امروزه بشر به عنوان ابزاری در دست غرب برای امتیازگیری و یا به تعبیری ابزار استعمار فرانو درآمده است. کشورهای شمال به صورت مکرر کشورهای جنوب و مستقل را به نقض حقوق بشر متهم میکنند و برای این کار خود نیز توجیهات و دلایل قابل تاملی میآورند.
از نظر دستگاههای حاکمه دول غربی، حقوق بشر یعنی آن چیزی که منافع مادی آنها را تامین نماید و اگر در منطقهای دستگاه حکومتی کشوری نه پارلمان داشته باشد، نه زنان از حقوق خود برخوردار باشند، هیچ مسئولی از این مدعیان پرسروصدا خم به ابروی خود نمیآورد چرا که منافع آنها تامین است و در همسفرگی و بردگی سیاسی و اقتصادی منافع بیشماری برای آنها چیده شده است. داستان نقض حقوق بشر در ایران از آن داستانهای نخنما و کهنهای است که دولتهای غربی برای تحت فشار گذاشتن نظام حکومتی ما هرچند وقت یکبار مطرح مینمایند و جالب توجه این که در هر دورهای که گزارشی مطرح میکنند از وضعیت بد! حقوق بشر در ایران سخن میگویند.
مصداق اخیر، ابراز نگرانی وزرای خارجه اتحادیه اروپا در روز دوشنبه هفته جاری از وضعیت حقوق بشر در ایران میباشد.
به نظر میرسد رفتار بیش از این که در یک چارچوب حقوقی تفسیر و بررسی شود در یک نگاه سیاسی که اروپا به کشورهای مستقل دارد، ارزیابی میگردد.
امروزه چارچوب چند وجهی برای فشار به کشورها رفتاری است که غرب از آن به فراوانی استفاده میکند و بحث آژانس، حقوق بشر و... در این فرآیند ارزیابی میگردد.
در این کشورهای مدعی میلیونها نفر از اقلیتهای دینی حتی یک نفر نیز در پارلمان آنها نماینده ندارند، حقوق دینی و آداب مذهبی افراد مسلمان و دیگر اقلیتها نادیده گرفته میشود، به رنگین پوستان تعرض میشود و سایه شوم نژادپرستی بر گرده انسانهای بیگناه و یاور سنگینی نموده است.
گزارشهای فراوان از کودکآزاری و خشونتهای خانوادگی، کشتن و تبعید انسانهای بیگناه در دیگر نقاط عالم، همه وهمه از موارد «نقض حقوق بشر»ی است که این مدعیان امروزه برای تحت فشار قراردادن کشورها داعیهدار آن شدهاند و دیگر کشورها را به دلیل آن که میخواهند استقلال خود را حفظ کنند و وابسته منویات دیگران نباشند متهم به نقض حقوق بشر میکنند.
اساسا موضوع حقوق بشر اسلامی با حقوق بشری که سایه سیاست بر آن سنگینی میکند متفاوت است و در فضایی که اروپا از حربه حقوق بشر اهداف سیاسی را دنبال میکند گفتوگو در خصوص موضوعات حقوقی کاری عبث میباشد چرا که از دو منظر متفاوت با موضوعات دوگانه نمیتوان به یک نتیجه واحد رسید. این حقیقت را هم از نظر دور نداریم که اگرخوشبینانه نگاه کنیم مبانی حقوق بشری که اروپا به دنبال آن است بر آموزههای اومانیسم بناشده و حتی اگر از منظر حقوقی نیز بخواهیم با اروپا در این موضوع گفتوگو کنیم باید در ساحت دین و آموزههای آن و کرامت انسان از این منظر توجه کافی نماییم.
اما در این زمان و شرایط حاضر همگان نیک واقفند که نگاه حقوقی به مقوله حقوق بشر وجود ندارد و ماهیت سیاسی و ابزار فشار برای امتیازگیری ارزش چندانی در نگاه اهل نظر ندارد. جالبتراین که اسناد موارد نقض توسط کسانی تهیه شده که بیشترین دشمنی را با مردم شریف ایران داشتهاند.