مراجعان و کارکنان، رعایت قوانین و مقررات و بهبود بهرهوری و عملکرد سازمان اشاره کرد.
همچنین مواردی چون رکودکاری، کاهش انگیزه کارکنان، افزایش ترک خدمت، اتلاف منابع و ایجاد تنش بین نیروها نیز در صورت مدیریت نشدن صحیح جریان تحول میتواند پیامدهای منفی و مقطعی جریان تحول باشد.
موارد ذیل میتواند به سازماندهی نظام مدیریت کارآمد در دولت خدمت منجر شود.
بایستههای نظام مدیریتی کارآمد و فعال
1- ارزشیابی مدیران: توانایی یا عدم توانایی مدیران در عزل و نصبها به صورت نظاممند صورت پذیرد.
2- نهادینه شدن مشاوره: مشاوران صاحبنظر و کارآمد میتوانند منشا خدمات بزرگی به مدیران کشور باشند. البته در صورتی که نظام مشاوره با باین واقعیتها به مشاورههای مدیرپسند و ناکارآمد تبدیل نشود.
3- تفویض اختیار: نظام گردش نخبگان و واگذاری مسئولیت به نسلهای جوان باید یک اصل مهم تلقی گردد.
4- تصمیمگیری: اتخاذ تصمیمات کلیدی از وظایف اساسی یک مدیر است. لذا در عزل و نصبها باید قدرت ریسک و تصمیمگیری مدیران منظور نظر قرار گیرد.
5- حاکمیت مدیریت مشارکتی: مشارکت فعال کارکنان هر مجموعه و ارائه مشاوره در حوزه خود، احساس مسئولیت همه کارکنان و مدیران در خوب و بد کارها را در پی خواهد داشت.
6- کارآفرینی: مدیر کارآمد میبایست کارآفرین بوده و اراده انجام کارهای جدید را داشته باشد.
7- هدفگذاری: یکی از مهمترین وظایف مدیران هدفگذاری سازمانی و طراحی استراتژی است، لذا در انتخاب و انتصاب مدیران میبایست به این ویژگی مدیران نیز بدل توجه ویژه صورت پذیرد.
8- مدیریت منابع انسانی: در جامعه ما اتلاف نیروی انسانی، بازدهی پایین و بیانگیزگی کارکنان از معضلات و چالشهای نظام مدیریتی است. مدیریت منابع انسانی مسئولیت بهرهبرداری بهتر از کارکنان یک سازمان را دارد. لذا شایسته است در انتصاب مدیران به این وجه نیز توجه شود.
راههای کارآمد مدیریت کشور در شرایط کنونی محتاج پیوند اصول ذکر شده با موارد زیر است:
1- شناخت مناسب نیست به تهدیدات خارجی و چالشهای داخلی و لزوم اتخاذ راهکارهایی برای برونرفت از وضعیت کنونی.
2- وجود طرحی جامع برای آینده کشور که در آن طراحی مناسبی از امکانات، منابع، نیروی انسانی، فرصتها و... صورت گرفته باشد. این مهم در سند چشمانداز بیست ساله ایران به درستی مورد بررسی و تدوین قرار گرفته است.
3- امروز انقلاب اداری ضرورتی برای کارآمدی مدیریت در کشور است.
4- هماهنگی میان مدیران نظام به ویژه سران قوای سهگانه به عنوان یک اصل خدشهناپذیر مورد توجه قرار گیرد. همبستگی درون سازمانی در دولت خدمت، انسجام ملی، یکپارچگی فعالیتها و هماهنگی تیمهای کاری دولت از اهمیت بسیاری برخوردار است.
5- واگذاری سکان کشور دارای به مدیرانی برخاسته از بطن مردم و آشنا به مطالبات ایشان از موارد حائز اهمیت است.
6- وجود قوانین حمایتی از مدیران کارآمد و نیز وجود مقررات به منظور تنبیه مدیران ناکارآمد به عنوان اصلی خدشهناپذیر مورد توجه قرار گیرد.
امید است دولت خدمت بتواند جلوهای مطلوب از عملکرد اصولگرایان ترسیم نماید.