دکتر محمدرضا جمالی
«ثلاثة یحتاج الناس طرا الیها: الامن، والعدل، والخصب»؛ سه چیز است که همه مردمان به آن نیاز دارند: امنیت، «عدالت» و فراوانی. امام صادق(ع)
عدالت جایگاه رفیعی در دایره آراء و عقاید مومنانه و اصلاح جامعه دارد به طوری که امام علی(ع) میفرماید: «الرعیة لایصلحها الا العدل»؛ یعنی جامعه را چیزی جز اجرای «عدالت» اصلاح نمیکند. اهمیت عدالت به حدی است که خداوند حکیم میفرماید: «ما پیامبران را با دلیلهای روشن فرستادیم و به آنان کتاب و میزان دادیم تا مردمان بر اساس عدالت زندگی کنند» و تاکید میکند: «اعدلوا هو اقرب للتقوی»؛ برای رسیدن به تقوا نزدیکترین راه اجرای عدالت است.
رسول گرامی اسلام یک ساعت اجرای عدالت را بهتر از هفتاد سال عبادت دانستهاند؛ «عدل ساعة من عبادة سبعین سنة». پس عدالت جایگاه رفیع و شایستهای دارد و بدون اجرای عدالت، جامعه در مسیر شایسته قرار نمیگیرد و انسان نیز به مرزهای بلوغ فکری و شخصیتی نزدیک نمیگردد. ما بسیار شنیدهایم که در وصف عدالت گفته و نوشتهاند اما دایره اجرای عدالت در مفاهیم و کلام محبوس مانده و هرگز به مرحله فعلیت و میدان تجربه و آزمایش وارد نشده است. چه بسا ارادههای محکمی نیز برای اجرای عدالت وجود داشته باشد اما در عمل ما نتوانیم از ثمرههای حکومت عدل بهرهمند گردیم، چرا؟ چون که طبق روایت منقول از امام صادق(ع) مردمان به سه عامل امنیت، عدالت و فراوانی احتیاج دارند و آنها در کنار هم هستند و نمیتوان به صورت تکمحوری بر اجرای هر کدام از آنها تاکید کرد.
بنابراین اگر اجرای عدالت در جامعهای کمرونق است حتماً باید به دو عامل دیگر نیز توجه داشت و دانست که با وجود امنیت و فراوانی و بهرهمندی مردم، اجرای عدالت پر رونق میگردد. در اینجا روی سخن نگارنده با اندیشمندان و صاحبان قلم که در خصوص عدالت به ایراد خطابه، سخن و نگارش میپردازند میباشد و ضرورت دارد توجه نمایند که عدالت به تنهایی نمیتواند نیاز آدمیان را برطرف کند، بلکه حتما باید در خصوص امنیت و فراوانی و تمتع مردمان نیز طرحها و برنامههای قابل اجرا داشت.
وقتی در جامعه امنیت و احساس امنیت کمسو باشد و انواع و اقسام امنیت روانی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در معرض مخاطره باشد، چراغ عدالت به تنهایی نمیتواند برای تن خستگان رنجور از آلام بیعدالتی آسایشی و فراغتی فراهم نماید. وقتی که هنوز رانتهای سیاسی و اقتصادی که حاصل چندین سال مدیریت تکنوکراتها و مدعیان اصلاحطلبی است، امنیت سیاسی و اقتصادی کانونهای اقتصادیهای خرد و معیشتی را به خطر انداخته و سیاست در خدمت اقتصاد و اقتصاد در خدمت سیاست قرار گرفته است، خیلی نمیتوان امیدوار بود که بتوان بدون فراهم نمودن بسترهای امنیت، عدالت را اجرایی کرد.
بنابراین، این روایت از امام صادق(ع) را که امنیت، عدالت و فراوانی را در کنار هم میداند، نباید از خاطر برد و ضرورت دارد در آینده هرگاه خواستیم از عدالت بگوییم از دو اصل ضروری فوق نیز غافل نشویم، اجرایی شدن عدالت را در افق گستردهتری که برآورده شدن نیاز آدمیان است ببینیم و آن امنیت، عدالت و فراوانی است. شاید یکی از امتیازات مکتب ما نسبت به دیگر مکاتبی که شعار عدالت میدهند در این است که عدالت را از نوع کیفی میداند نه کمّی و عدالت را در کنار امنیت و فراوانی تعریف مینماید.
انشاءالله در این موضوع بیشتر سخن خواهیم گفت.