تاریخ انتشار : ۰۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۵  ، 
کد خبر : ۱۹۵۵۹۴

«کا.گ.ب» علیه کاسترو


سرنگونی "فیدل کاسترو" رهبر 77 ساله کوبا برای آمریکا، تبدیل به یک معضل دائمی شده است. از سال 1959 که کاسترو با سرنگونی رژیم "باتیستا" قدرت را در "هاوانا" به دست گرفت، تلاش 10 رئیس جمهوری آمریکا (آیزنهاور، کندی، جانسون، نیکسون، فورد، کارتر، ریگان، بوش اول، کلینتون و بوش دوم) برای سرنگونی وی نتیجه ای نداشته است و کوبای کمونیست در 90 مایلی خاک آمریکا، به یک دردسر دائمی برای کاخ سفید تبدیل شده است.
هدف مشترک توطئه های سیا و ک.گ.ب
خصومت دولت کمونیستی کوبا و آمریکا از سال 1959 برای همگان قابل تصور بود و کسانی که تحولات جهانی را پی گیری می کردند، کم و بیش، دلایل این دشمنی و عداوت را می دانستند، اما شاید کمتر کسی باور کند که اتحاد شوروی نیز در سالهای اولیه ظهور کاسترو در صدد سرنگونی دولت وی بود و دقیقا" همان زمانی که آمریکا در اوایل دهه 60 در واقعه خلیج خوکها و سپس بحران موشکی کوبا بر دولت و هاوانا فشار وارد می کرد، رهبران ارشد کرملین و مسئولان سازمان اطلاعات و امنیت شوروی یعنی ک.گ.ب نیز به طور مخفیانه در تدارکعملیات سرنگونی کاسترو بودند.
هدف روسها از این اقدام، حذف کاسترو و ایجاد یک دولت کاملا" دست شانده در کوبا بود، اما هنگامی که عملیات مختلف ک.گ.ب برای سرنگونی کاسترو ناکام ماند، روسها تصمیم گرفتند کاسترو را تحمل کنند و تا آنجا که ممکن است مانع از افشا شدن اخبار و جزئیات مربوط به عملیات های خود علیه کاسترو شوند و در سطح جهانی، روابط کوبا و اتحاد شوروی را گرم و صمیمانه نشان دهند.
در واقع، ک. گ. ب در اوایل دهه 60 سعی کرد فیدل کاسترو را نابود سازد و کوبا را مانند سایر کشورهای اروپای شرقی به صورت یکی از مستعمرات خود در آورد. اگرچه رژیمهای کوبا و اتحاد شوروی هر یک به علل مختلف تا زمان سقوط اتحاد شوروی می خواستند این قسمت از تاریخ را پنهان نگهدارند.
دلیل تلاش روسها برای سرنگونی کاسترو این بود که رهبران اتحاد شوروی از قدیم الایام از هر چیزی که قادر به کنترل آن نبودند، بیمناک بودند و نسبت به آن سوء ظن داشتند. به همین جهت، در سال 1961 از کاهش قدرت خود برای کنترل کردن کاسترو نگران شدند. به نظر کرملین، کاسترو شخصی ناپایدار، متلون المزاج و بی انضباط بود. از نظر مسکو عملیات چریکی بدون نتیجه در آمریکای لاتین و کوشش صدها هزار کوبایی برای فرار از رژیم او، به گونه ای بود که خروشچف سعی می کرد از آن بگریزد. به علاوه، از نظر کرملین، کاسترو اقتصاد کوبا را به نابودی می کشاند واز اجرای دستورات مسکو خودداری می کرد. به همین جهت، کرملین تصمیم گرفت کاسترو را سرنگون کند و یک کمونیست کهنه کار را که مطیع شوروی باشد، به جانشینی او انتخاب نماید.
در پاییز سال 1961، "بلوس روکا" یک کمونیست کهنه کار کوبایی از اتحاد شوروی به کوبا بازگشت و به این ترتیب، اولین کوشش مسکو جهت سرنگون کردن کاسترو آغاز شد.
کمونیستهای طرفدار اتحاد شوروی به رهبری "سرگی کوریاتسف "سفیر آن کشور سریعا" شروع به اقدام کاسترو را از سمت ریاست نهضت مهم کشاورزی برکنار کردند و در اوایل سال 1962 حتی جراُت آن را یافتند که علنا" از وی انتقاد کنند.
اما تلاشهای اتحاد شوروی با اقدامات خود روسها خنثی شد. ک. گ. ب یک سیستم امنیتی داخلی مانند سیستمی که اتحاد شوروی براساس آن اداره می شد، برای کاسترو بوجود آورده بود و مخبرین آنها در تمام شهرها، کارخانه‌ها، مزارع و ادارات رخنه کرده بودند لذا سیستم مخبرین که هدیه ک. گ. ب بود به خوبی فعالیت می کرد و توطئه های مسکو علیه فیدل کاسترو و برادرش رائول را بطور دقیق گزارش می‌داد.
در 27 ماه مارس 1962، فیدل کاسترو بر پرده تلویزیون سراسری ظاهر شد وتوطئه گران را متهم کرد. وی در یک سخنرانی سه ساعته، اتحاد شوروی را متهم به ایجاد یک نوع سیستم کنترل شدید وتشکیل ارتش انقلابی بومی و تربیت شده کرد.
به دنبال این سخنرانی کاسترو، برادرش فورا حزب کمونیست طرفدار شوروی را که روسها امیدوار بودند بوسیله آن حکومت کنند، بر چید وتصفیه های دامنه داری انجام داد و بعضی از کمونیستهای کهنه کار مانند "آنیبال اسکالانته" راتبعید کرد وازکوریا وتسکف سفیر روسیه خواست که فورا" کوبا را ترک کند.
روسها که متحیر مانده بودند، قدرت خود را از دست دادند. کار ایجاد تاُسیسات مخفی موشکهای اتمی آنها در کوبا خیلی پیش رفته بود و آنها به همکاری کاسترو احتیاج داشتند. لذا در صدد سازش با کوبا برآمدند و "الکساندر شیتوف" یکی از کارمندان با تجربه ک. گ. ب را که دوست نزدیک کاسترو بود به عنوان سفیر به کوبا فرستادند و سعی کردند با کمکهای خود در سرویس اطلاعاتی نوظهور کوبا باز نفوذ کنند.
ک. گ. ب با کمک کارمندان خود و تعداد معدودی کارمندان سرویس "اس. تی. بی" چکسلواکی، اساس حرفه جاسوسی و اخلالگری را به سازمان اطلاعات و امنیت کوبا (دی. جی. آی) تعلیم داده بود. در سال 1963، ک.گ.ب شروع به آموزش کارمندان دی. جی. آی در مسکو کرد و به این ترتیب، ماُمورانی را که لازم بود، از میان آنان استخدام کرد. تعداد معدودی از کارمندان ک. گ. ب که "نینو" خوانده می شدند (پسران مهاجرین اسپانیایی که در جنگ داخلی اسپانیا و در سالهای 1930 به شوروی رفته بودند ) خود را کوبایی معرفی کردند و به عضویت دی. جی. آی درآمدند.
با وجود این ک.گ.ب هنوز موفق نشده بود بطور کامل دی. جی. آی و کاسترو را تحت کنترل خود درآورد. بالاخره، جانشینان خروشچف اوضاع کوبا را مورد ارزیابی قرار دادند و کشفیات آنها حتی از کشفیاتی که در توطئه اولیه ضد کاسترو به دست آمده بود، ناامید کننده تر بود. وضع اقتصادی کوبا آشفته بود و شوروی به منظور بهبود این وضع روزانه یک میلیون دلار خرج می‌کرد.
از دید مسکو، عملیات چریکی "چه گوارا" با اینکه وی را به صورت یک قهرمان رمانتیک درآورده بود، ولی موجب تحریک خصومتها علیه کمونیسم در آمریکای لاتین شده و به عملیات ک. گ. ب لطمه وارد کرده بود. کرملین می ترسید که یک اقدام ناصحیح و پیش بینی نشده کاسترو، اتحاد شوروی را به زد و خورد با آمریکا بکشاند، به همین جهت، کرملین مجددا" تصمیم به برکنار کردن کاسترو گرفت. این بار، عملیات بسیار مصممانه تر و عظیم تر از دفعه قبل بود.
رائول برادر کاسترو و معتبرترین منبع خبری درباره دومین توطئه شوروی در 24 ژانویه 1968 در یک جلسه سری کمیته مرکزی حزب کمونیست کوبا، توطئه روسها علیه کاسترو را با شرح جزئیات آن فاش کرد. به هر یک از اعضای کمیته مرکزی حزب کمونیست کوبا، دفترچه ای که اسم هر عضو روی آن نوشته شده بود، داده شد. این دفترچه شامل فهرست فیلم ها، مدارک اظهارات، عکس ها و نوارهای ضبط شده بود و اتهامات علیه شوروی را ثابت می‌کرد.
رائول اظهار داشت که رژیم کاسترو اولین فعالیت های توطئه گرانه اتحاد شوروی را در اواسط سال 1966 کشف کرد. این فعالیت ها نضج گرفته بودند و کوبایی های ضد کاسترو و طرفدار اتحاد شوروی در وزارت صنایع، روزنامه رسمی "گرانما"، رادیو، دانشگاه هاوانا، آکادمی و علوم صنایع میوه، ماهیگیری و سیگار، دفاتر کمیته مرکزی حزب، وزارت کشور و حتی وزارت تحت کنترل رائول ـ یعنی وزارت نیروهای مسلح انقلابی ـ رخنه کرده بودند.
طبق اظهارات رائول، هدف اعلام شده این عملیات سری، برکنار کردن فیدل کاسترو برقراری یک رژیم کاملا" طرفدار اتحاد شوروی بود. وی به نقل گفته های یکی از توطئه گران دستگیر شده پرداخت که گفته بود "ما به خط مشی های شوروی نزدیک خواهیم شد. این گروه در جریانات خاورمیانه از موقعیت اتحاد شوروی دفاع و سیاست کشور را درباره سیاست همزیستی مسالمت آمیز نیز روشن خواهد کرد. این گروه اطمینان لازم را برای همبستگی شوروی، انقلاب ما و تمامی نهضت های انقلابی به مردم تلقین خواهد کرد و به آنها اطمینان خواهد داد که مسکو در مقابل امپریالیسم هرگز ما را تنها رها نخواهد کرد" اجرا کنندگان این توطئه کسانی جز همان کمونیست های کهنه کار که قبلا" نیز با کاسترو مقابله کرده بودند، نبودند.
رائول اعلام کرد "آنیبال اسکلانته" که به وی اجازه بازگشت به کشور داده شده بود نیز جزو همین گروه است. رائول درباره نمایندگان اتحاد شوروی که با گروههای ضدکاسترو در تماس بودند، با خشم بیشتری سخن راند و تعداد زیادی از کارمندان ک.گ.پ را معرفی کرد که در میان این افراد نام "رودلف شلیاپنیکوف" دبیر سفارت شوروی، "میخائیل روی" کارمند خبرگزاری "نووستی"، "ادیم لستوف"یک روزنامه نگار و تعدادی از کارشناسان "دی.بی.آی" در کا.گ.ب که رائول نام مستعار اسپانیولی برآنها نهاده بود، به چشم می خوردند. رائول گفت: دو نفر از کمونیست های کوبا با "روی" کارمند ک.گ.ب در گوشه خیابان "ودادو" در قسمت غربی ساحلی شهر هاوانا ملاقات کرده اند و مدتی با اتومبیل این روزنامه نویس روسی گردش کردند.
رائول گفت: اگر شما بخواهید از شخصی سوالات عادی بکنید، او رابه خانه دعوت می کنید و با او به خانه و یا اداره اش می روید اما چنانچه درفعالیتهای توطئه گرانه دخالت داشته باشید، آن وقت از همان روش قدیمی جمع آوری اطلاعات استفاده می کنید و در گوشه خیابان وعده ملاقات می گذارید و بعد سوار اتومبیل طرف شده مدتی طولانی و به طور آهسته اتومبیل می رانید. "مانوئل پینیرو ولوسادا" که در آن موقع رئیس دی. بی. آی بود، اسکلانته را هنگام ملاقات با یکی از کارمندان عالیرتبه ک.گ.ب بازداشت کرد.
رائول از ملاقات دیگری که بین کمونیست های ضدکاسترو با یکی از کارمندان کا.گ.ب روی عرشه یک کشتی کوچک اتحاد شوروی صورت گرفته بود، سخن راند و گفت: یکی از این کمونیستها به کارمند کا.گ.ب گفته بود: "مشکل اینجا است که فیدل می خواهد کوبا مرکز جهان قرار بگیرد و شخص او اهمیتی بیش از مارکس کسب کند. توطئه گر دیگری گفته بود: "هیچکس نمی تواند فیدل را درک کند. او دیوانه است" چون کاسترو در نظر داشت که مجازات سختی برای توطئه گران منظور کند، رائول همه جزئیات را برای رهبران حزب فاش کرده بود.
اسکلانته که از سال 1932 یکی ازپیش قراولان حزب کمونیست کوبا بود، به 15 سال زندان محکوم شد و 34 نفراز کمونیستهای سرشناس دیگر نیز به 2 تا 12 سال زندان محکوم شدند. به دنبال این محکومیتها، کوباییهای دیگری که مظنون به عدم وفاداری به کاسترو بودند، مورد غضب قرارگرفتند و به این ترتیب، کاسترو و سیستم موثر جاسوسی او اتحاد شوروی را مغلوب کردند و روابط دو کشور از زمانی که کاسترو به قدرت رسیده بود، به پایین ترین حد خود تنزل یافت و در بهار سال 1968، مسکو به طور ناگهانی کمکهای نفتی خود را به کوبا قطع کرد.
به علت کمبود سوخت، کارخانه های قند و ماشین آلات از کار ایستادند و کشور دچار فلج اقتصادی شد. رائول که بسیار خشمگین شده بود، تصمیم گرفت یک سوم ذخیره نفتی ارتش را به اقتصاد غیرنظامی اختصاص دهد، ولی شوروی سایر کمکهای خود را نیز قطع کرد و در نتیجه، کارخانه های بیشتری بسته شد و کارگران مجبور شدند در مزارع به کار پردازند و کرملین که مدت های مدید انتظار کشیده بود رائول و فیدل را با فلج اقتصادی مواجه کند، وقتی به هدف خود رسید، معامله ای را به رائول و فیدل پیشنهاد کرد.
طبق این پیشنهاد، اتحاد شوروی حاضر شد کمکهای خود را از سر بگیرد و جنس مواد خام خود را که به کوبا می فرستد بهتر کند. بر میزان صادرات ماشین آلات کشاورزی بیفزاید، محصولات بیشتری از کوبا خریداری کند و نیروگاه اتمی در اختیار کوبا قراردهد، مشروط بر آنکه کاسترو برای همیشه از هرگونه انتقاد علیه مسکو خودداری کند و اجازه دهد حداقل پنج هزار متخصص روسی وارد کوبا شوند و بر امور اقتصادی این کشور نظارت نمایند و دی جی آی نیز به طور کامل در اختیار کاگ ب قرار گیرد. به طور ضمنی، مهمترین تقاضای آنها این بود که از این پس، کاسترو باید هرچه به او گفته می شود، انجام دهد. کاسترو هم که خود را در برابر آمریکا تنها می دید، تسلیم شد.
لذا در آگوست سال 1968، در حالی که رهبران کمونیست جهان از چین تا شیلی، اشغال چکسلواکی را مورد تقبیح قرار دادند، کاسترو بزرگترین دشمن امپریالیسم از این جریان طرفداری کرد و گفت: "اتحاد جماهیر شوروی کاملا" حق داشت که به نحوی از انحا از سقوط یک کشور سوسیالیستی جلوگیری به عمل آورد."
رائول نیز در سال 1970 در مصاحبه ای که خبرنگار "ایزوستیا" با وی انجام داد، چنین اظهار داشت: "ما در گذشته، درسهای خوبی آموخته ایم و حال بزرگ شده ایم و به همین جهت معتقدیم که در حال حاضر، امکانات بیشتری برای دوستی و همکاری بین کوبا و اتحاد جماهیر شوروی فراهم است."
10 رئیس‌جمهوری ناکام
در طرف مقابل، هنگامی که آمریکاییها دریافتند که مسکو و هاوانا به اتحاد راهبردی علیه منافع و امنیت ملی آمریکا دست زده اند، بر سرنگونی کاسترو مصرتر شدند، ولی اینکه چرا 10 رئیس جمهوری آمریکا موفق به سرنگونی کاسترو نشده اند، به یک سوال بی پاسخ در کاخ سفید تبدیل شده است.
دولت بوش نیز اگرچه تلاش کرده تا بعد از حوادث 11 سپتامبر ،2001 با طرح مساُله نقض حقوق بشر در کوبا و همکاری رژیم کاسترو با تروریسم بین المللی، بسترهای موثری برای تحت فشار قرار دادن و سرنگون کردن کاسترو بیابد، اما این روشها و شیوه های جدید نیز هنوز موثر نبوده است.
اتحادیه اروپا: رفیق نیمه راه واشنگتن
اتحادیه اروپا نیز اگرچه رژیم کوبا رادر فهرست، رژیمهای ناقض حقوق بشر قرار داده است اما حتی انگلیس نزدیکترین متحد واشنگتن در درون اتحادیه اروپا نیز حاضر به گذشت از منافع اقتصادی خود در کوبا نیست. در واقع، آمریکا و انگلیس اگرچه در ائتلاف بین المللی ضدتروریسم همراه و همسو هستند، ولی در مورد تصمیم واشنگتن مبنی بر گنجاندن کوبا در لیست کشورهای تروریستی اختلاف نظر دارند.
لندن همچنان با این دیدگاه آمریکا که کوبا حامی تروریسم است، موافق نیست و در حالی که وزارت امور خارجه آمریکا کوبا را به همراه شش کشور دیگر یعنی سودان، ایران، عراق، لیبی، کره شمالی و سوریه به عنوان کشورهای "سرکش "در لیست کشورهای حامی تروریسم قرار داده و دلیل آن را پناه گرفتن شورشیان باسک و فراریان آمریکایی در جزیره کوبا می داند، انگلیس موضعی متفاوت در این زمینه دارد.
فیدل کاسترو نیز ضمن رد چنین اتهاماتی، به نوبه خود، آمریکا را به حمایت تروریسم علیه کوبا از سال 1959 به بعدمتهم کرده است. در واقع، انگلیس نیز که با چهار دهه تحریم اقتصادی کوبا از سوی آمریکا مخالف بوده است، واکنش کوبا را در قبال حملات تروریستی 11 سپتامبر 2000 قابل توجه و تاُمل می داند، زیرا کوبا حملات را محکوم کرد و فورا" به آمریکا پیشنهاد استفاده از فرودگاههای خود و کمک پزشکی داد اگرچه هاوانا هیچ پاسخ علنی از واشنگتن در قبال پیشنهاد خود دریافت نکرد.
تجارت ؛ مانعی برای منزوی کردن کوبا
علاقه مندی صاحبان صنایع و تجار آمریکایی برای ورود به بازار پرسود کوبا، مانع دیگری بر سر راه بوش برای منزوی کردن دولت کاسترو به شمار می‌رود.
در همین چارچوب، نمایندگان صنعت طیور آمریکا چندی قبل به کوبا سفر و برای توسعه همکاری و صادرات بیشتر به کوبا اعلام آمادگی کردند این در حالی است که کاسترو نیز اعلام کرد که هاوانا قصد دارد محصولات غذایی بیشتری از آمریکا وارد کند.
"جیم سامتر" رئیس هیاُت آمریکایی که سرپرستی شورای صدور طیور و تخم مرغ را در کشورش به عهده دارد، پس از این سفر اظهار داشت: کاسترو به این گروه گفته است که کوبا قصد دارد بزودی محصولات غذایی و کشاورزی بیشتری از آمریکا خریداری کند.
حتی در پی پیشنهاد کمک جورج بوش رئیس جمهوری آمریکا به کوبا پس از وزش توفان "میچل" در این کشور در نوامبر 2001، هاوانا 35 میلیون دلار محصولات غذایی از آمریکا وارد کرد و این نخستین بار طی چهار دهه گذشته بود که کوبا به رغم اعمال تحریمهای آمریکا علیه این کشور، به طور مستقیم مبادرت به واردات محصولات آمریکا کرد. به همین دلیل، همین وضعیت و ادامه فشارهای تجار وصاحبان صنایع بوش مجبور شده که قانون تحریم های کوبا را همانند دولت پیش از خود به طور کامل اجرا نکند.
قانون سال 1996، معروف به "هلمز برتون "به آمریکایی هایی که املاکشان در کوبا (بعد از اینکه "فیدل کاسترو" در سال 1959 به قدرت رسید)، مصادره شده اجازه می دهد کسانی را که از این دارایی ها استفاده می کنند، تحت تعقیب قضایی قرار دهند.
وزارت امور خارجه آمریکا بر اساس همین قانون یک فهرست 5911 فقره ای از شرکت ها و شهروندانی که دارایی هایشان بدون هیچ گونه جبران خسارتی از سوی دولت کوبا و اکثرا" در دهه 1960 ملی اعلام شده، تهیه کرده است. اما هنگامی که این قانون جنجالی در سال 1996 به تصویب رسید، به رئیس جمهوری آمریکا این اختیار داده شد که آن را به طور متناوب در شش ماه، یا به اجرا بگذارد و یا معلق کند و کلینتون و بوش سعی کردند، به نوعی کج دار و مریز با آن رفتار کنند.
الگوی آمرانه توسعه: الگویی کاسترویی
در مجموع، با توجه به تمایلات تند روانه و تهاجمی بوش و محافظه کاران جدید انتظار می رود که فشارهای آمریکا بر دولت کاسترو تشدید شود. در همین راستا، کنگره در حال بررسی طرح جدیدی برای تصویب میلیون ها دلار کمک به مخالفان کاسترو است. از سوی دیگر، جسی هلمز" که چند سال قبل، رئیس کمیته روابط خارجی سنا بود، در حال ساماندهی دور جدید از فشارهای نهادینه شده به دولت کاسترو است.
هلمز که یک سیاستمدار برجسته و دارای تمایلات شدید ضد کاسترویی است، از طرفداران جدی انتصاب یک آمریکایی کوبایی تبار ضد کاسترو به عنوان دستیار جدید وزیر خارجه آمریکا است. این افرد که "اوتورایش" نام دارد، به شدت از سوی "لابی ضد کاسترو" و جامعه آمریکایی های کوبایی تبار و ناراضیان کوبایی مقیم میامی حمایت می شود. این در حالی است که آمریکا با اشغال دیرینه جزیره "گوانتانامو" که چسبیده به خاک اصلی کوبا است، سال ها است که از این پایگاه نظامی دریایی برای اعمال فشار علیه کوبا بهره می‌گیرد.
البته کاسترو نیز طی دهه 90، بویژه پس از فروپاشی اتحاد شوروی سعی کرده است برا ی مهار تهدیدات مستمر و فزاینده آمریکا، نوعی از اصلاحات هدایت شده را در کوبا به اجرا بگذارد. اجرای موفق این اصلاحات سبب شده تا کانادا، اتحادیه اروپا (بویژه اسپانیا) و برخی کشورهای آمریکای لاتین، بدون توجه به تحریم ها و تهدیدات آمریکا، از سرمایه گذاری متنوع شرکت های صنعتی و تجاری خود در کوبا حمایت کنند.
علاوه بر این، در پی قطع کمکها و سوبسیدهای اتحاد شوروی به دولت کمونیست کوبا که سالانه حدود 4 تا 5 میلیارد دلار بود کاسترو برای حفظ تنها دولت کمونیست آمریکای لاتین در 90 مایلی خاک آمریکا، دستورات ویژه‌ای را برای جلوگیری از فروپاشی اقتصاد کوبا و سقوط دولت صادر کرد. این دستورات دربردارنده، معافیت ها و امتیازات ویژه ای برا ی جلب سرمایه گذاری خارجی بود. طبق این اصلاحات علاوه بر معافیت 30 درصدی، به سرمایه گذاران خارجی اجازه داده شد که به استثنای سه بخش "آموزش و پرورش"، "دفاع" و "بهداشت" در سایر حوزه های سودآور اقدام به سرمایه گذاری نماینده و در صورت تمایل اقدام به خارج کردن 100 درصد سود و سرمایه خود از کوبا کنند. نتیجه این اصلاحات دستیابی به نرخ رشد سالیانه 5،6 درصدی بود.
کاسترو همچنین برنامه بلندمدتی را برای کاهش وابستگی اقتصاد کشوربه تولید و صادرات شکر به مورد اجرا گذاشت. تولید شکر که مهمترین منبع درآمد ارزی کوبا به شمار می رفت، پس از فروپاشی اتحاد شوروی و به دلیل کمبود سوخت و تجهیزات فنی، از 8 میلیون تن در سال به کمتر از یک میلیون تن رسیده بود. راه حل کاسترو برای مقابله با این بحران، توجه ویژه خاص به صنعت توریسم و جهانگردی بود، به گونه ای که هم اکنون شرکتهای اسپانیایی به تنهایی در حال احداث 17 هتل 5 ستاره در کوبا هستند و پیش بینی می شود تا سال ،2010 کوبا شاهد ورود سالانه 7 میلیون جهانگرد باشد.
اما نکته ای که نباید از آن غافل شد، این است که اصلاحات فیدل کاسترو عمدتا" در حوزه اقتصاد به مورد اجرا گذاشته شده است و درحوزه قدرت سیاسی، نشانه ای از اصلاحات جدی دیده نمی شود وتعداد محدودی از نخبگان حزبی تنها بازیگران تصمیم ساز کشور به شمار می روند. در واقع، مصون ماندن حوزه قدرت سیاسی از تغییرات و دگرگونی ها نوعی از اصلاحات است که کاسترو از الگوی اصلاحات هم کیشان چینی خود کپی کرده است.
کاسترو با مقایسه دو الگوی اصلاحات ناموفق در اتحادیه شوروی (که منجر به فروپاشی آن شد) و "سوسیالیسم باز چینی" شیوه "دنگ شیائوپینگ" و "جیانگ زمین"، "اصلاحات اقتصادی بدون تغییر در ساختارهای سیاسی" را مورد توجه قرار داده است. لذا سیستم حکومتی همچنان بر پایه نظام تکحزبی استوار است و به هیچ حزب دیگری اجازه داده نشده تا فعالیت قانونی داشته باشد و تفکیک قوا نیز عملا" وجودندارد و این الگویی از توسعه آمرانه را در آمریکای لاتین عرضه کرده که محصول تفکرات کاسترو است.
انتظار آمریکا برای دوره پس از مرگ کاسترو
در چنین شرایطی، آمریکا امیدوار است که کاسترو بمیرد و جانشین وی نیز قادر به اداره امور نباشد و رژیم سرنگون شود.
در واقع، آمریکایی ها که از اقدامات 44 ساله خود برای ساقط کردن ناسازگارترین رژیم آمریکای لاتین ماُیوس و سرخورده شده اند، اکنون فقط امیدوارند که کاسترو 77 ساله هر چه زودتر بمیرد و میراث سیاسی وی نیز با درگذشت او از هم فرو بپاشد. به رغم پیشگوییهای کوباییان تبعیدی مبنی بر اینکه مرگ کاسترو، به مفهوم مرگ فوری کمونیسم در کوبا خواهد بود، اما "جیم سوچلیکی" سرپرست "موسسه مطالعات کوبا و کوباییان آمریکایی" نیز چنین سناریویی را نامحتمل تلقی می‌کند.
رائول کاسترو و برادر کوچک فیدل نیز معتقد است که رژیم کوبا بعد از مرگ کاسترو نیز به حیات خود ادامه خواهد داد.
رائول 73 ساله می گوید: کوبا ضمن حفط حیات خود تحت زمامداری رهبر پرجاذبه کوبا، پس از مرگ وی نیز کامیاب باقی خواهد ماند. رائول که وزیر دفاع، فرمانده ارتش و دومین مرد قدرتمند این کشور است با اطمینان می گوید "پس از مرگ کاسترو هیچ گونه مشکلی" به وجود نخواهد آمد و اگرچه مرگ، یک امر حتمی و طبیعی است، ولی در مورد ما، مرگ ما جسمانی نیست، زندگی و مرگ ما به آنچه که برای انقلاب ما اتفاق می افتد بستگی دارد. چنانچه انقلاب بمیرد مامی میریم، اگر زنده بماند، ما نیز زنده خواهیم ماند."
رائول، کسی است که در هاوانا بیش از همه در مورد جانشینی او به جای برادرش صحبت می‌شود.
طی سالهای اخیر، رائول کاسترو بیش از پیش در صحنه نمودار شده و سفرهای زیادی را صورت داده و در تصمیم سازیهای حزب کمونیست نیز حضور فعال و موثری داشته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات