تاریخ انتشار : ۱۶ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۷  ، 
کد خبر : ۱۹۵۵۵۸

راه اژدها


دکتر سیدرسول موسوی / Seyedrasoul_mousavi@yahoo.com
امروزه از مطالعات مربوط به دوران اتحاد جماهیر شوروی در دانشگاه‌ها و مراکز مطالعاتی جهان به عنوان یک مطالعه تاریخی یاد می‌شود و مطالعات شوروی و پژوهش‌های مربوط به تحولات شوروی به عنوان بخشی از تاریخ معاصر روسیه و دیگر کشورهای بازمانده از شوروی محسوب می‌گردد. اما در چین وضعیت مطالعات شوروی به گونه‌ای دیگر است و این مطالعات نه به عنوان تاریخ بلکه به عنوان مبحثی جاری و زنده مورد مطالعه قرار گرفته و عده زیادی از محققان و پژوهشگران دانشکده علوم اجتماعی چین مباحث مربوط به شوروی را با جدیت خاص دنبال می‌کنند.
دانشکده علوم اجتماعی چین که در سال 1964 تحت اداره حزب کمونیست چین تأسیس گردید بنا به رهنمود مائو مهمترین شاخه مطالعاتی خود را شوروی‌شناسی قرارداد و در این جهت کتابهای زیادی را مستند بر نتایج تحقیق‌ها و پژوهش‌های چینی درباره شوروی منتشر نمود.
در سال 1981 سطح علمی این دانشکده ترقی کرد و از جایگاه یک مدرسه حزبی خارج گردیده و با الحاق به آکادمی علوم چین تعداد زیادی از پژوهشگران و استادان دانشگاه‌های مختلف را جهت فعالیت پژوهشی به دانشکده جذب نمود. ارتقاء جاشگاه دانشکده علوم اجتماعی نه تنها موجب تغییر خط‌مشی مطالعات شوروی نگردید بلکه ابعاد جدیدی به آن اضافه شد و تحولات جهان سوسیالیستی و نمونه‌های مختلف کشورها و احزاب سوسیالیست در کانون مطالعات محققان این دانشکده قرار گرفت. تحولات اروپای شرقی، چگونگی رفتار احزاب و جریانات کمونیستی جهان سوم و سوسیالیسم اروپایی مورد توجه مطالعاتی واقع شد.
فروپاشی شوروی در سال 1991 نه تنها موجب کاهش علاقه به مطالعات شوروی نگردید بلکه شوروی شناسی با حساسیت بیشتری مورد توجه پژوهشگران چینی واقع گردید و این سئوال محور تحقیقات قرار گرفت که چرا شوروی فرو پاشید؟
در پاسخ به این سئوال محوری تحقیقات و پژوهشهای متعددی در دانشکده علوم اجتماعی صورت گرفته و نتایج پژوهشها در قالب محرمانه آشکار در اختیار مسئولین و مقامات چینی قرار می‌گیرد، رئیس دانشکده علوم اجتماعی در جریان بازدیدی که نگارنده در سال گذشته از این دانشکده داشتم دلیل این توجه خاص به مطالعات شوروی را در چین این گونه توضیح داد: «مسائل شوروی برای چین هکیشه مهم بوده است حتی زمانی که فرو پاشید. فروپاشی شوروی مارا به این فکر واداشت که چه چیزی موجب فروپاشی شوروی شد؟ آنها چه روش هایی را در پیش گرفتند که منجر به فروپاشی شوروی شد؟ اگر اقتصاد برنامه ریزی شده شوروی اشتباه بود، چین هم اقتصاد برنامه‌ریزی شده‌ای دارد. آیا این تجربه در چین هم تکرار خواهد شد؟ آیا ذات سوسیالیسم موجب فروپاشی شوروی گردید؟ اگر حزب کمونیست شوروی موجب فروپاشی شوروی گردید چه دلیلی دارد، که حزب کمونیست چین دچار چنین سرنوشتی نشود؟ چین مشابهت‌های بسیار زیادی با شوروی دارد چه باید کرد که تجربه شوروی در چین تکرار نگردد؟ و این سئوالها و دیگر سئوالهای اساسی بود که ما را واداشت مطالعات شوروی را در چین احیا کنیم در حالی که شوروی از بین رفته بود.»
مطالعات شوروی در چین ابعاد گوناگونی دارد و همواره گوناگونی ابعاد مطالعات شوروی مورد توجه پژوهشگران چینی بوده است و نکته مهم در این مطالعات آن است که مطالعات شوروی تابعی از روابط دو کشور نگردیده و همیشه به عنوان یک رشته مستقل علمی و مطالعات مورد توجه بوده است. یادآوری این نکته حائز اهمیت زیادی است که روابط دو کشور چین و شوروی فراز نشیب زیادی داشته و دامنه تحولات روابط چین و شوروی از دوستی و اتحاد تا دشمنی آشکار در نوسان بوده است. مطالعات شوروی حتی در زمانی که چینی ها احساسی کردند ممکن است مورد تهاجم اتمی سوسیال امپریالیسم شوروی قرار گیرند، تعطیل نگردید و به عنوان یک رشته علمی- پژوهشی جایگاه خود را حفظ کرد و در همین مقطع زمانی تعداد زیادی کتاب و گزارش تحقیقی منتشر نمود و نکته قابل توجه آنکه این کتابها و گزارش‌ها مبتنی بر مبانی تحقیق و پژوهش بوده و مطالب تبلیغاتی ضد شوروی محسوب نمی‌گردد.
پژوهشگران دانشکده علوم اجتماعی چین برای یافتن پاسخ سئوال محوری تحقیقات خود یعنی دلیل یا دلایل فروپاشی شوروی مجموعه‌ای از فرضیه ها را مطرح و هر یک از فرضیه‌ها تحت نظر یک گروه پژوهشی مورد مطالعه قرار می گیرد. از جمله مهمترین فرضیه های مطروحه برای محققین چینی برای دلایل فروپاشی شوروی می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1-بسته بودن نظام، فقدان ارتباط لازم بین دولتمردان و مردم و بی‌توجهی رهبران به نیازهای داخلی و مقتضیات جهانی،
2-ناتوانی در کاربرد علوم و فنون جدید در جهت تغییر ساختار تولید و انطباق آن با واقعیت روز،
3-نبودن نیروی حیاتی در بخش صنایع در اثر فقدان انگیزه،
4-بی‌توجهی به تولید کالاهای مصرفی مورد نیاز روزمره مردم،
5-احیاء قوم‌گرایی و واگرایی محلی،
6-رقابت تسلیحاتی با غرب که موجب تخصیص منابع بسیار و نهایتاً از پای درآمدن نظام گردید.
مطالعات شوروی در چین محدود به مطالعات نظری و فکری نبوده بلکه به لحاظ تجربی و ارائه راه‌کار سیاسی به تصمیم‌گیران جایگاه خاصی دارد و پژوهشگران مطالع شوروی بر مسائل عینی و ملموس متمرکز هستند. از جمله مهمترین موارد مطالعات تجربی در این بخش می‌توان به تجربه اتحاد آلمان اشاره کرد. پژوهشگران چینی در این مورد با مقایسه اتحاد آلمان شرقی و آلمان غربی با تحاد احتمالی چین و تایوان تلاش دارند آثار این اتحادیه را در ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی چین و ابعاد منطقه‌ای و بین‌المللی آن را پیش‌بینی نمایند و نتایج این پیش‌بینی‌ها را در قالب سناریوسازی به نهادهای عالی تصمیم‌گیری چین منعکس نمایند. چینی ها به این بحث توجه ویژه‌ای دارند که سیستم آلمان غربی توانست سیستم آلمان شرقی را در خود جذب کند. حال باید چه کار کرد که اگر چین با تایوان متحد شد سیستم بزرگتر (چین) جذب سیستم کوچکتر (تایوان) نشود؟
توجه به مسائل قومی یکی دیگر از مباحث مطالعاتی دانشکده علوم اجتماعی است. چینی‌ها می‌گویند از سواحل بالتیک تا اکراین و از اکراین تا روسیه و از روسیه تا آسیای مرکزی و چین مسائل قومی بسیار پیچیده ای وجود دارد که احتمال دارد در صورت عدم توجه به آنها تجربه فروپاشی شوروی و یوگسلاوی در کشورهای این حوزه از جمله روسیه و چین تکرار شود و تکرار این تجربه در روسیه یا چین امنیت بین‌المللی را به خطر خواهد افکند، به همین منظور پژوهشگران مطالعات شوروی گزارش‌های هفتگی از تحولات قومی سرزمین‌های شوروی پیشین تهیه نموده و آنها را در اختیار تصمیم‌گیران چینی قرار می‌دهند. بحث مهم دیگر شوروی‌شناسان چین نظم بین‌المللی پس از فروپاشی شوروی است که نظام دو قطبی حاکم بر جهان با وضعیت مطلوب خود تفاوت قائل هستند و معتقدند که هنوز نظم خاصی در جهان حکم فرما نشده است. هر چند چینی‌ها نظم مطلوب خود را نظم چند قطبی می‌دانند اما معتقد هستند که هنوز چنین نظمی وجود ندارد و چالشی جدی بین نظم تک قطبی و نظم چند قطبی در جریان است، لذا باید راه کارهای رسیدن به نظم چند قطبی را از طریق مطالعه و تحقیق پیدا کرد.
و سرانجام آن که چینی ها معتقدند که «آنچه را عامه مردم به آن می اندیشند، ناظم آسمان نیز به آن می‌اندیشد.» از این جهت تلاش می‌کنند تا بدانند عامه مردم به چه می‌اندیشند و دانستن این که عامه مردم واقعاً به چه می‌اندیشند راهی جز تحقیق و پژوهش علمی و عینی ندارد و اگر شوروی‌ها فهمیدند عامه مردم به چه می‌اندیشند، راهی برای جلوگیری از فروپاشی شوروی پیدا می‌شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات