منصور تاراجی/سردبیر سابق روزنامه اطلاعات
(دکتر در تاریخ)
نخستین کشوری که با ایران همکاری اتمی کرد آمریکا بود
جنگ سرد موجب شد که آمریکا، ایران را مجهز به راکتورهای اتمی کند
روابط ایران و شوروی تیره شد
من از کارخانه "یورودیف" بازدید کردم
ایران در کارخانه "یورودیف" سهم داشت
هدف از ایجاد "یورودیف" تهیه اورانیوم غنی شده بود
"امروز آمریکا و ایران یک موافقتنامه همکاری هستهای غیرنظامی امضاء کردند که براساس آن آمریکا چند کیلوگرم اورانیوم غنی شده به ایران اجاره میدهد و به علاوه در زمینههای مربوط به آن کمک میکند".
ما در سال 1957 هستیم و سیمای سیاسی جهان چنین است:
جنگ سرد بین دول غربی و جهان کمونیسم به اوج رسیده و چهار سال از کودتای 28 مرداد 1332 گذشته است.
دولت دکتر محمد مصدق با توطئه "جان فاستردالس" وزیر امور خارجه آمریکا و "ایدن" وزیر امور خارجه انگلستان با همدستی و همکاری محمدرضا شاه و اشرف پهلوی خواهر او ساقط شده است. امواج نفرت از این توطئه قلوب ملت ایران را به درد آورده است. ژنرال دووآیت آیزنهاور فرمانده سابق ارتش متفقین در جبهه دوم که در ششم ژوئن 1944 با پیاده شدن نیروهای متفقین در فرانسه علیه ارتش آلمان گشوده شد. در کاخ سفید و نیکیتا خروشچف در کرملین هر دو با چشمانی تیزبین نظارهگر یکدیگرند.
9 سال پیش در ماه مه 1948 تشکیل دولت اسرائیل اعلام شده است. بن گوریون نخستوزیر اسرائیل همه تلاش خود را به رویارویی با اعراب و فلسطینیها بکار گرفته است و به ویژه گرفتن و غصب هر چه بیشتر زمینهای اعراب توجه چندانی به قدرت گرفتن ارتش شاه و احیاناً تجهیزات اتمی ندارد.
در نخستین سالهای پس از جنگ دوم جهانی بسر میبریم و قدرت کمونیسم روزافزون. رادیو مسکو مرتب به حکومت شاه حمله میکند که سرسپرده "امپریالیسم" جهانی است.
حمله به ایران
آیزنهاور و وزیر امور خارجه آمریکا در دیدار با سران انگلستان و فرانسه و آلمان غربی وحشت خود را از حمله ناگهانی شوروی به مرزهای شمالی ایران پنهان نمیدارند.
جمهوریهای قزاقستان، ترکمنستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان و آذربایجان در آنسوی ارس مسلمان هستند و ایران هم مسلمان و احتمال دارد شوروی از طریق این جمهوریها ایران را هدف قرا ردهد (همین تاکتیک را آمریکائیها بعداً با تئوری، کشیدن کمربند سبز در مرزهای جنوبی شوروی بکار بردند)
آیزنهاور به دوستان غربی خود میگوید:
برای حفظ منافع آمریکا لازم است ایران اتمی شود. (برخلاف امروز که بوش میگوید با تجهیز ایران به نیروی اتمی منافع آمریکا به خطر میافتد).
آنچه دیروز و امروز مطرح بوده و هست فقط حفظ منافع آمریکاست و دیگران هیچ. در آن زمان آمریکا و دیگر دول غربی هرگز نمیگفتند ایران چرا بجای استفاده از نفت از اتم میخواهد برای تولید انرژی بهرهّبرداری کند.
تجهیز ایران به دانش هستهای و احتمالاً از ترس اتحاد جماهیر شوروی سیالیستی به بمب اتمی، بسرعت پیشرفت میکرد. ایجاد پایگاههای نظامی مدرن در شمال ایران توسط آمریکا مؤید این موضوع است.
یک سال پس از موافقتنامه ایران و آمریکا، کشور ما در سال 1958 به عضویت آژانس بینالمللی انرژی اتمی (l.A.E.A) در آمد و در سال 1967 راکتور تحقیقاتی پنج مگاواتی در دانشگاه تهران راهاندازی شد. این راکتور را آمریکا به ایران تحویل داده بود.
ایجاد قدرت اتمی
سه سال بعد (1970) ایران پیمان عدم تکثیر و تولید سلاح هستهای (N.P.T) را امضاء کرد. اندکی بعد سازمان انرژی اتمی ایران (A.F.O.L) تاسیس شد.
کارها در رابطه با تجهیز اتمی ایران بسرعت پیش میرفت در نوامبر 1975 (5 سال پیش از انقلاب اسلامی) ایران قرار داد دو رآکتور 1200 مگاواتی برای نصب در بوشهر را با آلمان امضاء کرد. ضمناً دو رآکتور 900 مگاواتی برای نصب در بندرعباس از فرانسه خریداری شد.
ایران و هند نیز موافقتنامه همکاری هستهای امضاء کردند.
در اوت 1975 شرکت گرانت ورک یونیون" آلمان غربی کار روی نیروگاههای هستهای را در ایران به خود اختصاص داد. در اکتبر 1977 فرانسه با ساخت دو نیروگاه هستهای به ظرفیت 900 مگاوات در "دارخوین" نزدیک اهواز با ایران به توافق رسید.
در دسامبر 1977 دولت آلمان با دریافت 8/4 میلیارد دلار مجوز ساخت چهار رآکتور هستهای را به شرکت "گرانت ورک یونیون" داد. ولی به تدریج شرایط تغییر کرد.
اعراب و اسرائیل دو جنگ بزرگ 1967 و 1973 را پشت سر گذاشتند در جنگ 1973 یایران همکاری با انور سادات رئیسجمهوری مصر را (که بعداً به قتل رسید) توسعه داد که خشم اسرائیلیها را برانگیخت. در همین زمان اسرائیل سخت از اتمی شدن ایران و احتمالاً تجهیز ایران به بمب اتمی به وحشت افتاد ولی ایران دوست صمیمی آمریکا بود و اسرائیل نمیتوانست آشکارا با دولت ایران وارد کشمکش شود، لذا پنهانی توسط رسانههای جهانی وابسته علیه ایران دست به توطئه زد.
تمدن بزرگ
به ویژه که شاه مرتب فریاد میزد "ما چهارمین ارتش جهان را داریم" و در آستانه "تمدن بزرگ" هستیم.
و اما مهمتر آنکه کشور اتحاد جماهیر شوروی به تدریج در سراشیبی سقوط و فروپاشی قرار گرفته بود.
در این زمان در کاخ سفید "کارتر" حکومت میکرد و اندکی بعد ریگان جای او را گرفت که هدفش شتاب دادن به فروپاشی شوروی بود او کمونیسم را "ابلیس جهنمی" مینامید.
وقتی گورباچف، یلتسین و شوارد نادزه، کرملین بر مسند قدرت نشستند دیگر غرب مانند سالهای جنگ سرد از شوروی هراسی نداشت. ولی اسرائیل و آمریکا باین نتیجه رسیدند که ضرورتی ندارد ایران در دانش هستهای پیشرفت کند.
دیدار از "یورودیف":
جالب است که به گزارش زیر توجه فرمائید:
"ما پنج نفر روزنامهنگار ایرانی هستیم که به دعوت سازمان انرژی اتمی فرانسه به دیدار کارخانههای "تریکاستن" و یورودیف" میرویم.
دو سال پیش از انقلاب اسلامی سال 1357 است.
کارخانه "تریکاستن" بسیار عظیم و برای تولید برق از اتم احداث شده است.
دورتر از آن کارخانه دیگری عظیم و محیرالعقول توجه ما را جلب میکند راهنمای فرانسوی میگوید "یوردیف" ویژه غنی کردن اورانیوم است.
او میافزاید: "یورودیف" با سرمایه چند کشور اروپایی ساخته شده و شاه ایران موافقت کرده که در آن سرمایهگذاری کند به گفته او حدود 20 الی 25 درصد سرمایه آنرا که معادل چند میلیارد دلار میشد ایران پرداخته تا بتواند براحتی اورانیوم غنی شده برای سوخت کارخانههای اتمی خود تهیه کند. شعلههای انقلاب که فروزان شد آمریکا دریافت که ایران از حلقه زنجیر سلطه آمریکا خارج شده دیگر دوست آن کشور چون زمان شاه نیست و میخواهد زیر نفوذ نه شرق باشد نه غرب.
به یکباره همه قراردادهای اتمی کشورهای غربی با ایران لغو شد و هجوم ناگهانی ارتش صدام حسین به ایران آغاز گردید. (کمکهای "رامسفلد" وزیر دفاع کنونی آمریکا و سفرهای متعدد او، به بغداد برای کمکهای بیدریغ غرب به صدام را فراموش نکنیم.)
با شروع جنگ ایران نیاز مبرمی به دلار داشت به همین دلیل درصد برآمد پول سهام خود را در "یوردیف" پس بگیرد.
در ان زمان بعلت خودداری "یوردیف" از پس دادن ارزش سهام ایران روابط دو کشور مدتها تیره بود. البته "یوردیف" مایل بود سهام ایران را پس بدهد ولی چانهزنی میکرد که هزینه و پول کمتری بپردازد. اگر ایران به پول نیاز نداشت و سهام خود را پس نمیگرفت امروز وضع دیگری پیش میآمد زیرا امروز سهام "یوردیف" به مراتب بیشتر و ارزشمندتر از 25 سال پیش است.
ایران و روسیه
در ژوئن 1989 هاشمیرفسنجانی رئیسجمهور ایران که دریافته بود تولید انرژی اتمی آینده درخشانی در صنایع، پزشکی، تهیه برق و بسیاری زمینههای صلحآمیز دارد. همکاری با روسیه را در زمینه اتمی پذیرفت و آغاز کرد.
در سال 1992 آژانس بینالمللی انرژی اتمی بازرسان خود را به ایران اعزام و اعلام کرد که هیچ نشانی از اینکه ایران در راه ساختن بمب اتمی قدم بر میدارد نیافته است.
ایران قراردادی را در سال 1995 برای تکمیل یکی از رآکتورهای اتمی بوشهر با روسیه امضاء کرد. از آن زمان تبلیغات شدیدی توسط آمریکا و اسرائیل علیه ایران برپا گردید که بله ایران درصدد تهیه بمب اتمی است.
ایران در برابر این تبلیغات ناگزیر شد همه خاک خود را در اختیار بازرسان سازمان انرژی اتمی قرار دهد تا ثابت کند هدف ایران فقط استفاده صلحآمیز از این عنصر طبیعی و انرژیزا است و لاغیر.
اینک سئوالی که در اینجا باید به آن پاسخ داد ولی هیچکس پاسخ صحیحی برای آن ندارد این است که آیا شاه قصد ساختن بمب اتمی را داشت یا نه؟ تنها نزدیکان شاه قادرند حقیقت را روشن سازند ولی شکی نداریم که ایران با کمک غرب در آن زمان برای استفاده از اتم به سرعت پیش میرفت.
آنچه خواندید مشاهدات و تحلیل و تفسیر وقایعی است که نویسنده که کم و بیش در جریان آنها بوده است لذا ممکن است چنین تفسیری با واقعیت تطبیق نکند یا بکند.