تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۹۵۵۷۱

نیاز ما به علی(ع)


حسین شریعتمداری
«کاش می توانستیم علی«ع» را به دورانی ببریم که مردمانش قدر او را بدانند و از ژرفای دل با او بمانند.» این آرزوی مالک اشتر، فرمانده سپاه امیرمؤمنان علیه السلام بود که در گرماگرم جنگ صفین به حسرت با عمار یاسر در میان گذاشته بود و عمار در پاسخ به دلداری برخاسته و گفته بود «ای مالک! خاطر آسوده دار، که تا دنیا باقی است، چشم فرزندان آدم به دنبال علی(ع) می گردد.»
علی«ع» نیز، دلتنگ از بی وفایی و کم دانی مردم روزگار خویش به آنان خبر داده بود که «زود است، بعد از رفتنم، حضور دوباره ام را آرزو کنید» و در دل یکی از شب ها، کمیل را با خود به صحرا برده و از آنچه در سینه دریایی خویش دارد و کمتر کسی را شایسته بازگو کردن آن می داند، سخن ها گفته و گلایه ها کرده بود. علی«ع» روزی دیگر بر فراز منبر خطابه از یاران فداکار و پاکباخته ای خبر داده بود که در راهند و قرن ها بعد از او می آیند. مردمی که شیفته خدایند و علی«ع» را اگرچه ندیده اند، مولا و مقتدای خویش می دانند. راهی را که علی راهی آن بود، خوش به نشان می پیمایند، از خودگذشته و به خدا رسیده اند، نه سودای سود دارند و نه غم بود و نبود. علی«ع» بعد از توصیف یاران آخرالزمانی خود، دست های مبارک خویش به شعف برهم سائیده و خطاب به جماعت فرموده بود؛ آه که چه شوقی به دیدن آنها دارم...
امروز، به گفته امام راحلمان(ره)، همان روزهاست که امیرمؤمنان علیه السلام از آن یاد کرده و مردمانش را به دوستی خدا و آل الله ستوده بود. علی«ع» امروز نه فقط تنها نیست که بار دیگر، نورافشان تر از آن روزها طلوع کرده است و پیروانش که توده های عظیم ملت های مسلمانند، قدر او را بیشتر و افزون تر از مردم زمان او می دانند، اگر چه «قدر» او آنگونه که هست، شناختنی و منزلت او، چنانچه باید، یافتنی نیست، اما هرچه هست، امروز، مولای تنهای آن روز ما، دیگر تنها نیست.
امروز، دشمنان علی که همان دشمنان خدایند و عمروعاص های آن دوران که لباس مدرنیته به تن کرده اند، باز هم در عرصه حضور دارند و بسیارند، اما امروز، پیروان علی«ع» از رخدادهای تلخ آن روزها که صاحبان زر و زور به عداوت و جماعتی کج فهم به جهالت با علی کرده بودند، تجربه های کارساز اندوخته و عبرت های شیرین آموخته اند. فهرست کردن آن رخدادهای تلخ و تجربه های شیرین برگرفته از آنها نیز به درازا می کشد و «مثنوی هفتاد من کاغذ» می شود ولی در این وجیزه و در سالروز ولادت علی (ع)، اشاره به نمونه ای از آن میان که موضوع یکی از مسائل امروز میهن اسلامیمان است به یقین خالی از فایده نخواهد بود.
آن روز، در گرماگرم جنگ صفین، مالک اشتر، به خیمه معاویه نزدیک شده بود و گامی بیشتر برای ریشه کنی آن خیمه سیاه و مرکز فتنه باقی نمانده بود، اما معاویه با طراحی عمروعاص پاره های قرآن را برنیزه کرد و مجموعه ای از کج اندیشان و بداندیشان در سپاه علی«ع» به فریب یا به بهانه، علی را محاصره کرده و با شمشیر آخته از او توقف جنگ و بازگشت مالک را خواستند و مولای مظلوم ما اگرچه می دانست در پس این درخواست چه توطئه خطرناکی نهفته است، ولی به ناچار و در پی اصرار آمیخته به تهدید آن جماعت، مالک را فراخواند و...
ادامه این ماجرا از زبان شاعر بسیجی معاصر، برادر امین کاوه، شنیدنی تر است؛
مالک رسیده بود به آن خیمه سیاه
تنها سه چهارگام، نه این گام آخر است
اما صدای کیست که از دور می رسد؟
گویا صدای ناله «برگرد اشتر است»
این ناله حزین و گرفته از آن کیست؟
من باورم نمی شود، از حلق حیدر است
مالک! رها کن آن سوی میدان و بازگرد
کاین سو، پر از معاویه های مکرر است
این کوفیان، فریب چه را خورده اند؟ هان!
از شام نیز، روز تو، کوفه سیه تر است
امروز پاره پاره قرآن به نیزه هاست
فردا، سر حسین که قرآن پرپراست
تاریخ، گوش داد به این خطبه بلیغ
این ناله علی است، که اینک به منبر است
حتی عقیل طاقت عدل مرا نداشت
«من یوسفم، که هست که با من برادر است»
من یوسفم، تو یوسف بی چاه دیده ای؟
این چاه های کوفه، عجب گریه پرور است؟
آن روز، همراهان علی«ع» -غیر از شماری اندک- هشدار او را نشنیدند و چند سال بعد، وقتی سر حسین«ع» را بر نیزه، صاحبان زر و زور را بر کرسی قدرت و یزید را به انکار دین خدا دیدند، انگشت ندامت به دندان گزیدند که کاش هشدار علی«ع» را پاس می داشتیم و مولا را در غبار آن فتنه، تنها نمی گذاشتیم و...
امروز، در حالی که سردمداران نظام سلطه بین الملل، به نابودی نظام اسلامی ایران -که ادامه راه علی است- کمر بسته اند و در اوج غارتگری و خونریزی، شعار حقوق بشر در شیپورهای فریب خود می دمند، باز هم جماعتی از کج اندیشان و بداندیشان، به هم آمیخته و برگردن نظام آویخته اند که باید به خواسته آنان تن دهیم و اگر این خواسته «جام زهر» هم باشد، در آشامیدن آن تردیدی به خود راه ندهیم! سازش با آمریکا، دست کشیدن از اصول و پذیرش پروتکل ذلت بار موسوم به 2+93 از جمله این خواسته هاست که دشمن با هدف نابودی نظام اسلامی و بازگرداندن ملت مسلمان ایران به دوران برده داری رژیم گذشته، بر آن اصرار می ورزد و جماعتی که تابلوی خودی دارند ولی دغدغه آینده این مرزوبوم و مردم مظلوم را ندارند و یا در چنبره فریب دشمن گرفتارند، تن دادن به این ذلت را در پوشش مصلحت، توصیه می کنند.
و اما،... مردم ما، از ماجرای تلخ صفین که حاکمیت یزیدها و حجاج بن یوسف ها و غارتگری و خونریزی آنان را در پی داشت، تجربه ای شیرین اندوخته اند و دیگر، علی را تنها نمی گذارند تا خود و هموطنان مسلمان خود را در پنجه خونریز و دست های غارتگر دشمنان گرفتار کنند...
امشب، شب میلاد مولود کعبه است، خیل عظیم جوانان از امشب به اعتکاف می نشینند. مساجد جای خالی برای انبوه مشتاقان اعتکاف ندارند... راستی اینان چه می بینند که دشمن و دنباله های آن نمی بینند؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات