* آقای برودر درباره عکسالعملهای شما به اظهارات آقای احمدینژاد رییسجمهوری ایران بسیار نوشته و حدس زده شده است، در این باره واقعاً چه گفتهاید؟
** من آن چیز را گفتهام که در نوشتههایم آمده است، هر کس میتواند به آنها مراجعه کند تا متوجه شود که من واقعاً چه گفتهام، موضوع از این قرار است که درباره آن چه که گفته شده است آشکارا بحث میشود، لذا احساس من از این بابت همان احساس رییسجمهوری شما است. انسان هر قدر هم واضح صحبت کند باز افرادی پیدا خواهند شد که از آن گفته داستانها درست کرده و داستانها را تفسیر و تعبیر کنند.
* آیا کسانی هستند که در این خصوص با شما هم عقیده باشند؟
** من فکر میکنم چنانچه کسی بخواهد دیدگاه مرا به عنوان پایهای برای یک بحث جدی در این ارتباط مورد توجه قرار دهد، باید نخست آن را توسط چند نکته دیگر تکمیل کند و همچنین اگر کسی بخواهد در این باره فکر کند که آیا بهتر نمیبود دولت یهود در اروپا تشکیل میشد در آن صورت میتوان این تفکر را وارد بحث کرد که آیا امکان تشکیل یک دولت فلسطینی در مکان دیگری وجود ندارد لذا به عقیده من باید با طرفین ذینفع در این قضیه گفتوگو کرد.
* اگر شما فکر میکنید که تشکیل دولت یهود در آلمان فیالواقع جبران خسارت و لطماتی بود که نازیها به یهودیان وارد کرده بودند، پس چرا آن همه انتقاد به پیشنهاد آقای احمدینژاد میشود؟
** من از اظهارات آقای احمدینژاد انتقاد نکردند، اما اگر منظور شما سیاستمداران اروپایی است در این صورت باید شما این سوال را از آنان بپرسید، به نظر من رییس جمهور شما پیشنهادی کرده است که ناقص است او میبایست آن را تکمیل میکرد. انسان میتواند یک پیشنهاد را وارد بحث کند، اما نخست باید فکر کند که هدف او از این کار چیست، آیا هدف این است که پیشنهاد مطرح شده آغاز بحثی شود و یا مراد دستیابی به یک چیز و یا یک هدف از طریق مطرح کردن آن پیشنهاد است.
من فکر میکنم که هدف رییس جمهور شما گشودن باب بوده است بدون آن که از آن طریق در عمل و یا به لحاظ سیاسی به چیزی دست یابد زیرا هیچ کس در اروپا آمادگی این را ندارد، تاریخ را به شصت سال قبل برگرداند و بدین ترتیب یک مهاجرت قومی را موجب شود. چنانچه در این باره بحث شود که باید و یا میتوان اسراییل را به محل دیگری انتقال داد در آن صورت باید راجع به این موضوع نیز بحث شود که آیا نباید و یا نمیتوان دولت فلسطینی را در محل دیگر تشکیل داد.
* مساله در نهایت بر سر مناقشه بین اسراییل و فلسطین است، به نظر شما چرا این مناقشه پس از شصت سال هنوز حل نشده است؟
** به نظر من دو دلیل در این جا عمده هستند. علت اول این است که جهان عرب و جهان اسلام تا به امروز موجودیت اسراییل را به رسمیت نشناختهاند و شناسایی اسراییل را همواره به تعویق انداختهاند. علت دوم این است که اروپا هیچ گاه از خود اراده جدی برای حل این مناقشه نشان نداده است، تنها چیزی که آنها در این خصوص کردهاند و در همین اواخر نیز توسط وزیر خارجه اسبق آلمان آقای فیشر تنها حرکت سمبلیک و سفرهای تشریفاتی و دیپلماتیک بوده است.
این در حالی است که مناقشات بسیار مهمتر و بزرگتر همانند جنگ هند و پاکستان و یا جنگهای هند و چین مدتها قبل حل شدهاند. مناقشه اعراب و اسراییل آثار و بقایای جنگ جهانی دوم است هر قدر که یک مناقشه طولانیتر شود به همان اندازه نیز وحشتناکتر و خشنتر میشود و به همان اندازه نیز شانس برای حل آن کمتر میشود.
* آقای برودر شما در یک مقاله نوشتهاید که حل مناقشه میان فلسطینیان و اسراییلیان در یک نقطه شکست میخورد و آن حق بازگشت آوارگان فلسطینی است چرا شما به این مساله اولویت دادهاید؟
** من به این موضوع اولویت ندادهام بلکه آن یک موضوع غیرقابل مذاکره از نظر فلسطینیان است؛ از سوی دیگر اسراییل هرگز با اسکان دادن چهار میلیون فلسطینی آواره در خاک خود موافقت نخواهد کرد؛ پنجاه الی شصت سال پیش تنها هشتصد هزار تا یک میلیون فلسطینی از خاک خود بیرون رانده شده بودند و حال طی این مدت تعداد آنها به چهار برابر افزایش یافته است؛ چنانچه اسراییل چهار میلیون فلسطینی آواره را در خاک خود جای دهد باید خود بلافاصله پایان موجودیت خویش را اعلام کند.
با توجه به این که گفته شد باید ایده رییس جمهور کشور شما مورد توجه جدی قرار گیرد و آن را دنبال کرد تا برای هردو ملت فلسطین و اسراییل یک امکان تشکیل دو دولت جدا از هم فراهم شود. من گفته بودم که برایاسراییلیها تشکیل دولت در منطقهای از آلمان ایدهآل بود، اما باید دید که چه مکانی برای فلسطینیان وجود دارد، به نظر من در منطقه اسکاندیناوی محلهای خالی از سکنه بزرگ وجود دارد.
در اسکاندیناوی همچنین جماعتهای بزرگ فلسطینی وجود دارد و چنان چه این برای فلسطینیان راهحلی باشد در آن صورت میتوان برای سرزمین مقدس فکر دیگری کرد برای مثال در آن یک سرزمین انجیلی درست کرد اگر طرفین نتوانند در زمینه تشکیل دولتهای مستقل به توافقی دست یابند یعنی ندانند که با این سرزمین چکار کنند در آن صورت باید در پی گزینههای دیگری رفت.
* آقای برودر اجازه دهید به عنوان آخرین سوال از شما راجع به عملی شدن دیدگاههایتان سوال کنم آیا آنها قابل اجرا هستند؟
** همه چیز عملی است، نگاه کنید تا سال 1948 ایده تشکیل یک دولت یهود غیرعقلانی به نظر میرسید تا سال 1979 نیز هیچ کس نمیتوانست فکر کند که یک انقلاب اسلامی در ایران اتفاق خواهد افتاد اما ما در آن سال شاهد بازگشت آیتالله خمینی از تبعید ایران بودیم پس بنابراین همه چیز در زمانی عملی است. سوالی که مطرح است این است که چه چیزی تحت چه شرایطی عملی است؟
مناقشه اسراییلیها و فلسطینیان از طریق مذاکره حل شدنی نیست؛ این مناقشه از طریق جنگ نیز حل نمیشود، لذا باید درباره راههای دیگر فکر کرد. ایده من در واقع ادامه ایده آقای احمدینژاد است، یعنی ما در پی محل جدیدی برای تشکیل دولت یهود هستیم. به اعتقاد من این یگانه راهحل مناقشه فلسطینیان و اسراییلیها است، اما این که آیا چنین ایدهای عملی است یا خیر آن را زمان نشان خواهد داد.