محمدرضا نفری
همایش بینالمللی خلیج فارس که تحت عنوان «خلیج فارس: امنیت و همکاری منطقهای در روند تحول سیاستهای جهانی» هفته گذشته در دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت خارجه کشورمان برگزار شد، نتوانست به سوالات اساسی در مورد این منطقه سوقالجیشی پاسخ دهد.
گروههای کاری در این نشست که عمده بحث آنها بررسی سیاستهای ایالات متحده و قدرتهای بینالمللی در خلیج فارس و خاورمیانه و همچنین بحث در مورد امنیت این منطقه بود طی دو روز همایش همان مسایلی را مطرح کردند که در 15 نشست قبلی طی دوازده سال گذشته هم مورد نظر بوده است. بدین تریتب این همایش نیز تکرار مکررات بود. سوال اصلی که هنوز جوابی برای آن پیدا نشده، چگونگی همکاری کشورهای حوزه خلیج فارس است و یا این که چگونه فاصله شمال و جنوب این منطقه آبی را میتوان کم کرد؟ به تعبیر دیگر منافع کشورهای حاشیه چگونه میتواند از طریق همکاری میان یکدیگر تامین شود؟
در همایش خلیج فارس، کلیفورد کاپچان، معاون مرکز نیکسون آمریکا در سخنرانی خود راه برونرفت از بحرانهای منطقه از پذیرش واقعیتهای موجود ذکر کرد، یعنی دقیقاً آن چیزی که طی این سالها خود زمینهساز اختلاف میان کشورهای منطقه بوده است.
شکافی که میان شمال و جنوب خلیج فارس وجود دارد به خاطر همین مساله است، تا جایی که همین واقعیت موجود (یعنی حضور نیروهای بیگانه9 مسایلی چون تحریف نام خلیج فارس و ادعا بر سر جزایر سه گانه ایرانی را دامن زده است.
کاپچان با ارایه الگوی اتحادیه همکاریهای اقتصادی کشورهای جنوب شرق آسیا (آسهآن) برای منطقه خلیج فارس پیشنهاد کرد همانند آنچه که در این اتحادیه صورت گرفت یعنی آسهآن + 3، خلیج فارس هم شورای خلیج فارس + 2 (ایران و عراق) را در پیش بگیرد. البته در مدل کاپچان حضور قدرتهای بزرگ در منطقه یک واقعیت است و همه کشورهای باید با وجود این واقعیت مسایل امنیتی، اقتصادی و سیاسی خود را طرحریزی کنند. وی این مساله که حضور و تجاوز قدرتهایی مانند ایالات متحده امروز به صورت معضلی امنیتی برای منطقه در آمد هاست را به عنوان سایهبان امنیتی برای منطقه میداند.
کاپچان که خود را دموکرات و مخالف تشکیلات فعلی ایالات متحده میداند به وضوح اشاره میکند که حضور نیروهای کشورش در عراق و دیگر مناطق خاورمیانه واقعیتی است که همه باید آن را بپذیرند و در کنار آن به حل مسایل خود بپردازند.
معاون موسسه نیکسون تنها الگویی را برای منطقه معرفی میکند که حضور قدرتهای غیربومی در آن مشهود است. وی با بیان این نکته که نمیتوان از مدل اتحادیه اروپا استفاده کرد (بدون اشاره به این که اروپا اجازه دخالت مستقیم در امور داخلی خود را به آمریکا نمیدهد) آن را مدلی نامطلوب معرفی نمود و آسهآن + 3 شامل حضور رسمی ایالات متحده در این اتحادیه است را پیشنهاد میدهد.
کاپچان ساختارهای امنیتی خلیج فارس و آسیا را شبیه به هم می داند زیرا که در هر دو آنها آمریکا حضور دارد و نقش قدرتهای بزرگ در این پیمانها و اتحادها را موثر میخواند. وی همچنین عراق درگیر در جنگ را عضو موثری برای حل مسایل منطقه میداند چون که خواهد توانست در سایه قدرت ایالات متحده بازیگر فعالی باشد. وی تمام تلاش خود را برای توجیه این امر که حضور آمریکا در منطقه مشکلات را آسانتر میکند به کار میگیرد، بدون این که اشارهای به قضیه فلسطین که سالها به خاطر حمایتهای غرب از رژیم صهیونیستی درگیر است، کند.
کاپچان همچنین این مووضع را نادیده گرفت که فقط به دلیل دخالتهای جاهطلبانه این ابرقدرت در منطقه هر روزه بحرانها و تضادهای جدیدی بر سر میآورند. در این نشست کارشناسان کشورهای همپیمان با آمریکا (همانند کویت، مصر، بحرین و...) خود نسبت به اقدامات ایالات متحده در منطقه با دیده تردید نگریستند و ضمن توجه به مسایل فلسطین و عراق، خواستار توضیح در مورد وخامت اوضاع در این کشورها شدند. پس آن چیزی که در این منطقه موجب عدم شکلگیری همکاری است را باید در سلطهجوییهایی دانست که قصد دارد تمام دنیا را در پروژهای به نام دهکده جهانی یک کاسه کند.