جامعهشناسی رادیکالیسم دوم خردادی
[یکم] پیشینۀ تاریخی: رادیکالیسم رفتاری در جبهۀ دوم خرداد به پیش از تأسیس این جناح باز میگردد. افراطیان این جناح در کارنامۀ مقطع ماقبل دوم خردادی خویش نیز سوابق رادیکالی دارند. آنهایی که اکنون در گروه "سازمان مجاهدین" فعالیت میکنند در سالهای نخستین انقلاب اسلامی و در دولت میرحسین موسوی نیز نقشآفرین بودند و در سیاستگذاریهای کلان – مثل انقباض اقتصادی – راه افراط در پیش گرفتند. آنهایی که اکنون در حزب مشارکت فعالیت دارند برآمده از دفتر تحکیم وحدت و شاگردان قدیمی سازمان مجاهدین هستند تعدادی از آنها در صفوف دانشجویان پیرو خط امام(ره) جای گرفتند و در تسخیر لانۀ جاسوسی کوشیدند خود را پرچمدار مبارزه با استکبار جهانی معرفی کنند اما در فضای سیاسی پس از دوم خرداد باز هم با افراط معکوس در برابر تسخیر لانۀ جاسوسی بارها از این انقلاب ابراز شرمندگی کردند و متأسفانه از آنجاییکه در انقلاب دوم فتح لانۀ جاسوسی – خود را پرچمدار معرفی کرده بودند، کوشیدند در این افراط معکوس شرمندگی خود در برابر آمریکا را پشیمانی همۀ دانشجویان پیرو خط امام(ره) معرفی کنند.
چند عضو مجمع روحانیون مبارز – از جمله چند عضو جوانتر آن – در تسخیر لانۀ جاسوسی و جنگ دوم خلیج فارس رفتارهای رادیکالیستی غیرقابل توجیهی از خود بروز می دادند؛ اینان در پی حملۀ آمریکا به عراق تلاش بسیاری کردند تا جمهوری اسلامی ایران را به جانبداری از دیکتاتور بغداد وادار کنند. ورود به این بازی خطرناک سه سال پیش نیز در آستانۀ حمله آمریکا به افغانستان پیشنهاد شد. رادیکالهای دوم خردادی میخواستند جمهوری اسلامی ایران را به همکاری با دولت جعلی و رادیکالی طالبان وادار کنند؛ با این توجیه که طالبان یک واقعیت است و این واقعیت را باید پذیرفت.
این نوع "پذیرش واقعیت" همان ایمام طی یک همایش درباره رژیم اشغالگر قدس نیز پیشنهاد شد؛ سخنرانان این همایش میگفتند باید از منظر منافع مملکت خود به مسأله فلسطین نگاه کنیم و فراتر از اعتقادات دینی به مواجهه با "واقعیتی به نام اسراییل" در جغرافیای سیاسی منطقه بنگریم.
[دوم] رایکالیسم در دوم خرداد: سازمان مجاهدین تشکیلاتی کوچک اما پرانرژی از گروههای حامی محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد بود. این گروه با استقرار دولت خاتمی کوشید در دولت و جناح چپ ( که با دگردیسی اجتماعی – سیاسی) جبهه دوم خرداد نام گرفته بود نقش راهبردی ایفا کند. یک سال پس از تشکیل دولت خاتمی شاگردان سازمان مجاهدین که تجربۀ حضور در دفتر تحکیم وحدت داشتند حزب مشارکت را تاسیس کردند. از این پس سازمان مجاهدین نقش "ستاد" برای صف پیاده نظامی را که در حزب مشارکت جمع شده بودند را ایفا کرد.
جایگاه سیاسی رادیکالهای حزب کارگزاران سازندگی مانند کرباسچی مهاجرانی نیز در جبهه دوم خرداد تقویت شد. همفکران این سازمان در مجمع روحانیون مبارز، نهاد ریاست جمهوری و دستگاههای امنیتی نیز به این طیف پیوستند و در یک هسته سازمانی که کمیته نامیده شد کوشیدند رهبری جبهه دوم خرداد را از محمد خاتمی – مهدی کروبی قبضه کنند و گهگاه با تهدید به پیاده کردن خاتمی از قطار اصلاحات و یا انغزال کروبی از ریاست مجلس به سخنگوی پارلمان هدایت عملی جبهۀ دوم خرداد را خود برعهده گیرند.
رفتارشناسی رادیکالیسم دوم خرداد
[یکم] اقتدارگرایی، اقتدارگرایی، و خودرایی (توتالیتاریانسیم) در طیف افراطی جبهه دوم خرداد این طیف به رفتاری ضد دموکراتیک در برابر جناح منتقد و حتی در برابر برخی احزاب جبهه دوم خرداد وا میداشت. رفتار اقتداگرایانه سازمان مجاهدین و حزب مشارکت بارها واکنش اعتراضآمیز جبهۀ دوم خرداد را برانگیخت. احزاب همبستگی و مردمسالاری، بخشی از حزب کارگزاران (افراد نزدیک به هاشمیرفسنجانی) و بخشی از مجمع روحانیون مبارز بارها این واکنشها را بروز دادند. حزب مردمسالاری، حزب مشارکت را پدرسالار مینامید و دبیرکل حزب همبستگی – اصغرزاده – از جدیترین منتقدان توتالیتارنیسم رادیکال بود.
پنج روزنامۀ دوم خردادی دو سال پیش طی بیانیهای ائتلاف رسانههای ضد توتالیتاریانیسم رادیکالها را نوید دادند.
رفتار اقتدارگرایانه بهزاد نبوی در اجتماع کوچک متحصنان بهمنماه در مجلس به خوبی یدر ادداشتهای احمد شیرزاد انعکاس یافت و در روزنامه یاس نو منتشر شد.
[دوم] محورگریزی؛ تمرکزگریزی، محورگریزی (آنارشیسم) به رغم رفتار اقتدارمنشانه رادیکالها، در اردوگاه آنان نسبت به اجزای حاکمیت بسیار مشهود اسن. نفی اقتدار قانونی (اوتورتیه) به صورت ولایتگریزی در رفتار پنهان و آشکار تندروها و حتی در گفتار آنها باور مشاهده شده است. نفی اقتدار قانونی رریسجمهور، رییس مجلس، شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نیز بارها در رفتارها آنها مشاهده گردید ه است. آن جا که بین دستورهای صریح رییسجمهور و رییس مجلس به افراطیون و اهداف باندی آنها اهداف مشترکی دیده نمیشد این دستورها در اردوگاه رادیکالها نافذ نبود. واکنش خاتمی و کروبی به این رفتار آنارشیستی از ابتدای تشکیل جبهۀ دوم خرداد تاکنون افزایش یافته است؛ خاتمی سال گذشته در نیشابور تأکید کرد که "مملکت یک دولت دارد". "کروبی نیز بارها اعلام کرده است که پرچمدار واقعی اصلاحات [درمجلس] است" این گزارهها شفاهی اعتراضی به آنارشیسم رادیکالیستی در دوم خرداد بود.
[سوم] مردمفریبی؛ رادیکالها آن جا که منافع ملی و مطالبات مردم را با افق دید خود منطبق نمیدنیدند و به سادگی علیه منافع ملی و مطالبات جامعه قیام میکردند. به رغم شعراهای دموکراتیک و مردمسالارانه، مردمفریبی (دماگوژیسم) در رفتار رادیکال مشهود است. تلاش برای افزایش قیمتها و حتی افزودن بر قیمتهای پیشنهادی دولت به مجلس مخالف خواست مردم بود که بارها در مجلس ششم از سوی رادیکالها بروز یافت.
[چهارم] دینپیرایی؛ رادیکالها دایرۀ اصلاحات مورد نظر خود را تا اصلاح و براندازی آموزههای دینی (رفورسیسم) توسعه دادند. حمایت مهاجرانی از دینگریزی و عرفیسازی (سکولاریسم) در عرصۀ فرهنگ، سخنان صریح آغاجری و حمایت جدی سازمان مجاهدین و حزب مشارکت از اظهارات ضد دینی وی، از گزارههایی است که تلاش برای دینپیرایی و عرفیسازی دین را در اردوگاه رادیکالها حکایت میکند.
[پنجم] تنگنظری؛ محدودیت افق دید سیاسی – اجتماعی (دگماتیسم) از دیگر جلوههای رفترای رادیکالهاست. این تنگنظری رفتاری موجب شد به رغم شعار شایستهسالاری حذف وسیع بدنۀ کارشناسی دستگاهها پس از دوم خرداد به بهانه "عدم درک پیام دوم خرداد" صورت گرفتو مناصب وسیع کارشناسی در دایرۀ تنگ باند بیتجربه و جوان رادیکالها توزیع شود. دگماتیسم حتی به حذف حسین منظفر – اصولگرای دوم خردادی – از دولت انجامید و جای او را حاجی (مسئول دفتر پیشین بهزاد نبوی) گرفت.
[ششم] ناکارآمدی؛ عدم کفایت اجرایی، مدیریتی و کارشناسی رادیکالها هماکنون نه تنها دستگاههای سیاسی (مانند وزارت کشکور و وزارت امور خارجه) را با تهدیدهایی جدی مواجه ساخته است بلکه، در آموزش و پرورش، راه و ترابری، سازمان مدیریت و برنامهریزی، آموزش عالی و... توانمندیهای سابق را کاهش داد.
هفتم] قانونگریزی، رانتخواهی، باندبازی و فامیلسالاری، سیاستزدگی حوزههای کارشناسی و... از دیگر وجوه رفتار رادیکالهاست که برای توصیف آنها نیازی به فهرست کردن گزارههای تبیینی نمیبینیم.
حرکت رادیکالیسم به سوی حاشیه
[یکم] فولکس واگن در سراشیبی؛ زمانی سعید حجاریان، سازمان مجاهدین را یک فولکس واگن توصیف کرد که تنها چند نفر سرنشین در آن جای گرفتهاند. چندی پیش یکی از نویسندگان روزنامه سیاست روز نوشت: "روی این فولکس واگن بوق کامیون نصب شده است و بلوفهای سیاسی متعدد از آن شنیده میشود" این تشبیه را میتوان در دو خط سازمانی و توصیف گسترش داد. رادیکالیسم دوم خردادی فولکس واگنی است که غیر از سازمان مجاهدین دوستان امنیتی، اعضای حزب مشارکت و... را نیز در خود جای داده است. این فولکس واگن با وجودی که بلوفهای سیاسی مهیبی مثل بوق کامیون را از خود بروز میدهد به سرعت به سوی سراشیبی سقوط در عرصۀ سیاسی حرکت می کند.
[دوم] از متن تا حاشیۀ؛ رادیکالیسم و... کنترل خردادی با خردورزی خاتمی، کروبی و... کنترل نشد و با گریز از قانون کوشید به راه خود ادامه دهد و در حالی که در متن جبهۀ دوم خرداد نیز با اعمال استبداد حزبی و رفتار غیردموکراتیک میپرداخت در جستجوی فتح سنگر به سنگر تمامی مناصب قدرت بود اما به همان سرعت که سنگرهارا فتح کرده بود با از دست دادن این سنگرها مواجه شد. از این رو با مقاومت در برابر رای مردم در انتخابات اخیر کوشید حرکت دموکراتیک سابق خود را با سیکل معیوب تکرار کند تا در متن قدرت بماند اما به بیرون از دایره قدرت رانده شد.
با خروج حزب مشارکت و سازمان مجاهدین از خانۀ ملت و آگاهی خاتمی از خطاهای متعدد رادیکالها، گرچه جای آنها در دولت فعلاً حفظ خواهد شد اما مجال تکاپوی آنها بسیار کمتر از زمانی خواهد بود که مجلس ششم تشکیل نشده بود.